سلام

دختری هستم  18 ساله. چند وقتی هست که یه مشکلی واسم پیش اومده. امیدوارم که شما بتونید به من کمک کنید.

حدود 2 سال پیش با پسری رابطه دوستی برقرار کردم. اوایل خوب بود، ولی بخاطر کم بودن سنم با پسری دیگه هم زمان وارد رابطه شدم که این آقا پسر اولی فهمید، و من رابطمو با اون یکی پسر دومی تموم کردم.

دو سال با هم رابطه داشتیم، ولی تو تمام این دو سال یه جور شک و بی اعتمادی نسبت به من داشت، تا اینکه مجبور شدم رابطمو باهاش تموم کنم، ولی هر جایی منو میدید برام مزاحمت ایجاد میکرد، فکر میکرد به خاطر کس دیگه رابطه رو تموم کردم.

یکبارم هم سر اینکه بیرون رفتمو نگفتم روم دست بلند کرد. به برادرم جریان رو گفتم، اونم باهاش صحبت کرد که دیگه مزاحمم نشه، ولی اون اصرار داشت که منو دوست داره و حاضر نیست بره.

لازمه که بگم چند باری با پسر دیگه چت کردم ولی نه در حد دوستی، که هر بار بهش میگفتم عصبانی میشد و از کنترل خودش خارج میشد و هر چی میخواست میگفت. بعد از مدتی باز هم رابطمون شروع شد. این بار بدتر از قبل بود، به هر کاری که میکردم شک داشت، از خودمم که دفاع میکردم بحث گذشته رو میکرد.

همیشه منو به خیانت متهم میکرد، هر چقدرم بهش مگفتم اونا رو فراموش کن جدی نمیگرفت، فکر میکرد هنوزم کارای قبلمو انجام میدم، تهمت میزد به کاری که نکردم، تهدید میکرد، میگفت با دوستای دخترت هم رابطه نداشته باش، فقط با من باش.

ولی هر چیزی که میگفت بعدش پشیمون میشد، عذرخواهی میکرد، ولی بازم کاراشو تکرار میکرد. تا اینکه دیگه نتونستم رفتاراشو تحمل کنم، و این بار مادرمو در جریان گذاشتم باهاش صحبت کرد. به مادرم هم گفت که قصدش فقط ازدواجه و به من علاقمنده.

ما هر دومون همدیگرو دوست داریم، واقعا نمیتونم فراموشش کنم، حتی توی ایام امتحانات همه فکر و ذکرمو به خودش مشغول کرده بود، جوری که دو تا امتحانمو خراب کردم، منی که همیشه شاگرد اول کلاس بودم. می خواستم ببینم امکانش هست این شک از بین بره، یا باید قید رابطه رو زد؟ لطفا سرزنشم نکنین، من راهنمایی تون رو لازم دارم. ممنون اگه جواب بدین


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها