سلام
1 ساله که عقدم و نامزدم 28 سالشه. نامزد من بچه ی دوم از یک خونواده ی نُه نفریه. و سه تا خواهر داره. این قضیه ای هم که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به خواهر شوهر بزرگم که 12 سالشه. و اتفاقاتی که افتاده که ازتون مشورت میخوام.
اما شرح ماجرا:
هفته ی گذشته خانواده ی نامزدم برای افطاری جایی دعوت شده بودن با خانواده . اون روز نامزد من با خانواده اش نرفت افطاری و یه بهونه ای اُوورد که نمیخواد بیاد ، منم خونه شون بودم و قرار شد با هم تنها خونه باشیم. مادر شوهرمم قبول کرد.
گذشت تا این که آخر شب شد و خانواده ی نامزدم نیومدن .و ما داشتیم با همدیگه معاشقه میکردیم .وقتی که داشتیم همدیگه رو بوس میکردیم مصادف شد با اومدن خواهر شوهرم و دیدن ما تو اون حالت. ( خانواده ی نامزدم تازه خونه برگشته بودن چون ما تو اتاق بودیم متوجه نشدیم ، و خواهر شوهر بزرگم زودتر از بقیه اومده بوده تو خونه ، و چون در اتاق باز بود ما دو تا رو تو اون حالت بد دید.) من حتی فهمیدم که خواهر شوهرم ما رو دید و دیدم که حتی دو تا دستاش رو روی چشماش محکم فشار داد و سریع کنار رفت. هر دوی ما متوجه شدیم و کنار کشیدیم. وقتی نامزدم فهمید خیلی ناراحت شد. خدا شاهده حتی من دیگه رو نداشتم که تو چشمای خواهر شوهرم نگاه کنم.

خواهر شوهر بزرگم خیلی دختر مظلومیه ، سرش تو لاک خودشه.دختر خیلی خوبیه ، میدونم و اطمینان دارم حتی از این ماجرا ها هیچ خبر نداره اما با دیدن ما تو اون حالت ....
با خودم میگم نکنه با دیدن اون کاره ما روحش آلوده بشه، کنجکاو بشه ، بخواد از همه چیز سر در بیاره.
مدام دارم خودمو سرزنش میکنم . حال روحیم اصلا خوب نیست ، فقط مدام دارم با خودم تکرار میکنم نکنه با دیدن ما فکرهای بد بیاد تو سرش، بخواد خطا بره. با خودم میگم نکنه به بلوغ زود رس از لحاظ عقلی برسه. به نظر شما چه طور میتونم این اشتباهم رو جبران کنم؟ به نظرتون چه طوری میتونم ذهن خواهر شوهرم رو از این قضیه دور کنم ؟
متشکرم

موضوعات مرتبط :
تربیت جنسی دختران