سلام
اول از همه میخوام در مورد قسمت 19 این رو بگم که اگه با چیزی مخالف هستید این دلیل بر غلط بودن مطلب نیست . یا اینطوریه که شما از سطح فکر نویسنده گذشته اید و یا اینکه هنوز به این سطح طرز فکر نرسیده اید.
قسمت های قبل هم در موردش نوشته بودم که باورش سخته برای خیلی ها و نمیتونند قبول کنند مواردی رو که توی قسمت 19 گفته شد .
راستی اون کاربری که گفتم توی تلگرام برام پیام گذاشته بود و از من انتقاد کرده بود بهم گفت که انتقادش از دیدگاه خوب و تحسین بوده است . و اینکه کتابی رو به من معرفی کرد و من از اینترنت گرفتم و گوش دادم و اون نویسنده امریکایی خیلی از حرف های من رو زده بود و من از خوشحالی بال در اوردم که یه نفر اون طرف دنیا به همین نتیجه ی من رسیده و اینکه نویسنده کتاب هم مثل خود من اعتراف کرده بود که ادم هفت خطیه !
اسم کتاب هست نیمه تاریک وجود ( توی اینترنت صوتیش هست و من گرفتم ) .
راستی یکی از کاربران وبلاگ هم یه چند وقتی مدیریت کانال رو به عهده داشت و موارد رو ایشون معرفی میکرد که خود بنده بهشون گفتم که مواردی رو از تجربیات و دانسته های خودشون بذارن و نه معرفی کتاب و .... که ایشون مطلب خاصی نداشتن و ..... و غیر مستقیم به بنده هم گفتند که من دانسته های خودم رو دارم به افراد تحمیل میکنم و این شد که من دیگه نخواستم بنویسم
همین کاربر محترم عرض کردن که کار بنده هم که کتاب های صوتی براتون میذاشتم که گوش بدید غیر اخلاقیه و به همین دلیل هم دیگه کتاب نذاشتم  توی کانال.
ولی از چند ماه پیش خیلی ها درخواست کردند که من در مورد مسائل مالی با رویکرد قانون جذب مطلب بنویسم و قول هایی هم داده بودم و ....
مطلب نوشتن در این مورد کار ساده ای نیست چرا که دیدگاه و نگرش افراد از قانون جذب با نگرش مالی خیلی تخیلی هستش. و گفته های بنده رو فقط مقایسه میکنند.
بذار اینطوری برات شروع کنم که ما یه دانش اموز خیلی ممتاز داریم که خوب درس میخونه و نمره های خوبی میگیره و میره دانشگاه و از دانشگاه میاد با یه مدرک و با این مدرکش به هر در و دیواری که خودش رو میکوبه کاری براش پیدا نمیشه و پیشنهاد ها و .... همه کشک  هستند.
یه دانش آموز دیگه هم داریم که توی بچگی درس رو ول میکنه و میره دنبال کار و ...  تا همون سن دانشجوی اول هم هست ولی داشته های بیشتری دارد ... و فرصت ها و پیشنهاد های خوب . چه کسی میتونه بگه چی بر سر نفر اول داستان اومده که با اینکه مدرک و ... داره ولی خبری از کار و پیشنهاد و ایده و ... نیست ؟!
هان؟
دانشجوی اول با پول غریبه هستش و نمیدونه که پول چطوری کار میکنه و .....
نفر دوم داستان که کار کردن رو انتخاب کرد اینطوری شروع میکنه که میره دم یه تعمیرگاه ماشین و شروع به شاگردی میکنه . و از بچگی برای پول و اقتدار اون ارزش قائل میشه و به صورت روز مزد و یا هفتگی و یا ماهیانه حقوق دریافت میکنه و این پول رو به صورت کامل پس انداز میکنه و بهش دست نمیزنه و به علاوه از مشتری هایی هم که شیرینی و یا انعام گرفته قسمتی از اون پول رو هم پس انداز میکنه و قسمتی رو هم خرج میکنه .
این شاگرد تعمیر گاه ما هر روز حساب و کتاب پولاش رو داره و اینکه تا اخر ماه چقدر میشه و تا اخر سال چقدر میشه و ... روی روزها برای خودش خیالبافی میکنه و اینکه چند روز کار کرده و چقدر از استاد تعمیر گاه طلب داره و .... رو هم هر شب توی یه دفتر مینویسه که حساب کار دستش باشه ، و حقوقی رو که میگیره و روزایی که کار کرده و طلب کاری هاش و تسویه حسابش و ... رو موازنه میکنه برای خودش .
این شاگرد تعمیر کار ما با پول اشنا میشه و پول هایی که توی سن خودش زیاد هست و اون مبلغ مثلا 10 میلیون تومن رو میبینه که استاد کار بابت کار کردن چند روز روی یه وسیله چقدر راحت دریافت کرد و یواش یواش این ارقام بزرگ براش عادی میشه و ذهنش توی محور بالاتری قرار میگیره.
این شاگرد تعمیر کار ما یواش یواش شروع میکنه هدف گذاری رو یاد بگیره و اینکه مستقل بشه و برای خودش تعمیر گاه بزنه و اینکه برای خودش ماشین و یا موتور بخره و برنامه ریزی ها شروع میشه که چقدر کار کنم و چقدر حقوق و چقدر انعام و چه مدت زمان طول میکشه تا یه موتور و یا یه ماشین تهیه کنم و هر روز ماشین  ها و موتور ها و قیمتشون و مشخصات شون و .... رو مورد آنالیز قرار میده . مثلا یه موتور 3 میلیون تومن و روزی 20 هزار تومن ، دو میلیون دارم چقدر دیگه میخوام ؟
و اینکه از استاد کار بخواد براش بخره و این براش کار کنه و این میشه که توی خرج کردن پول بیشتر سر حساب بشه و خودش رو بدهکار ببینه و بیشتر کار کنه و .....
حالا بریم سراغ اون دانشجو که درسش تموم شده و میاد میخواد وارد بازار کار بشه و داستان های خودش رو داره که لزومی نمیدونم در موردش بنویسم و همگی میدونید چه خبره. ولی یه سری از این ها مثل شاگرد تعمیر کاره میشن و پیشرفت میکنند.
قانون جذبی که میخوام برات بگم چیزی بجز اون کارهایی که شاگرد تعمیر کاره کرد نیست و نخواهد بود.
خب بریم سر اصل مطلب ؛
همونطور که توی قسمت های پیشین هم گفتم شما باید پله پله به سمت بالا حرکت کنید و نه به یکباره بخواهید فلان ماشین رو سوار بشید. و بهترین پله و مرتبه ای که ذهن ما در برابر اون مقوامت از خودش نشون نمیده هدف دوبرابر هست (از شما میتونه کمتر یا بیشتر باشه ولی من اینجا دو برابر رو در نظر میگیرم) یعنی اینکه ما باید دو برابر دارائی فعلی خود را تا فلان تاریخ بدست بیاوریم.
از اینجا به بعد سعی میکنم از اضافه گویی خودداری کنم و مطالب عملیاتی رو بنویسم . شما نیاز دارید که اول از همه مشخص کنید که صاحب چه دارایی هایی هستید.
اون دانشجویی که مثال زدیم همین الان میگه من هیچی ندارد و هیچی هم که دو برابر کنیم بازم میشه هیچی !!! ولی نه من میگم داره .
اون دانشجو با پدر و مادرش زندگی میکنه و شریک دارایی های اونا هست مثلا یه ماشین 15 میلیونی و یه خونه 180 میلیونی و یه تیکه زمین توی چلغوز اباد سفلی هم دارن که مال مادرشه و 60 میلیون تومن می ارزه .
جمع تمام دارایی ها میشه 85 میلیون تومان ( فکرش رو هم نمیکردی اینقدر دارایی داشته باشی نه؟ در نتیجه ما رقم 2 برابر را در نظر میگیریم که میشه 170 میلیون تومان . این صد و هفتاد میلیون تومان رو توی چند وقت میتونی بدست بیاری ؟ هان؟ !
من میگم که شما یک سال از تاریخ امروز برای این هدف مشخص کنید. مثلا 1 مهر سال 96 تا 12 مهر سال 97 وقت داری براش . اگه میبینی که ذهنت در برابر این رقم در 1 سال مقاومت میکنه باید زمان رو ببری بالا مثلا یک سال و نیم و یا دو سال و یا ... و این میشه هدف ( به اشتباه خیلی ها ماشین فلان و سفر به فلان جا و ... رو هدف تصور میکنند ولی این ها فقط خیال پردازی هست )
خب الان ما مبلغ هدف رو مشخص کردیم و  زمان دستیابی رو هم مشخص کردیم . مرحله بعد اینه که ما مشخص کنیم که در روز چقدر کار میکنیم ( منظور کارهای برنامه ریزی شده و به دور از یلالی تلالی هست) یکی روزی 8 ساعت و یکی روزی 6 ساعت و یکی روز 14 ساعت ، ما روزی 10 ساعت رو در نظر میگیریم . خب حالا تقویم رو بر میداریم و مشخص میکنیم تعداد روزی رو که تا زمان مشخص شده ما کار میکنیم  بستگی داره به تعداد روز های ماه ها و اینکه طرف روزای تعطیل رو کار کنه و یا نه ) .
در اینجا ما 350 روز را در نظر میگیریم که روزی 10 ساعت کار میکنیم که میشه 3500 ساعت ، خب اگه یادتون باشه ما 170 میلیون تومن برای خود هدف قرار دادیم .
ما باید در اینجا 170 میلیون تومن رو به 3500 ساعت تقسیم کنیم تا حقوق ساعتی مشخص بشه که میشه ساعتی 48500 تومان به صورت رند شده و برای دقیقه هم خودتون زحمت ماشین حساب بازیش رو بکشید .
حالا شما نیاز دارید که هر روز با برنامه ریزی کار کنید و یا درس بخونید و یا ... و به خود حقوق ساعتی بدید . برای کارهایی هم که انرژی بیشتری میخواد شما باید حقوق دو برابر بدید . و برای کارهای یلالی تلالی باید جریمه بشید اونم دو برابر . مثلا برای من نوشتن متن های رسمی و دارای چهارچوب نگارشی خاص خیلی حوصله سر بر هست و باید هر ساعت رو دو برابر حقوق براش در نظر بگیرم . و اینکه وسط کارهایم جیم بزنم و توی تلگرام سرک بکشم هم جریمه میدم اون هم دو برابر زمان مصرفی جریمه میشم .
حالا اخر شب میایم پای حساب و کتاب و ریز درامد های امروز رو مینویسیم . مثلا یک ساعت و نیم خواندن کتاب شیمی ، دو ساعت شاگردی در تعمیرات موبایل ، 1 ساعت برنامه ریزی برای قانون جذب ( منظور همین محاسبات هست ) ، 10 دقیقه تلوزیون دیدن در موقع کار کردن ( جریمه ) و ...
سپس مبالغ رو با هم کم و وجه میکنیم و در امد امروز رو مینویسیم . یادتون باشه برای هر روز باید یه صفحه سر رسید بذارید با جدول هاش و بالای صفحه تاریخ بزنید . و یه ستون هم قرار بدید برای درآمد های نقد شده .
مثلا ؛
حقوق شاگرد موبایلی ، سر راه یه نفر رو با موتور رسوندی و کرایه گرفتی ، پول توی جیبی از پدر گرفتی و ... درامد های نقد شده رو از درآمد امروز کم کنی . مثلا با کارهایی که امروز انجام دادید شما 250 هزار تومان در حساب دفتری جذب خود دارید و امروز 30 هزار تومان پول توی جیبی گرفتید پس در نتیجه با کم و وجه کردن اعداد شما 220 هزار دارید که در اخر موجودی آخر شما با روز های قبل جمع میشود و هزینه های شما نیز از جز نقد شده های شما میباشد و باید کم و وجه بشود . هزینه ها از قبیل پول برق کامپیوتر ، نهاری که خوردید ، آب و گاز و برقی که برای حمام کردن مصرف کردید و .... که به فرض هزینه های امروز شما میشه 20 هزار تومن که از 220 هزار تومن کم میشه و میشه 200 هزار تومان .
