سلام

الان که دارم این متنو مینویسم ساعت سه نیمه شبه ، فکرم داغونه خوابم نبرد اومدم که از شما کمک بگیرم . من بین سی تا سی و چهار سنمه ، خواستگاری داشتم اوایل هفته گذشته که بوسیله یک رابط معرفی شدن و اومدن خونمون همو دیدیم البته مادر ندارند و با خواهرش اومده بود و چون از همسایمون که خودشونم میشناختن تحقیق کردن و اون شبم گفتن که خیلی تعریف شنیدیم . ایشان قبلا ازدواج کردن و دوران عقد جدا شدن .

از هر نظر من برتری داشتم جز سنم که یک سال ازش بزرگتر بودم ، در ضمن شاغلم و یه ماشین صفر هم دارم . سخت گیری نکردم و ظاهری قبول کردم ایشونم رفتن و به رابط گفتن یک هفته بعد میان که با هم حرفامونو بزنیم . دو روز گذشت و دیروز رابط زنگ زد و گفت اون آقا گفتن که یه نفر دیگه در مورد من گفتن که خیلی بد خلق و لجبازه ، دقیقا ما یک همسایه ( آقای مغازه دار ) داریم که فامیل نزدیک زن داداش سابق بنده هست و همسایه همون رابط .

قبلا هم یکی از خواستگارارو پشیمون کرد. این آقا قبلا هم کارایی کردن و به گوش ما رسیده . تمام اتفاقات منزل مثلا بیماری پدرم و باردار شدن زن داداش جدیدمو به خانواده زن داداش سابقم گزارش داد و خبرش دوباره به ما رسید . خواستگار کوته فکر من هم با شنیدن این حرفا پا پس کشید و به جای اینکه رای به اکثریت بده و سبک سنگین کنه به حرف این آقا توجه کرد. ( احتمالا ادمی بود زود قضاوت میکنه و همچنین دهن بین )
با این اتفاقات ، خواهشا بگید من چیکار کنم ، من چه جوری میتونم ازدواج کنم. ازتون خیلی ممنونم.


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده