با سلام و دعای خیر و سعادت برای شما
آقایی هستم 47 ساله که 5 سال پیش متاسفانه به دلایلی و البته با آرزوی خیر و خوشی برای همسرم از ایشان جدا شدم. به دلیل داشتن بیماری که نمیخواستم به فرزند منتقل شود، بچه دار نشدیم و ازدواجمان هم از ابتدا با آگاهی از این مورد شکل گرفت و …
امروزه من و امثال من، چه آنهایی که قبلا ازدواج کرده و بعدا جدا شده اند و چه آنهایی که تجربه ازدواج نداشته اند به شدت احساس تنهایی میکنیم و قلبمان مملو از حس غربت و تنهایی است. پس اجازه میخوام که مشکلم رو کمی گسترده تر و بسیط تر مطرح کنم:
بدون شک در جامعه کم نیستند مردان و زنانی که خوش نیت و خوش باطنند اما تنها و غریب اند.
و این درد ( تنهایی ) دلایل بی شماری دارد که عمده دلایل آن میتواند یکی از موارد زیر باشد.
1 – نداشتن زیبایی ظاهر حتی با وجود داشتن زیبایی باطن و قلب، مخصوصا برای خانمها
2 – نداشتن موقعیت و توان مناسب مالی مخصوصا برای آقایان
3 – از بین رفتن اعتماد و نبود صداقت در جامعه حال امروز
4 - برداشت درست یا غلط از مسائل و قواعد دینی و بسیاری موارد دیگر
و نکته جالب تر اینکه هر چه خوش قلب تر و خوش نیت تر باشید این چرخ گردون با شما سخت تر و بی رحم تر برخورد میکند. ( البته این مورد آخر نظر شخصی من است. درست یا غلط )
حالا خواهش من این که پیشنهاد و نظر شما درباره اینکه این افراد چطور و چگونه باید از شر این تنهایی و بی کسی خلاص بشوند چیست؟
حتی اگر تجربه شخصی از این درد تنهایی هم داشته باشید. ممنون میشوم که مطرح کنید چرا که مسلما گفتن و شنیدن درد میتواند، برای گوینده و شنونده مفید باشد و حداقل کمی از تالم و سختی درد را برای دردمند و هم درد کم کند.
با آرزوی خیر و سعادت و سلامت برای همه شما گرامیان.

موضوعات مرتبط :
مسائل اجتماعی روز جامعه