سلام

من یه پسر 30 ساله ام که در دو سال اخیر به شرایط مطلوب ازدواج رسیدم و از نظر خانوادگی همه چی ردیفه و بسیار بسیار هم از سمت خانواده تحت فشارم برای ازدواج . اما خودم هیچ انگیزه ای برای ازدواج ندارم. اخیرا فهمیدم که اسم این مرحله بی تفاوتیه . لازمه که بگم هیج مشکل جسمی هم ندارم.

از نظر تمایل به زنان هم از سن 15 سالگی میل جنسی خیلی شدیدی داشته و همچنان هم دارم. براحتی تحریک می شم.  اما الان دیگه حوصله ازدواج و دردسراش رو ندارم. سالها سرکوب نیاز جنسی و عاطفی منو به مرحله ای رسونده که دیگه عادت کردم به سرکوب و حوصله تغییر و دردسر ندارم. با خودم میگم من که اوج دوران جوانی و نیازم گذشت دیگه واسه بقیه اش ارزش نداره خودم رو تو دردسر بندازم.

به نظر شما این چه اشکالی داره؟


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان