سلام ..

من مشکلاتمو میگم .. تقاضای کمکم دارم .. دختر درون گراییم ، از اولم بودم اما این یکی دو سال به حرف نزدن زیادی تبدیل شده .. نمیدونم چرا انگار اصلا نمیخوام حرف بزنم ، میخوام همه کارامو تو سکوت کنم ..
خیلی موقع ها باهام اطرافیانم بحث می کنن ، ولی نمیخوام جوابشونو بدم ، انگار حوصله حرف زدن ندارم ، یعنی پیش اومده طرف به ناحق هر چی دلش می خواد بهم میگه ولی من انگار نمیشنوم هیچی به هیچی ..

اینم میدونم بحث الکی هم نشه خوبه .. ولی فکر کنم دیگه من اغراق دارم ... این مشکلم منجر شده تو خوابگاهمون ، و دانشگاه مشکلات خیلی زیادی پیش بیاد .. توی دانشگاه اصلا نمیتونم سوالمو بپرسم ، ... و کنفرانس برام شده یه معضل خیلی بزرگ .. (هر چند که محیط کلاسمون اصلا تعریف نداره )

و از اینکه انقد ضعیفم که واقعا از خودم بدم اومده... بقیه فکر میکنن از نجابتم یا سر سنگیمیه .. ولی این اصلا خوب نیست .. تو خوابگاهم نمیتونم از حقم دفاع کنم  ، .. راحت هر چی میشه بهم میگن .. و نمیتونم چیزی بگم .. کل خوابگاه یه طرف من یه طرف .. بخدا تا اون جایی که بتونمم مراعات بقیه رو می کنم ..

دلم از حرف های یه نفرشون خیلی میگیره .. دختره ی پر افاده .. کاملا مشخصه که اونجا اضافیم .. راحت جلوی من به تک تک بچه ها میگه بری دلمون برات تنگ میشه و فقط در مورد من هیچی نمیگه !! خب این یعنی چی بنظرتون ؟

کسی باهام خیلی حرف نمیزنه ، یا مثلا توی گروه تلگرام کسی نه جواب سلام رو میده نه سوالم رو  .. دانشگام تنهااام .. فقط خدا رو دارم تو رندگیم .. احساس میکنم هر کسی راحت میتونه نابودم کنه .. الانم که دارم مینیسم براتون چشمام کاسه ی خونه ... از این حالت خودم متنفرم ..

هر کی همه چی میگه مشکل نداره من یه کلمه میگم همه گارد میگیرن .. همه پشت همن . اما من تنهای تنها
یعنی میشه به مشکل اولم برگرده ( کم حرفی ) ؟؟


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان