سلام

یه مشکلی دارم که خیلی اذیتم میکنه و آرامش روح و جسمم رو ازم گرفته مدت زیادیه . من کلا آدم مضطربی هستم.

از اون سال که تو تهران یه زلزله ای اومد استرسی شدم. من اون موقع ۸ سالم بود. این استرسه اولا فقط از ترس زلزله و ...  بود.  ولی الان بیشتر ترس از مریضی و مرگه.  من پارسال  پدرم رو با بیماری بدی از دست دادم و ذره ذره آب شدنش رو به چشم دیدم. بعد از اون کلا استرسم خیلی بیشتر شده و چند وقته هر روز یه مشکل جسمی پیدا میکنم و الان هم چند روزه حالم خوب نیست، یه لحظه سر و صورتم درد میکنه بعد میشه حالت تهوع و گزگز و بعد چشام سوزش میگیره و... 

این باعث میشه شب ها اصلا نمیتونم بخوابم. استرس هم واقعا عذابم میده. هی گریه میکنم و از خدا میخوام حالم رو خوب کنه. کلا خانواده ما توش مریضی زیاد هست و همین چند ماه پیش برادرم یه بیماری خود ایمنی گرفت و اون هم  استرس منو بیشتر کرد. دلم برای مامانم میسوزه نمیخوام همش نگران ما باشه چون خودشم میگه خسته شدم هر روز یکی تون میاد از درداتون میگید، بنده خدا طاقت این چیزا رو نداره و حال من و برادرم هم هر روز به یه دلیلی بده.

حتی وقتی هم چیزیم نباشه نگرانم و با خودم میگم بالاخره یه روزی نوبت منم میشه و خدا هر نقشه ای برات کشیده باید اجرا بشه و نمیتونی همیشه سالم بمونی... برای اینکه این همه آدم مریضن و دلیلی نداره که فکر کنم من قراره همیشه سالم بمونم. دارم دیوونه میشم.

بقیه رو میبینم مثلا دوستام همه خوشحال و تفریح کنان و منم هر روز تو اینترنت علائم جسمیم رو سرچ میکنم و برای هر کدوم هزار جور درد و مرض وحشتناک هست. من فقط از خدا  میخوام یه زندگی معمولی و آروم داشته باشم با خانواده م ، ولی میگم خدا از این اتفاقا برای همه بالاخره قرار داده و غیر ممکنه من بتونم زیاد عمر کنم یا همیشه سالم و عادی باشم...

دوستان نظری دارید؟ حرفهای من اشتباهه؟ کسی حالت هایی که من دارم رو تجربه کرده تا حالا ؟ 


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان