سلام

پسری 27 ساله ام. یک ساله ازدواج کردم. کلی هم وام و قسط دارم. محیط کارم خیلی اذیت کننده است ولی به دلیل نیاز مالی مجبورم فعلا تحمل کنم.

مدیر شرکتی که کار میکنم و البته دوست دوران دانشگاه هم هستیم فوق العاده دهن بینه. یعنی اگر من بگم کاری درسته میگه اره بعد همکار دیگه ام بگه نه غلطه میگه اره. شرکت پدرشه و من هم با حساب اشنایی رفتم و مشغول شدم.

خانمی هست که همکارمون هست ، کارهای حسابداری و فاکتور زدن انجام میده. و این خانم تنها چیزی که تو عمرش یاد گرفته چغلی کردنه درست و غلط. و متاسفانه این عملش توسط رفیقم فوق العاده مقبوله .  یک نمونه میگم که صد بار شاهد این چنین اتفاقاتی بودیم .

هفته پیش با دوستم که مدیر هم هست صحبت کرده بودم حدود دو ملیون به من وام بده که برای رهن منزلم لازم داشتم. ایشون هم قبول کرد. نامه درخواست رو نوشتم و دادم به همکار خانم که بدن به ایشون. و این خانم نامه رو برد اتاق مدیر و نمیدید من دارم میشنوم. با یک جمله: اقای فلانی فکر کرده اینجا بانکه .. با لحن تحقیری زیاد.. تصمیم مدیر عوض شد.

با اینکه من شدید به اون پول نیاز داشتم. بعدا هم رفتم پیگیری نامه ام ، رفیقم گفت فعلا شرایط مالی جور نیست در حالی که دو روز قبل بهم قولشو داده بود.

آبدارچی شرکت نهار مدیر رو گرم میکرد با یه جمله این خانم : تمام لباسامون بو گرفت هر کی ببینه ما رو فکر میکنه کارگر اشپزخونه ای چیزی هستیم. بنده خدا ابدارچی توبیخ شد و مجبورش کردن بره غذاها رو تو اشپزخونه کارگرها گرم کنه بیاره.

همکار دیگه ام مرخصی میخواست بره مسافرت، مساعده میخواست. این خانم رفته گفته فلان اقا هر روز میاد میگه پول ندارم مساعده بدین ، پس چرا  فلان مدل گوشی رو خرید، و مساعده لغو شد.

یعنی نشسته امار همه رو میگیره یکسره تلگرام میکنه برای مدیر. نه تنها من اعصاب همه رو ریخته به هم. چون از طرف رفیقم مورد قبوله و اینکه خانمه متاسفانه نمیشه حرفی هم بهش زد.

نمیدونم چطور برخورد کنم. شما بودین چکار میکردین؟

موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,