خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۷۲ مطلب با موضوع «منفورترین حلال خدا» ثبت شده است

به تازگی نامزدیم به هم خورده ، چه اتفاقی برای من خواهد افتاد ؟!

سلام

من دختری حدود 25 ساله هستم . حدود چند ماهه که نامزدیم بهم خورده ، حس و حالم خوب نیست . بشدت احساس تنهایی و بی پناهی میکنم . یعنی چه اتفاقی برای من خواهد افتاد ؟ ... ،  رنگ پریده و بی رمق شدم و البته خانه نشین !!

 در سکوت و انزوای خودم به سر میبرم ، تشویش و دلهره قسمتی از من شده و همیشه در خودم حسش میکنم... انگار انسان جدیدی در من نفس میکشه که اصلا نمیشناسمش ، و مدام به من میگه دنیا و آدم ها از وجود تو بی نیاز هستند .

شاید درست میگه ، مایلم که زندگیم به پایان برسه چون خواسته و هدف و آرزویی ندارم ، آیا خدا بنده ی خسته و پریشانی مثل من رو میپذیره؟


موضوعات مرتبط :
زندگی بعد از جدایی

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • ۱۲۹۷ بازدید
    • جمعه ۶ مرداد ۹۶ - ۱۵:۴۱

    بعد از طلاق ، گوشه گیر و خیالاتی شدم

    سلام
    امیدوارم حالتون خوب باشه حال من که خیلی بده
    من یه دختر بالای سی  هستم تو دوران عقد طلاق گرفته ام ولی فکر نکنم دختری به اندازه من تو دوران عقد بدی از نامزدش دیده ولی به لطف خدا بعد از طلاق ایمانمو اینقدر قوی کردم که حالا حتی چهره نامزدم هم بعد از چند ماه فراموش کرده ام
    ولی مشکل من اینجاست که از همه بی اعتماد شدم ،دوست ندارم ازدواج کنم . بعد از طلاق هم خواستگارهای زیادی داشتم ولی خدا را شکر جور نشدند هیچ کدوم دلم نمیخواد جایی برم از مهمون به شدت متنفرم وقتی کسی میاد خونه مون میرم تو اتاق تنها میشینم .
    در کل گوشه گیرشدم . این یه مشکلم مشکل بعدیم این هستش که اصلا احساس نمیکنم تو دنیای واقعی زندگی میکنم همش تو خیالات و توهم هستم . شب و روز خودمو تو اون دنیا مجسم میکنم که چطور دارم زندگی میکنم انگار کسی داره قدم به قدم باهام راه میاد و بهم میگه این کارو بکن اون کارو نکن .
    از شما راهنمایی میخوام من دسترسی به روانپزشک و روانشناس ندارم در کل اعتقادی به گفته هاشون ندارم لطفا منو راهنمایی کنید که از این حالت زندگی بیام بیرون ...

    موضوعات مرتبط :
    طلاق در دوران عقد زندگی بعد از جدایی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • ۸۱۲ بازدید
    • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶ - ۱۸:۱۰

    چرا بعضی ها فکر می کنن بچه های طلاق به درد ازدواج نمی خورن ؟!

    سلام بچه های خانواده برتری

    میخوام باهاتون درد و دلی بکنم دلم خیلی گرفته ، آخه چرا بعضی از آدما با آدم اینجوری رفتار میکنن چرا انقدر به دیده ی حقارت به آدم نگاه میکنن ، بابا گناه بچه هایی مثل من که ننه بابامون طلاق گرفتن چیه که انقد تحقیرمون میکنن؟

    چرا فکر میکنین ماها به درد زندگی نمیخوریم بابا مام آدمیم شخصیت داریم . والا جدای از طعنه ها و نگاهای تحقیر آمیزی که چند وقته دارم تحمل میکنم ، دوست چندین و چند سالم که تو دانشگاهم باهمیم و خودش ازدواج کرده و سر و سامون گرفته هی به اسم شوخی یه آقاهه هس تو دانشگامون کار میکنه  همش اونو بهم نسبت میده حالا فرض کنین طرف  چه جور آدمیه ؟ یه مرد حدودا پنجاه ساله ی زن و بچه دار هیز که تو دانشگاه به چش چرونی معروفه.

    این دوستم دم به دقیقه (مخصوصا از زمان طلاق مامانم اینا ) هی به شوخی بهم  میگه :صیغه ش شو ... . شاید قصد بدی نداره و داره شوخی میکنه اما نمیدونه چقدر دل من میشکنه با این ، حرفا یعنی من انقدر بدبخت و بی ارزشم که باید تن به رابطه با همچین آدمی بدم . چرا؟


    موضوعات مرتبط :
    زندگی بعد از جدایی ازدواج فرزندان طلاق

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • ۱۱۲۷ بازدید
    • شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۲۲:۳۰

    آیا می تونم به خاطر عسر و حرج در عوامل جنسی طلاق بگیرم ؟

    سلام

    از وکلا یا افرادی که طلاق گرفتن کمک میخوام . من و همسرم در شرف طلاق هستیم. همسرم کارمند هست و حقوقش تقریبا 1.500.000 تومان هست. مهریه م 400 سکه است و  قسط بندی شده و سه ماه ی سکه میده و ماهانه 500 تومان هم نفقه  پرداخت می کنه.

    بعد از اینکه نفقه به من تعلق گرفت، بلافاصله رفت و درخواست طلاق داد و دادگاه تشکیل شد و حکم طلاق صادر شد ولی چند روز پیش منصرف شده و رفته درخواست رو باطل کرده و چون حق طلاق با مرد هست و من هیچ مدرک قانونی برای طلاق ندارم نتونستم کاری کنم.

    اینکه دلیل طلاقمون چیه و داستان زندگیمون خیلی مفصل هست که اینجا مجال گفتن نیست.

    من و همسرم حدود 1.5 سال که کاملا جدا زندگی می کنیم و من خونه پدرم هستم و ایشون هم همین طور.  خودم وکیل دارم ولی روم نمیشه این سوال رو ازش بپرسم و به همین خاطر این سوال رو اینجا مطرح کردم:

    آیا وقتی مهریه و نفقه رو پرداخت کرد نیازهای جنسی زن باید نادیده گرفته شه ؟ آیا می تونم به خاطر عسر و حرج در عوامل جنسی طلاق بگیرم ؟ چون آقا خونه نداره که بریم زندگی کنیم و به همین خاطر نمی تونه تمکین من رو به عهده بگیره، ممنون میشم راهماییم کنید. در ضمن من نمیخوام از حق و حقوقم بگذرم تا طلاق بگیرم.


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا سوالات حقوقی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۱ نظر
    • ۲۸۴۳ بازدید
    • شنبه ۶ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۸

    چطور تو آخرین مرحله طلاق دوباره به زندگی برگردم؟

    با سلام

    من خانمی هستم که بیش از سه ساله عقد کردم. در طول این سه سال با همسرم مشکلاتی داشتیم که قصد بر طلاق گرفتیم و تا مراحل پایانی طلاق پیش رفتیم اما حالا به دلایلی میخوام دوباره از نو شروع کنم و زندگیمو دوباره بسازم. 

    میخوام بمونم و تلاشمو بکنم تا اگه این زندگی قابل نجات دادنه اول زندگیمو نجات بدم بعد اگه دیدم نمیشه به فکر طلاق باشم.  چون طلاق منفورترین حلال خداست و من نمیخوام مرتکب این حلال منفور بشم. 

    در ضمن اگه کسی تجربه مشابهی داره لطفا کمکم کنه و برام توضیح بده که چطور تونسته در آخرین مراحل طلاق زندگیشو نجات بده و اینکه آیا الان از زندگیتون راضی هستید یا نه و اگه به دوران طلاق برگردید آیا جدا میشید یا گذشت میکنید؟

    کدوم راه بهتره؟


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۰۷۰ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    شوهرم به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه

    سلام
    زیر 30 سال سن دارم و بعد دو سال و خورده ای عقد دارم جدا میشم . شاید ما ادم زندگی هم نبودیم . از نظر مشاوره زندگی من فایده نداره و جدایی تصمیم عاقلانه ای است . به خاطر اینکه مهریه نده اقدامی واسه طلاق نمی کنه می خواد اذیتم کنه و دوستم نداره . از نظر روحی خستم و نمی دونم چی کار کنم . امیدی به زندگی و اینده ندارم .
    مهریه ام اجرا گذاشتم که فشار بیاد بهش و اقدام کنه واسه جدایی ولی اون بی خیاله ،  کسی بوده تو همچین شرایطی ؟ چطوری ارامش را به خودش برگردونده ؟ از انتظار و این وضعیت خستم . من کلاس های مختلف میرم که وقتم بگذره اما حال روحیم خوب نیست خیلی حساس شدم . اگه کسی تجربه مشابهی داشته برام بنویسه . 
    ممنونم
     برام دعا کنید که اگه صلاح است مشکلمون حل شه .


    پیشنهاد :

    شوهرم حاضر نیست طلاقم بده

    شوهرم طلاقم نمیده ، راه دیگه ای برای جدا شدن هست ؟

    برای طلاق اقدام کردم ولی شوهرم دادگاه نمیاد

    شوهرم نه حاضره زندگی کنه و نه حاضره طلاقم بده



    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد منفورترین حلال خدا

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۱۰۸۸ بازدید
    • شنبه ۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۵

    آیا زندگی بعد از طلاق از زندگی الان من سخت تر است؟

     با سلام

    دختری هستم 32 ساله و فوق لیسانس که سه سال پیش با پسری همسن خودم و لیسانس ازدواج کردم. الان در عقد به سر می برم اما متاسفانه در دوران عقد رابطه جنسی کامل داشته ایم.  همسرم از فامیل های دور بود و آشنایی ما از طریق معرفی خانواده ها بود. 

    بعد از روز خواستگاری خانواده ها شماره تلفنهایمان را رد و بلد کردند و ما مدتی برای آشنایی بیشتر با هم در تماس بودیم و در این مدت وابستگی بین ما ایجاد شد که نتوانستیم رابطه را تمام کنیم و به عقد هم درآمدیم.  همسرم آن زمان یک بار به من گفت که با کسی ارتباط دارد اما من باورم نشد و البته خودش هم بعدش گفت بخاطر ترس از مخارج ازدواج به من دروغ گفته و کسی در زندگی اش نیست و ... 

    اما من دختر پاکی بودم که با هیچ کس رابطه نداشتم از خانواده ای مذهبی و متدین و همه چیز را روراست و عین حقیقت به همسرم گفتم . اما همسرم از من پنهان کاری کرد که به گفته خودش دلیل پنهان کاری اش این بوده که نخواسته من از زندگی ام سرد و نا امید شوم و متوجه شوم که انتخاب اشتباهی کرده ام.

    همسرم از خانواده ای بی نماز و با اعتقادات مذهبی بسیار ضعیف بوده به طوری که اصلا اهل نماز و روزه نیستند و به حجاب و ...  اعتقادی ندارند. ( دلیل بیان این حرفها گفتن تفاوت هاست نه چیز دیگر ) .

    بعد از سه سال عقد و کمک هایی که از نظر مادی به همسرم کردم ( چون فکر میکردم مشکل ایشان مشکل مالی است ) پس از سردی های بی شماری که از همسرم دیدم به زندگی ام شک کردم و هر چه از شوهرم میپرسیدم مشکلت چیه چی شده ؟ چی رو داری از من پنهون میکنی اما چیزی نمیگفت و بهانه های متعدد میاورد تا اینکه دو سال بعد عقد متوجه شدم که داستانی که قبل عقد برایم تعریف کرد درست بوده و هنوز هم با خانمی در ارتباط است.


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا رابطه جنسی کامل در دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • ۳۰۳۲ بازدید
    • پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    در حال متارکه هستیم ، ولی متوجه شدم خانمم سرطان سینه داره

    سلام

    من و همسرم 8 سال است که با هم زندگی می کنم و به خاطر اختلاف نظر شدید و مشکلات زناشویی بین خودمان ، آبان ماه امسال تصمیم گرفتیم که از هم توافقی جدا شیم.

    متاسفانه مشکلی که الان من دارم اینه که همسرم 3 هفته است متوجه شده که به سرطان پیشرفته سینه مبتلا است و خب من هم نتایج تمامی آزمایش های ایشان را دیدم و خب تقریبا شانسی نداره. الان عذاب وجدان گرفتم.

    تمامی مراحل متارکه ما هم انجام شده و فقط تایید آخرش مونده. نمی دانم شاید داستان ما روی بیمار ایشان تاثیر گذاشته. از طرفی پا پس کشیدنم هم احساس ترحم رو برای ایشان منتقل می کنه.

    این وسط موندم چی کار کنم؟


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • ۱۸۳۸ بازدید
    • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    وابستگی شوهرم به من ، بعد از طلاق ادامه خواهد داشت ؟

    با سلام 

    دارم از شوهرم طلاق میگیرم تمام راه های ارتباطی رو به مدت سه ماهه قطع کردم و اون خیلی وابستس مرتب گل و شیرینی و چیزهای دیگه و نامه میفرسته .

    یه جلسه دادگاه رفتیم قرار شد با مقداری مهریه توافقی طلاق بگیریم . متاسفانه هیچ راه برگشتی وجود داره  حتی تو دادگاه هم کلی گریه کرد .

    بنظر شما این وابستگی تا کی ادامه داره ؟ و رفتار من چطوری باشه که دیگه منو دوس نداشته باشه ؟


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۱۶۶۸ بازدید
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    شوهرم منتظره درخواست طلاق بدم ولی من می خوام زندگی کنم

    سلام و درود

    بنده خانمی 27 ساله هستم که متاسفانه با شوهرم مدتی اختلاف پیدا کردیم . 13 سال با هم به خوبی زندگی کردیم . شوهرم هم آدم خوب ، سر سنگین و مؤدبی هست .

    جریان از اینجا شروع میشه ، که دایی شوهرم  3 سال از من کوچک تره به خواهرم علاقه داشت ، یک روز خواهرم خونمون بود ، منم آماده شده بودم و منتظر شوهرم بودم که بریم بیرون ، شوهرم هم با خانودش و داییش اصلا رابطه خوبی نداره ، من که از خدا بی خبر بودم ، خواهرم زنگ میزنه به دایی شوهر و میگه بیاد خونمون که ببینتش ، تا درب خونمون زنگ خورد ، فکر کردم شوهرمه ، تا درب رو باز کردم دیدم این آقا پرید داخل .

    چند دقیقه نشد که اومد داخل شوهرم از راه رسید ، منم به خاطره خواهرم و رابطه بد شوهرم با داییش ، اون را کردم داخل کمد و درب رو روش قفل کردم .

    همین که شوهرم اومد داخل ، دختر 5 سالم رفت بهش جریان را گفت : خلاصه خون به پا شد ، و کارم با شوهرم به طلاق هم کشید اما با پا در میونی بزرگا دوباره برگشتیم سر زندگی ، اما دیگه مثل قبلش نشد ، سرد بود ، تا سر موضوعی بحثمون میشد همش اون روز رو میکشید وسط ، و میگفت تو بهم خیانت کردی ، آبرو واسم نذاشتی .

    تا عید امسال گفت دیگه نمیخوامت ، ازت بدم میاد و میخوام ازت جدا بشم ، منم وقتی دیدم ، کم محلی میکنم ، بی محلی کردم ، و اومدم قهر خونه پدرم ، من واقعا شوهرم رو دوسش دارم عاشق زندگی و دخترمونم ، اما اون دیگه میگه طلاقت میدم ، الان 5 ماه از این قضیه میگذره نرفته درخواست طلاق بده که من درخواست بدم که کارش راحت تر بشه .

    اما من که نرفتم درخواست طلاق بدم ، فقط به خاطر این که دوسش دارم و میخوام برم سر زندگیم ، هر چی هم زنگش میزنم میگه نمیخوامت و فقط طلاق ، اما درخواست هم نمیره بده ، من تا حالا هیچ کاری نکردم که شاید نظرش بر گرده و پشیمون بشه . دخترم هم الان پیش اون داره زندگی میکنه .

    قبلا از نظرات خوبتون تشکر می کنم


    موضوعات مرتبط :
    منفورترین حلال خدا

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • ۱۹۰۸ بازدید
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا