سلام

من تقریبا بیشتر پست های دوستان رو خوندم . و پست هایی که در مورد ازدواج بود منو بیشتر از قبل نگرانم کرد . مخصوصا در مورد ( رابطه جنسی ) ...

اصلا تصوراتم رو ریخته بهم ، اصلا فکر نمیکردم یه رنگ پوست بدن ، یا خیلی ببخشید یه لباس زیر زنانه ساده ، باعث بشه یه مرد از زنش دل زده بشه ! بعضی وقت ها فکر می کنم . خدایا حکمت این دیگه چی بود ؟

با مادرم سر این جور قضیه ها صحبت کردم و گفتم استرس دارم ، مادرم میگه استرست بیجاست . این نیاز از اول آفرینش بوده تا الان . نمیتونم متقاعدش کنم الان انتظارات خیلی فرق کرده .

و بیشتر نمیتونم خودمو قانع کنم که اگه فردا با یه مردی ازدواج کنم باید فکر و ذهنمو بذارم فقط سر این موضوع که مبادا از دستم چیزی در بره و همسری که مثلا منم خیلی دوسش دارم ازم زده شه !

حالمو بد می کنه . فکر میکردم چیزی که بیشتر از همه زندگی مشترک رو تشکیل میده . همدلی و مهربونی و خوبی و محبت و ... نه این روابط . حالا میخوام خودمو بهتر کنم .

مثالا باشگاه برم ، لیزر کنم و ...

برام گریه آوره ! البته بعضی چیزا رو نیاز دارم ولی بعضیام نه ! مادرم میگه لازم نیست اصلا نیازی نداری ، همه ی  مردا که شبیه هم نیستن ، مردی که انقدر پی این جور چیزا باشه الان مرد نیست و ...

یعنی واقعا مردی هست که وقتی پیش خانومش میشینه و خانومش داره بهش محبت می کنه فکر ارضای خودش نباشه ؟


پیشنهاد :

خانواده برتر نابود کننده ی تصورات رویایی و خیالی از ازدواج است !

روند کسب شناخت در ازدواج های سنتی



موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان