سلام دوستان
من ی دختر ۲۴ ساله ام ، که تا حالا هیچ رابطه ای با جنس مخالف نداشتم ، چادری ام ، محجبه ، نه مثل بعضیاشون که چادر رو خراب کردن ، دیگه اینکه تو رفتار با نامحرم بسیار مواظبم ، خیلی سنگین رفتار میکنم خیلی ، برای همین در برخوردای ضروری باهاشون خیلی معذبم ، اصلا کلا با نامحرم جوون خیلی خیلی معذبم ، اصلا راحت نیستم . دانشگاه لیسانسمم دخترونه بوده، الانم دارم برای ارشد میخونم .
دوستان من تو برخورد با نامحرم مخصوصا گر فامیل نباشه اونقدر سرسنگینم که میتونم بگم خشک خشکم ، در حالی که ویژگی اخلاقیم اینطور نیست و با دخترا خیلی راحتم ، شوخی میکنم ، خنده ، شادی. خب من تا حالا فکر میکردم این کار من درسته ، تا اینکه الان دارم کلاسی میرم که هم پسرای جوون داره هم استادش جوونه.
ببینین الان از کلاسمون خیلی میگذره و تقریبا همه همو میشناسیم ، ولی من بازم وقتی داخل کلاس میرم اولش که هنوز شروع نشده و هرکی میاد به بقیه سلام میده ، من هنوزم نمیتونم تو چشمای پسرا نگاه کنم و سلام بدم ، یه نگاه که کردم رومو سریع برمیگردونم ، حتی استادمون که جوونه وقتی درس میده البته متاهله ، چون تعداد اعضای کلاس زیاد نیست ، مثلا به من که نگاه میکنه یه کم نگاهش که طولانی میشه من دوست ندارمو دوست دارم سریع نگاهمو برگردونم ازش .

حالا یا به کتاب نگاه کنم یا جای دیگه ، خلاصه به ارتباط چشمی نامحرما هم حساسم ، البته ناگفته نماند که فکر و خیال نمیکنم خوشبختانه ، تا یکی نگاهش یه کم بهم بیشتر شه خیال پردازی نمیکنم که چه خبره . برای همین گاهی خییییلی اذیت میشم ، اصلا میگم من اینطور معذبم اوضاع رو بدتر نمیکنه ؟ مثلا بعضی جاها شوخیای کوچیک کنم بهتر نیست ؟ از این حالت ناراحتی در نمیام ؟ یا خدا دوست نداره ؟ من واقعا دوست دارم کاری کنم که خدا راضی باشه ، بعد به خودم میگم من در این حد معذب بازی درمیارم تا جایی که سلام نمیکنم به پسرا بی ادبی نیست ؟ یا اونا پیش خودشون نمیگن این فکر کرده اگه ما جواب سلامشو بدیم یا سلامش کنیم خیال میکنه میخوایم بریم خواستگاریش ؟ یا نمیگن پیش خودشون این دیگه خیلی اوموله ؟
واقعا گیج شدم نمیدونم چی درسته چی غلط ؟ تنها چیزی که برام مهمه رضای خداست ، همش یاد اون روایتی میفتم که امام علی میگفتن من به همه سلام میدم جلوتر الا زنای جوان چون از خدا میترسم.
راهنماییم بفرمایید لطفا  

موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی خودسازی در دختران