سلام و ادب
به واژگانی چون « یقینا، قطعا، حتما، همیشه، بدون شک، اصلا، ابدا، هیچ وقت، همگی ، هیچکدام، صد در صد، غیرممکن و ... » واژگان یقینی گفته میشه. به این معنا که گوینده چنین کلماتی به درستی گفته خویش یقین کامل داره و احتمال خطا رو در ادعای خودش نمیده. 
بعنوان مثال هر سه جمله زیر از نوع جملات یقینی هستند:
بدون شک پس فردا باران خواهد بارید. 
قطعا این مسیری که در آن قدم گذاشتی به فلان مقصد منجر خواهد شد. 
هیچکدام از این روش ها اصلا صحیح نیستند
اما در مقابل این کلمات، کلماتی داریم نظیر:  «شاید، احتمالا، تا جایی که ما فهمیدیم، بنا بر نظم موجود، فعلا، ممکنه، بطور معمول، گاهی اوقات، ظاهرا، شواهد تاکنون اینگونه نشان داده و ... » که قطعیت و جزمیت واژگان یقینی رو ندارند. گوینده چنین کلماتی درصدی رو بعنوان امکان اشتباه در رأی خود قائل هست. درحالیکه واژگان یقینی از این جهت که جزمی هستند، هیچ روزنه ای رو جهت بازگشت از مسیر اشتباه احتمالی باقی نمیگذارد.
پیچیدگی های دنیای امروز ریسک یقین رو بسیار بالا برده بهمین دلیل هست که امروزه حتی دانشمندان نیز در ارائه ادعاهای یقینی فوق العاده محافظه کار شدند. در دوران معاصر، حتی در مورد علوم تجربی همچون فیزیک که در آن ابزارهای سنجش بسیار دقیق حکمفرماست هم ما چیزی بنام یافته های یقینی نداریم. هر چه هست نظریه هست و بس. در علم امروز، دانشمندان بجای اینکه بگویند فلان گزاره یک قانون علمیست میگویند فلان گزاره یک نظریه ای هست که فعلا تمامی آزمایشات انجام شده، درستی اون رو اثبات کردند اما ممکن هم هست در آینده آزمایشی انجام بشه که نادرستی این نظریه مشخص بشه. 
نه تنها در مسائل علمی، بلکه در مباحث دینی و معرفت شناختی و فقه هم ریسک یقین بسیار بالاست. و اتفاقا در این حوزه ها خطر توهم یقین بسیار بیشتر از علوم تجربیست. چرا که در حوزه های معارف انسانی و دینی و فقهی، از آن ابزارهای سنجش نسبتا دقیق علوم تجربی خبری نیست. 
شخصی که نسبت به عقاید معرفت شناسانه خویش تصور  یقینی پیدا کرده از اونجایی که دیگه احتمال خطا رو در عقاید خود نمیده در برابر هر نوع نظر انتقادی و  اصلاح گرایانه ای در لاک دفاعی فرو میره . بهمین دلیل هست که گفته میشه یقین خطر بروز جزم و جمود و تعصب رو بالا میبره. بیراه نیست اگر بگوییم یقین دست و پای تفکر نقادانه رو میبنده و سقفی هست در برابر کنجکاوی های عالمانه. 
 ممکنه این سوال مطرح بشه پس تکلیف اون یقینی که در قرآن به اونها توصیه شد چه میشه. 
اولا دایره شمولات اون مرتبه از یقین بسیار بسیار محدود هست یعنی تنها در مورد مسائلی نظیر اصل وجود خدا و و اصل وجود معاد و اصل وجود عالم غیب هست، نه در مورد انبوهی از مسائل فرعی دینی. ثانیا این مرتبه از یقین حاصل نمیشه بجز طی طریق ها و سیر سلوک های عارفانه. 
لذا گسترش دادن دامنه یقین به سایر حوزه ها، خطای پرهزینه ای هست. این شبه یقینی که در مباحثات و مجادلات دینی و غیر دینی دیده میشه نه یقین، بلکه توهمی از یقین هست.
توهم یقین علاوه بر اینکه سد محکمیست در مقابل نوسازی و نواندیشی دینی و علمی، موجب شکل گیری نوعی از «دیگر ستیزی» هم میشه. توضیح اینکه شخصی که به داشته های علمی و معرفتی خودش یقین کامل داره لاجرم رأی قطعی به غلط بودن تمامی نظرات غیرهمفکر میده و این خود آغازیست بر مسیر پرهزینه دیگرستیزی. 
بنده به امید خدا درآینده و در یک پست مجزا به تفصیل به خطرات توهم یقین خواهم پرداخت. 
+ + +
اما توضیحی رو هم در مورد دلیل انتخاب عنوان  «یقین دنیای قدیم و تردید دنیای جدید» بدم. 
در دنیای گذشتگان یقین امر بسیار مأنوسی بوده. گذشتگان یقین رو بسیار در دسترس میپنداشتند. لذا دانشمندان یافته های خود رو همگی یقینی میپنداشتند. عقاید علمای دینی هم همچنین بوده. 
گذشتگان شک و تردید رو امر مذمومی میپنداشتند تا آنجا که  «فخر رازی» رو به جهت شک و تردیدهایی که در یافته های فلسفی میکرد با عنوان تخفیف آمیز  «امام المتشککین» مینامیدند. 
اما امروزه و با توجه به آشکار شدن پیچیدگی های شگفت انگیز علم و معرفت دنیای معاصر ، امکان بروز یقین و عقاید قطعی بسیار نامحتمل شده. لذا برخلاف گذشته، در مفاهیم علم معاصر، شک و تردید از یک مفهوم ناپسند به یک ارزش بدل شده تا جایی که یکی از اصلی ترین محرک ها برای پیشرفت علم همین تشکیک و تردید در یافته های علمی گذشتگان هست. همین شک و تردیدهاست که بستر رو فراهم میکنه برای بروز نوسازی ها و بازاندیشی های علمی و معرفت شناسانه.
از نقدهای شما استقبال میکنم
 «مو فرفری»

موضوعات مرتبط :
مطالب کاربران