خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۲۴۲۸ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

خواستگار خوب و مومن ولی با خانواده ای معمولی

خانم های مومن با ایمان اگر یک خواستگار بیاد که اعتقاداتش ایمانش به خدا همانند شما بلکه بیش از شما باشه ولی خانوادش برعکس خودش باشن در حد معمول مردم چه نظری در این رابطه دارند ایا با خانواده طرف کنار میان و یا اینکه رد می کنند خواستگار رو یا اینکه زیاد مهم نیست ؟؟؟؟؟


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
مسائل خواستگاری (برای دختران)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۱۰۸۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۱ فروردين ۹۳ - ۰۵:۳۰

    نمی دونم نظرش راجب من چیه


    من یک دختر 24 ساله هستم که تازه لیسانس گرفتم و مشغول کارم و هم درسمو ادامه می دم راستش تو محل کارم یک آقایی هست که با من همکاره تقریبا یک ساله که در یک جا با هم کار می کنیم تو این یک سال خوبی های اون آقا پسر منو شیفته ی خودش کرد ولی اون تا حالا به من ابراز علاقه نکرده و نمی دونم نظرش راجب من چیه ایشون خیلی آدم مذهبی هستش کار ما طوریه که دختران زیادی در محل کار ما رفت و آمد می کنند ولی ایشون با تمام دخترا خشک برخورد می کنند ولی زمانی که مادر یا خواهرش به محل کارمون میان خیلی مهربون و صمیمی با هاشون حرف می زنه انگار چند ساله اونارو ندیده زمانی که این حس خانواده دوستی و ایمان رو در ایشون دیدم عاشقشون شدم ولی من به عنوان یک دختر چطور می تونم نظر ایشون رو راجب خودم بدونم چه راهکارهایی هست فقط باید منتظر باشم ببینم طرف مقابلم پا پیش میزاره یا نه من خواستگارهای زیادی دارم ولی به هیچ کدوم علاقه ای ندارم تو رو خدا اگر راهکاری بجز فراموش کردن اون آقا دارید بگید تو این یکسال تقریبا شناخت کاملی نسبت به ایشون پیدا کردم در ضمن ایشون بجز مسائل کاری با من حرف نمی زنند و رفتارشون با من خشکه مثل همه ی دخترای دیگه البته من اصلا علاقه ام رو بروز ندادم و رفتاری عادی با ایشون دارم می دونم مشکل من مشکل خیلی از دخترای دیگه هم هست که زمانی شخص مد نظرشون رو پیدا می کنند فقط باید منتظر باشند یا اون شخصو فراموش کنند

    پاسخ :
    سلام
    باید به طور غیر مستقیم ازش خواستگاری کنید . منظور از غیر مستقیم ، اینه که از یه واسطه کمک بگیرید تا بفهمید اصلا قصد ازدواج داره ؟ آیا کسی رو مد نظر داره ؟ نظرش در مورد شما چیه ؟
    به طریقی که بهتره غیر مستقیم باشه باید جواب این سوالات رو بفهمید . از طرف دیگه باید طوری رفتار کنید که کسی در زندگی شما نیست .
    2 ترفند دخترانه :
    1 - بیا خاله !!!!
    بعضی از دخترا وقتی بچه ای همراه اوناست برای این که به بقیه بگن این بچه ی من نیست ! طوری حرف می زنن که بقیه این رو بفهمند . مثلا میگه خاله بیا بریم ! عمه مواظب باش ! و ...
    2 - بابام باید اجازه بده !
    در بعضی از مسائل که نیاز به هماهنگی با خانواده باشه وقتی در جمع موضوعی مطرح میشه روی این تاکید می کنن که بابام باید اجازه بده !

    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    خواستگاری دختر از پسر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۹) پاسخ های مردم
    • ۱۶۸۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۳۲

    توی شهر ما به شدت روی برگه سلامت حساسن

    سلام
    من یه دختر باکرم ( اینو از تستی که گرفتم میگم ) توی شهر ما به شدت روی برگه سلامت حساسن حتی همه باید از جمله مادر داماد اونو ببینه من اصلا از این کار خوشم نمیاد و فک میکنم یه جور توهین به شعور یه دختره که حتی بعضی وقتا 2 بار این تست گرفته میشه یه شب قبل عروسی من چطور میتونم از کسی که باهاش میخوام ازدواج کنم در خواست کنم این آزمایش رو ندم؟
    آیا بهم شک میکنه با این حرف؟ این برگه اختیاریه یا اجباری؟ تکلیف کسی که باکرگیش رو با یه اشتباه از دس داده چی میشه؟ باکرگی یعنی باکی مطلق ؟
    ممنون میشم اگه جوابمو بدین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها برگه سلامت بکارت

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۲۲) پاسخ های مردم
    • ۲۰۵۵ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ فروردين ۹۳ - ۲۳:۰۱

    من یه خواستگاری دارم که طلبه است

    سلام دوستان.من یه خواستگاری دارم که طلبه س میخوام بدونم اگه اطلاعاتی از زندگی اینجور افراد دارین بگین چون ما تو فامیل همچین کسی نداریم
    اگه کسی همسرش یا خودش طلبه س تجربیاتش رو بگه
    خواهش میکنم راهنماییم کنین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) ازدواج با طلبه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۲) پاسخ های مردم
    • ۲۴۹۰ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ فروردين ۹۳ - ۰۶:۰۲

    سوال مهم از پسرهای مجرد

    سلام می خواستم از آقا پسرهای مجرد سوال کنم اگه شما به خواستگاری دختر خانمی برید که همه شرایطش (ایمان ،اخلاق ،خانواده ،مالی،....) عالی باشه ولی این دختر یه بار نامزد کرده باشه با صیغه محرمیت ولی به دلایلی مثلا فهمیدن که از نظر فرهنگی به هم نمیان بهم خورده باشه (این دخترباکره باشه) و گذشته کاملا پاکی رو هم داشته باشه چیکار میکنید؟؟ این خانم رو ترجیح میدید یا دختر خانمی رو که نامزد نداشته ولی شاید دوست پسر داشته و.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۳) پاسخ های مردم
    • ۱۵۶۷ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۹:۳۲

