خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲۳۳۴ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

ریسک کنم یا جواب مثبت بدم ؟

سلام
دختری هستم بیست و شش سالمه که از لحاظ زیبایی در حد خیلی خوبی هستم تا الان هم خواستگارای زیادی داشتم اما اشتباهی که داشتم در دوران دانشجویی وارد یه رابطه طولانی مدت و بی سرانجام با یک نفر شدم و خیلی از فرصت های ازدواجمو از دست دادم.

الان برام یه خواستگار اومده دبیر ریاضی هست خانواده خوبی داره از خودم دو سال بزرگتره اما محل کارش از محل زندگی ما دور هس اما متعهد شده برا زندگی بیاد شهر ما ، اخلاقا خیلی خوبه وضع مالیشم بد نیست یه اپارتمان خیلی خوب از خودش داره. اما قیافه ای معمولی داره
نمیدونم برا یه دختر بعد از بیست و شش سالگی چقدر شانس ازدواج عالی وجود داره ؟ به نظرتون ریسک کنم یا جواب مثبت بدم ؟ کلا بیست و شش سال برا دختر زیاد هس ؟

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۵
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۳:۲۰

    بیش از حد واقع گرا هستم و در ازدواج به مشکل برخوردم

    سلام  به همه
    من مذکر - 30 ساله  مجرد
    من نسبت به عقاید شخصیم هیچ وقت تا سن الان به دختری هم کلام واسه ازدواج و دوستی نشدم . موقعیتش خیلی بود بیشمار .
    واسه ازدواج مشکل برخوردم  تا الان  نزد دو  مشاور رفتم که فقط یکیشون  اون چیزی که نمیدونستم رو بهم گفت اما واسه اون کار هم مشکل دارم
    چیه ؟
    میگم
    اینه من  بیش از حد واقع گرا هستم . یعنی چطور ؟
    من شاغل شرکت نفت هستم شکاک نه نیستم - اما کار من طوریه که یک هفته  کامل تو خونه نیستم  - و وقتی هم تو خونه هستم بازم نیستم  چون شغل دوم کار میکنم . شغل دوم  ممکنه تا 3 -4 صبح کار کنم چون انجام دادم  میگم .
    البته وقتی متاهل شدم جرات کار کردن به خودم نمیدم جون واقع  گرا  میگه  وقتی نیستی که نیستی وقتی هم هستی این طوریه پس من دختر با چه امیدی با توی پسر ازدواج کنم  همون بهتر تو خونه باشم/
    تا حالا  عاشق  .... شدم دروغ چرا / اما اون موقع از زمان تو دهه بیست بودم  و عقل فرمان این رو صادر میکرد تا زمانی کار ثابت نداشته باشی  این کار اشتباهه
    چون ازدواح کردن اسونه روز اول خوشی رو دوم  باید خرج کنی  متاهلین بیشتر متوجه حرفم میشن .
    پس این شد  که ازدواج نکردم  و اون موقع ملاک و معیارم چیرایی بود که الان  با افزایش سن  و  دارای شغل  تغییر کردن   به قولی زبونم دراز شده
     دومین مشکل اینه وقتی دختر خانمی که مد نظر میگرم  باهاش صحبت نمیکنم بلکه جیک و پیک خونوادشو در میارم  که خیلی زمان طول میکشه به قولی سنتی عمل میکنم و احترام خانواده هر دو طرف رو میگیرم  که اخرش هم تو امتحان رد میشم
    موندم دیگه این کارو تکرار نکنم
    الان عقل میگه  تو که نیستی باید طرف به یه چیزی مشغول باشه  مثلا دارای کار باشه . منو  هل داده به سمت شاغلین چه جورم  ول نمیکنه مغز .
    یه طورایی پاره وقت باشه / هم خدا و هم خرما  رو میخوام   این مثاله/

    الان هم 5 نفری زیر ذره بین  قرار گرفتن  ، چون عاشق نیستم مهم نیست هر چقد نفر باشه . اما میدونم انتخاب سخت تر میشه . اره میدونم
    کلا نمیدونم دارم چیکار میکنم  شما نظر بدین شاید به من کمک کنید
    اره  شاغل کمک مالی داره - نصف روز تو خونه نیست- غیره و غیره ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۱
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۳:۱۰

    ازدواج دختر برون گرا با پسر درون گرا

    من یک دختر 28 ساله هستم که چند ماهه با یک اقای 34 ساله آشنا شدم. یعنی ایشون خواستگار من هستن به صورت سنتی. تو دو تا شهر مختلف هستیم و تلفنی صحبت می کردیم.
    تو این مدت چند بار من رفتم شهرشون و ایشون رو دیدم. ایشون هم چند بار اومدن شهر ما. رفتیم پیش مشاور گفت من برونگرا هستم و ایشون درون گرا.. اختلافشم زیاده.... خودشون گفتن که با هر کی برخورد دارن برونگراست و می خوان ایشونم برونگراتر بشن... من یک چند تا مشکل که تو رابطه باهاشون داشتم رو گفتم و ایشون شروع کردن به برطرف کردنش...
    مثلا تماس تلفنی و پیامیشون رو بیشتر کردن... گفتن نمی دونستن من انتظار دارم که بیشتر در تماس باشن یا پیام بدن... حالا موندم چیکار کنم قبولش کنم و برم جلو یا نه جواب رد بدم...
    لطفا کمکم کنید...
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۰۴
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۳:۰۰

    حس میکنم سهمم یه پسر پاک و سالمه

    دختری حدود 20 ساله هستم
    تا این سن که رسیدم همه وقتم با درس خوندن پر شده ...
    از نظر اعتقادی با خدا رابطه خیلی خوبی دارم ،اما بعضی موقعها نمازم قضا میشه،چادریم و از حجابم راضیم
    در کل میشه گفت دختریم که اهل دوست پسرو همچین رابطه هایی نیستم هیچ عکس یا فیلم تحریک کننده ای هم نمیبینم،
    خواستگار زیاد دارم ولی پسری که از نظرم پاک  و مقید باشه تا حالا ندیدم...
    با وجود همه فشاری که روم هست تا حالا حتی با یه پسر نامحرم حتی شوخی کوچیکم نکردم واسه همین حس میکنم سهمم یه پسر پاک و سالمه ..
    ، در ضمن هیچوقت هم خودارضایی نداشتم ..
    مشکلی دارم که به هیچ کس نمیتونم بگم واسه همین اینجا مطرحش کردم تا شما دوستان عزیز راهنماییم کنید
    مشکلم اینه که من با دیدن یه پسر ببخشیدا دلم رابطه جنسی میخواد تو ذهنم رویا پردازی نمیکنم ولی همچین چیزی رو میخوام ....
    بعد از دیدن یه پسر یه احساس فشار تو ناحیه مثانم به پایین حس میکنم و خود بخود دستمو مشت میکنم ....
    البته در مورد همه پسرا نه شاید 70 درصد ...
    من نمیدونم از لحاظ جنسی گرمم یا سرد و نمیدونم چه جوری میتونم بفهمم
    لطفا کمکم کنین بهم بگین من مشکلی دارم یا این طبیعیه؟؟؟
    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۹
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۰

    چرا دختر پاک، سالم ، چادری مقید و بدون آرایش کمتر انتخاب میشن ؟

    سلام دوستان
    یه سوال از آقایون سایت داشتم فقط شما رو به امام حسین راستشو بگین
    1. آیا واقعا شما یه دختر پاک سالم چادری مقید بدون آرایش رو برای ازدواج انتخاب میکنین؟؟؟؟
    2. چرا الان همچین دخترایی برای ازدواج کمتر انتخاب میشن برعکس دخترایی که هزار جور معصیت کردن از طرف همه پسرا بخصوص پسرای پاک و سالم برای ازدواج انتخاب میشن؟؟؟
    ممنونم بابت نظراتتون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۸۴۵
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۱۷:۳۵

    نظر شما در مورد سامانه همسان گزینی سایت تبیان ؟

    با سلام
    بنده کم تر از 20 روز پیش پستی با عنوان "تاسیس یک سایت همسریابی" در سایت شما گذاشتم که امروز از خبرگزاری ها فهمیدم سایت رسمی و با مجوزی تاسیس شده

    گروه فرهنگی «تبیان» در قم اعلام کرده که سایتی برای همسریابی و با عنوان « سامانه همسان گزینی » تاسیس کرده تا « خلاء ایجاد تشکیل خانواده و ازدواج » در جامعه را پر کند.

    در مرامنامه و معرفی اهداف این وب‌سایت آمده‌ است: « این سایت با اصولی چون ، محوریت خانواده‌ها، حفظ حرمت اشخاص و جوانان، امنیت اطلاعات و بالا بودن ضریب اعتماد و اطمینان ، و غیر انتفاعی و رایگان بودن کار می‌کند ».

    یکی از مقامات گرداننده این سایت روز ۲۵ خرداد به خبرگزاری فرانسه گفته است: « ما حدود ۱۱ میلیون مجرد و دارای شرایط ازدواج در ایران داریم و سعی داریم با این کار زوج مناسب را برای آن‌ها پیدا کنیم ».

    اینم سایتشه :http://hamsan.tebyan.net
    برای ثبت نام احتیاج به 2 تا معرف دارید و بعدش هم باید مصاحبه ی حضوری برید و سایر موارد , حالا به نظر شما اصلا از این سایت ها و این کارها استقبالی می شه و کسی اعتماد می کنه ثبت نام می کنه چون بر خلاف گفته ی زهره حسینی، مدیر اجرای پروژه این سایت همسرگزینی «جوانان با مشکل روبرو هستند و ما به آن معترف هستیم. ما ادعا نمی‌کنیم که تمام مشکلات را می‌توانیم حل کنیم اما ما روی پیدا کردن شریک زندگی مناسب متمرکز هستیم» خبرگزاری فرانسه با شماری از جوانان در ایران گفت‌وگو کرده که گفته‌اند از این سایت استفاده نخواهند کرد چرا که مشخص نیست اطلاعات شخصی و خصوصی آن‌ها به توجه به سرقت اطلاعات مجازی، چقدر ممکن است محافظت شود و یا این که چه کسی ممکن است به آن‌ها دسترسی داشته باشد.

    لطفا نظراتتون رو در رابطه با این سایت و این نوع ازدواج بنویسید , با تشکر

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۲۷
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۱۵:۲۵

    به خاطر مسائل ژنتیکی می ترسم با پسر عمه ام ازدواج کنم

    سلام

    پسر عمه م اومده خواستگاریم، در یک کلام تمام ویژگی هایی رو که من می خوام داره! و با توجه به خواستگار هایی که تا حالا داشتم درصد اینکه شخصی با این شرایط (ایمان،اخلاق و داشتن کفویت) به خواستگاریم بیاد بسیار کمه!

    ولی با این وجود می ترسم فقط بخاطر مسائل ژنتیکی! لازم به ذکره که ما توی فامیل ازدواج فامیلی زیاد داشتیم و بحمدالله همه شون سالم بودن! بنظرتون به ریسکش می ارزه؟
    خواهش می کنم عاقلانه جواب بدید! بحث یه عمر زندگیه!
    خوش باشید


    مطالب مشابه :

    اگر بخوایم ازدواج فامیلی کنیم به مشکل بر میخوریم؟

    با ازدواج فامیلی مخالفم

    نتیجه ی وحشتناک و غیر قابل تحمل یک ازدواج فامیلی

    ازدواج فامیلی ممنوع ممنوع ممنوع ... به هیچ وجه !

    کسانی که حتما باید قبل از ازدواج مشاوره ژنتیک بشن

    نحوه رد محترمانه و بدون کدورت خواستگار فامیل

    اگر بخوایم ازدواج فامیلی کنیم به مشکل بر میخوریم؟

    ما آزمایش نرفتیم و با توکل به خدا ازدواج کردیم


    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج فامیلی ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۳
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۱۴:۲۰

    دوسش دارم ولی دیگه مثل سابق بهش اعتماد ندارم

    سلام دختر 20 ساله ای هستم
    یه روحیه ی فوق العاده حساس دارم
    کسایی که واسم مهمن رو تک تک کاراشون و حرفاشون حساسم
    دو ساله با یه پسر 22 ساله توی سایتی آشنا شدم که بعدا متوجه شدم از فامیلای دورمونه
    تا قبل از این جریان با هیچ پسری رابطه نداشتم و یه جورایی بیزار بودم از این جور روابط
    چون همیشه فکر میکردم پسر خوب واقعا نیست !
    اما وقتی توی اون سایت رفتارای این آقا رو دیدم واقعا پسندیدم
    یه پسر مذهبی و سرسنگین که برخلاف پسرای دیگه ی اون سایت اصلا اهل شوخی و جلف بازی نبود... همیشه پستای مذهبی برای امام حسین و خدا و اینجور چیزا میذاشت
    به قدری جذبش شدم که نفهمیدم دارم وابستش میشم
    همش فکر میکردم اون پسری که دنبالش بودمو پیدا کردم ... پسری که قدر پاکیمو میدونه
    پسری که عینه خودم حد و حدود داره
    پسری که جلف نیست ... پسری که دنبال دختربازی نیست !!
    سعی کردم بهش نزدیک تر بشم تا بیشتر با خصوصیات اخلاقیش اشنا بشم ولی قصدمم دوستی نبود..
    وقتی دید من مجذوبش شدم اونم بهم ابراز علاقه کرد و کم کم بهم پیشنهاد دوستی داد!
    با وجود علاقه ی زیادم نه قبول کردم شماره ای بهش بدم نه قرار بذارم چون اهلش نبودم
    از یکی از دوستام شنیدم که به یکی از دخترای همون سایت پیشنهاد دوستی داده!
    از اون روز بهونه گیریام شروع شد...
    یکم بهش بی اعتماد شدم ولی با این حال بازم قبولش داشتم
    بازم هر جا میخواستم مثال بزنم میگفتم این پسر مذهبیه خوبه فلانه ...
    تا اینکه یه مدت نسبت بهم سرد شد و دیگه توی اون سایت جوابمو نمیداد و کمتر میومد سایت
    ولی از اونجایی که من بهش وابسته شده بودم نمیتونستم ازش دور باشم
    با وجود غروری که داشتم میرفتم طرفش ولی همیشه سرد بود
    تا اینکه یه مدت حالش خیلی بد شد ...
    هر چی بهش میگفتم چی شده ؟ میگفت برو زندگیتو بکن من لیاقت عشقتو ندارم
    ولی اصل ماجرارو نمیگفت بهم ...
    تا اینکه رفت کربلا و برگشت یکم حالش بهتر شد
    رابطمون صمیمی تر شد و ازم خاستگاری کرد ! بهم گفت تا حالا دختری به پاکی و خوش اخلاقی تو ندیدم...
    تا اینکه یه شب بهم دلیل اون حال خرابیاشو گفت !
    گفت اون مدت که تو بهونه گیر شده بودی و اذیتم میکردی من از نظر روحی خیلی حالم بد بود ... تو اون مدت یه دختر متاهل هم سن خودش ( که تو دوران عقد با شوهرش اختلاف داشتن و البته دخترم نبوده و زن بوده !! ) اومد طرفم و گفت من بهت علاقه داشتم و روم نمیشده بهت بگم
    و منو خام حرفاش کرد منم باهاش دوست شدم 5-6 بار رفتم دیدمش!! ولی اخرش اون دختر بهم پیشنهاد رابطه جنسی داد و منم رابطمو تموم کردم ولی بعد از کرده ی خودم پشیمون بودم و رفتم کربلا توبه کردم ...
    اینکه بعد این ماجرا بهم چی گذشت بماند
    اینکه از اون روز یه شب اروم نخوابیدم بماند
    ولی بخدا هیچی بدتر  از این نیس که باورتون نابود بشه
    کسی که همیشه دم از امام حسین میزد و خودشو مومن فرق میکرد با ناموس مردم دوست شده بود...
    اگه خودم اهل اینجور کارا بودم شاید قبول میکردم با خودم میگفتم منم کم اشتباه نکردم
    ولی منی که هزارتا موقعیت واسم بوده و و اصلا به انجامش فکر نکردم چه برسه انجام بدم چجوری این موضوعو هضم میکردم؟
    _____________________________________________
    اون هرجوری بود میخواست منو بدست بیاره و با حرفاش کارشو توجیه میکرد
    منم چون بهش علاقه داشتم هی اروم میشدم ولی مثه خوره اون موضوعو داشت نابودم میکرد
    سه چهارتا خواستگار واسم اومد و شرایط یکی از یکی بهتر بود ولی همشونو رد کردم
    اونم از ترس اینکه از دستم بده با خانوادش اومد خاستگاریم
    وقتی منو دید و باهام حرف زد علاقش بهم صد برابر شد...
    اینم بگم که من تک فرزند خانواده م و کلا خانواده م خیلی حساسن که همسر اینده م از همه نظر خوب باشه
    ولی ایشون نه سربازی رفته نه کار داره نه پول نه پشتوانه ی خانوادگی
    حالا اینا هیچ ... من خودم ذره ای به اینا بها نمیدم اگه اون این اشتباهارو نمیکرد اگه بی پول تر الانشم میبود قبولش میکردم
    ولی من فقط دلمو به پاکی و خوبیش خوش کرده بودم ...
    الان دو سال گذشته از اشناییمون و آب شدم انقد حرص خوردم
    توی برزخی گیر کردم که موندم چیکار کنم ؟
    از یه طرف دوسش دارم ولی از یه طرفم دیگه اعتماد سابقو ندارم و همش ترس اینو دارم که کاراشو تکرار کنه و از یه طرف دیگه م نیش و کنایه ی خانواده م ...
    کسی میتونه منو درک کنه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۳
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۲:۵۹

    خیلی وقته ازدواجو حذف کردم از زندگیم

    چرا خونواده ها با ازدواج دخترای 17-18 ساله مشکل دارن؟
    من الان 23 سالمه
    وقتی 15 سالم بود یکیو دوس داشتم می خواستم باهاش ازدواج کنم
    که خونوادم شدیدا اعتراض کردن، منم بیخیالش شدم
    بعد از اون تصمیم گرفتم دیگه عاشق کسی نشم که بخوام به خاطر نبودش این همه زجر بکشم
    الان که 23 سالم شده خونوادم اصرار دارن ازدواج کنم
    الان که تو درس و کارم موفقم اصرار دارن ازدواج کنم
    اما من هیچ تمایلی به ازدواج ندارم
    دیگه اون شور و شوقی که تو 15 سالگی واسه ازدواج کردن داشتمو ندارم
    احساس می کنم افسردگی گرفتم و دیگه حتی حوصله ی خودمم ندارم
    الان فقط به تنها چیزی که فک می کنم پیشرفته
    چون خیلی وقته ازدواجو حذف کردم از زندگیم
    می خوام بدونم من الان فرقم با اون دختری که 15 سالش بود چیه؟
    نه می خوام بدونم چیه؟!
    که اون موقع نذاشتن ازدواج کنم الان اصرار دارن به این کار؟
    چرا خونواده ها این جوری برخورد می کنن با آدم؟
    چرا تو جامعه ی ما وضعیت زندگی این جوری شده؟
    مطمئنم این مشکل خیلی از دخترای دیگه هم هست
    یه مشکلی شاید هیچ کسی نمی خواد حلش کنه

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۲
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۹

    یه دختر 18 ساله ام که میخوام ازدواج کنم

    سلام

    من یه دختر 18 ساله ام که میخوام ازدواج کنم . تو خانواده ما همه 25 به بالا ازدواج میکنن. و خواهرمم هم همینطور و تازه عقد کرده. با این وجود احتمال ازدواج واسه من وجود نداره.

    من خواستگار زیاد دارم ولی مادرم به همشون میگه دخترم بچه س! 18 سال خیلی جوونه ولی دیگه بچه نیستم. اینم بگم من از اون دخترای پسر ندیده نیستم و میخوام عقلانی ازدواج کنم. و تا حالا عاشق هیچ پسری نشدم.

    دلیل اینکه قصد ازدواج دارم هم اینه که زندگی مجردی جالبی ندارم. به درس خوندنم علاقه ندارم. کلا دخترای به سن من هیچ استقلالی ندارن توخونه باباشون. به نظر شما چیکار میتونم بکنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۳۸
    • دوشنبه ۲۵ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۵

    برو بالا