با سلام

یه دختر 37 ساله هستم. قبلا تو عقد جدا شدم. بخاطر کارم مهاجرت کردم به یه شهر بزرگ و تنها زندگی میکنم. همه چیز تا حدی خوبه خدا رو شکر. خودم، کارم، زندگیم. فقط یه مشکل عذابم میده و اون مجرد بودنم هست و گناهانی که به خاطر نیاز جنسی گاهی مرتکب میشم.

تلاش میکنم که ازدواج کنم اما دیگه هیچ موقعیت ازدواجی ندارم. اشخاص متعدد مذهبی و غیر مذهبی پیشنهاد میکنن که با یه مرد باشم و شرعیش کنم چون مذهبیم. اما من نمی تونم مردی که منو موقت میخواد رو دوست داشته باشم و تا مردی رو دوست نداشته باشم نمی تونم باهاش هیچگونه رابطه ای حتی دوستی ساده داشته باشم.

چطور میتونم بپذیرم که یه مرد تا قبل ازدواجش با من باشه و بعد بره سراغ دختر ایده آلش. از یه کابوس وحشتناکم وحشتناک تره. بعضی ها میگن که این موقت ممکنه تبدیل به دائم بشه اما روانشناس ها میگن اکثر قریب به اتفاق دوستی هایی که منجر به رابطه جنسی میشه دیگه هرگز به ازدواج ختم نمیشه.

حجت الاسلام قاسمیان میگن ما تو اسلام نکاح موقت داریم. و از ویژگیهای نکاح اینه که باید همه جا اعلام بشه این ازدواج مثلا اگه تو محیط کار پرسیدن مجردی یا متاهل باید بگه من متاهلم و این شخص خانومم هست مثلا . نه مثل این به اصطلاح صیغه که بیخودی بین مردم جا افتاده و مخفیانه انجامش میدن و این کار سفاح هست نه نکاح. سفاح هم بین زنا و نکاح قرار داره و کار درستی نیست.

خلاصه من موندم باید چیکار کنم؟ به همین راه ادامه بدم تا شاید روزی ازدواج کنم؟ اصلا چند درصد شانس واقعی ازدواج دارم؟ یا اینکه افکارمو عوض کنم و با یه مرد باشم تا گناه نکنم اما ضربه عاطفی بخورم ؟
بدجوری بین عقل و احساس و دین و عرف گیر افتادم.


موضوعات مرتبط :
مسائل مربوط به ازدواج موقت ازدواج زنان مطلقه یا بیوه مسائل زنان مطلقه و بیوه