با سلام
من دختری هستم مجرد و سی و دو ساله. مشکل من با بعضی رفتارای زن داداشمه. من دوست دارم خانواده متحدی باشیم و اونا مدام بیان خونمون و با هم باشیم. اما وقتی مادرم دعوت میکنه بیان خونمون کمکی نمیکنن.
یکی از زن داداشام که شورشو در آورده میشینه یه گوشه و یا با بچه ها بازی میکنه یا حرف میزنه یا سرشو میکنه تو گوشیش. اگه میوه یا هر چیز دیگه هست من باید برم و بیارم و بعدا هم جمع کنم.
گاهی سرش خوش بیاد کمک میکنه اما بقیه موارد قیافه میگیره و میشینه. میره تو آینه نگاه میکنه که یه دفعه شالش به هم نخورده باشه. به هر صورت من خسته میشم و با خودم میگم مگه من خدمتکارم که باید جلوی اونها خم و راست بشم. مهمون غریبه نیستن که ، باید اونا هم کمک بکنند.
ضمنا وقتی میخواد بره ،اگه یه دونه نایلون کوچیک دستشون باشه، رو میکنه به داداشم و میگه اینو بیار. (( این نایلون مگه چقدر وزن داره ! اینقدر سنگینه! ))
جلوی نا محرم در رفتار با بچه های اقوام خودشو لوس میکنه و میگه باید بوسم کنید و من قهرم باهاتونو و ... که لحنش مناسب فضا نیست. جالب اونجاست که چون خودشو لوس میکنه بچه ها میرن دورشو و نازشو میخرند. در حالیکه من با وجود اینکه مهربونم با بچه ها اما چون خودمو تو اون شرایط لوس نکردم اینقدر عزیز نیستم برای بچه ها. با داداشمم نمیشه حرف زد.فوری جوش میاره و جبهه میگیره.
چند وقت پیش مهمون غریبه داشتیم و مامانم مجبور بودن بشینن کنار مهمونا و درست نبود پاشن. من فقط مثل گارسون میرفتم و میمودم و زن داداشمم اصلا به روی خودش نمیاورد و مهونا جلوم  احساس شرمندگی میکردن که من میرم و میام و مثال ها ی دیگه. البته من یه زن داداش دیگه هم دارم که اون حداقل غیرت داره و کمک میکنه تا حدی.
دلم میخواد بهم کمک کنید و بگین چیکار کنم با این نازای زن داداشم. یه سوال دیگه ما خانواده ای هستیم که اهل آرایش نیستیم و منم مخالف این کارم چون نامحرمو جذب میکنه و ... اما زن داداشم تو جمع ما که میاد چون آرایش میکنه صورتش تو ذهن میاد . من دلم نمیخواد در آینده که ازدواج کردم شوهرم بهم بگه فلانی خوشگله و یا اینکه ... در این مورد باید چیکار کنم؟
ممنونم عزیزان
موضوعات مرتبط: ارتباط با خانواده شوهر ,