سلام

من و یه آقایی چند ساله تو دانشگاه همدیگه رو می شناسیم و الان حدود یک ساله رابطمون جدی شده . ایشون یک برادر بزرگتر دارن. مسئله اینجاست که دختر خاله شون که ازدواج کردن, یکی از دخترای فامیل شوهر خودش رو به برادر شوهر آینده من پیشنهاد دادن.

نگران شدم چون ؛

1) من توی دانشگاه خوبی تحصیل میکنم اما شاغل نیستم هنوز . اون دختر تو شهرستان درس میخونه اما از الان تو جای خیلی مهمی به لطف پارتی مشغول به کاره. یعنی ره صدساله ی کسی مثل من رو یک شبه رفتن ایشون.

به خدا آدم حسودی نیستم یه غریبه تو خیابون بود مهم نبود برام . فقط میترسم تو خانواده باعث تبعیض بشه ( هر چند پارتی بازی در کل حق الناسه. نه فقط در حق من بلکه در حق همه)

2) ایشون از فامیل هاشون هستن و میدونم مادر همسر آینده ام از خانواده اون دختر خوششون میاد و چون من عروس غریبه ام شاید زیاد مورد توجه و محبت واقع نشم. با توجه به اینکه من آدمی با روابط گرم نیستم و زبون ریختن بلد نیستم.

3) همسر آینده میگن مادرشون برادر بزرگتر رو بیشتر دوست داره ( نمیدونم چقدر واقعی باشه این تصورش ) و من از این موضوعم نگرانم. هم پسر بزرگتر عزیزتر باشه و هم خانمش از فامیلاشون باشه احتمالا من و همسر جایگاه خوبی نخواهیم داشت.

4) دوست داشتم یکی از دوستای خودم رو که دختر خوبی هستن رو به برادر شوهر آینده معرفی کنم و باعث ازدواجشون باشم اما مشکل اینه نمیدونم چطوری باید به همدیگه معرفیشون کنم چون برادر شوهر آینده که از ارتباط ما باخبر نیستن. برای اینم راه حلی دارید؟

بعضی وقتها با خودم میگم ای بابا به چه چیزهای خاله زنکی فکر میکنی. چطور میتونی خودت رو با اون دختر مقایسه کنی؟ اصلا هر چی خدا میخواد و این حرفها.

اما بعد که به آینده فکر میکنم ترسیدن اجتناب ناپذیره . من مادر شوهرم رو مثل مامان خودم دوست دارم. خواهش میکنم نگید نظر شوهر مهم تره و مادر شوهر ملاک نیست و اینها , چون باور کنید خیلی روی زندگی تاثیر میگذاره.



موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها مسائل دختران جوان