خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲۳۳۰ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها» ثبت شده است

دخترهای خوب وبلاگ در چه شهری زندگی می کنند ؟!

یه موضوعی هست که ذهنمو درگیر کرده
با توجه به پاسخ هایی که دخترا میدن آدم شاخ در میاره که هنوز تو جامعه دختر های قانع ،با حیا و خوب وجود دارن ؟
البته جامعه دختر خوب هم داره اما اینجا همه خوب هستن ، همه عالی هستن ( شکلک خنده مشکوکانه)
حالا سوالم اینجاس اگه میشه شهری که توش زندگی میکنید رو بگید تا بدونیم تو کدوم شهرها معمولا این گونه افراد بیشتر هستن ؟
اول خودم بگم که توی  قم زندگی میکنم

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۵۷
    • شنبه ۳۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۱۹

    فکر میکردم مشکل اصلی ازدواج ، خانواده ها و مسئولین هستند

    تا حالا فکر میکردم مشکل اصلی جوانان ما این است که خانواده ها سخت گیری میکنند یا مسئولین شرایط لازم رو برای ازدواج فراهم نمی کنند اما میخواهم اغراق کنم اشتباه می کردم مقصر اصلی خود جوانان هستند هم دخترها هم پسرها
    من پسری هستم 29 ساله در یک کلام همه چیزم معمولی است دوستان چند ماهی است همین وبلاگ و هم سایتها و وبلاگهای دیگر که همچین فضایی دارند رو زیر نظر دارم و همچنین در چند سایت همسریابی ثبت نام کردم در جامعه هم که حضور دارم خواستگاری هم رفتم واقعا معیارهای ازدواج جوانان ما بیشتر به افسانه ها شبیه است.

    وقتی از دختران و پسران می پرسید که ملاک اصلیتان برای ازدواج چیست می گویند اول اخلاق و ایمان . اما دروغ است دختران ما مردی که قرار است با او ازدواج کنند باید تحصیل کرده باشد کار خوب داشته باشد پس انداز خوبی داشته باشد و خوش تیپ و خوشگل و قد بلند هم باشد .

    به نظر شما چند درصد از پسرهای جامعه ما چنین خصوصیاتی رو با هم دارند و اما پسرها دوست دارند زن آینده شان در زیبایی بی همتا باشد خانواده دختر فقیر نباشند .

    گفتم که از سر کنجکاوی در سایتهای همسر یابی عضو شدم ملاکهای ازدواج دختران این سایتها واقعا حیرت انگیز است .

    مثلا دختری 33 ساله هستم فرد مورد نظرم برای ازدواج باید وضع مالی خوبی داشته باشه خوش تیپ و قد بلند باشه تحصیل کرده باشه سنش هم بین 33 تا 35 باشه .

    آیا واقعا اگر پسری همچین ویژگیها رو داشته باشه با دختری 33 ساله ازدواج میکنه ؟مسلما نه

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۹
    • شنبه ۳۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۷

    اختلاف سنی 10 سال از نظر جنسی میتونه مشکل ساز باشه ؟

    میخواستم یک مساله ای رو بگم که به راهنمایی دوستان خیلی نیاز دارم . من دختری 19 ساله هستم که در یک  رشته ی مهندسی عالی ، مشغول به تحصیل هستم . دو هفته است که یک آقا پسری به خواستگاری من اومدن . ایشون امتیازهای زیادی داره . درآمد خوبی داره . پدرشون از نظر مادی در سطح خیلی خوبی هستن . خونه هم داره . از نظر اخلاقی هم یک پسر متدین و روشن فکر هستن . در رفتارشونم خیلی آروم هستن . وقتی برای جلسه سوم اومدن خواستگاری ایشون مادربزرگ و خالشون رو هم آورده بودن . که وقتی باهشون صحبت کردیم . مشخص شد خانواده ی بااصالتی هستن .
    ولی مشکل من اینه که ایشون 10 سال از من بزرگترن . من اولش که زنگ زدن گفتم نه .ولی وقتی باهشون صحبت کردم دیدم اخلاق و رفتارش جز ایده آل های منه . بخاطر همین این 10 سال زیاد واسم مهم نشد . ولی پدرم یکم روی سنشون شک دارن . از طرفی خواهرم میگه صبر کن . تو میتونی خواستگار های بهتر از این داشته باشی . ولی به نظر خودم امتیازهای زیادی داره که ممکن در آینده کسی با این شرایط نباشه . من تو سایت های مختلف خوندم که اختلاف سنی 10 سال از نظر جنسی میتونه مشکل ساز باشه .
    نمیدونم اصلا باید چی کار کنم . آخه اطرافیانم میگن مساله ی جنسی به سن ربطی نداره .
    من میخواستم از شما دوستان بپرسم که واقعا چی کار کنم ؟؟ مساله ی دیگه ای که هست اینه که حرف مردم یکم واسم مهمه . بخاطر همین دو دل شدم .
    با تشکر از دوستان

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان , اختلاف سن در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۶۸
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۲:۱۳

    دختر خانمهای گرامی با کدوم یکی از افراد زیر ازدواج می کنید ؟

    دختر خانمهای گرامی شما بین افراد زیر کدام رو برای ازدواج قبول میکنید دلیل هم بگید :
    اول پسری بسیار زیبا و قد بلند و خوش تیپ به طوری که کلا مجذوب زیباییش میشوند اما بیکار بدون تحصیلات دانشگاهی بدون اینکه خانواده ای پولدار داشته باشه کلا فقط زیبایی داره .
    دوم پسری باز هم بسیار زیبا اما باز هم بیکار و بدون تحصیلات دانشگاهی اما پدری پولدار به طوری که پسر نیازی به کار کردن نداره .
    سوم پسری نازیبا کلا به قول معروف زشت اما از بچگی رو پای خودش بوده و پول و مال و منال زیادی با کوشش خود به دست آورده .
    چهارم پسری با قیافه و تیپ معمولی کاری معمولی و درآمدی معمولی کلا خونه و ماشین هم نداره .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۳۵
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۲:۱۱

    می خوام با پسری نامزد کنم که کلی دوست ناباب داره

    سلام

    من و یه آقا پسری قراره با هم نامزد کنیم که از قبلش هم با هم دیگه در ارتباط بودیم راستش من هیچی توی رابطمون براش کم نمیزارم همیشه درکش میکنم چون مشکلات خیلی زیادی داره خونواده هامونم در جریان کامل همه چیز هستن .

    چون بچه ی طلاق هستش با خانوادش اصلا رابطه ی خوبی نداره اما من بینهایت دوسش دارم راستش یه عالمه دوستای ناباب داره مشروب میخوره و قلیون میکشه دانشگاهو ول کرده سر کارشم نمیره دیگه نمیدونم چیکار کنم ؟

    کلی باهاش حرف میزنم خواهش میکنم که خوب بشه حاضر نمیشه پیش مشاور هم بریم از پدر و نامادریشم بسیار بدش میاد با اینکه چون پدرش فقط یه پسر داره خیلی دوسش داره نا مادریشم همینطور اما ساعت سه چهار صبح میاد خونه قرص اعصاب مصرف میکنه توی یه لحظه تا مرز دیوونه شدن عصبانی میشه من با همه ی وجودم دوسش دارم .

    میدونمم به نظرتون موندن به پای همچین کسی فایده نداشته باشه من کسی ام که نماز و روزش به وقتشه درسام و کاملا ادامه میدم حتی زبان هم تدریس میکنم اما واقعا دوسش دارم تحت هیچ شرایطی نمیخوام از دستش بدم .

    شاید باور نکنید چند بار هم منو زده تو عالم دوستیمون ... کلی حرف میزنم باهاش خواهش میکنم ازش اینکارارو بذاره کنار اما گوشش بدهکار نیست

    شما بگید چیکار کنم ؟خواهش میکنم ازتون

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۶
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۳

    خانواده ی من مذهبیه اما خودم نیستم

    سلام.
    دختر هستم 24 ساله.
    مشکلم اینه که با خانواده م اختلاف نظر دارم!
    خانواده ی من مذهبیه اما خودم نیستم. ده ساله که نماز نمی خونم، و دور از چشم خانواده آرایش میکنم و به اصطلاح بد حجابم.
    مادرم و خواهرم تا حدی میدونن. ولی پدرم چیزی نمیدونه. پدرم خیلی سخت گیره و من همیشه سعی کردم یه جوری به دل پدر و مادرم راه بیام و کاری نکنم که از دستم ناراحت و عصبانی شن.
    ولی این موضوع منو عذاب میده. واقعا خیلی سخته همه اش احساس می کنم دارم برای خودم و دیگران نقش بازی می کنم. تو این سن و سال جرات ندارم اون چیزی که هستم رو جلو خانوادم بروز بدم.
    به خصوص که الآن با یه آقایی برای ازدواج آشنا شدم و ایشون هم اهل نماز و اینا نیستن ولی می دونم وقتی بیان خاستگاری پدر و مادرم به هاطر اینکه نماز نمیخونن جواب منفی میدن. در حالی که من خودم نمیخونم و نماز نخوندن همسرم هم برام مهم نیست.
    قضیه رو تا حدودی به خواستگارم گفتم و ایشون گفتن به خاطر تو نماز رو یاد میگیرم.
    لطفا به من بگین چیکار کنم؟ باید به خانوادم بگم چجوری ام؟ ( حتی فکرشم وحشتناکه ) یا به همین وضعیت ادامه بدم؟ با این خاستگارم چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۷۳
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۶

    خواستگاری رو که رد کردم سمج تر شده !

    سلام
    طاعات و عبادات همگی قبول درگاه حق تعالی!
    دختر خانمای گل، با خواستگار سمجی که از اقوام خیلی نزدیکه چه برخوردی میکنید؟؟ ایشون با اینکه جواب رد شنیدن، رفت و آمدشون با خانواده ما کمتر که نشده هیچ خیلی هم صمیمی تر شدن تا اینجا مشکلی نیست تقریبا، مشکل اصلی اینجاست که هر بار که خونمون میاد کلی ریخت و پاش میکنه و به عبارتی دست پر میان اونم چیزای گرونقیمت!!

    من واقعا ناراحت میشم از این رفتارشون و خانوادمم همینطور بهشون هم میگیم خیلی محترمانه که چرا زحمت کشیدید و از این حرفا ولی دفعه بعد دوباره تکرار میکنن!!حس خیلی بدی بهم دست میده  حسی مثل اینکه من دارم ازش سوءاستفاده میکنم در حالی که خدا شاهده اینطور نیست و با منطق بهش جواب رد دادم ولی فکر میکنه با این سماجت و با این کارا میتونه دل منو بدست بیاره!!

    کلا  به خاطر وضع مالی خوبشون خیلی اهل ریخت و پاشن چیزی که من ازش متنفرم !! کاش بعضی آدما بفهمن هستن هنوز قلب هایی که حتی به بهای تمام ثروتی که تو جهان هست نمیشه اونا رو خرید کاش کاش کاش همه چی آدما تو پول خلاصه نمیشد!!!!!

    خدا رو هزار مرتبه شکر که اگر چه پولدار نیستیم ولی چشم و دلمون سیره و عزت نفس بالامون بزرگترین سرمایمونه!!

    پیشاپیش از نظراتتون ممنونم.

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۶
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۶

    خواستگارها وقتی می فهمن پدرم مذهبیه ، پشیمون میشن

    سلام

    من یه دختر از یه  خانواده مذهبی ام  . پدرم ادم مذهبی و سرشناسیه. خودمم تا حالا اهل دوست پسر و این حرفا نبودم. قیافمم خوبه . تک دختر هم هستم. شیک پوش هم هستم و به لباس و سر وضعمم خیلی اهمیت میدم. چادری هم هستم.... و اما مشکل من ...
    خیلی ها وقتی منو میبینن ازم خوششون میاد . ولی همین که میان تحقیق و میبینن پدرم آدم معتقد و مذهبی هست از خواستگاری اومدن پشیمون میشن.

    وقتی تو این سایت میبینم که اکثر آقایون مذهبی اند و دنبال دختر خوب میگردن شاخ در میارم اصلا باورم نمیشه اصلا باورم نمیشه....
    البته اینو بگم که من تو استانی زندگی میکنم که خیلی خانواده مذهبی کمیابه توش. اکثر مردمش دخترای چادری رو مسخره میکنن
    نگین دروغ میگم که به والله دارم راست میگم. پیشاپیش میدونم باور نمیکنید. همینطور که من آدمای اینجارو باور نمیکنم....
    میخوام نظراتتون رو بدونم ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۳
    • جمعه ۲۹ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۲

    برادر بزرگترم دوس نداره ازدواج کنم

    سلام دوستان
    من یه دختر مجرد 20 ساله م و قصد جدی برای ازدواج دارم ولی برادر 38 ساله م به شدت دید منفی نسبت به ازدواج من داره و همش نفوس بد میزنه و با اینکه خودش ازدواج کرده و زن و بچه داره (همسرش هم نسبتا زن خوبیه) ولی همش از بدی های ازدواج میگه تا جایی که زنش گریه ش گرفت از حرفاش و گفت تو چرا همش بد میگی مگه ازدواج چه مشکلی داره؟ (آخه زن داداشم ابراز میکرد که از زندگیش راضیه و ازدواج خیلی خوبه و داداشم همش از ازدواج بد میگفت تا منو متقاعد کنه) میگه میخوای بری  زیر ... مادرشوهر و شوهر شی که معنیشم نفهمیدم:| کسی فهمید به منم بگه
    هر چی میگم فک کن اونا هم مث خودمونن مگه من زنتو تا حالا اذیت کردم؟ مگه ما تا حالا کاری بهش داشتیم؟ خب اونام مث ما هی میگه بذار یه چن سال از سنت بگذره میگه من قبل از ازدواجم اخلاقم خیلی بد بود اگر ازدواج میکردم زنم نمیتونست تحمل کنه توام صبر کن تا بیشتر اخلاقت جا بیفته و زندگی برات سخت نشه ( ینی فک میکنه من قراره با یکی مث خودش ازدواج کنم!!! فک میکنه همه مث خودشن!!!!)

    بهش گفتم اصن به فرضم که طرفم مث تو باشه من همون موقعی هم که تو تو خونه یه روانی بودی عاشقت بودم و مث همین حالا باهات رفتار میکردم مگه غیر از اینه؟ گفتم من انقد رفتارای دیگه ی تو رو دوست داشتم که با تمام این رفتارات کنار اومدم و توام هر روز بهتر شدی مگه غیر از اینه؟ گفتم به فرض که مث توام باشه اگر اون ویژگی هایی که من میخوامو داشته باشه چه اشکالی داره بهش کمک کنم تا بهتر بشه؟

    گفتم اون زمانی که همه میگفتن فلانی این دیوونه س نری طرفش من حتی اگر کتک هم میزدی میومدم طرفت و بالاخره تونستم روت تاثیر بذارم بهشون ثابت کردم که تو اونی که اونا فک میکنن نیستی گفت خب آره ولی بالاخره طول کشید تا قلقم دستت اومد دیگه؟ گفتم آره ولی ارزششو داشت چون به هر حال اون چیزایی که من دوست داشتم توی تو بود ولی توی بقیه نبود به فرضم که مث تو باشه حاضرم چن سال باهاش مث تو رفتار کنم ولی با آدمی که دوسش دارم زندگی کنم و تنها نباشم
    انقدر آدم بد دیده دیدش منفی شده چیکار کنم از ازدواجم نترسه؟ من دوس دارم ازش مشورت بگیرم و به حرفاش گوش بدم ولی تا شروع به حرف زدن میکنم میگه بنظر من اصلا ازدواج نکن همش میخواد پشیمونم کنه البته الان متقاعد شده که بذاریم خواستگار بیاد شاید خوب بود ولی هنوزم میترسه از قیافش میفهمم
    در مورد هیچی هم حرف نمیزنه میگه من که گفتم نظرمو من میگم ازدواج نکن
    من میخوام با آرامش راهنماییم کنه چیکار کنم خیالش راحت شه؟
    بهشم گفتم من عجله ای ندارم برای ازدواج تا الانم چن نفرو رد کردم فک نکن با نفر اول میخوام برم ولی هنوزم میترسه چون خواهرم با پسر عمه م (که دوست صمیمی برادرم بود) ازدواج کرد وخیلی اذیت شد میگه دیدی؟ بهترین کسی که فک میکردیم این بود که اینطور شد میگم خب به موردای بهتر فک کن همیشه اینطور نیست ولی ....
    کمکم کنید ذهنیت مثبت براش ایجاد کنم
    همه اینارو توضیح دادم تا بدونید چه چیزایی گفتم و تاثیر چندانی نداشته
    من خیلی با احساس و مهربونم برا همین برادرم خیلی رو من حساسه و حساب منو از همه جدا میدونه و طاقت ناراحتیمو نداره و خیلی دوسم داره منم همینطور تو کل خونواده ما از همه با هم صمیمی تریم(با اینکه دوتا خواهرم دارم که یکیشونم مجرد و از من بزرگتره) در مورد همه چیزم باهم صحبت میکنیم حتی یه موقع ها از مسائل بعد از ازدواجم حرف میزنه ولی من زیاد نمیتونم باهاش حرف بزنم چون همینجوری هم ازش خجالت میکشم  یه وقتا کنارش که میشینم(البته ما همیشه کنار همیم) دستمو میگیره من حالم بد میشه و حسابی داغ میکنم و خجالت میکشم:| چه برسه به صحبت طولانی در مورد ازدواج

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۱
    • پنجشنبه ۲۸ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۰

    قیافه خواستگار به دلم نچسبید ردش کردم

    دختری 27 ساله هستم , چندی پیش پسری 31 ساله از طریق یکی از دوستان که نسبت فامیلی نزدیکی با این ایشان داره به من معرفی شد, این آقا استاد دانشگاه و در عین حال یک بازاری موفق است ,از وضعیت مالی خوبی نیز برخوردار میباشد.
    از نظر خصوصیات اخلاقی نیز بسیار مورد تعریف و تمجید اطرافیان می باشد,اما از نظر ظاهری قیافه کاملا معمولی داشت و به دلم نچسبیدو به همین دلیل جواب رد به ایشان دادم,به نظر شما اشتباه کردم؟؟
    تو رو به خدا جوابم رو بدهید
    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۶۱
    • پنجشنبه ۲۸ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۸

    برو بالا