سلام

دختری هستم 22 ساله. سوالی از اقایون وبلاگ داشتم ولی اگه خانوما هم جوابی دارن حتما نظر بدن.

من به یه دلیل خیلی بزرگ از ازدواج کردن میترسم و تا الان خواستگارام رو رد میکردم به خاطر این ترس حتی اگه علاقه هم داشتم به بعضیاشون . من از بچگی هیچ علاقه ای به عروسک بازی و خاله بازی نداشتم. تو هیچ بازه از زندگیم کوچکترین علاقه ای به بچه ها نداشتم و غالبا ازشون بدم میومده و عصبیم میکردن.

از حاملگی و مادری میترسم و همیشه میترسم به خاطر همین حس هام اگه یه روزی بچه ای هم داشته باشم مثل بچه های اطرافیان دعواشون کنم یا نادیده بگیرمشون. خیلیم رو خودم کار کردم و سعی کردم این شرایط رو عوض کنم و هیچ رقمه نتونستم نفرتم رو بچه ها از بین ببرم...

اطرافیانم میگن آقایونی که ازدواج میکنن میخوان تشکیل خانواده بدن و بچه میخوان. حتی اگه اوایل بگن بچه نمیخوایم بعد از یه مدتی نظرشون عوض میشه و مجبورت میکنن بچه دار شی. میگن اگه بچه نخوای یعنی زن نیستی و زنانگی نداری. اصلا درک نمیکنم چرا باید درد و سختی و بدبختی بکشم و مسئولیت زیاد مادری رو به عهده بگیرم واسه چیزی که کوچکترین علاقه ای بهش ندارم. اما دوست دارم ازدواج کنم و دیگه نمیتونم فشار جنسی که رومه رو تحمل کنم وقتی شرایط ازدواج رو دارم.

اقایون آیا این حرف درسته که مرد هایی که ازدواج میکنن حتما بچه میخوان و حتی اگه اوایل بگن نمیخوایم بعدا تغییر عقیده میدن؟

اگه بخوام این رو مطرح کنم با خواستگارم کی باید مطرح کنم و چطوری بهتره مطرحش کنم؟


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان رفتارشناسی پسران برای ازدواج