سلام

چند وقت پیش یک پست با عنوان ( پسری تقاضای ازدواج کرده احساس میکنم تصمیم اش جدی نیست ) درج شد .من نویسنده همون پست هستم . راستش چون اون اقا خواهرشون با مادرم تماس گرفتند و به چند تا از استادهای دانشگاه هم گفته بودند مادرم قبول کردند که من فقط دو روز با این اقا از طریق تلگرام در مورد نوع عقاید صحبت کنم و بعدش ارتباطم رو قطع کنم.

ما تفاهم خوبی رو با هم داشتیم و قرار شد ایشون بعد از گرفتن پرونده وکالتشون یعنی دو سال دیگه به خواستگاری بیان . این آقا حاضر هستند که الان هم به خواستگاری بیان اما من نمی تونم این قضییه رو به پدرم بگم چون به خاطر خواهر بزرگترم الان میگن نه و من هم الان شرایط قبول خواستگار رو ندارم .

اما نکته اینجاست که ایشون به من گفتند که چهره ی شما مدام یادم میره و نمیدونم مصلحتی هست یا نه اگه میشه یه عکس از خودتون به من بدید تا روزهای تعطیل یادم نره و هم چنین گفتن قبل از اینکه دو سال صبر کنیم یک بار بیرون از دانشگاه با هم قرار ملاقات بگذاریم .

من هم گفتم اگر بخوام چنین کاری کنم حتما با حضور مادرم باید باشه بعد ایشون گفتن یعنی هر سه تا روی یک میز یا ایشون یکم دورتر ؟! من به این آقا شک کردم و همون جا ارتباطم رو قطع کردم و گفتم بقیه ی صحبت ها باشه برای دو سال دیگه ایشون هم گفتند باشه من صبر میکنم من هم قبول کردم که صبر کنم. بعدش مادرم از من خواستند که ایشون رو بلاک کنم.

حالا سوال من اینه که این اقا قصدش چیه ؟ آیا میشه به این آقا اعتماد کرد با توجه به اینکه فاصله ی شهر های ما دوره و من 19 سالم هست و ایشون 20 سال ؟ به نظرتون آیا این آقا به من علاقه داره؟ و اگر دوباره خواستن با من ارتباط برقرار کنند چی کار کنم ؟ به نظر شما آیا کار من و مادرم درست بوده؟


برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
موضوعات مرتبط - با کلیک روی کادر یا کادرهای زیر مطالب بیشتری را در این مورد خواهید دید :
رفتارشناسی پسران برای ازدواج