خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۲۲۴۵ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

حاضرید با مسلمانی که هم مذهب خودتون نیست ازدواج کنید؟

شما به عنوان یک مسلمان حاضرید با مسلمانی که هم مذهب خودتون نیست ازدواج کنید؟ لطفا تا جایی که امکانش هست مذهبتون اعلام نکنید و دلایلتون بگید ....
سایر شرایط رو هم مساعد در نظر بگیرید مثلا طرف مقابلتون اختلاف مذهبی واسش مهم نیس و حتی اینم واسش مسئله ای نیست که مذهب بچه ها چی بشه ...
+ اگر در آشناهاتون همچین مواردی رو دارین از زندگیشون بگین ...

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۴
    • يكشنبه ۱۰ خرداد ۹۴ - ۲۰:۲۲

    آیا شوهر چشم چرون نصیبم میشه ؟

    سلام
    ببخشید من چند روزی  دارم دیوونه میشم ،من از وقتی با این سایت آشنا شدم خیلی روی بعضی از مسائل زندگیم مثل حجابم تاثیر داشته مثلا من همیشه آرایش کامل همیشه موهامم اصلا واسم مهم نبود که بیرون بود یا حتی اگه یه کوچولو مانتوم تنگ یا کوتاه بود اهمیت نمی دادم،البته اینم بگم که اصلا اهل دوست پسر و اینجور قضایا نیستم نمازم  میخونم کلا خانواده ی مذهبی ندارم فقط مادرم نماز میخونه منم وقتی که دبیرستانی بودم به تقلید از مامانم نماز خوندم بعضی وقتا هم تنبلی میکردم و نمی خوندم  .
    ولی هر چی سنم بالاتر میرفت واقعا عاشق نماز شدم ولی بعد از این که اومدم تو این سایت فهمیدم بعضی از کارایی که من میکردم باعث تحریک مردا میشه به شدت واسم مهمه که شوهر آیندم آدم چشم و دل پاکی باشه به خاطر این سعی میکنم موهام رو بپوشونم یا مثلا آرایشم رو خیلی کم کردم ،اما بعضی وقتا که یادم میره موهام رو بپوشونم ،یا مثلا موقع حرف زدن من یه کم با ناز حرف میزنم از روی عادت چون دوست ندارم مثل پسرا حرف بزنم با( صدای کلفت) بخاطر این دارم دیوونه میشم یعنی وقتی یه نفر نگام میکنبه موقع حرف زدنم .
    همش حس میکنم در آینده تلافیش  از طریق همسرم سرم میاد مثلا هر وقت یه زن ومرد از کنارم رد میشن سعی میکنم سرم پایین باشه که نظر مرد جلب نشه اما بعضی وقتا نا خودآگاه که نگاهم به یه مرد میوفته و داره نگاه میکنه دیوونه میشم .
    نمی دونم چکار کنم همش فکر میکنم شوهرم در آینده مثل مردایی که الان نگاه دخترا میکنن واسه منم اونجوری میشه به خاطر چیزایی که گفتم ؟؟؟دخترا شما تا حالا مثل من بودین
    به نظرتون من تو رفتارم مشکل دارم باید چکار کنم؟
    از راهنمایی هاتون پیشاپیش ممنونم
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۳
    • شنبه ۹ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۶

    چطور مطمئن بشم خواستگارم اهل رابطه آنال ( مقعدی ) نیست؟

    سلام
    من خیلی استرس دارم طوری که گاهی آرزوم میکنم ای کاش منم مرد بودم .
     یه خانم چطور میتونه مطمئن شه توی جلسات خواستگاری که طرف مقابل اهل رابطه آنال نیست؟ چه طور سئوال کنه که نه شانش پایین بیاد نه دروغ بشنوه ؟
    مورادی رو شنیدم شوهره زنشو مجبور به این کار کرده و دختره به این قضیه تن داده چون نخواسته طلاق بگیره آبروش بره. ( برخی ) آقایون چرا اینقدر بی رحم و خودخواه هستند؟

    مطالب مشابه :

    مکانیسم انجام رابطه مقعدی و تاثیرات حاصل از آن (1)

    مکانیسم انجام رابطه مقعدی و تاثیرات حاصل از آن (2)

    بزرگی باسن یه دختر به معنی داشتن رابطه مقعدی هستش ؟

    با توجه به میل نامزدم به سراغ رابطه مقعدی رفتیم

    آیا رابطه مقعدی برای زنها لذت دارد؟

    چطور نامزدم رو قانع کنم که رابطه مقعدی نخواد؟

    چطور قانعش کنم که قبلا رابطه ی مقعدی نداشتم ؟

    آیا رابطه دهانی و مقعدی از نظر شما ایرادی داره ؟

    اعتراف کرد که قبلا با دو نفر رابطه مقعدی داشته

    4 شباهت رابطه مقعدی و خودارضایی در آقایان

    چگونگی اطلاع از رضایت قلبی زن در آمیزش مقعدی

    چیکار کنم که از رابطه ی مقعدی لذت ببرم ؟

    آیا پزشک قانونی رابطه مقعدی و لب دادن و ... رو هم تشخیص میده ؟

    عقب افتادن پریود ربطی به رابطه مقعدی داره؟

    ممکنه شوهرم رابطه جنسی دهانی و مقعدی رو دوست داشته باشه؟

    حق الناس و حق النفس در عوارض احتمالی رابطه مقعدی

    سوال از خانم هایی که موافق رابطه مقعدی هستند

    اگه همسر شما راضی به رابطه مقعدی نباشد چه می کنید ؟


    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۴۷۴
    • شنبه ۹ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۴

    نمیخوام به خاطر یه حماقت بچگی کل آینده م تباه شه

    سلام.من 19 سالمه تو سن خیلی کم کلاس سوم ابتدایی موقعی که از هیچی خبر نداشتم با داخل کردن انگشت تو الت خودارضایی میکردم.اما هیچ خونی مشاهده نمیکردم بعد با فرو کردن جسم خارحی خودارضایی کردم اما حدود 1 سال بعد موقعی که کلاس چهارم بودم چند قطره خون رو لباسم دیدم.بعد به مامانم گفتم بردتم پیش دکتر و دکتر گفت اوضاع جسمینت مساعده برا پریود شدن و طبیعیه که پریود بشی بعد اونم مرتب هرماه پریود شدم.
    تا چند سال خودارضایی نمیکردم اما حدود 2 ساله که دوباره درد لعنتی رو شروع کردم.اما بدون داخل کردن چیزی.
    من حتما پرده م پاره شده؟
    پزشک نوع پارگی رو تشخیص میده که مثلا در اثر رابطه بوده یا نه؟
    اگه تشخیص بده برگه سلامت میده یا باز هیشکی حاضر به ازدواج نمیشه باهام؟
    البته بگم کلا تو فامیل و خونواده ما معمولا کسی قبل ازدواج پیش پزشک نمیره اگه اینجوری باشه ممکنه طرف متوجه موضوع نشه؟
    آخه میدونین اگه با کسی رابطه داشتم باز یه چیزی اما نمیخوام به خاطر یه حماقت بچگی کل اینده م تباه شه.
    همه میگن قیافه خیلی جذابی دارم و موقعیت های خیلی خوبیم پیش میاد واسم.
    لطفا کمکم کنین. یه راهی بگین.
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۴
    • شنبه ۹ خرداد ۹۴ - ۲۱:۳۴

    خواستگارم اصرار داره که دلیل طرد شدنش رو بدونه

    سلام

    ببخشید میدونم این سوال و خیلی ها پرسیدن ولی من واقعا گیج شدم و نمیدونم باید چیکار کنم.
    در مورد اینکه آیا خواستگارمون قبلا دوست دختر داشته یا نه،؟! فیلم های ناجور دیده یا نه ،یا اصلا رابطه داشته....!!؟؟
    تو نظرات گفته بودید که نباید مستقیما اینها رو بپرسیم،درسته؟؟
    من الان چی کار کنم؟
    آقایی هستن با سن بالای 30، که چندین ساله کم و بیش میشناسمشون. ظاهر موجه و مودب و سربه زیری داشتن. تو این سالها ازشون بی احترامی یا حتی یه نگاه ناپاک احساس نکردم.
    حتی موضوع ازدواج رو از طریق یکی از دوستان مشترک مون مطرح کردن و مستقیما به من نگفت.
    مادرم از همون اول نسبت به محیط کارشون مشکل داشت و میگفت تو این محیط ها همه جور آدم هستش که بعضی هاشون ممکنه از نظر اخلاقی مشکل داشته باشن
    اما من کاملا به خودشون اطمینان داشتم.تا اینکه از گوشی دوستم دیدم که تو این نرم افزارهای چت ،مطالبی گذاشتن که نمیدونم چطوری بگم ، در مورد عشق بازی و اینجور مسایل بود.
    اون روز تموم دنیا رو سرم خراب شد..من خودم نه تاحالا راجب این مسایل تو نت مطلب خونده بودم نه با دوستام ، نه حتی مادرم صحبت کرده بودم!!!
    برام واقعا قابل قبول نبود...
    شما میگید ازشون نپرسم ، ،،،! ؟ نمیدونم ! واقعا اگه کسی اینقدر راحت درباره این موضوعات تو نت مطلب میذاره ،باید به پاک بودنش شک کنم ؟؟؟؟
    راستش اونقدر ناامیدم کرد که دیگه نتونستم جلوی مخالفت مادرم ازش حمایت کنم.
    موضوع شغل و مخالفت مادرم و بهانه کردم و بهش جواب منفی دادم.
    اما متاسفانه چون قبل از گفتن به خانواده ها یه مدت باهم صحبت کرده بودیم(که اونم من راضی نبودم ولی به اصرار ایشون برای شناخت همدیگه مجبور شدم) ، از احساس قلبی من خبر داره و اینکه ادعا میکنه اونقدر بهم علاقه داره که ازم نمیگذره و اجازه میخواد وقتی وضعیت شغل و مالی اش بهتر شد دوباره بیاد سراغ من،
    اما من بخاطر اون موضوع ، نتونستم این اجازه رو بدم:-(
    و ایشون الان اصرار داره که بفهمه دلیل طرد شدنش دقیقا چیه؟
    ببخشید خیلی طولانی شد
    فقط لطفا بگید که آیا باید الان این موضوع رو عنوان کنم ؟ یا اگه دوباره یه روزی برگشت و خواستم ادامه بدم راجع بهش حرف بزنم !!
    اصلا من که از این بابت مطمئن نیستم!!! چطوری باید مطمئن بشم؟
    از طرفی میترسم اگه دلیل اصلی و نگم ، نتونه فراموشم کنه و ....
    ممنون میشم کمکم کنید...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۰
    • شنبه ۹ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۴

    فراموشی عشق اول برای آقایاون سخت تره یا خانم ها ؟

    خیلی حیاتیه خواهش میکنم از روی تجربه خودتون یا اونایی که میشناسید جواب بدید
    مردا راحت تر عشق اولشون رو فراموش میکنن یا زنها ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۹۵۹
    • شنبه ۹ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۶

    پسر مورد علاقم داره به خواستگاریم میاد در حالی که پدرم زندانه

    سلام
    من دختری ۲۳ ساله ام چند وقت دیگه پسر مورد علاقم داره به خواستگاریم میاد ولی من یه مشکلی دارم پدرم زندانه .

    ولی بهش نگفتم میترسم بره از یه طرفم دوست ندارم پنهون کاری کنم لطفا راهنماییم کنید..

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۴
    • جمعه ۸ خرداد ۹۴ - ۲۳:۰۶

    ما اگه تو غرب بودیم الان یه زوج خوشبخت بودیم

    سلام
    یه کسی که برام خیلی عزیزه مشکلی داشت که گفتم شاید اینجا مطرحش کنم یه راه حلی پیدا شه خودم که چیزی به مغزم نمیرسه یه دختر که تازه دوره پزشکی رو تموم کرده و تو یه خونواده که همه توش پزشکن و نسبتا خیلی پولدار زندگی میکنه تو ازدواج کمی تا حدودی سخت گیره (مثلا حتما دکتر باشه ) تا حالا هم خواستگارهای زیادی رو داشته با شرایط های خیلی خوب ولی ردشون کرد دلیل رد کرد یه عده زیادیشون هم این بوده که نماز نمی خوندن و ... خیییییلی مذهبی نیستن ولی به یه سری چیزها اعتقاد دارن مثلا آرایش زیاد میکنه خیلی تیپ می زنه ماهواده دارن ولی پیش کازین ها هم حجاب داره روزه می گیره هر سال میرن مشهد...
    حالا این دختر خانم تو کشیک های بیمارستان با یه آقا پسری آشنا شد و ازشم خوشش می یومده بعد یه مدتی پسره تو یکی از کشیک ها ازش خواستگاری کرده ولی دختره وقتی دیده اینم خیلی پایبنده مسائل مذهبی نیست جواب رد داده پسره هم از انا نیست که بی خیالی طی کنه مثل اینکه یه زمانی خیلی هم مقید بود ولی شبه هایی براش به وجود اومده و کلا زده زیر همه چی یه جورایی سکولار شد نمی خواد در قیود مذهبی باشه ( البته خیلی تند و تیز هم نیستا چون طولانی میشد بیشتر توضیح ندادم)

    مثلا می گه من می خوام زنم با من بیاد پارتی نمی خوام حجابشو رعایت کنه... پسره هم وقتی دیده دختر با این افکارش خیلی مخالفه گفته ما به درد هم نمی خوریم ولی هنوز با هم همکار بودن و تو این مدت که با هم رفت و آمد داشتن دختره به طرز وحشتنااااااااااااااااکی عاشقه پسره شده پسره هم به دختره می گه که دوسش داره ولی هیچ کدوم از مواضع اعتقادی خودشون کوتاه نمی یاند.

    دختر هم تو این یه سال و نیمی که گذشته تو و ایبرو و... با پسره با هم حرف می زنن ولی هیچ کدوم نمی تونه اون یکی رو قانع کنه .

    دختره دیگه کارش فقط شده گریه و چیزی که من می ترسونه اینه که دیگه داره مشکلاتشو از چشم دین می بینه می گه اگه ما تو غرب بودیم الان یه زوج خوشبخت بودیم اینکه داره فکر می کنه هم مشکلاتش به خاطر دینه منو ناراحت می کنه از دست خدا یه جوراااااااااایی هم ناراحته هم نه نمی تونه رو عقایدش پا بزاره .

    از پسره هم نمی تونه دل بکنه خودش می گه دیوانه وار اون پسر رو دوست داره ولی حالا که اون عقایدش رو عوض نمی کنه نه با اون ازدواج می کنه نه کس دیگه و حسابی افسردگی گرفته
    ببخشید که طولانی شد

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۰
    • جمعه ۸ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۲

    باید با اونی که پدرم میگه ازدواج کنم وگرنه از خونه طرد میشم

    سلام

    من دختری 27 ساله هستم . تاکنون خواستگارانی داشتم که به دلیل عدم اعتماد پدرم همه رو رد کرده . چند ماه است با پسری با ایمان و سالم  که 32 ساله است آشنا شدم.

    ایشان به من علاقه‌مند هستند. اما چون در شهر دیگری سکونت و اشتغال دارند پدرم شدیدا با ازدواج ما مخالف است. و حتی بیان کرده اند که یا برای همیشه از خانه طرد شوم و یا به هرکس که پدرم میگوید حتی به زور ازدواج کنم. از دنیا سیر شده ام و مدتی است که در خانه زندانی ام. چیکار کنم؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۱
    • جمعه ۸ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۱

    سه سوال که می خوام پسرها بدون دلسوزی جواب بدن

    سه تا سوال از آقا پسرا دارم خواهش میکنم دلسوزی نکن و راستشو بگن:
    من یه دختر بین 20-24 سالم ،دانشجو، با ظاهر معمولی بدون آرایش ( و البته با آرایش زیبا وجذاب که دوست دارم فقط برای همسرم باشه)و حجاب مانتویی البته نه چسبان ونه ساپورت ولی مناسب سایز خودم  شوخ ومهربون البته بیشتر با دخترا ومعمولی یکم مهربون در حد عرف با پسرای نجیب که میشناسم

    خانواده مهربون و با اخلاق جز بابام که بر عکسه وکمکم داره مارو ول میکنه از هر لحاظ چه پول چه عاطفه به همین خاطر میتونم بگم وضع مالی زیر متوسط

    اما دوباره من اینبار دختری که از 10-12 سای پیش شایدم زودتر درگیر یه عشق واقعی از همونا که آخرش به خدا رسید با یکی از پسرای فامیل درجه یکمون  شدم که اون پسری نجیب مهربون خوش اخلاق و خوش تیپ...همه چی تموم! با چند سال اختلاف سنی

     جوری بود که تونست دل یه دختر مغرورو که سرش تو کتاب بود و به ازدواج حتی فکرم نمیکرد برد!
    اون به تمام معنی عاشقم بود واقعا از اون عشقای ادبیات که می خوندیم از من ناز از اون ناز کشی
     هدیه میگرفت که من نمیتونستم بگیرم ،با اینکه تو یه شهرای جدا هستیم میومد من نمی تونستم برم  ازم ناراحت نمیشد وروز به روز عشقش بیشتر میشد آخر فداکاری وتو هرچی بخوای.... و نمیتونم بگم تابلو میشم
    من عاشق که هیچ  دیوونه اش بودم البته به خاطر مسایل اخلاقی وایمان  و اینکه بدونم چه قدر دوستم داره و غرور ذاتی وناز دخترونه و با اینکه عاشق  نجابت، ایمان، اخلاق ،نگاهش صداش دستاش شونه هاش و... بودم  نه مکالمه ی تلفنی نه قرار بیرون نه بغل و .... فقط پیامک و ابراز علاقه نه چیز دیگه! با هم نداشتیم!
    ولی شرایط خونه یه جوری شد که همه چی عوض شد و من داغون بودم به خاطر همین شرایطم برای اینکه نبینه و ندونه با یه بهونه با هاش تموم کردم .
    البته بعد یه مدت دوباره اومد اما من مجبور بودم بر خلاف میلم دوباره با مهربونی نه بد اخلاقی از خودم روندمش نه یکبار چند بار  ای قضیه تکرار شد اما حالا یه سالی میشه که دیگه نیست...
    با در نظر گرفتن اینکه شرایط مالی ازدواج رو نداره
    1- دیگه دوستم نداره ؟
    شما اگه با طرفتون همچین رابطه ی سختی رو داشته باشین با این شرایط دوستی های خیابونی که حتی به س.... هم میکشه باز پاش می مونین؟
    2- اگه یه پسر مغرور بشه چه طوری رفتار میکنه؟
    3- نجابت من هدیه ی اونه چون چشمام جز اون اصلا بقیه ی پسر هارو دیگه پسر نمی بینه یه آدم مثل خودم میبینه فقط اونه که جذابه! و به خاطر ایمان و شرایط الانم نمی تونم با هاش باشم فقط بگین چرا اینجوری شده ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۵
    • جمعه ۸ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۳

    برو بالا