سلام
 من یه مشگلی دارم گفتم اینجا بگم شاید کسی بتونه کمکم کنه البته شاید براتون کمی عجیب باشه ولی به خدا خیلی منو عذاب میده.
من متاهل هستم خواهری دارم که ۱۰ سال ازم بزرگتره . بنا به دلایلی با هم حرف نمیزنیم فقط در حد سلام خداحافظ همین. اونم به خاطر مادرم که پیره میگم ناراحت نشه . مشکل من اینه دوست ندارم خواهرم رو ببینم حالم بد میشه. واقعا بد میشه . برادر یا خواهرای دیگم ۶ ماه یه بار دعوتم کنن وقتی میرم خونشون اونام اونجان .
همیشه بدون دعوت خونه همه میرن  یه جورایی خودشونو دعوت میکنن  از بس مفت خور و لاقیدن اصلا براشون مهم نیست صابخونه خوشش بیاد یا نیاد . منم وقتی اونارو میبینم یا باید تحمل کنم یا از وسط مهمونی پا میشم میام خونه . الانم حالم خیلی بده چون شبش خونه خواهر کوچیکم دعوت بودیم سرشام دیدم یهو اومدن .
منم سفره رو جمع کردم و سردرد رو بهونه کردم با بچه هام برگشتیم. دلم واسه بچه  هام میسوزه مهمونی کوفتشون شد دیگه نمیدونم چیکار کنم . مشکلی که با هاش دارم رو نمیتونم بگم فقط بدونین از این مشکلای خواهری نیست که ممکنه برا هر کس پیش بیاد بین من و او همه چی تمام شدس و عاطفه خواهری دیگه وجود نداره یه جورایی ازش متنفرم پس خواهش میکنم نگین باهاش دوستانه حرف بزنو مشکلتو بگو.
یا باید قید همه رو بزنم خونه هیچ کس نرم چون اونام اونجان.یا باید فقط تحمل کنم و اعصابم بهم بریزه. ضمنا بزرگترا و مامانم وساطت کردن ولی فایده نداره چون اون درست بشو نیست همه میدونن مقصر اونه ولی میخوان اوضاع بدتر نشه میگن دو تایی مقصرین.
حالام نمیدونم چکار کنم. در اصل مشکل من اینه وقتی من خوشم از اونا نمیاد چرا هر جا میرم اونا جلوتر از من میرن ؟ من بدبخت ۶ ماه یه بار مهمونی میرم اونا یه شب در میون حداقل اون یه شب و که من میرم اونا نیان . فهم این که دیگه خیلی سخت نیست .
خواهش میکنم راهنماییم کنین .

موضوعات مرتبط :
تعامل با خانواده