سلام

چند تا چرای بزرگ تو ذهن منه و میخوام اینجا مطرحش کنم .مطمئن نیستم به جواب همشون برسم اما میپرسم.

بچگیام رو با عشق اینکه بزرگ میشم و مردی میاد سراغم که هم خودش عاشقم باشه هم منو عاشق خودش کنه سپری کردم. یه کم بزرگتر که شدم حدودا 14- 15 ساله فهمیدم عشق و عاشقی در کار نیست ... وقتی دوستم تازه نامزد کرده بود و ازش پرسیدم که چجوریه؟ این عاشق شدنا بهم رسیدنا تهش چیه؟ اونم رک و پوست کنده بهم گفت "سکس"!

منی که تا اون روز فکر میکردم مردی که عاشقت میشه و تموم تلاشش میشه این که بهت برسه بخاطر خودت دوستت داره، بخاطر شخصیتت، وقارت، اخلاقت و ... نمیدونستم مسئله سکس انقدر برای مرد با اهمیت باشه. اصلا درک نمیکردم این قضیه رو. پس همه عشق ها بخاطر همین این کلمه است؟ س.ک.س؟!

از اون روز به بعد دیدم عوض شد نسبت به ازدواج. یه حس تنفر و دلزدگی پیدا شده بود توی دلم از زن بودنم... از مردها... از ازدواج ... اصلا از فلسفه مرد بودن و زن بودن. از اینکه منی که زن آفریده شدم ظلم بزرگی در حقم شده لابد! این تفکرات وارد ذهنم شد کم کم ولی بازم ته دلم امیدوار بودم به اینکه شاید همه مردها مثل هم نباشن، شاید مردی هم باشه منو بخاطر خودم بخواد، بخاطر زن بودنم... بخاطر حس زنانگیم... بخاطر خود خودم... نه بخاطر صرف مونث بودنم... نه بخاطر رابطه جنسی.

ولی وقتی دیدم تو کوچه و خیابون همه مردها تو رو به عنوان وسیله لذت جنسیشون می بینن، وقتی دلت یه مردی میخواد که با تمام وجود دوستت داشته باشه، عاشقت باشه... نمیخواد برات بمیره ها نهههه فقط عاشقت باشه، نیست،عوضش مردی میاد سراغت که ...

وقتی تو اداره و شرکت فلان واسه راه افتادن کارت بهت پیشنهاد رابطه جنسی میدن ، وقتی اولین مردی که ابراز دوست داشتن میکنی بهش بهت میگه اگه منو میخوای باید باهام سکس کنی! وقتی خواستگارت مهمترین موضوع براش میشه اینکه"من میخوام روزی 4-5 بار با هم رابطه داشته باشیم... من زن گرم میخوام! " حالمممممممممم از همه مردها بهم میخوره.

حالم از تموم علاقه هایی که تهش به سکس ختم میشه بهم میخوره.حالم از تموم علاقه هایی که آغازش میشه سکس بهم میخوره. حالم از دختر بودنم بهم میخوره. حالم از محبت و عاطفه ای که قراره به پای سکس ریخته بشه بهم میخوره.

فمینیست نیستم ها ادای فمینیستها رو هم در نمیارم ولی با این بُعد از وجود مردها مشکل اساسی دارم نمیتونم هضم کنم ازدواجی که خدا و پیامبر ما این همه بهش سفارش کردن فقط بخاطر رابطه جنسی باشه که این نیست ... درستش اینه که رابطه جنسی یکی از اهداف ازدواج و لذت حلالیه که خدا تو وجود همه آدم ها گذاشته و تنها راه مشروع واسه ارضاش ازدواجه ولی چیزی که من دیدم و درک کردم اینه که ازدواج میکنی که به سکس برسی. عاشق میشی که به سکس برسی.

یعنی مردهای دور و برم بهم اینو فهموندن. آخه کجا خدا و پیامبر و اسلام گفته زنتونو مجبور به انجام سکس م کنید؟ کاری که خیلی از زنها ناراضی بودن از انجامش ولی فقط بخاطر دل شوهرشون راضی شدن، اما شخصیتشون نابود شده بخاطرش...

من که نمیدونستم اما به لطف همین سایت دیدگانم منور شد به پیامهای زن هایی که اومدن و از خشونت مردهاشون نوشتن... از تنوع طلبی جنسی شوهرانشون نوشتن... از اینکه مردشون وادارشون کرده به انجامش. من حالم بد میشه از این رابطه ها... بابا مردی همینه فقط؟ انسانیت کجاس پس؟

نمیدونستم انسانیت گم شده تو لذت جنسی. به هر مردی میگی سلام میگه سکس... عاشق هر کی میشی میگه سکس. پس عشق  و عاطفه و دلدادگی کجای کاره؟ نمیدونم شایدم من کورم و نادیده گرفتم مردهایی که بخاطر خود خودم اومدن سمتم و ردشون کردم!


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان موانع ازدواج سوالات جنسی دختران