سلام
من دختری ۲۳ ساله ام ، تازه لیسانس گرفتم رشته ام رو دوست نداشتم و نشد انصراف بدم . تو زندگیم مشکلات خاص خودمو داشتم بعلاوه بلند پروازم هستم ، تصمیم دارم تغییر رشته بدم بعدش کار کنم و ... این تغییر رشته ی من هم به دلیل علاقه ام هستش هم بخاطر مشکلاتم که بتونم زندگیم رو درست کنم و هم اینکه میخوام به جاهای خوبی برسم  دوست دارم شهر دیگه ای برم درس بخونم .

دوران دانشجویی همیشه یه جور حس دلتنگی و تنهایی شدید داشتم و خواهری هم ندارم با فامیلامون رفت و آمد نداریم در واقع همیشه تنها بودم و اینکه پیشنهاد دوستی هم داشتم که این حس تنهایی منو شدید تر کرده بود و اینکه ببینم همکلاسیام یکی یکی دارن ازدواج میکنن منم دلم میخواست اون موقع ها تو در و همسایه چن نفری واست اینکه خواستگاری بیان پیشنهاد شده بودن که بیان منو ببینن و چون منم هدفم یه چیز دیگه بود میخواستم تغییر رشته بدم و نمیخواستم وارد مسئولیت بشم در واقع بدم نمیومد ازدواج کنم ولی هدفم فرق میکرد بعلاوه مشکلاتم هم بود .

الان چند وقتی هست که یکی از خانما که منو جایی دیدن میخوان بیان منو ببینن و بعدا هم با آقا پسرشون تشریف بیارن .

من الان همون آدم بلند پرواز با مشکلاتی که دارم با تصمیم هام واسه زندگیم و تغییر رشته و اینکه میخوام شهر دیگه ای درس بخونم و بعضی اوقات هم حس تنهایی و اینکه همکلاسیامم که ازدواج کردن منم بیشتر نسبت به ازدواج  متمایل شدم ولی از بچگی هیچ وقت جدی به ازدواج فکر نکردم . الان موندم در واقع هم دلم میخواد ازدواج کنم هم ازدواج نکنم
میگم اگه ازدواج کنم برنامه هام میمونن میرم زیر بار مسئولیت دیگه نمیتونم به خواسته هام برسم به اون آرزوهام برنامه هام بلند پروازیام میخوام مشکلات زندگیمو حل کنم  اینکه نمیتونم به کسی فکر کنم دغدغه ی ازدواج ندارم ولی از طرفیم خیلی احساس تنهایی میکنم از طرفی دوستامم دارن ازدواج میکنن ولی هدفام چی میشن ؟

یه روز دوست دارم ازدواج کنم یه روز نه ، بعضی اوقات به خودم میگم برای فرار از تنهایی ازدواج کنم شکست میخورم بعدا هم حسرت آرزوهامم میخورم . تصمیمم واسه ازدواج جدی نیست دو دلم ولی هنوز گفتم بیاین که ببینیم چی میشه ؟

بنظرتون چیکار کنم؟ ازدواج کنم یا نه؟


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها