سلام
دختری بیست ساله و دانشجو هستم . الان ترم سه هستم ،‌قبل اینکه وارد دانشکده بشم بابت دهن بین بودنم اعتماد به نفس به شدت پایینی داشتم تو مدرسه هم با کسانی دوست بودم که وقتی با هم بودیم چرندیات زیاد میگفتن و کل حرفاشون خلاصه میشد تو شبکه های اجتماعی و خوشی های مسخره البته خب اقتضای سنه .  اما این رفتار ها قابل تحمل برای من نبود و حس میکردم اونا از جنس من نیستن .

خلاصه بعد که وارد دانشگاه شدم تصمیم گرفتم با هیچ کسی دوست نشم یکی به همین دلیلی که گفتم و یکی اینکه خب دخترا اون جا انگار با هم مسابقه دارن برای آرایش و روابط بی سرانجامی مثل دوستی با جنس مخالف و حرکات جلف  .  آرایش نمیکنم ساده میپوشم و سعی من بر اینه از چشم چرونی خود داری کنم ، خلاصه که هیچ کسی اعم از دختر و پسر تو زندگیم نیست . با فامیل قطع رابطه کردم و حالا حال روحیم بهتره ،‌ اعتماد به نفسم بیشتر شده ،‌قیافم معمولیه ،‌گاهی احساس نفرت دادم به خودم از ظاهر و قیافم گاهی نه ، خودم رو قبول دارم ،‌ به نظر خودم دمدمی هستم و مشاورم رفتم میگن که تو بلوغ زودرس داشتی .

همسایه ای داریم که یه خانوم هستن و خیلی با اعتماد بنفس و شاد. روی من تاثیر گذار بودن و منی که اونقدر ناراحت و افسرده بودم رو تغییر دادن حالا بهترم اما اعتماد به نفسم کمه هنوزم . حالا تازگی ها این خانوم برای من کسی رو معرفی کردن بیان خواستگاری .

وقتی داشتن با مادرم راجبش حرف میزدن من هم شنیدم اما اونا فکر میکنن من نمیدونم ،‌ اون موقع امتحان داشتم من فکر کردم بعد امتحانا مادرم بهم میگن اما هنوز بعد از دو سه روز نگفتن ،‌خواستگار رو انگار خودشون رد کردن .

مشکلات مالی داریم. از نظر مالی معمولی ایم. اما خب باید یکم رعایت کنیم تو خرج کردن ،‌ تهران زندگی میکنم و حقوق پدر و مادرم با هم ماهی پنج شیش تومنه ،‌چیکار کنم؟

خودم به مادرم بگم که اون خواستگاره رو چیکار کرده ؟ البته اینم بگم که وقتی فهمیدم خواستگار دارم خیلی ناراحت شدم چون اعتماد به نفسم کمه میترسیدم اون ها بیان جلو و از قیافم خوششون نیاد از تیپم  . اینم بگم خانوادم فرهنگی هستن


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها

مطالب مرتبط :