سلام

دختری هستم 20 ساله که تنها با مادرم زندگی میکنم. ( پدرم چند سال پیش فوت کردند ) ،‌ متاسفانه مادر من دچار تحلیل لثه شدند و بعد از کلی مواظبت و دکتر و ... در نهایت دو روز دیگه باید کشیدن همه دندوناشونو رو شروع کنن و تا 2-3 ماه بدون دندون باشن تا لثه هاشون ترمیم بشن و بتونن دندون مصنوعی بذارن ( ایمپلنت کردن کل دندونا هزینه خیلی سنگینی داره که علی رغم توان مالی مادرم ترجیح میده پولشو نگه داره برای خرج های آینده و از دندون مصنوعی استفاده کنه ).

این مسئله از لحاظ روحی روانی حالشو خراب کرده. دندونا رو کشیدن تو سن 40 سالگی و 3 ماه بی دندون بودن و در نهایت بعد اون دندون مصنوعی گذاشتن .

علاوه بر اون مادر من استاد دانشگاه هستن و امکان مرخصی گرفتن ندارن و با اون وضعیت باید یک جوری به کلاساشون برسن.  از لحاظ روحی روانی حالش خیلییی خرابه و من از اون بدتر. آدمی که میبینه عزیزش مریضه حال روحیش خراب تر از اونیه که خودش مریضه . چون کاری هم نمیتونه بکنه.

مادرم ازم خواست که بعد این کار تا چند روز باهاش حرف نزنم و بذارم تو حال خودش باشه ولی من دارم دق میکنم این طرف.

فامیل و دوست آشنا داریم ولی هیچ کدوم آدمی نیستن که خیری ازشون به ادم برسه. تو این دوره زمونه از هیچ کس جز خودت نمیشه توقع داشت.

خواهش میکنم راهنماییم کنید ،‌چه جوری حال خودم رو بهتر کنم و بعد از اون و مهم تر از همه چطور حال مادرم رو بهتر کنم ؟

واقعا تنهاییم و نیازمند کمک.


موضوعات مرتبط :
تعامل با خانواده خودسازی در دختران

مطالب مرتبط :