سلام 

من دانشجوام . سه ساله امریکام و در این مدت همیشه تنها بودم چون که نتونستم با ایرانی ها خودم را وفق بدم٬ کارهایی که اونا میکردن برای من ممکن نبود. به هر حال  این مدت تنهایی تاثیر بدی روی من گذاشته و روی تمرکز و درس خوندم تاثیر گذاشته. وقتی ایران بودم مادرم فقط به ما میگفت درس بخونید و همه خواستگارها را بدون اینکه به من بگه رد میکرد.  به هر حال من به جایی رسیدم که نتیجه گرفتم باید ازدواج را فراموش کنم و همین کار را هم کردم.

تو ایران حداقل خانواده بود ولی اینجا هیچکس نیست. دیگه حرف زدن از راه دور با پدر و مادرم هم برایم خسته کننده است چون اونا اصلا من را درک نمیکنن. اینجا مسجد هست ولی اونا هم همه سنی و پاکستانی هستن و من ازشون میترسم و اصلا دور و برشون هم نمیرم که الکی واسم دردسر نشه. تو شهر ما پسرها فقط دنبال دوست دختر هستن و کسی ازدواج نمیخواد بکنه. البته شاید هم حق دارند وقتی دخترهایی هستن که خودشون در اختیار اونا میذارن چرا برن ازدواج کنن.  

من میخواستم بگم که انجمن یا جایی نمیشناسید که امکان آشنایی با کسی فراهم بشه ٬ از این سایت های همسریابی هم میترسم. میخوام جایی بشه که بشه بهش اطمینان کرد.

در آخر هم میخوام بهتون بگم که بچه هاتون را درست تربیت کنید تا در همه ابعاد رشد کنند٬‌ نه مثل من فقط درس بخونن حتی بلد نباشن چطوری با یک پسر رابطه شروع کنن که آخر سر تو تنهایی بمونن.


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان