با سلام

بنده خانمی هستم که یکساله عقدم .خدا رو شکر مشکلی با همسرم نداریم . ولی یک مسئله ای هست که من رو آزار میده .همسرم خیلی خیلی به خوابش اهمیت میده و کلا خوابش خیلی زیاده .

34 سالشه البته کارمنده و آدم سحر خیزیه ولی مثلا جمعه ها صبح که پیش هم هستیم اگر 8 یا 9 صبح با هم از خواب بیدار بشیم دقیقا دقیقا راس ساعت 3/5 بعد از ظهر چنان موجی از خواب میاد تو چشماش که انگار صد ساله نخوابیده. بعد میره میخوابه تا 6 بعد از ظهر و جالب اینجاست که دوباره ساعت 11/5 شب چشماش میاد رو هم انگار بازم صد ساله که نخوابیده  !!!

در صورتی که من اگر همین ساعت از خواب بیدار بشم نه تنها طرف عصرش خوابم نمیبره بلکه شاید تا سه نصف شب هم بتونم دووم بیارم !! یا مثلا صبحا که ساعت 6 بلند میشه تا ساعت 4 سر کاره بعد میاد خونه دو سه ساعتی میخوابه ولی اگه شبش باهم باشیم ساعت 11 شب اعلام میکنن که خواب به چشمان مبارکشون اومده و تا میریم تو رخت خواب خیلی زود خوابش میبره . آخه کارشم که سنگین نیست که بگی خستش میکنه .کارش پشت میز نشینیه . البته اینم بگم که آدم مرتب و منظمیه خیلی ..

شاید الان بگید خب این کجاش مشکله؟ ولی حقیقتش من از این مسئله رنج میبرم وقتایی که میرم خونشون و خوابه من حوصلم سر میره و مجبور میشم همش سرم تو تلگرام و اینستاگرام باشه و بعد هم بهم اعتراض میکنه گه چرا انقد سرت تو گوشیته ؟

شاید باور نکنید موقع انتخابات امسال ایشون یکی از افرادی بودن که تو شعب اخذ رای مسئول رای گیری و این کاران .من اون روز توی دل خودم گفتم این 6 صبح بیدار شده چطوری میخواد دووم بیاره و نخوابه امکان نداره !!جالب بود که خودش گفت وسط رای گیری یه کم خلوت شد با خیال راحت رفتم تو مسجد یک ساعت و نیم خوابیدم !! وسط کنکور فوق دیپلم سرشو گذاشته روی صندلی با دل صبر خوابیده !!!

روز عقد کنون که همه ماشین ها اومده بودن دنبالمون ،ساعت 11/5 شب میگه به فامیلات بگو  بسه دیگه ، من باید برم خونه بخوابم خوابم میاد صبح باید برم سر کار !!!

خودش تعریف میکرد یه بار عصر میره شرکت دوستش که همو ببینن بعدش خوابش میگیره میره یه اتاق خلوت با خیال راحت میگیره میخوابه تا شب بعد که بیدار میشه میبینه اوووه همه جا تاریک تاریک شرکتشونم تعطیل شده مجبور میشه زنگ بزنه به دوستش بیاد درو براش باز کنه !!
اینا عجیب نیستن بنظرتون؟؟

باور کنید من خودم سابقه بیدار موندن تا 34 ساعت هم داشتم!(بخاطر بیماری خواهرم) ! کلا ما توی هم هفته خیلی کم با همیم.پیش هم بودنامون توی خونه فقط محدود به پنجشنبه ها از عصر تا جمعه ها تا شبه .

مثلا چه شبایی بوده (اونم بعد یک هفته یا دو هفته دوری)که من دلم هوس رابطه یا حتی کمی بوس و بغل و ناز و نوازش میکرده(البته رابطمون سطحیه و فعلا دخولی نیست)ولی تا میرفتم اون اتاق واسه لباس باز پوشیدن و آرایش کردن موقع برگشتم تو اتاق میبینم بعلللههه آقا داره خواب هفت پادشاه رو میبینه !!! حتی این اتفاق برای بار اول که پیش هم خوابیدیم هم افتاد .

اون وقت منم تا ساعت 4 صبح باید به سقف و در دیوار نگاه کنم .ولی ایشون حتی یه لحظه هم تا نماز صبح چشم باز نمیکنه ببینه زنش در چه حالیه !!

خداییش منم کارمندم منم صبح زود بیدار میشم تازه دو شیفت هم کار میکنم .ولی خیلی خوب میتونم خودمو نگه دارم و اگه خوابمم میومده به هر قیمتی که شده خودمو بیدار نگه میداشتم که اوقات بیشتری با همسرم باشم و یا توی بستر شوهرم از رابطه ناکام نمونه و چیزی کمش نذاشته باشم .
خلاصه الان دیگه حسابیییی خورده تو ذوقم .الان دیگه دو سه ماهی هست که موقع خواب دیگه به خودم اهمیت نمیدمم و لباس باز و آرایشو براش کنار گذاشتم چون فایده نداره همش چشماش تو خوابه یا خوابه !
البته اینم بگم اگه بیدار باشه توی این قضایا چیزی کمم نمیزاره و آدم توی مسائل جنسی آدم سردی نیست و کلا فوق العاده نسبت به من با محبت و مهربونه و همدیگه رو هم خیلی دوست داریم و اخلاق ناشایست دیگه ای هم نداره .
ولی دیگه خسته شدم االان هر جا بخوایم بریم باید با خواب و بیداری این آقا هماهنگ باشیم :
زود بخوابیم صبح زود میخوایم بریم فلان جا ...! زود بخوابیم صبح میخوایم بریم سر کار ...!زود بخوابیم ...!خب مگه بچه س که طاقتش انقدر کمه ؟

خب صبح زود بیدار میشیم حالا طوریه دیر بخوابیم؟من زیاد ازین منظم بازیا و شسته رفته بودنا خوشم نمیاد ..

جدیدا هم که بهش اعتراض میکنم عصبانی میشه میگه تو غیر طبیعی هستی و خوابت کمه من چیزیم نیست و نورمالم .تازه آدم اگه خوابش کم باشه مریض میشه ! انقدرم به خواب من گیر نده !!

البته من این رو میدونم و از خیلی از خانمها سوال کردم و متوجه شدم که بیشتر مردها اینطوری هستن و خوابشون نسبت به خانمها بیشتره ولی همسر من دیگه از حد به در برده و من رو افسرده کرده ...

دکتر هم رفته کم خونی هم نداره که بگم به خاطر اینه حد اقل ... البته ناراحتی من از زیاد خوابی ایشون فقط به خاطر روابط جنسی و این موردا نیست بلکه خیلی از مسائل دیگه هم تحت الشعاع خودش قرار داده .

حالا بنظرتون باید چکار کرد؟ آیا همسر من خوابش نرماله  و من اشتباه میکنم ؟ کلا این مسئله راه حل داره؟ من زیادی حساس شدم بنظرتون؟ آیا از خوردنی ها چیزی هست که ایشون رو سرحال تر نگه داره ؟

لطفا راهنمایی بفرمائید .


موضوعات مرتبط :
مشورت در شوهرداری