    اختلاف ازدواج های مومنین با افراد عادی

    به نظر شما چقد اختلاف می تونن داشته باشن ازدواج های مومنین و زندگی زناشویی با سایر مردم اجتماع؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵) پاسخ های مردم
    • ۱۰۷۶ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۹:۲۷

    بلوغ فکری برای ازدواج

    سلام یه سوال داشتم
    این که می گن برا ازدواج پسر باید به بلوغ فکری رسیده باشه یعنی چی؟؟اگه مثال هم بزنید ممنون میشم؟

    پاسخ :
    سلام
    کسی به بلوغ فکری رسیده که به خودش و دیگران اهمیت بده . فرض کنید مهمون قراره بیاد . همه مشغول فراهم کردن مقدمات هستند اونوقت پسر 20 ساله خانواده جلوی تلویزیون لم داده و داره اس بازی می کنه . از اون طرف پسر 12 ساله خونه ، کارهای مدرسه اش رو انجام میده میاد میگه کاری هست که من بکنم ؟
    میشه گفت اون پسر 20 ساله به خاطر عدم درک موقعیت به بلوغ فکری نرسیده ولی اون پسر 12 ساله رسیده .

    فرض کنید مامان رفته مسافرت ؛
    دختر 17 ساله خونه طوری خونه رو مدیریت می کنه که کسی حس نمی کنه مامان نیست . از اون طرف مثلا دختر 28 ساله ی خونه ، ساعت 11 از خواب بیدار میشه !

    در کل اگه می خواید ببینید کسی به بلوغ فکری رسیده یا نه به این توجه کنید که چقدر در مقابل خودش و رفتارش مسئول و پاسخگو هستش و همین طور چقدر به خانواده اهمیت میده ؟
    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱) پاسخ های مردم
    • ۹۲۶ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۵۳

    افسردگی جنسی

    دو تا از دوستان من بعد ازدواج فهمیدن که شوهرانشون افسردگی جنسی دارن و یکی بعد ۴ سال و دیگری بعد ۶ ماه طلاق گرفتن. حالا ما چه جوری میشه در همون جلسات خواستگاری بفهمیم طرف چتین مشکلی نداره. خصوصا اگه پسر مذهبی یا خجالتی باشه گاهی نگفتن او رو به خاطر حیا یا خجالتش میذارن. و بعد ممکنه چنین مسایلی که برای این دوستان من پیش اومده پیش بیاد.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۷) پاسخ های مردم
    • ۱۰۳۳ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۴۲

    بهترین روش و شیوه برای انتخاب همسر چی هست

     توحید :

    سلام

    می خواستم بپرسم بهترین روش و شیوه برای انتخاب همسر چی هست.از لحاظ شرعی هم لطف کنید راهنمایی کنید. عزیزان هم اگر مقدور هست لطف کنند نظر بدن.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) مسائل خواستگاری (برای پسران)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲) پاسخ های مردم
    • ۱۱۶۰ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۳۹

    من در کل از ازدواج میترسم و خجالت میکشم

    سلام. من بیست سالمه و از 16 سالگی خواستگار داشتم و خونوادم دوس دارن هر چه زودتر ازدواج کنم چون موردهای خوب زیاد بوده ولی من در کل از ازدواج میترسم و خجالت میکشم و باعث شده که متنفر بشم.الانم نمیدونم که باید جواب خونوادمو چی بدم نمیشه همین حرفا رو به خوانوادم بگم وقتی میگن چرا میخوام ازدواج نکنم.
    ممنون میشم جواب بدین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۰) پاسخ های مردم
    • ۸۸۹۰ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۳۷

    میتونید اول بخاطر خدا بعد بخاطر من چادر سر کنید

    با سلام
    من یه دختر مذهبی هستم ولی چادر سر نمی کردم یه خواستگار دارم که میگه شما که 90 درصد حجاب رو رعایت میکنید میتونید اول بخاطر خدا بعد بخاطر من چادر سر کنید ناگفته نماند من خودم چادر پوشیدن رو خیلی دوست داشتم حتی چند ماه پیش به مادرم گفتم که میخواهم چادر سر کنم ولی خواهرم مخالفت کرد و گفت تو حجابت کامله ولی من وقتی با این پسره میرفتم صحبت بکنم چادر سر کردم و بهش میگفتم که من چادری نیستم و اون هیچی نمیگفت یا بعضی اوقات میگفت میدونم،اما حالا یه ماهی هست کاملا چادر سر میکنم خدا شاهده نه بخاطر این آقا پسره فقط بخاطر ایمانی که بهش پیدا کردم ولی خیلی میترسم که اگر قسمت من ازدواج با ایشون باشه بعدها خواهرم چه برخوردی میکنه البته اینم بگم خواهر منم حجابشو رعایت میکنه ولی از چادر متنفره من عاشق خواهرم هستم نمیخوام بین من و او اختلافی بیافته چکار کنم ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۵) پاسخ های مردم
    • ۹۶۹ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۳۵

    می ترسم بعدا تو ذوقش بخوره

    سلام
    من 19 سالمه و قراره اگه خدا بخواد تا ماه اینده عقد کنم.
    از نظر قیافه و هیکل اینطور که اطرافیانمم میگن هیچی کم ندارم خیلی خیلی ازم تعریف میکنند حتی نامزدم ولی من یه مشکلی دارم اینه که در اثر یه کاهش وزن خیلی جزئی پوستم در ناحیه ی رون و بالای سینه و بازوهام ترک خورده (سلولیت) از این بابت خیلی ناراحتم کلا اعتماد به نفسمو از دست دادم
    می ترسم این تعریفایی که از من می کنه بعدا تو ذوقش بخوره چون اونکه بدن منو ندیده فقط پوست صورتو دستام مشخص بوده چون کلا رنگ پوستم روشنه شاید فکر می کنه کل بدنمم اینطوریه نمی دونم می ترسم بعدا برام مشکل شه
    حالا می خواستم بدونم پسرا اگه یه همچین موردی براتون پیش میومدو بعد عقد متوجه می شدین چه عکس العملی نشون میدادین
    اصلا این ترک پوست چقدر براتون مهمه اگه همسر ایندتون این طوری بود چقدر تو ذوقتون می خورد؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۱۳۱۸ بازدید
    • جمعه ۱۵ فروردين ۹۳ - ۱۸:۳۳

    آیا ما باهم کفویت اعتقادی داریم؟

    سلام
    من ادم مذهبی هستم ولی اکنون خواستگاری دارم که از خانواده معمولی هستند نه خیلی راحتند و نه خیلی مومن . این اقا پسر خواهرانی دارد که در خانه لباسهای نامناسب می پوشند و حتی جلو برادرش به بچه شیر میدهند و ...
    به نظر شما در اینده من با مشکلی برنخواهم خورد ؟
    ایا موجب نخواهد شد که من را با انها مقایسه کند ؟
    ایا توقعاتش زیاد می شود ؟

    پاسخ :
    سلام
    در واقع می خواید بفهمید که شما با اون آقا کفویت مذهبی و اعتقادی دارند یا نه . شما چه جواب هایی برای سوالات زیر دارید ؟
    1 - اگه از شما بخواد که توی خونه و جلوی برادرهاش از اون لباس ها بپوشید چه کار می کنید ؟ آیا اصلا چنین انتظاری داره ؟
    2 - اگه از شما بخواد که در مهمانی های مختلط خانوادگی مثل خواهراش لباس بپوشید چه کار می کنید ؟ آیا از شما انتظار داره ؟
    3 - اگه شب عروسی برادر،عمو و ...  اون خواستند شما رو با لباس عروس ببینند چه کار می کنید ؟ آیا اون چنین انتظاری داره ؟
    و ...

    با طرح چنین سوالاتی سبک و سنگین کنید اگه دیدید که در 70 درصد موارد نظر شما با هم مشترک بود میشه نتیجه گرفت که از لحاظ اعتقادی و مذهبی به مشکل حادی بر خورد نمی کنید .
    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴) پاسخ های مردم
    • ۸۰۱ بازدید
    • سه شنبه ۱۲ فروردين ۹۳ - ۲۲:۵۲

    توی شهر ما سبزه ها رو مسخره میکنن

    راهنمایی کنید دارم دیونه میشم
    سلام من یک دختر خیلی سبزه هستم توی شهر ما سبزه ها رو مسخره میکنن و خیلی از دخترای سفید پوست خوششون می یاد من به خاطر رنگ پوستم احساس حقارت می کنم حتی اگر ازدواج کنم حتما همسرم من رو تحقیر می کنه شایدم بره یک زن سفید پوست بگیره شاید من باید تا اخر عمر مجرد بمونم چون همه ی پسرا عاشق زنای سفیدن و از سیاه ها بدشون می یاد

    پاسخ :
    سلام
    وقتی خودتون از چهره ای که دارید راضی نیستید طبیعتا نباید انتظار داشته باشید که دیگران از رنگ و چهره ی شما خوششون بیاد .
    یه بحثی داریم در بخش انتخاب همسر به عنوان کفویت ظاهری . انتظار نداشته باشید کسی به سراغ شما بیاد که رنگ پوستش خیلی روشن تر از شما باشه . چون اونوقت از این لحاظ با هم تناسب نخواهید داشت . همین ممکنه بعد از ازدواج باعث جر و بحث بین شما و شوهر آیندتون بشه .

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۴) پاسخ های مردم
    • ۷۲۳۸ بازدید
    • سه شنبه ۱۲ فروردين ۹۳ - ۲۰:۲۳

    ازدواج برای ارضای نیاز جنسی

    ببخشید که اینو مینویسم
    من هم 21 سالمه ولی نمیدونم به غیر از ارضای نیاز جنسی چه دلیل دیگه ای میتونم برای ازدواج داشته باشم.
    مگه این همه ادم که ازدواج میکنند دلیل ازدواجشون به غیر از نیاز جنیسیه؟؟!!!
    اخه ادم مگه دیوونه اس که مدام برای یک دیگه بشوره بپزه بچه هاشو ترو خشک کنه و ..... اخه ازدواج به غیر از شیرینی که داره خییییلی هم تلخی توش هست(البته اگه با ناجورش در بیوفتی!) مادر شوهر و خواهر شوهر و هزار تامشکل دیگه که هیچ کدوم از ایناتو دوران مجردی نیست.
    اقای نجفی شما و خییییییییییلی های دیگه میگید که بذارید فشار جنسیتون فرو کش کنه بعد ازدواج کنید.
    شاید یکی ازتون بپرسه حالا که نیاز جنسیم فروکش کرد اصلا واسه چی ازدواج کنم؟؟؟؟؟؟!!!
    چرا واسه خودم نون خور بیارم و.....
    و هزار تا چرای دیگه...
    مگه تو دین ما گفته نشده دختر یا پسر هر زمان که دیدند دارند تو گناه میوفتند باید ازدواج کنند پس چرا ما بگیم وقتی نیازتون فروکش کرد ازدواج کنید!!!
    وقتی شما نیاز به اب و غذا نداشته یاشیداب و غذا میخورید؟!
    (اگه این نیاز نبود که کسی ازدواح نمیکرد)
    من حرفهای شمارو قبول دارماااا
    ولی میخوام بگم اگه یکی ازتون این سوالا رو پرسید چه جوابی داید که بدید؟؟
    اصلا شما خودتون که ازدواج کردید چه دلیلی واسه ازدواجتون داشتید؟؟؟
    خواهش میکنم جوابمو بدید.
    من منتظر میمونم خیل برام مهمه
    خییییییییییییییییییییییلی


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۶۳۱ بازدید
    • شنبه ۹ فروردين ۹۳ - ۲۳:۰۵

    از کجا بفهمم که بعد از ازدواج گرم هستم یا سرد؟

    من یک دختر سفید هستم و بدنم از نظر مو متوسط هست.ی عنی نه پرمو و نه کم مو. خوشگل هم هستم.
    اما همیشه از ازدواج می ترسم.می گم نکنه بعدا سرد مزاج از آب دربیام؟
    از کجا بفهمم؟
    ولی الان که مجردم به ازدواج نیاز دارم ولی بیشتر نیازم عاطفیه.کلا دختر خیلی عاطفی هستم.البته از نظر اجتماعی خون گرم هستم و...
    از نظر تحصیلی هم همیشه جزء نفرات برتر کنکور و... بودم.
    من از کجا بفهمم که بعد از ازدواج گرم هستم یا سرد؟
    ممکنه یکی از نظر طب سنتی سرد مزاج باشه ولی از نظر جنسی گرم مزاج؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۱۶۵۱ بازدید
    • شنبه ۹ فروردين ۹۳ - ۰۶:۱۸

    بین خودمون صیغه محرمیت خوندیم

    سلام. من چند روزی میشه که بهتون سر میزنم....
    هرچقدر گشتم جای دیگه ای رو پیدا نکردم که سوالمو بپرسم پس همینجا مطرح میکنم!
    من دختر 18 ساله ای ام که حدودا 1 سال و چند ماه میشه ک با پسر 20 ساله ای آشنا شدم....
    آشنایی ما بیشتر به اصرار ایشون بود و منم از دخترایی نیستم که اهل دوستی باشم و تا حالا هم با هیچ پسری دوستی نکردم.
    شروع ارتباطم با ایشونم با اصراری که ایشون داشت و از همون اولم با فکر ازدواج شروع شد.
    من اون موقع هیچ علاقه ای به ایشون نداشتم.
    وقتی زمانی از ارتباطمون گذشت من کاملا با دید عاقلانه به بررسی ایشون پرداختم به خصوصیات مثبت و منفی ایشون توجه کردم و حالام ایشون رو انتخاب کردم چون ایشون هم اکثر ملاک ها و معیار های منو داره (اکثر و نه همش) و هم شرایطش جوریه که خانوادم میخوان.
    بعد از اینکه متوجه شدم ک میتونن ب عنوان همسرم باشن بهشون علاقه مند شدم و الانم خیلی بهشون علاقه دارم و این علاقه دوطرفه ست.
    ولی با توجه به شرایط من و بعضی شرایط ایشون فعلا امکان اینکه بیان خواستگاری و عقد کنیم وجود نداشت و ما تصمیم گرفتیم که ارتباطمون همراه با گناه نباشه و زندگیمون رو با گناه شروع نکنیم و بین خودمون صیغه محرمیت خوندیم... و این کار با توجه به فتوای مرجع تقلیدمون انجام شد...
    بعد از اون ایشون اصرار میکردن که ارتباط نزدیک تری باهم داشته باشیم و من نذارم که به گناه بیوفته و کمکش کنم.
    و با این شرایط و اینکه برا خودمم بهتر بود قبول کردم و الانم ارتباطمون در حد دوران نامزدیه....الانم خانواده ایشون از ارتباط و محرمیت ما خبر دارن ولی خانواده من نه.
    هردوی ما ادمای مذهبی هستیم و خیلی مقید ولی خب کاری که انجام دادیم غیرعادیه و شاید خیلیا قبولش نداشته باشن.
    همه ی اینارو گفتم که از شرایطمون مطلع بشید...
    بنظر شما کارما اشتباهه؟ صیغه بین دختر و پسر چیزیه که تو عرف جامعه ما هنوز جا نیوفتاده و خانوادم اگه بدونن اصلا اینو نمی پذیرن.
    من بخاطر خدا این کارو انجام دادم و خیلیم راضیم چون دیگه نه خودم گناه میکنم نه باعث گناه میشم و این به عشقی نسبت به هم دیگه داشتیم خیلی اضافه میکنه.
    فقط میترسم بعد از نامزدی و ازدواج ارتباطمون عادی بشه و این شور الانو نداشته باشه وگرنه همه چیز خوبه....یا عذاب وجدان اینکه کارمون اشتباهه و به زندگی آیندمون لطمه وارد میکنه!
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.

    پاسخ : 11 فروردین 93
    سلام
    فرض رو بر این میگیریم که صیغه ای جاری شده شرعی باشه.
    انتخاب همسر آینده اونم به تنهایی و بدون کمک گرفتن از خانواده برای تحقیق ، کار چندان درستی نمی تونه باشه . موقعی که با این آقا آشنا شدید سن شما حدود 16 سال نیم بوده . نمی گم این آقا ، آدم بدی هستش . اصلا این آقا مومن . آیا شما سایر شرایط رو در نظر گرفتید ؟ میشه ما رو راهنمایی کنید که این آقا رو چطور و بر اساس چه معیارهایی به عنوان همسر آینده انتخاب کردید ؟ از چند نفر در موردش پرسیدید ؟
    اون هم حدود 18 و نیم سن داشته . می دونید دلیل نزدیک شدن اون به شما چی بوده ؟ فرمودید که با اصرار ایشون رابطه ی شما ادامه پیدا کرده . و گفتید که بعدا علاقه ایجاد شده . و ادامه دادید که تصمیم گرفتید برای جلوگیری از گناه کردن با هم محرم شدید .
    آیا نیاز جنسی ، دلیل این کار شما نبوده ؟!
    معمولا شما یعنی دختران ، برای رفع نیاز عاطفی وارد چنین ارتباطاتی میشید ولی پسران این طور نیستند . اونها معمولا برای رفع نیاز جنسی این کار رو می کنند .
    گفتید که به اصرار ایشون رابطه ی نزدیک تری با هم برقرار کردید . مطمئنا هدف شما ، درست یا غلط انتخاب همسر آینده بوده چون نیاز عاطفی داشتید . اون آقا هم نیاز جنسی داشته .
    به نظر میرسه عامل پیوند شما با هم همین دو مورد بوده . امیدوارم که اشتباه کرده باشم .
    پس به نظر بنده به فرض شرعی بودن صیغه ی شما ، کار درستی نکردید که بدون مشورت خانواده مهمترین تصمیم زندگی تون رو گرفتید .
    اکثریت خانم هایی که دوران عقد یا همون نامزدی رو گذروندند معتقدند که توجه شوهرمون به ما در اون دوران خیلی بیشتر و بهتر بود . دلیلش هم اینه که در طول روز یا هفته فقط چند ساعت رو با هم سپری کردند . طبیعی هستش که آقا در اون چند ساعت همه ی حواسش رو به همسرش میده . در حالی که بعد از ازدواج فقط زمانی که آقا سر کار هست از هم دورند . پس روابط عادی میشه و اون شور و حال دوران نامزدی رو نداره .
    پس ترسی که در مورد گرمی روابط بعد از عقد و عروسی دارید طبیعی هستش .

    پیشنهاد می کنم تا کار به جاهای باریک تر نکشیده یا ارتباط تون رو محدود تر کنید یا خانواده تون رو در جریان بذارید .
    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۳۹۱ بازدید
    • شنبه ۹ فروردين ۹۳ - ۰۶:۱۲

    حس میکنم کنارش به آرامش میرسم

    با عرض سلام و تبریک به مناسبت سال جدید
    من دختری ...2 ساله هستم که حدود 3 ماه با یه آقا عقد بودم و به دلیل مشکلاتی که داشت ازش جدا شدم
    اکنون فردی به خواستگاری من اومده که حدود 11 سال فاصله ی سنی داریم پسر خوبیه،اخلاقش خوبه و ...
    حالا ایشون به دلیل این فاصله ی سنی و اینکه قبلا خانمی رو دوست داشتن و میخواستن باهاش ازدواج کنن اما نشده دیگه نمیخوان روند آشنایی رو ادامه بدن
    اما من بهشون میگم بذارین بیشتر باهم آشنا بشیم تا ببینیم اخلاقیات مون به هم میخوره یا نه
    من خواستگارای زیادی داشتم اما ایشون یه جورایی با بقیه فرق دارن حس میکنم کنارش به آرامش میرسم اینو فقط از روی احساس نمیگم تا حدی شناختمش
    حالا پیشنهاد شما چیه؟
    لطفا کمکم کنین خیلی سردرگمم
    التماس دعا


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲) پاسخ های مردم
    • ۸۱۷ بازدید
    • شنبه ۹ فروردين ۹۳ - ۰۶:۰۴

    میترسم چشم بسته به یکی از خواستگارام جواب بدم

    سلام
    من تازه واردِ 22 سالگی شدم...چون دوستای صمیمیم ازدواج کردن به شدت خودمو با اونا مقایسه میکنم و دوست دارم ازدواج کنم...همش میترسم چشم بسته به یکی از خواستگارام جواب بدم که فقط ازدواج کرده باشم!! البته دلایل دیگه ای هم برای ازدواج دارمااا...نمیدونم ماها که تو این سن اینقد تشنه ی از دواج هستیم مشکل داریم یا اونایی که تو سن بالا هم به ازدواج فکر نمیکننن...؟؟!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲) پاسخ های مردم
    • ۷۲۳ بازدید
    • پنجشنبه ۷ فروردين ۹۳ - ۱۹:۲۹

    تا اسم خواستگار می یاد کفری می شم


    تشنه ازدواجم, ولی تا اسم خواستگار می یاد کفری می شم می رم تو اتاق . خلاصه نمی دونم چرا با خودم درگیریم . اینم یه نوع مریضیه که من بهش گرفتارم .... اقای نجفی منو کمک کنید . 21 ساله ام . پیش خودم میگیم پس اوناییی که سنشون بالا هست چه جوری خودشون و دامانشان را از گناه حفظ میکنن.

    الان که دارم مینویسم اشکم درامد. بعضی از اوقات حالم خیلی بد میشه. واقعا من چمه :(

    پاسخ :
    سلام
    از پیام شما این طور برداشت میشه که فشار جنسی ، باعث این میل شدید به ازدواج در شما شده . پاسخ به نیاز جنسی یکی از مواردی هستش که در ازدواج میشه به اون پاسخ داد . شاید در اوایل ازدواج مسائل جنسی خیلی مورد توجه قرار بگیره ، ولی به مرور زمان خیلی کمتر میشه .
    می خوام اینو بگم که شما اول روی میل جنسی تون کنترل بیشتری داشته باشید . چون در شرایط فعلی که شما دارید به احتمال بالای حدود 70 درصد در انتخاب همسر آینده اشتباه می کنید .
    چون بعد از ازدواج و بعد از این که تب و تاب میل جنسی در شما کاهش پیدا کرد ، تازه متوجه بعضی از خصوصیات همسرتون میشید که شاید نتونید با اونا کنار بیاید .
    توصیه بنده به شما اینه که ، فعلا به ازدواج فکر نکنید ، تا وقتی که تمایلات جنسی در شما به اولویت های سوم به بعد در انتخاب همسر آینده تبدیل بشه .
    این که وقتی اسم خواستگار میاد آرامش خودتون رو از دست میدید می تونه ناشی از خجالت ، عدم آگاهی از فلسفه ازدواج یا ترس از آینده باشه .
    کاش می گفتید در اون لحظاتی که بحث از خواستگار میشه ، چه افکاری در ذهن شما وجود داره ؟ دقیقا از چی موضوعی احساس ناراحتی می کنید ؟

    ****
    بحث از خواستگار میشه ، چه افکاری در ذهن شما وجود داره ؟
    راستش به این فکر میکنم که از پیشرفت زندگی بخصوص درس عقب میمونم .نکه فامیل های ما همه تو سن 24/25 ازدواج میکنند , روی من و اینده ام چون خیلی درس خونم یه حسابی باز میکنند .همه منتظرن ببینند که شوهر من کیه و چیه. دوست دارم صاحب یه پست و شغلی شوم بعد ازدواج کنم با اینکه ادمی را دیدم تو فامیل که ازدواج کرد دیپلم نداشت ولی الان استاد دانشگاه شده ولی تا نوبت به خودم میرسه نمی تونم خودمو قانع کنم .می ترسم نتونم مدیریت کنم .در ضمن سابقه طلاق تو دوره نامزدی را ما تو فامیل کم نداریم . و البته سابقه تو زرد از اب در امدن

    ازدواج شروع دردسره . مجبوری مدام بری خونه همسرت, بری خرید, بری شام,خونشون بمونی, بری بیرون, اونا بیان و ... ومن حوصله و شوق این کارها را ندارم

    راستش میترسم با من برخورد مناسبی نکنند . دل من خیلی نازکه . تا چیزی خواستم پدرم فراهم کرده با این که قناعت دوست دارم ولی نمی تونم کم بخوام .

    راستش باورم نمیشه که شدم 21 . باورم نمیشه که بزرگ شدم . دیده میشم . نمی تونم خودمو باورکنم . با این که زود به سن بلوغ رسیدم و از رفتارهای بچه گانه و غیره دورم ولی

    نمیدونم سوال شما مرا به خود مشغول کرد تا حالا عمیق فکر نکرده بودم . دلیلی موجهی ندارم . شما گویا در ذهن من بودید . من دقیقا همون حالتی را دارم که شما شرح دادید .گاهی فکر میکنم این رفتار من طبق یه عادته .البته این فشار جنسی فقط چند روز در ماه است . بعد عادی میشه ولی در کل بدم نمیاد/صادقانه/
    چرا تکلیفم با خودم مشخص نیست. شما میگید من از این بعد چگونه رفتار کنم .

    ****
    سلام مجدد
    میشه با یه برنامه ریزی و توافق قبلی با همسر آینده به پیشرفت کردن ادامه بدید . هستند خانم های متاهلی که با وجود داشتن بچه به درس خوندن ادامه میدن . نیاز جنسی که شما دارید به عنوان یه وزنه جلوی پرواز شما رو می گیره . یا با روش های مختلف این وزنه رو سبک تر کنید یا این که به طور کلی  با ازدواج کردن ، به شکل درستی بهش پاسخ بدید .
    مثلا می تونید با همسر آینده توافق کنید که تا سال فلان بچه دار نشید . یا هر چیزی که فکر می کنید باعث عدم پیشرفت شما میشه رو مطرح کنید و برای اونا راهکاری پیدا کنید .

    شوهری که از دید فامیل عالی باشه ممکنه به درد شما نخوره ، با شما نسازه ، اخلاق خوبی نداشته باشه و ... . پس از همین الان سعی کنید این حساسیت فامیل رو از بین ببرید . بهشون بگید قرار نیست من با یه مرد همه چی تموم ازدواج کنم . این که نگران هستید در آینده با چه کسی ازدواج می کنید ؟ آیا به دل فامیل میشینه یا نه ؟ آیا حسرت شوهر شما رو می خورن یا نه ؟ آیا اگه شوهر شما اون چیزی که اونا انتظار دارند نباشه ، مسخره می کنن ، سرکوفت می زنن و ... ! به نظر بنده این وزنه از وزنه ی قبلی بیشتر به شما فشار میاره و جلوی پیشرفت شما رو میگیره . پس این وزنه رو هم با پاهاتون باز کنید .

    اگه امکانش رو دارید برید با همون فامیلتون که بعد از ازدواج استاد دانشگاه شد مشورت کنید . ببینید بعد از ازدواج چه کار کرد به این جا رسید ؟ پس یه نمونه ی خوب اطرافتون دارید که شما رو تقریبا قانع کنه که ازدواج مانع پیشرفت نمیشه . ولی باید بدونید که از قبل لازمه که با همسر آینده هماهنگی کنید .

    این که در اطراف شما ازدواج های ناموفق به چشم می خوره ، فقط یه علت داره . عدم انتخاب درست همسر . احتمالا اونا در اولویت بندی خصوصیات همسر آینده شون اشتباه کردند . وقتی از کسانی که در ازدواج شکست خوردند می پرسید که چرا اون رو انتخاب کردید معمولا میگن : چون خوشگل بود ، چون پولدار بود ، چون معروف بود و ... .
    به نظر بنده به جای این که از اون ازدواج ها بترسید ازشون درس بگیرید .

    برای ادامه زندگی اهدافی رو که دارید بنویسید . اونا رو اولویت بندی کنید . نقش ازدواج رو در اولویت هاتون بررسی کنید . اگه خواستید ازدواج کنید باید خودتون رو برای زندگی با یه عده ی دیگه آماده کنید . افرادی که ممکنه مثل پدر با شما برخورد نکنن .
    ممکنه حرف های ناراحت کنندن بشنوید ، ممکنه از شما انتقاد بشه ، باید روش برخورد با چنین مواردی رو یاد بگیرید .
    نمی خوام شما رو بترسونم . ولی مجبورید دیر یا زود از شرایط ایده آلی که الان دارید صرف نظر کنید و وارد یه محیط دیگه بشید . فکر نکنید از بهشت بیرون میاید و میرید جهنم . با کمی صبر و استقامت و یادگیری مهارت های زندگی با دیگران می تونید یه بهشت دیگه برای خودتون بسازید .
    در خونه ی پدری همه مسئولیت ها بر عهده ی پدر و مادر هستش ولی وقتی وارد زندگی زناشویی شدید این نکته رو همیشه به یاد داشته باشید که شما یکی از دو بال پرواز به سوی خوشبختی خواهید شد . گاهی لازمه بار زندگی رو به تنهایی به دوش بکشید .
    پس باور کنید که الان شما 21 سال دارید . نه 14 سال . باید
    از دیگران انتظار رفتار با یک 21 ساله رو داشته باشید . رفتار و اخلاق شما باید تکامل یافته تر باشه  .
    موفق باشید

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۸۶۷ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۷:۲۴

    یه بنده خدا میگفت بختتو بستن راسته؟

    سلام
    من مدتیه که با سایتون آشنا شدم و کلی به دونسته هام اضافه شده و به خیلی از سوالام جواب داده شده
    من یه سوال دارم من حدودا تو این 3 سال اخیر 50 و شایدم بیشتر خواستگار داشتم اما جز 2،3 مورد بقیه پشت سرشونم نیگا نکردن
    یه بنده خدا میگفت بختتو بستن راسته؟
    من باید چیکار کنم؟
    نذر و نیازم زیاد کردم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۷) پاسخ های مردم
    • ۳۸۷۳ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۶:۵۹

    یکی از دخترای فامیل خیلی بدشو جلوم گفته

    سلام
    پسر عمه ام میخواد بیاد خواستگاریم
    و چون آشناس همه ی اعضای خونواده میدونن که چجور آدمیه ،و همه تاییدش کردن ، ولی یکی از دخترای فامیل خیلی بدشو جلوم گفته و گفته که چند بار این پسره بهش زنگ زده ، این دختره همیشه یه کلاغ چهل کلاغ میکنه و آدم فتنه ای هستش،
    ولی نمیدونم توی جلسه ی خواستگاری چه جوری به پسره بگم که آیا این حرفا حقیقت داره یا نه؟ آخه نمیخوام با شک و تردید باهاش ازدواج کنم . لطفا بگین چجوری بگم تا پسره راستشو بگه ؟

    پاسخ :
    سلام
    با تعریفی که شما از این دختر فامیل کردید به نظر میرسه حرفش درست نباشه . در یه نگاه دیگه شاید اون رو برای خودش می خواد !
    بر فرض بر این که اون دختره راست گفته باشه ، چند تماس تلفنی نباید مانع ازدواج شما با اون بشه . پیشنهاد بنده اینه که کاری با گذشته ی اون نداشته باشید . مخصوصا حالا که همه ی فامیل قبولش دارن .  اگه بگید ممکنه فرض رو بر این بگیره که شما خیلی ساده اید . زود باورید . دهن بین هستید . به نظر بنده اگه نگید بهتره . ولی اگه نمی تونید از این نکته بگذرید . بهش بگید :
    از زمانی که خبر خواستگاری شما از بنده پخش شده ، یه بنده خدایی مدام تو گوش من می خونه که شما این کار رو کردید ، اون کار رو کردید .
    یکی از برنامه های من برای رفع سوء تفاهم نسبت به دیگران اینه که اگه چیزی در موردشون بشنوم تا از خودشون نپرسیدم قضاوت نمی کنم . اگه خدا خواست و این وصلت سر گرفت می خوام در زندگی زناشویی هم این روند رو ادامه بدم .
    اون بنده خدا گفته که شما چند بار بهش زنگ زدید و ... !
    آیا درست میگه ؟
    ممکنه بگه کی ؟ بپرسید آیا شما به دختری زنگ زدید یا نه ؟!
    اگه بخواد پیگیری بکنه شما مجبورید بگید اون بنده خدا کی بوده ! اونم ممکنه بحث رو با ثابت و ثبوت کردن بکشونه !
    نتیجه چندان خوشایند نیست ! پس بهتره نگید !


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۷) پاسخ های مردم
    • ۱۲۱۳ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۶:۵۷

    سوالات یه دختر در مورد دلایل ازدواج کردن

    تمام مشکلم اینه که چی می شه یه پسر زن می خواد
    تمام مشکلم اینه که این جماعت مذکر ( دور از عده ای )جوفروشٍ گندم نما از اب دربیایند .
    مشکلم اینه که عوض شن .
    مشکلم اینه که درک نمی کنم چطور غیر پدرم کسی می تونه مرا دوست داشته باشه .
    چرا  میان سراغ یک زن
    چرا زن زا برای اهداف جنسیشون می خوان[تعجب]
    مشکلم اینه که اون موقعی که باید مسائلی را باز کنند تفره برن اخه من خیلی روام ؛ ظاهر و استیل حرکاتم تابلو هست که چند چندم  و... .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۳۱۴۵ بازدید
    • دوشنبه ۴ فروردين ۹۳ - ۱۷:۰۰

    خانواده ام هر وقت خواستگار میومد بهم نمی گفتند

    سلام
    خواهش میکنم جواب سوالم رو واسم بفرستید.
    من یه دختر 17 ساله هستم. توی یه خانواده ی مذهبی یه دنیا اومدم. راستش خانواد ه ام هر وقت خواستگار میو مد بهم نمی گفتند جواب میدادن.. منم که دیدم اونا به نظر من اهمیت نمی دن. توی رویاهام خودم را با مردی تصور میکردم که منو به آغوش میکشه یا باهام رابطه داره. از این کار خیلی لذت میبردم . اما دیگه خسته شدم و نمی خوام به چنین چیزای فکر کنم لطفا راهنمایی م کنید .چه جوری از این رویا ها خلاص بشم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶) پاسخ های مردم
    • ۱۳۶۸ بازدید
    • دوشنبه ۴ فروردين ۹۳ - ۱۶:۵۱

    معیارهای پسران مجرد برای انتخاب همسر

    سلام
    میخوام از همه آقایون بپرسم تو این دوره زمونه وقتی آقایون میرن خواستگاری چه چیزایی مد نظرشونه واسه انتخاب همسرآ یندشون؟خواهشمندم اغراق نکنید فقط حقیقتو بگید؟چقد واستون پول و شغل دختر مهمه؟ چقد زیباییش مهمه؟ از آقایون به خصوص مجردها میخوام به ترتیب به هر کدومشون یه نمره بدن از 1 تا 10.مرسی.
    پول ؟ شغل ؟ زیبایی ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۱) پاسخ های مردم
    • ۱۳۹۲۶ بازدید
    • دوشنبه ۴ فروردين ۹۳ - ۱۶:۱۳

    چرا ازدواج کنم وقتی شاهانه در خانه ی پدر زندگی می کنم؟

    بنده به ازدواج بسیار بسیار بدبینم . ترس از اینده مرا از این کار باز میدارد . در خانواده مقید و مذهبی و ولایتی تربیت شدم . روابط خانوادگی مان بسیار اصولی و محترمانست . ترسم این است در اینده همسرم به من احترام نگذارد . بداخلاق و بد دهن باشد . بی نماز باشد در خفا گناه کند . مغرور و خودرای باشد و از همه مهم تر حیا و حد و مرز نداشته باشد .از خودم تعریف نمیکنم البته این گونه تربیت شدم مادرم با کارهایش به من فهمانده که همسر را باید دوست داشت و چون خادمی که انگار خدا از بهشت فرستاده است باید به او رسید و نیت کرد که این کار را برای رضای خدا انجام می دهم .
    دست خودم نیست ولی چون پدر ومادرم از گل نازک تر به من نگفته اند و هیچ وقت دعوایی و حتی صدای بلندی در خانه ندیده ام .می ترسم که با روبه رو شدن با این مسائل ببازم اکنون 21ساله ام.
    پیش خودم میگم سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند وقتی شاهانه خانه پدر زندگی میکنم چرا چنین ریسکی کنم . خوب به مسئله توکل و سنت پیامبر واقفم . ولی زمانه اکنون جواب گو نیست . من در عین ظاهر محکمم ولی بسیار حساس هستم .
    وقتی کسی به من احترام نزارد سریع دلخور می شوم .نزد خود میگویم که اصلا یک پسر از چه چیز من خوشش امده . برای چی مرا انتخاب کرده . برای چی همسرش را دوست دارد . چرا باید زحمت بکشد و اخر ماه دست رنجش را همسرش بدهد . چرا برای خود نان خور می اورد او را که زور نکرده اند و چرا های زیاد که من درکش نمی کنم و چون پاسخی ندارم همیشه میگویم که من نیازی به ازدواج ندارم و نیازی ندارم که یک بیگانه مرا دوست بدارد .
     پسرهای زمانه بسیار بداخلاق هستند وقتی با مادر خود به عطوفت برخورد نمی کنند مادری که عمرش را به نام پسرش فاکتور کرده چگونه می تواند یک زنی که تازه از راه رسیده را دوست بدارد و به او احترام بگزارد . برای انسانهای تنوع طلب قرن 21 همه چی حتی زن هم عادی و کهنه می شود .
    میترسم از روزی که به اجبار این عقاید و باورهایم را بقچه کنم و به اجبار ازدواج کنم . خیلی ...


    پاسخ : 2 / 1 / 93
    سلام
    ترسی که شما دارید تا حدودی طبیعی هستش . بالاخره کسی از آینده خبر نداره . نمی دونیم قراره چه اتفاقاتی بیافته . بخشی از ترس شما که غیرعادی به شمار میاد مربوط میشه به عدم آگاهی شما .
    "
    ترسم این است در اینده همسرم به من احترام نگذارد . بداخلاق و بد دهن باشد . بی نماز باشد در خفا گناه کند . مغرور و خودرای باشد و از همه مهم تر حیا و حد و مرز نداشته باشد "

    مگه قراره وقتی یه نفر به خواستگاری شما میاد بدون تحقیق بله رو بگید و بعد هم برید زیر یه سقف ؟! کسی که این طوری ازدواج نمی کنه .
    می تونید در مورد تحقیق کنید . ببینید اخلاقش در محیط کار چطوره ؟ توی محل چه رفتاری داره ؟ در جلسه خواستگاری از نزدیک اون رو می بینید . باهاش حرف می زنید . تناقضات گفته هاش رو در میارید و ... !
    در این روند اخلاقش تا حدودی دست تون میاد . می دونید که اهل نماز و روزه هست یا نه . می فهمید که انتقاد پذیر هست یا نه ؟ و ... !
    قرار نیست که هر کی از راه رسید شما بله بگید . این نگرانی ها وقتی قابل توجه میشه که کسی بدون شناخت ازدواج بکنه .

    مادرتون موارد خوبی رو برای شما گفتند . ولی پیشنهاد می کنم یکی رو پیدا کنید که سرتون داد بزنه ، ازتون انتقاد کنه ! مثلا برای تمرین یه مسئولیتی رو گردن بگیرید . سر کاری برید نه به قصد کسب درآمد ، بلکه به قصد مواجه شدن با افراد مختلف . به قصد این که خودتون رو در مقابل رفتار دیگران محک بزنید .

    "
    پدر ومادرم از گل نازک تر به من نگفته اند و هیچ وقت دعوایی و حتی صدای بلندی در خانه ندیده ام "
    این خیلی خوبه البته تا وقتی در خونه ی پدری هستید .  کسی که در چنین شرایطی رشد کرده در زندگی زناشویی ممکنه به مشکل بربخوره . زندگی زناشویی این طور نیست که همه چیز گل و بلبل باشه . دعوا داره ، دلخوری داره ، غر غر داره ، انتقاد داره و ... ، از اون طرف مهر و محبت هست . عشق و صفا هست ، ناز خریدن هست  و ... .
    باید آمادگی اختلاف نظر ها رو داشته باشید . باید بتونید ببخشید ، باید بتونید انتقاد پذیر باشید . باید در مقابل وظیفه ای که به عنوان همسر دارید پاسخگو باشید .
    از این که در خانه ی پدری از گل به شما نازک تر نگفتند دو احتمال میشه داد ؛
    1 - رفتار شما اونقدر خوب هست که انتقادی به شما وارد نیست . اگه این طوره ، بهتون قول میدم در صورتی که با کسی ازدواج کنید که حداقل ویژگی های یه مرد مومن رو داشته باشه زندگی خوشی خواهید داشت . حتی از خانه ی پدری هم بیشتر به شما خوش میگذره .
    2 - رفتار شما زیاد تعریفی نیست ولی پدر و مادر ملاحظه ی شما رو می کنن . اگه این احتمال درست باشه پیشنهاد می کنم تا رفتارتون رو درست نکردید ازدواج نکنید . چون اگه بهترین شوهر دنیا هم نصیب شما بشه در صورتی که خودتون رو اصلاح نکنید زندگی زناشویی سختی خواهید داشت .

    "
    من در عین ظاهر محکمم ولی بسیار حساس هستم . وقتی کسی به من احترام نزارد سریع دلخور می شوم "
    این حساس بودن خوب نیست . برای همین پیشنهاد کردم یه مسئولیتی قبول کنید . مسئولیتی که راحت نباشه . تا حرف بشنید . تا انتقاد بشنوید . تا بتونید روی خودتون کنترل بیشتری داشته باشید .

    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۴۲) پاسخ های مردم
    • ۲۴۱۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۹ اسفند ۹۲ - ۰۵:۲۳

    خواستگار دارم اما اصلا به نتیجه نمیرسه

    سلام
    خسته نباشید.من یه دختر 22 ساله هستم که دو ماه با یه اقا نامزد بودم اما به دلیل نداشتن احساس جنسی و دروغ و.. و گرم بودن خودم ازش جدا شدم الان حدودا یکساله از جداییم میگذره.شرایط خوبی دارم کارمندم،تحصیلکرده و...
    خواستگار دارم اما اصلا به نتیجه نمیرسه،من به شدت احساس تنهایی میکنم و نیاز دارم که یه همراه کنارم باشه تا از همه نظر تامینم کنه
    ادم مقیدی هستم تا حالا ختم های زیادی برداشتم و ذکر زیاد میگم و مدام دارم خواستمو به خدا میگم، هیچکس از این حال من خبر نداره حتی خونوادم
    خیلی خستم خیییییییییییییلی
    باید چیکار کنم؟؟؟؟؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۲۲۲ بازدید
    • پنجشنبه ۲۹ اسفند ۹۲ - ۰۵:۲۰

    پسری که در اینترنت با او آشنا شدم

    سلام دوستان
    من با پسری در دنیای مجازی آشنا شدم ایشون اصرار دارن که بیان خواستگاری من به ایشون میگم که این جوری آشنا شدن در آینده برامون مشکل ایجاد میکنه ولی ایشون قبول ندارن به نظر شما چی کار باید بکنم لطفا کمکم کنین

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای دختران)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶) پاسخ های مردم
    • ۱۵۰۸ بازدید
    • دوشنبه ۲۶ اسفند ۹۲ - ۱۹:۳۶

    برو بالا