سلام

امروز به طور اتفاقی از مطب یکی از آشنایان که 9 سال پیش فوت شدن بازدید کردم. مطب ایشون توی تمام این سال ها خالی بوده. من ایشون رو زیاد نمیشناسم و تازه دارم میشناسمشون. قفسه های بزرگ کتاب پر از کتاب های علمی و مذهبی بود.

عکس ایشون هنوز هم روی دیوار بود و بسته های شکلاتی که سال 87 خریده شده بود و تاریخ تولید و انقضاش سال 87 بود هنوزم داخل کشوی میز کارشون بود. انگار زمان توی همون سال 87 اونجا متوقف شده بود.

دیدن این صحنه ها واقعا برای من تامل برانگیز بود. پزشک متخصصی با اینهمه مطالعه و اینهمه دانشی که داشته  سال 87 چنان از روی زمین محو شده که انگار هیچوقت وجود نداشته. شاید باورتون نشه اما صدها جلد کتاب توی قفسه ی اتاقش بود تمام جلدهای تفسیر المیزان و کلی کتاب فلسفی و مذهبی و عقیدتی و علمی از کتاب های پزشکی گرفته تا گیاهشناسی و ... .

اول عکسشون رو روی دیوار دیدم یه دکتر دست کم 80 ساله که خیلی شیک و پیک کراوات زده بود و پشت میز کارش نشسته بود!  توی کشوی میز کارش یه دفترچه ی حدودا 100 برگ پیدا کردم که یکی از هم قطاراش توی سربازی بهش یادگاری داده بود! آموزش زبان کردی بود! دوستش دونه به دونه کلمات و اصطلاحات زبان کردی رو براش نوشته بود و بهش هدیه کرده بود .

دفترچه مربوط به سال 49 بود و این آقای دکتر ترک زبان بودن و خب مشخص بود که ایشون با این سن و سال هم دنبال یادگیری زبان کردی بودن که هنوزم اون دفترچه دم دستشون بود!

اسم ایشون رو توی اینترنت سرچ کردم و تنها چیزی که از ایشون توی اینترنت پیدا کردم آدرس مطبشون بود! دکتر فلانی متخصص فلان آدرس فلان! فقط همین!

پیرمرد فرتوت و عالمی که هیچ چیز جز عملش رو با خودش به اون دنیا نبرد. نه علمش باهاش رفت و نه مال و نه نامش. هیچی . تنها چیزی که با خودش به اون دنیا برده عملش بوده.

خیلی مراقب اعمالمون باشیم.. منی که الان دارم برای شماها مینویسم اصلا مشخص نیست که یک لحظه بعد زنده باشم یا مرده! خیلی مراقب باشیم که چه ها از دهانمون بیرون میاد و چه سرنوشت هایی رو با قلم هامون و با زبانمون و با دستانمون تغییر میدیم! اون دنیا نه از مالمون سوال میشه و نه از دانشمون. تنها سوالی که از ما میپرسن اینه که عملمون چی بوده! اگر دانشی به دست آورده باشیم با اون دانش چه اعمالی از ما سر زده و آیا تاثیری روی رفتارمون داشته یا نه!

ثروت اون آقای دکتر تمام و کمال به فرزندانش رسیده! چی با خودش برده؟ هیچی ... تنها چیزی که با خودش برده اعمالی بوده که توی این دنیا انجام داده و تمام ...

زندگی ماها هم یه روزی همین جوری ساکت و بی سرو صدا تموم میشه ... شاید بچه ها و نوه هامونم گاه گاه ازمون یادی بکنن اما بعدش بطور کامل تموم میشیم. دنیا همین قدر کوتاهه. توی اون مطب با گذشت 9 سال خاطرات کسی که نمیشناختمش چنان برام زنده بود که انگار همین دیروز توی این دنیا زندگی کرده و مطبش پر از بیمارای جورواجور بوده! انگار همه چیز در حرکت بود و توی یک لحظه متوقف شده بود!

خیلی مراقب اعمالمون باشیم. اعمالمون تنها چیزیه که برامون باقی می مونه. قبل از هر حرفی و قبل از هر نوشته ای خیلی بهش فکر کنیم . مبادا حرف ما یا نوشته ی ما اون دنیا طوق گردنمون بشه! حتی نوشته ها از حرف ها هم مهم ترن چون دیرتر پاک میشن.. خیلی مراقب باشیم..


موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی مطالب کاربران