سلام
من یه پسرم که حدودا سی جا خاستگاری رفتم . خواستم با این پست تجربیاتمو در اختیار دیگرون بذارم:
اول اینکه خاستگاری میرید مریض نباشید ، سرماخوردگی و سردرد و این چیزا نداشته باشید . چون تو اون موقع آدم حوصلۀ پدر مادرشم نداره چه برسه اینکه بفهمه طرف براش جذابه یا نه !
پسرا برا خاستگاری رفتن دفعه اول گل ببرن . اونم ترجیحا گل سفید . اگه گل سرخ بگیرید میگن اوه اینا چه آتیششون تنده !
بهترین حالت اینه  که خونواده دختر ، موقع ورود خونواده پسر ، همه شون پشت در ورودی آپارتمان باشن که سلام و احوالپرسی شون دسته جمعی باشه  . ( این کار خونگرمی خونواده دختر رو میرسونه )  . نه اینکه یکی یکی شون تک تک بیان و هی مهمونا بخوان برپا برجا بازی کنن !!! یا  دختر تو اتاق قایم نشه که بعد از یه ربع ساعت اگه پدر مادر عروس پسندیدن برن دنبال عروس خانوم و از اتاق بیارنش بیرون و تازه بخواد رخ بنماید!!! !
بعبارتی خونواده دختر خیلی گرم برخورد کننن ! انگار نه انگار که خونواده پسر غریبه اند . انگار که فامیل هستند . (این چیزا خیییلی موثره تو تصمیم گیری نهاییِ خونواده دوماد) !
بعد دو تا خونواده  حرف از خودشون بزنن :

که مثلا ما چند سالیه اومدیم تهران ، قبلش بیست سال کرج بودیم و اینا ! یا اینکه ما کلا چند تا بچه داریم و اسماشونو بگن ( اسم اعضای خونواده تا حدی بیانگر میزان مذهبی بودن یا میزان عشق هخامنشی بودن و امروزی بودن و اینا رو معین میکنه)  و اینکه  کدوما ازدواج کردن و کدوما هنوز دارن درس میخونن و این چیزا .
در خلال این حرفها مادر دختر یا خواهر دختر چایی میاره تعارف میکنه (تعارف کردن چای توسط عروس تو جلسه اول زیاد مناسب نیس) .
بعدشم خونواده پسر اجازه میخان که :
اجازه هس پسرِ ما با دخترتون حرف بزنن ببینن به هم میان یا نه ؟ که اگه پدر و مادر دختر اجازه دادن ؛  دختر پا میشه و پسر هم میگه: با اجازه و میرن تو اتاقی که از قبل "مرتب" شده باشه و اونجا یا رو زمین یا رو صندلی میشینن و با هم حرف میزنن .
وقتی دختر و پسر تنها شدن تو اتاق درب اتاق رو نمیبندن ! و اون هنگامی که میشینن پر از استرسند ! بهتره اینجا پسر (که پررو تره) بگه من احساس استرس میکنم ! اینجوری دختر هم یا ابراز میکنه استرس خودش رو یا اینکه اونم میفهمه که طرف مقابلشم مث خودشه و راحتتر میشه !
برای شروع صحبت پسر باید ابتکار عمل رو بدست بگیره و اول یه رزومه از اسم خودش و میزان تحصیلاتش و کارش و خدمت سربازی ش و اینا رو بگه و از دختر بخاد عین همینا که اون گفت رو درباره خودش توضیح بده
بعد راجب وضعیت اعتقادی شون ( میزان و شدت مذهبی بودن یا نرمال بودنشون ) رو برا هم میگن . بعدشم از سرگرمیاشون و تفریحاتشون میگن .
(دخترا اینجا همّه شون یه سوال کلیشه ای میپرسن که : معیارتون برا انتخاب همسر چیه ؟ خخخ
چون این سوال کلیه پسر هم یه جواب کلی میده ! انگار رفع تکلیفه !!! خخخ ولی بهتره سوالات رو با مثال یا با جزییاتش برای طرف مقابل شرح بدیم .
مثلا : اگه بخواید خونه بگیرید نزدیک پدر مادرتون میگیرید یا دور از اونها ؟ یا اینکه چند درصد از در آمد سالیانه تونو صرف امور خیریه و قرض دادن پول به دوست و آشنا میشه ؟)
در خلال صحبت جالبه که به زبانِ بدن هم دقت کنید . زبانِ بدن رو باید آموزش ببینید ! میتونید به طرز نشستن همسر آینده تون دقت کنید به اینکه خیلی دور از شما میشینه یا نزدیک شما میشینه . یا اینکه از تکه کلام خاصی استفاده میکنه (تکه کلامهای خاص بیانگر استرسهای خاص اند) . میتونید به لرزش های دست و پاش یا لرزش صداش تو حرف زدنش دقت کنید . هیکلش رو ورانداز کنید و ببینید مدنظرتون هست یا نه. (البته نه با خیره شدن و بی ادبی)
یا اون وقت که هر دوتون پا شدید و میخواید برید تو اتاق که با هم حرف بزنید قد و هیکل همدیگه رو کنار هم محک بزنید !
شوخیِ ملایم و خوب کردن تو جلسل خاستگاری بنظر من  اگه از طرف پسر باشه میتونه یخ جلسه رو آب کنه و کاری کنه که دختر راحت تر باشه (باعث میشه خودش باشه و فیلم بازی نکنه) .
بعدشم که حرفاشون تموم شد میان بیرون و خونواده پسر میگه پس جوابشو ان شاء الله بهتون زنگ میزنیم و میگیم . بعدِ یکی دو روز که فکراشونو کردن ، مادرِ پسره زنگ میزنه که بگه ما پسندیدیم شما چطور ؟ میخاین ادامه بدیم یا نه ؟
یا اگه پسر نپسندید مادر پسره زنگ میزنه و میگه ببخشید مث اینکه قسمت نبود با هم فامیل شیم ، برا دخترتون خوشبختی آرزو میکنیم .
همۀ این چیزایی که گفتم رو میتونید مث یه تیکه پازل کنار هم بچینید و آخر سر تصمیم بگیرید ! چون هر کدوم از اینها به تنهایی ملاک و معیار حساب نمیشه. اگه گیج و سردر گم شدید میتونید رو کاغذ همۀ اون چیزایی که فهمیدید رو بنویسید و بعد تصمیم گیری کنید .

موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج آقایان