شاید بیشتر از 2 ماه طول کشید تا این قسمت رو خرده خرده نوشتم و الان تقدیمتون میکنم اگر جاهایی ضد و نقیض بود باید بگم که همینه که هست و جور دیگه هم نمیتونه باشه !!!
شاید من قول نوشتن این قسمت رو 6 ماه پیش به دوستانی که از طریق تلگرام با من چت میکردن داده بودم ولی نشد که بنویسم و به حساب مشغله زیاد بذارید .
از تمام دوستانی هم که نظر گذاشتن توی قسمت های قبل و من جواب ندادم معذرت خواهی میکنم . 
من خودم بارها این تمرین های شبانه رو از سر گرفتم و باز ول کردم دلیلش هم این بوده یکم بعد از انجام تمرینات همه چیز عوض میشه و ادم شروع میکنه به ترقی کردن و فکر میکنه که این خودشه که این کارا رو میکنه و ولش میکنه ولی چندی بعد به روز اول بر میگرده .
ولی امروز که باشه 29 شهریور میخوام دوباره شروع کنم !!! و یه جورایی تمرینات مون رو با هم شروع میکنیم و همین الانم که دارم برای شما مینویسم ساعت ثبت کردم و حقوقش هم دو برابره !!!
کسانی هم که میخوان به نگرش مالی درست دست پیدا کنند پیشنهاد میکنم کتاب پدر پولدار و پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی رو گوش دهند صد در صد و توی کانال هم گذاشتم توی نت هم فک و فراوون یافت میشه بقیه کتاب های نویسنده هم عالیه و هیچ کاری هم به قانون جذب نداره از زندگی روزمره میگه و ....
راستی کی بود اونی که میگفت قانون جذب کار نمیکنه و .... و من یه سال دیگه بیام و بپرسم کیا نتیجه گرفتن و ... اینم تعدادی از نظراتی که دوستان در قسمت 18 برای من گذاشتن ؛
* شفق تو منحصر به فردیی واقعا مچکر قانون جذب عجب قانون باحالی است الان میدونی کلی برام خواستگار اومده که بابام نمیدونه به کدومشون جواب بده موقعیت همشون خوبه
* ممنون واقعا من تعداد خواستگارام داره روز به روز بیشتر میشه.
* واقعا معرکه هستی من الان کلی خاطر خواه پیدا کردم ممنون که این قانون جذب معشوق با ما به اشتراک گذاشتی
* واقعا ممنونم شفق منم نتیجه گفتم الان دو تا خواستگار برام اومده یکیشون مغازه داره اون یکی هم پرستار است اینم بگم هردوشون از فامیلای دورمون هستن حالا من موندم کدومشونو انتخاب کنم اخه  هردوشون خوب هستند حالا من این وسط گیر کردم
* دمت گرم شفق واقعا لایک داریی من که نتیجه گرفتم امیدوارم به هرچی که میخوایی برسی

اینم بهتون بگم که ثروت خوبه و چیز بدی نیست و اونی که بده دلبستگی به اونه که خود قرآن هم میگه مال را دوست دارن و دوست داشتنی بسیار و هیچ خوبی توی تنگ دستی و فقیر بودن نیست .
شما تحقیق کن ببین حضرت نوح ثروتمند بوده و حضرت ابراهیم همینطور و حضرت عیسی و حضرت موسی و حضرت سلیمان و  پیامبر خودمون و ... . حضرت علی که این همه یتیم رو سیر میکرده مگه میشه ندار بوده باشه ؟!
این حرفایی هم که میزنند که اون دنیا ثروتمندان توی آتش اند همش حرف مفته ( مگه ثروت فقط از راه حرامه ؟  هان؟ )
اینا حرفای یه مشت ادم بی پوله که دوست دارن چون این دنیا بی پول بودن اون دنیا برن بهشت و اونایی که این دنیا پولدار بودن برن جهندم)
اگه مشکلی بود توی تمرینات و یا سوالی داشتید پاسخگو هستم توی کامنت های همین پست
مرسی که وقت گذاشتید و خوندید.

موضوعات مرتبط :
اقتصاد خانواده کسب و کار مطالب شفق