سلام خدمت دوستان

خیلی وقته مطالبتون رو میخونم و گاهی خیلی کمکم کرده ولی اون چیزی که چند روزه واقعا روحیه منو بهم ریخته و کلا دیگه هیچ امیدی ندارم رو میگم شاید بتونید کمکم کنید از این حال بیرون بیام .

27 سالمه و کامندم ، چند ساله خانواده اصرار به ازدواج میکنن ولی چون یا مورد مناسبی نبوده یا من شرایط روحی ازدواج را نداشتم هر بار رد کردم ! امسال نزدیک عید یک خانواده بسیار خوب به من پیشنهاد شد و من کلی تحقیق کردم از هر لحاظ خانواده خوبی بودند و به دلیل محل کارم رفت و آمد داشتند و خودم اون ها را تایید میکردم . یک نفر واسطه فرستادم که نظرشون را جویا بشوند ولی اون ها گفتند که قصد ادامه تحصیل داره و ازدواج نمیکنه ! مدتها گذشت امتحانات و کنکور و .. هم تمام شد باز هیچ نشانه ای از طرف اون خانواده دریافت نکردم که اقدام کنم . تا اینکه هفته قبل تماس گرفتم با واسطه که ببینم چطور شد ولی با کمال تعجب گفتند خواستگار دیگری آمد و موافقت کردند و تمام شد !!!

چون سه سال در اون منطقه است که کار میکنم از همه لحاظ اون ها را میشناختم ولی خیلی خودم را مقصر میدانم که چرا بیشتر اصرار نکردم یا حتی خانواده ام را یک بار آنجا نبردم صحبت کنند . خیلی نا امید شدم بقدری افسرده ام که توان انجام هیچ کاری را ندارم .


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان