سلام دوستان

پیشنهاد ویژه دارم . بین خواستگاری تا عقد یعنی قبل از نامزدی و نشون گذاشتن حداقل یه برهه ی زمانی ۴ تا ۶ ماهه فقط شناخت و رفت و آمد بذارید وگرنه خدایی نکرده منجر به پشیمانی میشه که تاوان سخت و کمرشکنی داره.

راستش برادر من افسردگی شدید داره دیپلم هنرستان و بیکاره و زیاد از حد سر و ساده با ظاهر و قد و هیکل خوب تو یه خانواده ی تحصیل کرده و مرفه و مذهبی.

قبل اون به خاطر این که آشنای دور بودن و وضعیت برادرم، هیچ تحقیقی نکردیم فقط در حد سن و سواد و اینا بودش و گفته های خود دختر خانم که وقتی من به عنوان خواهر خواستگار اولین بار این دخترخانم رو دیدم شیفته ی نجابت و سادگیش شدم.

به ما گفت کاملا سالمه و خانواده ی سالمی داره تقریبا ۱۰ میلیون پس انداز داره ( نمیگم پول داشتن مهمه میخوام بگم صداقت مهمه ) و اهل نماز و روزه هست.  به خاطر دوری راه، خانواده دختر و دختر ۲ هفته مهمان ما بودن تا کلیه ی آزمایشات انجام بگیره و کلیه ی مراحل خواستگاری با تماس ها و پیگیری های هر روزه ی دختر خانم و خانوادش و پیغام پسغامشون صورت گرفت و ما حرکتی غیر از خرج آزمایشات و خرید لباس برای دختر خانم که حتی لباس مناسبی برای بیرون آمدن نداشتن انجام دادیم.

پیغام میفرستادن که همه جای محل زندگی مون پخش شده که دختر ما از ... خواستگار داره و باید بگیریدش وگرنه آبرومون میره که چرا خواستگارش رفت و گریه های دختر و مادرش که میگفتن عاشق پسر ما شده بودن.

سر دو ماه نامزدی و قباله برون و عقد و خرید جهیزیه و جشن عروسی خوب با اصرار ایشان و توسط ما صورت گرفت. الآن که ۱ ماه از عروسی میگذره فهمیدیم دختر خانم قبلا یه بار نامزدی داشتن و به خاطر ظاهر نازیبا و خیلی ریز عروس بهم خورده و فقط صیغه ی بدون ثبتی داشتن به مدت ۶ ماه اگه بیش تر نباشه که دختر خانم ۴ سال درگیرش بودن.

بیماری کم کاری تیروئید دارن و باید حالا حالاها دارو مصرف کنن. کم خونی دارن که این تو آزمایشات مشخص شد و داروی تهیه میکنیم که باز موردی نیست. به خاطر تیروئید بیش تر وقت ها صداشون میگیره یعنی حالت خروسی. موهاشون به شدت کم هست. اصلا پس اندازی نداشتن. اخلاق خیلی تندی دارن و خیلی  پرمدعا طوری که مثلا ۵۰۰ هزار تومن رو در دو هفته فقط خرج سر و لباس و لوازم آرایشی میکنن و هر چی میخرن سیرایی ندارن و چون برادرم بیکار هستش باید پدرم خرج مخارج همه این هارو بدن.

مرتب میخوان از من و خواهرم که هر دو دانشجوی دکتری هستیم و در خانواده ی مرفه بودیم تقلید کنن لباس پوشیدن و مثلا تا گاهی تا ظهر خوابیدن و تو خونه گاهی کار نکردن. تو خونه زیاد کار نمیکنن و آشپزی هم درست بلد نیستن.

اصلا آداب و معاشرت بلد نیستن و اون جور که دخترای شهری احترام و درک و شعور دارن اصلا ندارن و احترام همسر و پدر و مادر شوهر خودشونو ندارن مثلا موقعی که پدرم خوابن خیلی صدا میکنن هر چیزی هم میگیم گوش نمیدن و اصلا درک نمیکنن احترام به پدر و مادر خانواده چی هست.

بیش از اندازه پر حرفن . حسود شاید عقده ای ان مرتب در حال آرایش کردنن. و پدر و برادرشونم معتاد به تریاکن که اینو خود دختر خانم الآن به ما گفتن و در تحقیقات و سوال از خودشون به نتیجه ای نرسیدیم.

خونریزی لثه دارن و چشماشونم خیلی ضعیف هستش که هیچ کدومو نه به ما گفتن نه تو تحقیقات به ما گفتن و تو این دو ماه عینک هم نزدن. نمازم فقط خودش تو خانوادش میخونه اونم دست و پاشکسته. البته ناگفته نماند که مهربانن و زرنگن لباسای برادرمو میشورن و داروهای افسردگیشو بهش میدن گاهی تو حمام کردن هم کمکشون میکنن.

بعضی اوقات غذا میپزن و ظرف میشورن. خودم  تا حالا کل عمرم شاید دو تا دروغ گفتم ولی زن برادرم مرتب دروغ میگن و هر دفعه یه چیز تحویل ما میدن هم خودش و هم خانوادش . الآن کل اعضای خانوادم غیر از پدرم ناراضی هستیم و واقعا نمیدونیم چطور با  این بی ادبی ها کنار بیایم. و چطور ادبشون کنیم.

برادرم میگه میسازم مجبورم و ما سعی میکنیم به خاطر خراب نشدن زندگیشون همش از عروسمون جلوی برادرم تعریف کنیم‌. ناگفته نماند قبل از خواستگاری ایشان کل خانوادشون از مشکل برادرم خبر داشتن و امضا و اثر انگشت زدن و ضمیمه ی شروط عقد کردیم. ولی از خودشون چیزی نگفتن .

من خودمو تا حدود زیادی مقصر میدونم چون من شیفته ی نجابتش شدم و گفتم از نظر من این دختر خانم اوکی هستن و خانوادم که حرف من خیلی برو داره هم ۵۰ درصد حرف بنده رو پذیرفتن.

پیشاپیش اجرتون با آقا امام رضا(ع).


موضوعات مرتبط :
رفتارشناسی پسران برای ازدواج رفتارشناسی دختران برای ازدواج