خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۱۹۸۱ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

قصد دارم تا جایی که میتونم درسمو ادامه بدم

سلام
من19 سالمه.امسال کنکور دارم و قصد دارم تا جایی که میتونم درسمو ادامه بدم. همیشه فکر میکردم اول وارد دانشگاه بشم بعد به ازدواج فکر کنم. الان یه خواستگار دارم که از لحاظ خانوادگی خیلی تعریفشون میکنن ولی نه اونجوری که من میخوام تحصیلات داره و نه کار ثابتی داره.
الان خوانواده به خاطر پاک و مومن بودنش خیلی اصرار میکنن که موقعیت خوبی هست و ممکنه دیگه همچین شرایطی پیش نیاد.
ولی من معتقدم اگه ادم تحصیلاتشو ادامه بده و خودشو به یه جایی برسونه احتمال داره موقعیت های بهتری هم پیش بیاد.
میخواستم ببینم نظر شما در این مورد چیه؟
راستش قراره خواستگاری فردا هست.ممنون میشم اگه زودتر جواب بدین.

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۸
    • جمعه ۱۲ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۵۱

    می خوام از فکرش بیام بیرون

    سلام
    من چن موردی خواستگار داشتم که هیچ کدومشون ب دلم نمینشستن-اما بهمن 92 یه خواستگار داشتم پسره خیلی بدلم نشست ولی با هم از نظر اعتقادی مشکل داشتیم.و دو طرف ب این نتیجه رسیدم ک مناسب هم نیستیم.اما بعد از گذشت 3 ماه هنوز پسره تو ذهنمه خیلی بهش فک میکنم.یه چیزیم بگم پسره هنوز مجرده و اینکه من به هرکس ک فکر کنم اونم به من فکر میکنه بارها برام پیش اومده-خیلی ناراحتم بخدا میگم خدایا کاش اینم مثل قبلیا بدلم نمینشست...
    شما میگید چکار کنم خیلی بخدا و امام زمان میگم کمکم کنن تا از فکرش در بیام ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۴۶
    • چهارشنبه ۱۰ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۳۶

    آیا یک پزشک فقط باید با یه پزشک ازدواج کنه؟

    سلام

    خسته نباشید . من دختری 20 ساله و دانشجوی پزشکی هستم. میخواستم بدونم آیا یک پزشک فقط باید با یه پزشک ازدواج کنه؟!(از نظر درک شرایط کاری و روحی و...)یا برعکس اگه با یک مهندس یا حتی استاد دانشگاه باشه زندگی بهتری خواهند داشت از جانب رسیدگی بیشتر به همسر و زندگی؟!

    لطفا منو راهنمایی کنید واقعا من تو مهمترین تصمیم زندگیم موندم:(!!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۸۵
    • سه شنبه ۹ ارديبهشت ۹۳ - ۱۸:۱۱

    مردی قصد ازدواج داشت ...

    مردی قصد ازدواج داشت.مشکل او انتخاب از بین ۳ کاندید زن اح…تمالی بود.او به هر زن ۵۰۰۰ دلار پول داد تا ببیند هرکدام با آن چه کار میکنند…!
    اولی ظاهرش را کاملا تغییر داد به یک آرایشگاه تجملی رفت آرایش جدید کرد لباسهای جدید و زیبا خرید و به مرد گفت که برای اینکه … در نظر او جذابتر باشد این کارها را کرده است چراکه خیلی دوستش دارد
    مرد تحت تاثیر قرار گرفت
    دومی به خرید هدیه برای مرد پرداخت.برایش یک دست چوب گلف خرید به علاوه ابزار جدید برای کامپیوترش و لباسهای گران قیمت و هنگامی که هدیه ها را به مرد داد گفت که تمام پولش را برای او صرف کرده چرا که خیلی دوستش دارد مرد تحت تاثیر قرار گرفت
    سومی پولش را در سهام سرمایه گذاری کرد و چند برابر پولی که از مرد گرفته بود عایدش شد.او ۵۰۰۰دلار مرد را پس داد و برای بقیه پول یک حساب مشترک باز کرد و گفت میخواهد برای زندگی آینده شان پس انداز کند چراکه خیلی دوستش دارد واضح است که مرد تحت تاثیر قرار گرفت او مدت زیادی را به تفکر درباره اینکه هر زن با پولها چه کار کرده پرداخت

    و سرانجام با زنی ازدواج کرد که “سینه های” بزرگتری داشت !

    آقای نجفی این داستان را تو یه سایتی خوندم نتونستم ازش بگذرم بیشتر کار برای اونجا تاییدش کرده بودن می خواستم ببینم اینجا هم کاربراش تاییدش می کنند و کدوما انتخاب می کنند .

    پاسخ :
    سلام
    اگه بنده بودم :
    1 - زن اول اعتماد به نفس نداره و همه چیز رو در زیبایی ظاهری می بینه . 5000 دلار رو خرج چیزی کرده که خیلی زود عادی میشه ، پس انتخابش نمی کردم .
    2 - زن دوم فداکار هست ولی آینده نگر نیست . بیش از حد به احساسات اهمیت میده . پس تصمیمات عجولانه میگیره و پول شوهرش رو ممکنه به باد بده . پس اینم انتخاب نمی کردم .
    3 - زن سوم بهتر از اون دو تاست . چون آینده نگر هستش . از فکرش خوب استفاده می کنه . با همون 5000 دلاری که سرمایه گذاری کرده می تونه هم ظاهرش رو تغییر بده و هم برای شوهرش هدیه بخره !
    بنابراین انتخاب بنده سومی هستش .
    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۱
    • دوشنبه ۸ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۰۲

    واسه خواهرتون دنبال کیس مناسب هستین؟

    دوستان اکثرا پسرا میگن واسه خواهرمون سپردیم واسمون دنبال کیس باشه حالا خداییش خودتون واسه خواهرتون دنبال کیس مناسب هستین؟؟یا این کار و عار میدونین
    منظورم اینکه اگر دوستتون شرایطش خوب باشه واسه خواهرتون جور میکنین یا نه؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۹
    • شنبه ۶ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۴۰

    سرنوشت من واشتباهات دیگران

    سلام دوستان
    من دختری هستم 25 ساله و تحصیلکرده از لحاظ زیبایی خدار و شکر در حد خوب هستم و همیشه در کار و تحصیل سعی کردم موفق باشم دوران کودکیم متاسفانه سخت گذشت ولی همیشه امید داشتم به بهتر شدن شرایط مادر و پدر مهربانی دارم ولی متاسفانه پدرم به دلیل ضربه ایکه در کودکی به مغزشون وارد شده مبتلابه بیماری صرع هستن و با وجود مهربان بودنشون ولی زود عصبانی میشوند. متاسفانه این مساله باعث شده خیلی از افراد از من خوششون بیاد ولی بخاطر این موضوع عقب نشینی میکنن. سوال من اینه بنظرشما وقتی یه دختر ازهمه لحاظ سعی میکنه خوب باشه ولی این اتفاق براش میافته باید چیکار کنه.همیشه خانواده ام رو دوست داشتم مخصوصا پدرم رو ولی بعضی وقتا میبینم چطور بادیگران برخورد میکنه و دلشون رو میشکنه احساس میکنم خدا میخواد تاوان اشتباهاتش رو من بدم چون پدرم من رو دوست داره.این رو هم بگم من همیشه با محبت به پدرم گفتم دست از این اخلاقش برداره چندروز رعایت میکنه و دوباره روز از نو روزی از نو.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۰
    • شنبه ۶ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۳۳

    باید کم مو بودنم رو به خواستگارم بگم

    سلام
    به نظر شما اگه دختری موهاش کم پشت باشه (جلو موهاش فقط) و خاستگاری داشته باشه که قبل از اینکه خودشو ببینه جلسه اول مادر و خواهرش و جلسه دوم مادر و عمش (یا هرکدوم از فامیلاش) اومده باشنو اون دختر و بدون روسری و با لباسای معمولی دیده باشن و پسندیده باشن و حالا که نوبت به خود پسر رسیده و حرفاشون زدن و دختر تقریبا مطمئنه که تفاهم دارن و تقریبا جوابش مثبته باید این کم مو بودنو به پسره بگه؟(با وجود اینکه مادر خواهرو...اونو بدون روسری و از نزدیک دیدن)؟اگه آره چطوری بگه؟ ممکنه کسی به خاطر کم مو بودن خانومش از اون خوشش نیاد و یا دلسرد بشه؟ تو رو خدا زود جوابمو بدید.من دارم دیوونه میشم.نمیدونم واقعا باید دیگه چیکار کنم؟ اگه باید بگم بفرمایی چه طوری بگم؟ چی بگم به پسر مردم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴۲
    • پنجشنبه ۴ ارديبهشت ۹۳ - ۱۹:۲۸

    من حتی از فکر کردن به رابطه جنسی حالم بهم میخوره

    سلام.
    دختری 22 ساله،ترم آخر دانشگام ،یه خواستگار 27 ساله دارم ،پسر خوبیه ،شرایطش هم خوبه و خانوادم خیلی خیلی قبولش دارن .
    اما من حتی از فکر کردن به رابطه جنسی حالم بهم میخوره .
    لطفا راهنمایم کنید.مشکلم چیه ?چیکار کنم ?بگم نمیخوامش?
    باتشکر.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۲
    • پنجشنبه ۴ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۵۵

    پسر پاک چه شکلی هست؟

    دوستان: شما از کجا می فهمید که پسری پاک هست؟؟!! شرایطش چی هست؟!
    نمی دونم! اما من پسرهایی رو دیدم(تو محیط کارم)- اهل نماز و روزه بودن- تا خانم باهاش صحبت می کرد سرشو می انداخت پایین- همکارام میگفتن که چه پسر خوبی هست- اما چون من باهاش کمی راحت بودم- اون اقا از خاطرات دوست دختراش تعریف می کرد-"اما به همکارام نمی گفتم"- بعد از کار خانم بازی می کرد- اما در ظاهر بچه خوبی بودن-
    چند مورد من دیدم- پس پسر پاک چه شکلی هست- والا ما که هر کی رو دیدیم قبلا چند تا دوس دختر داشته- با اینکه اهل نماز و روزه بودن- یا یکی از بچه ها ی دانشگاه بسیج فعال بود اما وقتی امارشو در اوردم غلط بود
    پسر پاک چه شکلی هست؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۸۶
    • پنجشنبه ۴ ارديبهشت ۹۳ - ۱۷:۵۳

    موقعیت ازدواج خیلی دارم ولی ردشون میکنم

    سلام
    من یه دختر 23 ساله هستم.موقعیت ازدواج خیلی دارم ولی ردشون میکنم.یه مشکلی دارم که فک کنم خانما بتونن بهتر درکم کنن.راستش من آدم گرمی هستم و اصلا سرد مزاج نیستم ولی از رابطه جنسی با یه مردی که درست نمیشناسمش،حالم به هم میخوره.
    همش دوس دارم اول عاشق طرف باشم چون در غیر اینصورت نمیتونم خودمو در اختیارش بذارم. از اونجایی که اهل رابطه قبل ازدواج نیستم پس باید سنتی ازدواج کنم.و امیدم به ایامه عقده که شوهرمو خوب بشناسم.اما بابام شدیدا مخالف طولانی بودن دوران عقد هستش.ومیگه مکروه هستش.و فقط در حد دوماه راضی میشه.تازه کلی ارتباطمونو محدود میکنه.مثلا اصلا اجازه نمیده با هم بیرون بریم یا من برم خونشون که اصلا.
    فقط در حد پیام و زنگ زدن خونوادم راضی میشن.آیا من میتونم تو دو ماه با پیام دادن به طرف علاقمند بشم؟در اینصورت باید با شناخت نه چندانی لباس عدوس بپوشم و در نتیجه شب زفاف که حالم بهم میخوره اگه بخوام فک کنم با پسری باشم که بش علاقه ندارم.دوس دارم کامل بشناسمش و عاشقش بشم اونوقت میتونم از رابطه باهاش لذت ببرم.من اصولا دختریم که یکم طول میکشه تا با یکی صمیمی بشم وتو دلم بره.برا همین من این مشکلو دارم. تو رو خدا بگین چکار کنم؟
    آیا اگه به شوهر آیندم بگم رابطه نداشته باشیم تا بیشتر با روحیات هم آشنا بشیم، و شخصیتای هم دیگه رو کشف کنیم، راضی میشه؟؟؟؟ خیلی دوس دارم همچین چیزی به شوهر آیندم بگم. ولی آیا راضی میشه؟چون برام سخت ترین کاره که بخوام با کسی که بهش علاقه ندارم،رابطه داشته باشم.مطمئنم بیشتر خانما اینجورین. ولی منکه باید با این روشا و سنتی ازدواج کنم باید چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج سنتی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۳
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۲۳:۲۴

    عجله کردم که گذاشتمش تو فشار؟

    کمتر از یک سال میشد که با اقایی وارد رابطه شدم.
    وقتی این اقا به من پیشنهاد دوستی داد من قبول نکردم و انقدر خواهش و التماس و ابراز عشق که با اکراه قبول کردم.کمتر از یک ماه شده بود که به من پیشنهاد ازدواج داد.منم چون تحت تاثیر عشقش کهه به من می ورزبد قرار گرفتم و دیدم کسی اینهمه  عاشقانه هر ثانیه دورم می چرخه و ظاهر خوبی هم داره و اخلاقشم خوب بود قبول کردم.
    تا اینکه نزدیک یک سال ما یک رابطه ی سراسر عاشقانه رو پیش گرفتیم.تا اینکه من ازش خواستم حالا که میگه ما مال همیمم و من تصمیمم جدیه اقدام کنه .که او خیلی مخافت کرد که هنوز مگه چند سالمونه..انقدر عجله داری...بزار من شرایط درست کنم بعد.اما با اصرار من با خونواده مطرح کرد و بعد چند روز که خیلی هم از من عصبانی بو اومد و گفت که نظر شون اینه که هنوز زوده و ما با زیر یک سال به شناخت خوبی نرسسدیم و همس می گفت که تو عجولی بزار من شرایطو درست کنم.البته خیلی اصرار به موندنم نکرد بر خلاف اینکه میخواست با من دوست شه هر کاری کرد تا من اوکی بدم.خلاصه اخر سرم یه جورایی یگفت تو نخواستی تو مارو بازی دادی و .... که حس عذاب وجدان بهم بده....اما من دیگه رابطرو جوری قطع کردم و از خودم فقط شماره خونه گذاشتم که اگه خواست اقدام رسمی کنه...که البته دیگه اون هم بیخیال شد....حالا می خوام نظر دوستان گلم رو بدونم که ایا واقعن اگه 4-5 سال میموندم و به رابطه عاشقانمون ادامه میدادم ممکن بود جدی شه یا اینکه عجله کردم که گذاشتمش تو فشار....ممنون میشم راهنامیی کنین؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۷
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۱۳:۳۹

    شکل گیری یک رابطه از سر دلسوزی

    دختر 28 ساله تقریبا 1.5 سال هست که با آقای 29 آشنا شدند.
    این آقا مجردی زندگی میکنن و تحت قیومیت عمو و زن عمو بزرگ شدند.آقا عموشون که پدر شناسنامه ای ایشون بود فوت میشن و تا یکسال قرار و مدار ازدواج عقب میفته دو بار در محل کار پسر ، رابطه نزدیک و هم آغوشی داشتن .
     در برخی دیدارها هم پسر مصرانه از دختر درخواست های برای بوسیدن و لمس کردن داشته ، و انجام میداده. این آقا یکی از مشکلاتی که در حال حاضر دارند این هست که طی کار سرشماری با خانمی آشنا میشن که از همسر معتادش جدا شده و با برادر معتادش و دختر 5 ساله خودش بدون خرجی و سرپرست زندگی میکنه.
    طبق گفته خودش از سر دلسوزی رابطه ی شکل میگیره کمک هزینه ی برای او و دخترش میده و بطور تلفنی صیغه محرمیت  میخونن و رابطه نزدیکم داشته .
    پسر مسئله ازدواج با اون زن را با خانواده مطرح میکنه اما با مخالفت اونها مواجه میشه و تقلا میکنه این خانم 4 سال از پسر بزرگتر بوده. بلاخره بعد از درگیریهای که با خانوادش داشته ، از فکر ازدواج با این زن منصرف میشه اما این زن بنا به دلایلی که پسر نگفته و با اهرم فشار اینکه خودم و دخترم رو میکشم راضی به این جدایی نبوده و پسر را تهدید میکرده و اونو دچار عذاب وجدان میکرده . تا اون بمونه.
     این رابطه بنا به گفته پسر یک ماه بعد از آشنای با این دختر به پایان میرسد و البته پسر گفته که خیلی پیشتر تمام شده بود اما دیگر از او خواسته بود که برای همیشه تمام شود هر کس به راه خودش بود اما این خانم نمی پذیرفتند. این آقا در حال حاضر خرجی دختر بچه ی این خانم را میدهد و دلیل اینکار را یتیم بودن دختر بچه و رضای خدا و تجربه ی یتیم بودن خود یبان کرده است. و اینکه حسی بغیر از دلسوزی چیز دیگری نبوده است. حال این دختر تمام باورش به هم ریخته و احساس میکنه بدبین شده و اینکه این پسر هنوزم به اون زن حسی داره.ابراز پشیمانی برای این اشتباهش کرده و اینکه از هیچ تلاشی برای حل این مسله کوتاهی نکرده از پیدا کردن کار برای این زن تا کیس ازدواج .دوستان لطفا نظراتون رو راجب دختر و پسر بفرماید سپاگزارم.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۹
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۰۷:۰۴

    ادم عاشق بشه ازدواج کنه بهتره یا ازدواج کنه عاشق بشه؟

    کلا ادم عاشق بشه ازدواج کنه بهتره یا ازدواج کنه عاشق بشه؟اخه چرا این مردا اینقدر عاشق میشن؟
    اصلا این عشق چقدر میتونه واقعی باشه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۸
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۲:۱۰

    من میخوام واسه ارشدم انتخاب رشته کنم

    سلام ببخشید شاید سوال من اصلا به موضوع اینجا مرتبط نباشه ولی چون جامعه آماری بالایی داره ازتون میخوام سوالم اینجا مطرح بشه،ی تنوعی هم هست!
    من میخوام واسه ارشدم انتخاب رشته کنم ولی بین چند رشته واقعا دودلم...
    از دوستانی که اینجا هستن بپرسم به نظر شما رشته تغذیه خوبه یا ژنتیک؟ و چرا؟
    ی سال تلاش یا کمتر واسه قبولی تو ی رشته خوب کافیه؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۵
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۴۲

    بهم گفت من شیفته حیای شما شدم

    من یه دختر 23 ساله هستم که در خانواده ای تحصیل کرده و مرفه به دنیا امدم و ظاهر زیبایی هم دارم. از زمانی که سنم کم بود اهل هیچ کار بدی نبودم من این کارها رو در شان خودم نمی دونستم

    توی یکی از بهترین رشته ها یکی از دانشگاه دولتی قبول شدم تا این که ترم 2 بودم که با یه آقا پسری آشنا شدم اصلا اهلش نبودم اما اون ول کن نبود چون واقعا موقعیت خوبی داشتم و بیشتر هم جذب ظاهرم شده بود (البته بگم من مانتوی بودم اما با حجاب بودم) اون پسر هم واقعا موقیعتش خوب بود اما منم قبول نمی کردم تا این که انقدر اصرار کرد که گفتم باشه ولی توی فکرم گفتم یه بار باهاش می رم بیرون تا بفهمه من اهل حال دادن بهش و این کارا نیستم اما متاسفانه من نتونستم این فکرمو عملی کنم و رابطه ما بیشتر شد

     اصلا نمی فهمیدم چرا باهاش ادامه میدم تا این که بعد از دو سه ماه عاصی شدم و بهش گفتم عمرا ادامه نمیدم ولی اون بدجور وابستم شده بود بهم گفت دوست دارم می خوام بیام خواستگاریت با این حرفاش دوباره منو خام کرد و یه بار منو به زور کشوند خونشون همش بهم می گفت تو همسر منی من دوست دارم تو رو در آغوش بکشم چرا منو محروم می کنی منم احساس عذاب وجدان می گرفتم ولی راضی نمیشدم تا این که منو کشوند و اونجا منو مجبور کرد کنارش دراز بکشم ولی وقتی این کارو کردم حالم داشت بهم می خورد یک لحظه حس کردم خاک بر سرت تو داری چه غلطی می کنی؟؟از جام بلند شدم و با گریه ازش قهر کردم و رفتم تا چند روز محلش نمی ذاشتم و دوباره هی به من ابراز محبت کرد و من دوباره خام شدم تا این که رابطه ما به جایی کشید یک بار منو بوسید بعد از این کارش یه حسی درونم قوی شد که من دارم برده جنسی این بشر می شم و احساس تنفر نسبت بهش پیدا کردم و بهش گفتم برای همیشه از زندگی من گم شو بیرون اولش باور نمی کرد اما بعد که دید من خیلی جدی هستم به غلط کردن افتاد و گفت به خدا دوست دارم می خوام بگیرمت ولی من دیگه باور نمی کردم تا این که مادرش زنگ زد و هر چی دلم خواست بهش گفتم

    بعد اون روز واقعا بیچاره شدم همش گریه می کردم نه به خاطر جدایی به خاطر گناهایی که کردم کارم شده بود صپ تا شب توبه کردن همش نماز می خوندم چند بار به حدی گریه و زاری کردم که حالم بد شد و چشمام سیاه شد دست خودم نبود من واقعا دختری بودم که با حجاب بودم از خدا شرمم می شد چند بار رفتم مشهد و جمکران و از اهل بیت عذر خواهی کردم ولی این حس منو آب کرد..رابطه ما یک سال بود که من تمومش کردم الان دو سال از کات کردنم می گذره توی این دو سال مثل قبلم شدم حتی چادری شدم تا کارهای زشتمو جبران کنم خیلی از خدا عذر خواهی کردم ولی این حس راحتم نمی ذاره همش حس می کنم من ناپاکم من نجسم من یه ادم عوضی هستم.توی این دو سال هیچ وقت به هیچ پسری نگاه نکردم و فقط درس خوندم تا این که چند ماه پیش یکی ازپاک ترین و نجیب ترین پسرهای دانشگاه ازم خواستگاری کرد ولی من بهش جواب رد دادم چون لیاقتشو نداشم اون خیلی پاکه ولی من چی ؟من یه ادم گناه کارم که حالم از خودم بهم می خوره اما اون ول کن نبود تا این که قبولش کردم بعدش توی خواستگاری بهش گفتم شما چرا منو انتخاب کردین جوابی که بهم داد منو داغون کرد بهم گفت من شیفته حیا شما شدم. خدای من اون شب تا صپ گریه می کردم و با این حرفاش منو بر می گردونه به روزایی که ازشون متنفرم
    حالا به نظرتون چی کار کنم ؟؟مخصوصا آقایون بگن.بهش بگم من این جوری بودم آخه دارم داغون میشم همش حس میکنم لیاقتشو ندارم از طرفی هم همیشه آرزوم بوده همچین همسری داشته باشم؟؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۱
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۱:۰۶