سلام دوستان
من حدودا 18،19 سالمه ، خواستم از مشکلم بگم بهتون .
من یه سه چهار سالی هست که خیلی خیلی ارادم ضعیف شده و تنبل شدم .قبل تر ها که بچه تر بودم بسیار با اراده بودم . راحت روی خواسته های دلم پا میذاشتم .هر هدفی داشتم مردونه میجنگیدم براش.
مثلا یادمه سوم راهنمایی آزمون تیز هوشان بود ،تمام همکلاسی ها تو فاز درس نبودن ،من اون موقع 12،13 سالم بود یادمه روزانه ده ساعت درس میخوندم از تفریحاتم میزدم که قبول شم خیلی ارادم قوی بود، اما الان یه طوری شدم ، راستش کارهام رو میندازم دقیقه نود، یه حموم رفتن واسه من چهار روز طول میکشه چون هی امروز فردا میکنم. یه اتاق میخوام جارو کنم تا سه روز تنبلی میکنم . نمیخوام از تفریحاتم بزنم و همش بی ارادم.
قبلنا با اینکه سنم کم بود روی اهدافم پا فشاری میکردم تا برسم بهشون ولی الان نه. حالا قسمت عجیب اینجاست که من مثلا تو این سه روز که میخوام اتاق تمیز کنم هی تنبلی میکنم در حدی حرص میخورم که چرا تنبلی میکنم!!بعد جالبه دست از تنبلی برنمیدارم مثلا از شدت اعصاب ،سرم ، دستم و قلبم درد میگیره ولی از جام بلند نمیشم کارهامو بکنم . با همون حالت ناراحتی جسمی و عصبی راضیم تفریح کنم ولی نرم سراغ کارام!!!!
چون میرم کاری رو انجام بدم و از تفریحم بزنم بازم حالم بد میشه که چرا مثلا مجبورم کار کنم و اینا خلاصه !!! اصلا نمیدونم چرا اینطوری شدم .قبلا بسیار بااراده بودم به حدی که بین همنوعانم به مرتبی و منظمی و پشتکار معروف بودم اما الان نه.
یه چی دیگه هم هست این که من اگه هر چی کامل نباشه بیخود حرص میخورم مثلا باید گفتم فلان روز برم جایی برم اگه نرم نمیشه .یا مثلا اگه فلان چیزو میخرم مارکش فلان نباشه حرص میخورم...
کمکم کنید چطور بتونم ارادمو قوی کنم مثلا راحت پا رو دلم بذارم ؟ و تنبلی رو بذارم کنار ( از تنبلی کردن و بی اراده بودن خودم حرص میخورم در حدی که ناراحتی جسمی میگیرم، از اون ور هم از دست از تفریح برداشتن و کار کردن حرص میخوووورم!!!!)
مثلا من اگه فردا امتحان داشته باشم و این امتحان با دو ساعت خوندن نمره کامل رو میگیرم .نمیام مثل ادم دو ساعت بخونم ،متاسفانه کتاب میگیرم دستم از صبح تا غروب یه خط میخونم، نیم ساعت ول میگردم تا اخر شب، نه تفریح درست میکنم و نه درس درست میخونم .
در حالی که اگه اون دو ساعت رو بشینم کامل بخونم هم وقت کمتری ازم میگیره بقیشم تفریح میکنم . ولی همش حین کار کردن و درس خوندن با خودم میگم چرا باید الان سر درس باشم یا کار کنم؟ بعد کار رو ول میکنم و عذاب نخوندشم میکشم، بعد میرم سراغ یه تفریحی .نه از اون تفریح درست لذت میبرم و نه درس میخونم!!! روزهام بیخودی اینطوری میگذرن مثلا میبینی به بهونه ی امتحان نمیرم بیرون از صبح تا شب خونم ولی لذت تفریح نمیذاره درس بخونم بلند میشم تو خونه خوش میگذرونم (در باطن استرس)
خلاصه اینکه وقتی یه هدفی دارم ،لذت ها نمیذارن به هدفم برسم ازون طرفم عذاب نرسیدن به هدف.لذتم رو کوفت میکنه ولی بازم حاضر نمیشم از لذتم بزنم  .
مثلا وقتی امتحان دارم یا باید ساعت 7 برم جایی تا دقیقه 90 گوشی دستمه ور میرم. یه حسی بهم میگم بلند شو اماده شو یا درس بخون و همش استرس دارما ولی از جام بلند نمیشم باهمون استرس مشغول گوشی بازی میشم"

موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان