سلام یه راهنمایی میخواستم ازتون
من یه داداش دارم که 32 سالشونه ایشون تیپ اخلاقیش اینطوریه که بسیار ساده و فوق العاده حرف گوش نکن ، تا حالا سال های زیادی سرکار رفته اما هیچوقت خودش ملزم به پول جمع کردن نمیدیده هر وقت هر چی دلش می خواسته میخریده میخورده می پوشیده میگشته و دردسر درست میکرده .

بهترین شغل دنیا را داشت که همه حسرتش میخوردن ولی به خاطر حرف دوستش اون ول کرد هر چی ماها زمین و هوا رفتیم فایده نداشت همیشه بابام دردسراشو براش حل میکرد از خرج کردن براش دریغ نمیکرد همیشه از ما میزد ولی به اون که میرسید همه توجیهی براش می آورد جدای بحث مالیش و فرق گذاشتن ها ، ما هر وقت میومدیم یه کاری بکنیم این آقا یه دردسر درست میکرد .

مثلا ما بابامو میپختیم که یه جاکفشی 50 تومنی بخره خبر میومد آقا زندانه بابام می رفت دنبال اون ، یا مثلا من یه امتحان سخت داشتم ، داشتم نون تو خون میزدم و از استرس میمردم برا امتحانم تو این وضع میدیدیم آقا با موتور زده به یه نفر و فرار کرده عزا می شد خونمون،

این هایی که میگم کلیه اگه بخوام کامل بگم 100 صفحه می شه حال وقتی این آقا اینجوریه ما چه جوری بودیم توی این شرایط ، ما از همه چی میزدیم یعنی مجبور بودیم بابام برای ما نداشت نه اینکه فکر کنید حالا لابد من یه گوشیه دو تومنی میخواستم بابای کارمندم ام نتونسته نه من دانشگام یه شهر دیگه بود بابام یه جوری پول بهم میداد که من مجبور بشم محض احتیاط پول تو جیبی خواهرم بگیرم نکنه یهو تو بیابون بمونم یا با لباس قرضی برم عروسی یا 6 نفر آدم توی یک خونه 75 متری .

یه دختر این حرف منا درک میکنه که میخوای یه لباس عوض کنی باید همه را از اتاق بیرون کنی بماند ... به خاطر این شرایط و خیلی چیزهای دیگه من و خواهرام رفتیم سرکار صبح تا شب با کارهایی که حقوق کم و استرس زیاد دلمون خیلی چیزها میخواست میدیدم و رد میشدیم برای پس انداز یه لباس درست نپوشیدیم تا شاید بعد فرض کنید 7 سال پول یه ماشین مدل 80 پراید جور کردیم خریدیم .

داداشم ام نه که سختی نکشیده باشه سختی هایی کشیده که اگه من یکیشا میدیدم میمردم مشکلش اینه که توی لحظه زندگی می کنه و درس گرفتن از مشکلات براش معنی نداره ، امروز که از مشکلش خلاص می شه فرداش یادش نیست که چی کشید چی به سر خانوادش آورد من خودم به شخصه براش هرکاری از دستم برمیومد کردم ازش 10 تومن 10 تومن پول میگرفتم جمع میکردم براش سکه میخریدم یا حقوقش با هزار ترفند می گرفتم پس انداز میکردم .

ولی خیلی گربه صفت بود با بدترین شکل و حرف جبران کرد منم دستم داغ کردم و دیگه کاری به کارش نداشتم تا این که همین دو سه سال پیش رفت تو یه کاری که ماشین میخواست و بابام تازه بازنشست شده بود پول بازنشستگیشا داد برا آقا ماشین خرید هم ما ،مامانم،خون گریه کردیم بابا این لیاقت نداره میزنه یکیا می کشه فایده نداشت میتونید تصور کنید این آقا هر دو سه ماه یکبار یه تصادف سخت داشت ، می تونید تصور کنید ماشینش چپ کرد از ماشین خونین کشیدنش بیرون ولی دوباره ماشین درست کرد و رفت تو این کار ولی باز خدا مهربون بود که این آقا به کسی نمیزد همه اینها گذشت تا این آقا برای این که یه نفر بهش جنس بده که این آقا پخش کنه  40 میلیون سفته داد و اونم رحم نکرد برا 9 میلیون سفتش گذاشت اجرا دادگاهیش کرد .

اونم یه وکیل بیخبر از ما گرفت و خلاصه با دیر کردش برا 25 میلیون افتاد زندان ، خدا سر دشمنتون نیاره برای خانواده ای که با سیلی صورت خودمون سرخ نگه داشته بودیم ،هیچ چیزی نداریم که ضمانت بذاریم بیاد بیرون ،حقوق نمیرسه که براش وام بگیریم ،اگه دادگاه بهش وام بده باید 27 میلیون پس بده در حالی که شاکی به 18 میلیون رضایت میده ،گفتیم بذار تو زندان بمونه شاید آدم شه ولی دلمون خون بود براش بابام که تازه شارژ شد از بس از دستش میکشید داداشم ام عادت کرده بابام براش حلش کنه رفتیم ستاد دیه گفتند 9 تومن میدیم 6 تومن خودتون بیارید تا شاکی با 15 تومن راضی کنیم .

ما هیچ کدوممون نمی خوایم این پول بدیم چون میدونیم اولا به این پول به حکم وظیفه نگاه میکنه دوما یک ساعت بعد از آزادی روز از نو روزی ازنو سوما اصلا و ابدا به فکر پس دادنش نیست چهارما اگر این پول دادیم ما میشیم جایگزین به روز بابام برای ایشون پنجما از هیچ اذیت و آزار و حرفی دریغ نکرده برای ما و تنها دلیل که ما را شل کرده و باعث شده الان من از شما راهنمایی بخوام اینه ،مامانم ، مامانم ، ...

اوایل خوب باهاش کنار اومده بود ولی حال از همه شگردی استفاده کرده که ما این پول بدیم حالا مامانم یه آدم فوق العاده ساده و مهربون ولی وقتی پای پسرش اومده وسط دو ماهه هر روز میگه یه صداهایی میشنوم و یه فیلمهایی برامون گذاشته داغونمون کرده ما کوتاه نیومدیم چون اگه چندر غاز پولی که داریم با خون جیگر پس انداز کردیم ما .

یه دختریم با یک خانواده داغون با نگاه به ریخت و پاش های داداشم و دود کردن پول توسط بابام این پول رو جمع کردیم حالا خواهرم کم اورده میگه بیا این پول رو به خاطر مامان بدیم میترسم خدا ما را مجازات کنه که یکی کمک می خواد ما کمک نمیکنیم یه وضعی شده برام.

حال میخواستم راهنماییم کنید که با این شرایط که خوندین ضربدر چهار چون خیلی چیزها را نمیشه در قالب کلمات اورد و نوشت و شرایط خیلی بدتر از اون چیزیه که با وجود طولانی کردن متن نزدم اگه شما بودین این پول رو میدادین ؟

ببخشید طولانی شد


موضوعات مرتبط :
مسائل اجتماعی روز جامعه مطالب کاربران

مطالب مرتبط :