به نام خدا

سلام

این قسمت قصد دارم در مورد استفاده از قانون جذب برای جذب خواستگار و معشوق و .... بنویسم . باید بگم که از اولین قسمتی که من نوشتم تا الان بیشتر از 20 روز میگذره و حتی با انجام تمریناتی هم که بهتون دادم هیچ تغییری در روابط شما پیش نیومده و این یه امر طبیعی هستش و همه چیز با انجام این تمرین های این قسمت عوض میشه .

این هم بگم که در واقع این همون تمرین قسمت 15 هستش ولی با این رویکرد که به جذب معشوق بپردازیم . واسه ی انجامش هم فقط کافیه روزی نیم ساعت وقت بذاری ولی نتایجی که میده واقعا یه معجزه هستش  و جز معجزه اسم دیگه ای براش سراغ ندارم

این رو هم بهتون بگم که فکری رو که انتخاب میکنید برای کاشتن در ضمیر نباید به منطق نیاز داشته باشه

مثال : تا الان براتون پیش اومده توی خواب مثلا سوار یه ماشین هستید و یه دفعه ای تصادف کنید اون لحظه از خواب بیدار بشید؟

دلیل این موضوع این هستش که ضمیر خوداگاه حضورش خیلی کم رنگه (پیش از این گفتیم که فقط ضمیر خوداگاه منطق داره) و اون اتفاق که می افته توی خواب و ضمیر ناخوداگاه متوجه میشه چه گندی زده (با اون رانندگیش) حالا اینجا دنبال راه چاره میگرده که باید چیکار کنه و اینجا هست که میاد به خودش فشار میاره که منطقی فکر کنه که متوجه میشه اصلا منطق نداره و اینجا میشه که برای خلاصی از گندی که زده از ضمیر خوداگاه کمک میگیره تا کمکش کنه و ضمیر خوداگاه که منطقی هست پرنگ میشه تا اون گند رو جمع کنه که تو بیدار میشی و فکری انتخاب کنید که نیاز به منطق نداشته باشه.

نکته ی دیگه که باید بگم این هست که کاری کنید که حسابی خواب الوده باشید و به رختخواب برید و پیش از این هم گفتم که ضمیر خوداگاه فقط خسته میشه و خواب مربوط به اون هستش. پس باید حسابی خسته یاشی تا توی خواب کمترین حضور رو داشته باشه ضمیر خوداگاه .

بعضی ها میگن که ضمیر خوداگاه در خواب کاملا میره کنار ولی من میگم که نه اون فقط نقشش کمرنگ تر میشه

دلیل : تا الان شده بری اتاق عمل و بیهوش بشی مثلا برای 3 ساعت؟

وقتی که مثلا ساعت 10 میری اتاق عمل و بیهوش میشی و ساعت 14 به هوش میای باورت نمیشه که 4 ساعت گذشته و میگی یکی ساعت رو دست کاری کرده و تمام این مدت برات 1 ثانیه گذشته ولی وقتی میخوابی و بیدار میشی متوجه هستی که ساعت گذشته و تو خواب بودی

کسانی که تا الان بیهوش شدن میدونند من چی میگم و اینکه اصلا باور نمیکنی 4 ساعت گذشته . در قسمت 15 در مورد اهمیت صبح که از خواب بیدار میشی گفتم.

در قسمت های قبل 10 هم در مورد اینکه برای هر اتفاقی ضمیر ناخوداگاه به گذشته مراجعه میکنه گفتم اگه نیاز داری دوباره برو بخونشون.

تا الان شده برات که نسبت به چیزی یکم شک داری ولی وقتی که اون رو از زبون کسی شنیدی دیگه دلت قرص میشه و این یکی از ضعف های ضمیرخوداگاه هست که در افراد با کانال شنیداری بیشتر هست این مورد و در این درس قصد دارم که ازش استفاده کنم

اول از همه این رو بهت بگم که تمرینات 15 به بعد که بهت میدم معجزه میکنه و اصلا هم نیاز نیست که تو نسبت به اون ها باور داشته باشی و ایمان قوی که خیلی از سخنران ها و کتاب ها در موردش گفتن.

چون که ما با ایمان کاری نداریم و فقط داریم از نقطه ضعف های ضمیر خوداگاه استفاده میکنیم و کاری هم به ضمیر ناخوداگاه نداریم .

تو فقط همین رو بدونی که این ها شیوه ی کارکردن مغز هست کافیه و باهمین باور 1 درصدی به همه چیز میرسی فقط موضوع مهم این هست که این تمرین ها رو انجام بدی و بس و ترکشون نکنی.

نکته ی دیگه اینکه یه سد خیلی بزرگی که سر راه جذب معشوق برای افراد هست این هست که طرف فکر میکنه از نظر چهره از بقیه کمتره و این اعتماد به نفس طرف رو داغون میکنه. اگه من بهت بگم که بشین با قانون جذب صورتت رو زیبا کن حرف خیلی احمقانه ای زدم .

ولی اگه بیام و به تو بگم که این همه فکر های ناجور که میشینی و میکنی فقط باعث میشه که صورتت چروک بشه و شفافیت پوستت از بین بره و ... حرف بی ربطی نزدم

اندیشه های بدی که هر کدوم تاثیرات بدی روی ما میزاره مثل حسادت ، دروغ ؛ خیانت ، بدخواهی دیگران ، خاله زنک بازی ، و ...

در واقع مردم فکر میکنند که میتونند فکرشون رو از دیگران پنهان کنند ولی این کار غیر ممکن هستش چون ادمی که بد خواه دیگرانه چهره ی خواصی داره انسان حسود چهره ی خاصی داره انسان شارلاتان چهره ی خاصی داره و ...

شما به راحتی میتونید فرق کسی که واقعی لبخند میزنه رو با کسی که دروغی لبخند میزنه رو تشخیص بدی .

وقتی که نمره ی رتبه ی قبولی کنکورت رو به افراد میگی میشه فهمید که چه کسانی خوشحال شدن و چه کسانی ناراحت در صورتی که همه ی این افراد به شما تبریک گفته اند

مثلا وقتی که کسی دروغ میگه یه عکس العمل های خاصی از خودش بروز میده که شما با دیدن اون عکس العمل ها متوجه میشید که طرف داره دروغ میگه

 افکار سمی :

این افکار افکار خیلی خطرناکی هستند که با وجود انرژی منفی که دارند خود فرد به این افکار علاقه داره و ازشون لذت میبره و این افکار یه مانع خیلی بزرگ میشه در برابر رسیدن به خواسته ی افراد و حتی بلاهایی هم به سر فرد اوردن

مثال : ( این سناریو واقعی هست از زندگی یکی از دوستانم که چند روز پیش درد دل میکرد)یه اقا پسری میره خاستگاری و جواب منفی میشنوه و به قول گفتنی قلبش میشکنه چند روزی میاد  خونه و گوشه گیر میشه و.... که نمونه های زیادش رو توی این پستا دیدیم . و بعد تصمیم میگیره که حسابی درس بخونه و حسابی کار کنه و به موفقیت های چشمگیری برسه و لج اون خانواده و اون دختر رو در بیاره و با این افکار که مثلا فلان ماشین رو میخره و خانواده ی اون دختر تازه قدر اون پسر رو میدونند و اینکه مثلا دختره به ادم خوبی شوهر نمیکنه و کارش به طلاق میکشه ولی اون پسر الان به موفقیت های بزرگی رسیده و دختر اخر عمرش حسرت و افسوس میخوره و پسر دائما با انجام این افکار به یه لذت درونی میرسه ولی چندی نمیگزره که میبینه اینچنین اتفاقی نیفتاده و خیلی بلا ها که دوست داشته سر اون دختر بیاد داره سر خودش میاد و ........

مثال : خب یه مثال دیگه از افکار سمی میزنم : ما یه دختر خانمی داریم که به سن ازدواج رسیده مثلا 24 و الان مشکلی که داره اینه که پدر و مادرش اون جور که باید به این دختر خانوم محبت کنند ، محبت نمیکنند و چه بسا گه گاهی سرکوفت هم بهش میزنند و این دختر خانوم همیشه توی این فکر سمی فرو میره و از اون هم لذت میبره و اون فکر چیزی نیست که روزی که شوهر کنه بره دیگه پدر و مادرش رو تحویل نمیگیره 2- روزی میرسه که اون ها دیگه قدرش رو میدونند و دیگه خیلی دیر شده 3- پدر و مادرش به کمک اون محتاج میشن و اون این روز ها رو به یاد اون ها میاره (بچه ها نظرتون چیه که من با این تخیلی که دارم برم بشم نویسنده ی فیلم های هندی ؟) خلاصه اینجوری بهت بگم که همیشه همه چیز برعکس خواهد بود و همیشه این دختر محتاج اون ها هست و .....  که خودتون میدونید.

مورد بعدی ، این مورد خیلی مهمه (خودم به شخصه این مورد رو خیلی نصبت بهش و تاثیرش در جذب معشوق ایمان دارم ) : باید ازت سوال کنم که تو چطوری غذا میخوری ؟ چطوری ؟

تا الان چطوری غذا میخوردی مهم نیست !!!

اینکه از الان چه طوری غذا بخوری مهمه . (شفق، جان من چقدر فکر کردی تا این جمله ی فیلسوفانه رو بگی؟)

خب من فقط میپردازم به صبحانه :

نون رو نباید پرت کنی وسط سفره . مثلا اگه میخای نون پنیر و چای و گردو بخوری نباید همونجا گردو ها رو بشکنی و با پوست بزاری کنار سفره  باید بری مرتب یه دستمال پهن کنی گردو ها رو بشکنی بریزی داخل یه کاسه چینی زیبا و بزاری سر سفره

باید مثلا یه 100 گرم پنیر رو بزاری توی یه بشقاب و یه کره کوچیک هم از داخل جلدش در بیاری و بزاری یه طرف دیگه بشقاب و نون هم باید با چاقه قسمت هایی ازش که ققابل خوردن نیست رو ببری و بندازی دور و نون رو قشنگ با چاقو به 4 قسمت کات کن و بزار داخل یه بشقاب چینی و بزار سر سفره و مربا و هر ذهره مار دیگه هم که دوست داری رو بزار حتی اگه شده بزار ولی نخور اگه نمیخوای ولی بزار تا خیلی شیک تر بشه و جذاب اونوقت هست که اندازه ی یه گودزیلا اشتها پیدا میکنی.

این درس خیلی مهمه مخصوصا قسمت برش نون ببین چقدر تاکید کردم )

این درس موجب میشه که تو در محور افراد با محور بالاتر از محور تو معاشرت پیدا کنی چه خریدار و چه فروشنده و چه خواستگار و چه ...

پس مهم نیست دختر یا پسر هستی باید دست از سر خواستگار ها یا کسانی که به خواستگاریشون رفتی و نتیجه نداشته برداری و جا رو باز نگه داری برای مورد های جدید و تا وقتی که لیوان ذهنت رو خالی نکنی نمیتونی چیز جدیدی رو درون اون بریزی

و این یه امر خیلی مهم هست به خودت بگو من یه مرد ازادم (یعنی اینکه با زنی عهد و پیمانی نبستم) هر موقع که این افکار میاد سراغت و ...

خب بریم سراغ مورد بعدی : اگه یادتون باشه توی نظرات یکی از قسمت ها در مورد خارج کردن روح از بدن گفتم و یکی از کاربران هم در مورد خود هیپنوتیزم گفته بود.

شما وقتی که مثلا بخای به خودت بگی که من خیلی جذاب هستم و ... ذهن تو این رو رد میکنه .اون هم موقع خواب شب که قراره تمرینات رو بنویسی و بخوابی.

شما یه سری تمرینات رو که در ادامه توضیح میدم رو وقتی انجام دادی و دراز کشیدی و چراغ ها خاموش شد . نیاز داری که بدنت رو اروم کنی هم برای اینکه خواب بهتری داشته باشی و هم برای اینکه اون تمرینات رو عمیق تر کنی . و اتفاقاتی رو که نوشتی رو توی ذهنت بازسازی کنی وقتی که کاملا بدنت ریلکس شد. اموزش ریلکسیشن هم خودت زحمت میکشی از توی نت پیدا میکنی.

(دارم به خودم الان فحش میدم که چرا قسمت 9 رو پاک کردم که الان دوباره بخوام بشینم بنویسم ) . 

تمرینات:

تمرین اول : این تمرین مربوط میشه به صبح و به این صورت هستش که شما توی اون دفتری که توی قسمت 15 گفتم باید هر روز 5 تا از خاطرات شیرین گذشته رو بنویسی که در حد نهایتش 3 خط بشه مثال:

1- اون روز که رفته بودیم مهمونی پسر عمو یه جوری بهم نگاه میکرد توی چهرهی من چیزی هست که اون رو جذبش کرده بود.

2- فلان روز که رفته بودم با مادرم به جلسه ی مذهبی و یا ... اون خانمه یه جور خاص نگام میکرد و قصد داست من رو برای پسرش .....

3- اون روز توی خیابون اون پسره بهم متلک گفت و .....

4- توی دانشگاه اون پسره فلان جا نشست تا نسبت به من دید داشته باشه چون من جذابم

5- و ... فقط باید از دنیای واقعی باشه هر چیز کوچک یا بزرگی حتی خواستگاری های رسمی و تلفنی و ..... این تمرین و خاطراتش از موقعی که دست چپ و راستت رو شناختی تا الان شامل میشه

6- فلان روز که فلان جا بودم فلانی بهم گفت چقدر موژه های قشنگی داری

7- بعد چند وقت این ها به مرز 100 تا میرسه و شماره گذاری حتما یادت نره.

 تمرین دوم : (این تمرین فقط مربوط به روزی هست که توش قرار داری و نه گذشته ی کامل شما) این تمرین به این صورت هستش که شما شب که شد باید بشینی خاطراتت رو بنویسی و نه همه ی خاطراتت رو فقط چیزای خوبش رو

بلاخره هر کسی هر زندگی که داشته باشه یه سری چیزای خوب هم داره واسه خودش توی روزی که پشت سر گذاشته و ما هم میخایم چیزای دیگه هم بزاریم در کنارش و اونم کم کم بهت میگم چطوری.

خب تمرین این چنین هست که توی اون سر رسیدی که بهت گفتم یه جدول رسم میکنی با دو تا ستون و ستون اول رو اسمش رو میذاری شرح رابطه و ستون دوم رو جمع کل

توی ستون اول اتفاقات واقعی روز رو مینویسی مانند امروز توی اتبوس یه پسر نگام کرد و ... و یکم هم خیالبافی بهش اضافه میکنی ولی یه چیزی که با عقل جور در بیاد مثلا شماره گرفته بود دستش که بهم بده ولی چون تابلو میشد ریسک نکرد و ....

مثلا هر رابطه میتونه بین 2 تا 10 خط باشه و هر رابطه یه شماره به جمع کل اضافه میشه . و بعد از مثلا 2 هفته به 50 تا میرسه . یکم هم میتونی فانتزی به اتفاقات واقعی روز اضافه کنی و بنویسی.

حالا اون فانتزی ها یی رو که اضافه کردی رو موقع ریلکسیشن باید تصویر سازی کنی تا توی ذهنت جای خودش رو باز کنه.

تمرین مهم دیگه :

شما باید شب که میخابی با لباس تمیز و مرتب بخوابی

در صورت امکان اگه میشه یه اسانس یا عطر ملایم و یا  .... به خودت بزن و بخواب (اگه میخای از درو دیوار خواستگار بباره باید یه دونه پشکل خر بزنی سر یه چاقو میوه خوری و اتش بزنی و بگیری به همه جای لباسات و خودت تا هم ضدعفونی بشی و مریض نشی و هم بختت باز بشه و حسابی هم بوی خوب میگیری )

یکم با چهره ی خودت مشکل داری مثلا (گفتم مثلا حالا نمیخاد واسه من قیافه بگیری )

خب حالا شما همینجوری بخای به ضمیر خودت بگی که خواستگارات بیشتر شده اون میگه اخه رو چه حساب ؟

حالا تو نیاز داری که هر شب یه کاری کنی که با عقل اون هم جور در بیاد و یکیش همون لباس مرتب هست و یکی دیگش عطر و دیگه اینکه هر  شب یه کار زیبا کن مثل :

هر شب یکی از ناخن هات رو لاک بزن ( می تونی ناخن های دست هات نباشه که حالا بخای واسه من جا نماز اب بکشی )

چند تا تار از اون ابرو های پاچه بزی که داری رو برداری

با یه وسیله ای یه سری مو های دستت و یا پاهات رو برداری

یکم روغن و یا هر زهره مار دیگه ای بمالی به اون زلف های پریشونت

مسواک شبانگاهی و نخ دندان فراموش نشه

این روش ها رو که به کار ببری چند روز اول عادی مثل روزای دیگه میگزره ولی بعد چند وقت متوجه تغییرات میشی و این روش ها چند بار امتهانشون رو خیلی خوب پس دادن و تمرینات رو رها نکنید تا که به یه نقطهی امن برسید مثلا عقد کنید.

یاد یه خاطره افتادم چند وقت پیش با پدر داشتیم میرفتیم که دیدیم یه دختر و پسری سوار موتور بودن و دختره خیلی ضایع دو دستی پسره رو بغل کرده بود از پشت که من خندم گرفت که بابا در اومد گفت سفت بگیرش فرار نکنه که خوب خری پیدا کردی خخخخخ

خب این قسمت هم با خوبی و خوشی تموم شد.

یه سوالی که پیش میاد براتون این هست که چرا ما از تمام مکانیسم های 15 استفاده نمیکنیم ؟

جواب : این مکانیسم ها برای مالی تمامش استفاده میشه که من به مالی نمیپردازم چون که خیلی جداول پیچیده ای داره و نیاز به شالوده ی مالی نیز داره .

خودم نسبت به این تمرینات خیلی ایمان دارم.

مواظب زیبایی هاتون باشید

موضوعات مرتبط: مطالب کاربران , مطالب شفق ,