سلام به همه ی دوستان
دخترم ،  20 سالمه و به نظرم خودم دیگه زیادی احساساتیم .. و برام شده دردسر . طاقت شنیدن و دیدن خیلی چیزهارو ندارم .. شاید باورتون نشه حتی نمیتونم یه رمان بخونم .. مخصوصا عاشقانه باشه و بهمم نرسن یا یه اتفاق بدی بیفته توش .. خیلی زود گریم میگیره ..
همین چند روز پیش داشتم میخوندم که وسط داستان از گوشیم پاکش کردم ، چون خیلی غمناک بود دیگه ،‌یه چند روزی حالم اصلا خوب نبود . سریال عاشقانه داغ هم نمیتونم ببینم ، چون به محض این که تموم میشه خودم میرم تو رویا . نمیدونم چرا ..
بیشتر نقطه ضعفمم روی بچه هاس .. خدا نکنه یه بچه مریض ببینم به شدت داغووون میشم .. یا وقتی یه بچه ناز کوچولو هم  می بینم از خودم بیخود میشم .. این چن وقتم که ماجرای آتنای پاک و بی گناه ...
حتی دلیل طلاقم نمیدونم چیه تو بعضی موارد !! مگه میشه کسیو عاشق باشی بعدم بخوای جدا شی ( حالا طرف تو زرد از آب در میاد میدونم ولی بقیشو نه )
مثلا وقتی یه زوج جوون می بینم که دارن (در حد عرف) بهم محبت می کنم .. نمیتونم تحمل کنم [ نه از حسادت ] .. رومو بر میگردونم که تا برای خودم رویا نسازم و بعدشم و ... و به خاطر همین خیلی در مورد ازدواجم تخیل می کنم .. که در آینده عاشق همسرمم و جونمم برایش در میره .. یا اگه با کسی ازدواج کنم که دوستم نداره دیووونه میشم .. اینا رو گفتم فکر نکنین از خودم بیخود میشم تا یه آقا رو می بینم .. اصلا ، نه زبون دلبری دارم نه قیافشو .. ساکتم شدید . ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم ؟ فکر کنم تا این حد دیگه افراطه ، راه درمانی هست بدون اینکه برم مشاور ؟ الان برام ممکن نیست برم ..
ممنونم اگه تجربتون رو در اختیارم بذارید
یا علی

موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان