سلام

من دختری بین رده ی سنی ١۵ تا ٢۰ سال هستم . حدود دو سال پیش یه با یه پسر از اشناهامون که یکی دو بار دیده بودمش و هفت سال از من بزرگتر بود از طریق مجازی دوست شدیم .

تا حالا با کسی دوست نشده بودم و از کسی خوشم نیومده بود ولی نمیدونم چی شد که اونو دیدم نتونستم از فکرم بیرونش کنم . اون پسر اول گفت که از من خوشش میاد و منو خیلی تحویل میگرفت ولی بعدش گفت که نه نمیتونم چون میترسم نتونم خوشحالت کنم چون قبلا شکست عشقی خورده بود و با دخترهای زیادی بود , حتی خودش میگفت من ادم خوبی نیستم و گناهکارم ...

ولی من به خیال خام خودم گفتم همین که اونم از من خوشش میاد کافیه من بهش کمک میکنم روحیه شو به دست بیاره من صبر میکنم ولی نمیدونستم منو دوست نداره و فقط میخواد با من عشق قبلیشو فراموش کنه. خلاصه با هم دوست شدیم ولی تو کمتر از یه ماه به دلیل بدبینی هاش و بی عصاب بودناش و اینکه اکثر حرفای منو بد برداشت میکرد و حرص بقیه رو سر من خالی میکرد, میگفت دخترا گربه صفتن و با من دعوا میکرد روحیه ام به معنای واقعی تخریب شد و شدم یه دختر غمگین اصلا جا میخوردم از حرفاش .

اون هیچ وقت به خاطر هر کدوم از حرفاش که به شدت دلمو میشکست معذرت خواهی نکرد و منم با اینکه دوستش داشتم ولی نمیتونستم با کسی که هنوز تو گذشتشه دوست باشم باهاش بهم زدم و پا روی دلم گذاشتم.

ما ارتباطمون به طور کامل قطع نشد و در طول سال گاهی اوقات حرف میزدیم و ایشون بعد از یکسال اومدن معذرت خواهی من بهش گفتم که بخشیدم ولی نمیتونم کاراشو فراموش کنم ولی اون میخواست برگرده و میگفت تو خیلی خوبی منم با اینکه بهش حس داشتم و هنوزم تو فکرش بودم میترسیدم برگردم,نمیخواستم برگردم ...

چند ماه بعد من با آقای دیگه ای تازه آشنا شده بودم و فکر میکردم دارم به یه زندگی شاد برمیگردم ولی دوباره پسره اومد سمتم و منم بهش بی محلی کردم و پسش زدم.. ولی دیر شده بود و خودشو باز تو دلم زنده کرد .

من ذهنم بهم ریخت و ارتباطمو با پسری که تازه باهاش آشنا شده بودم تموم کردم تا همه چیز بدتر نشه ( بماند این اقا هم میگفت میخوام بیام خواستگاری ولی بعدش هی بهونه های مختلف میاورد ) و من میدونم که از اول خیلی اشتباه کردم و توبه کردم کردم که هیچوقت با کسی دوست نشم و خیلی پشیمونم .

ولی اون پسره که میخواست دوباره برگرده میگه که تو به من خیانت کردی و منو ول کردی ، میگه هیچ وقت نمیبخشمت .

این اواخر یکبار میگفت عاشقتم یکبار میگفت دیگه برام مهم نیستی, یکبار میگفت تو خبر نداری چه روزایی پیش روی ماست یکبار میگفت همه چیز تموم شده .

من سوالم اینه وقتی اون از اولش با من نبود و ما خیلی وقت پیش بینمون خراب شد آیا ارتباطتم با این پسره ی دیگه بهش خیانت بود؟ چرا منو نمیبخشه با اینکه اون بود در حق من خیلی بدی کرد ؟ من اولش دلم صاف بود ولی با کارای اون منم شروع کردم به لجبازی و حماقت . حالا من عذاب وجدان دارم و فکر میکنم اگه میذاشتم برگرده اینطور نمیشد .


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان