خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۳۱ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: رد کردن خواستگار» ثبت شده است

هیچ وقت دوست نداشتم لباس باز بپوشم

سلام

دختری زیر 25 سال هستم که تقریبا از نوجوانی متوجه فرقم با اطرافیانم شدم. هیچ وقت دوست نداشتم لباس باز بپوشم هیج وقت دوست نداشتم استخر برم تا اینکه سنم بالاتر رفت و فهمیدم بیماری دارم.

موهای زائدی که کل بدنو گرفته ببخشید حتی تا وسط سینه اومده سینه های خیلی کوچیک و جوشهای بزرگی که کمر و سینمو پوشونده موهای سرم که روز به روز کمتر میشه دکتر هم رفتم ولی متاسفانه اصلا نمیتونم دارو مصرف کنم .

از چند سال پیش خواستگارام شروع شد ولی هر کدومو به بهانه ای رد کردم چون واقعا ازدواج کردن و پوشیدن لباس عروس با این شرایط واسم کابوسه لکه هایی که ارمغان جوش های این بیماریه همه واسم کابوس شده .

ولی الان با بالا رفتن سن و اصرار اطرافیان برای ازدواج و این که این بیماری روز به روز داره بدتر میشه واقعا نمیدونم چیکار کنم .

گاهی با خودم میگم کلا قید ازدواجو میزنم شاید این بهترین راهه لطفا راهنماییم کنید با توجه به اینکه احتمال بچه دار نشدنمم تو آینده هست ناشکری نمیکنم ولی دوست ندارم زندگی آدم دیگه ای به خاطر من تباه بشه

ممنون از راهنماییتون

موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۱۹
    • پنجشنبه ۱۵ بهمن ۹۴ - ۱۹:۳۷

    یکی رو دوست دارم ولی داره برام خواستگار میاد

    سلام دوستان

    من قراره چند روز دیگه برام خواستگار بیاد. ولى من اصلا دلم نیست بیاد. من الان یکى دیگه رو دوست دارم نمى تونم تو این شرایط به پسر دیگه اى فکر کنم.

    مادرم هم از وضعیت من خبر نداره. به هیچ وجه هم نمیذاره ندیده ردش کنم میگه بذار بیاد با هم صحبت کنید شاید ازش خوشت اومد!!!!!!! آخه من دلم نمى خواد یه خواستگار رو الکى رد کنم نمى خوام عیب بذارم رو پسر مردم.

    خدا نکنه که واقعا یه عیبى هم داشته باشه که اگه اینجورى باشه دلش میشکنه!!! من چیکار کنم چجورى یه خواستگارو رد کنم که ناراحت نشه و عزت نفسش خرد نشه؟

    از طرفى هم این پسرى که من دوسش دارم شرایطش براى ازدواج اصلا جور نیست نمى دونم تا کى باید منتظرش بمونم. در ضمن من صد در صد مطمئن نیستم که ایشون منو دوست داره. ابراز احساسات بین ما تا به حال اصلا نبود چون هم من خیلى با حیام هم ایشون تا به حالا جزء سلام به من چیزى نگفته!!!!

    من مى خوام به گوشش برسونم که قراره برام خواستگار بیاد شاید یه عکس العملى به خرج بده. با خانواده ایشون فامیل دور هستیم مى خوام از طریق خواهراش خبر دارش کنم. کار درستى مى کنم ؟ نظر شما چیه , چى کار کنم؟

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۸
    • جمعه ۲ بهمن ۹۴ - ۱۹:۳۸

    حاضرید بازم به خواستگاری دختری برید که ردتون کرده ؟

    سلام
    اگه  دختری رو دوست داشته باشی و باهاش دوست بشی به قصد ازدواج ولی بعد مدتی دختره ولت کنه بگه دگه نمیخوادت و ازت خوشش نمیاد یعنی تفاهم نداشته باشه به قول خودش ( اینم اضافه کنم که دو سال قبل بعد ول کردنش بصورت رسمی خواستگاری فرستادم که جواب منفی  بهم دادن ) .
    حال سوالم اینه حاضرین هر جور شده باهاش ازدواج کنین و باز اصرار میکنین که یه فرصت دیگه بهش بدین یا اینکه قیدش رو میزنین ؟؟؟
    با تشکر
    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج , رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۴
    • دوشنبه ۲۸ دی ۹۴ - ۲۱:۵۲

    چطوری بهش بگم از ظاهرت خوشم نیومده که ناراحت نشه ؟

    سلام به همگی

    یکی از هم دانشگاهی هام که آقای محترمی هم هستند قراره از من خواستگاری کنند یعنی به گوشم رسیده ، ولی هنوز به خودم چیزی نگفتن مستقیم ولی خوب رفتاراشون هم خیلی تابلو هست.

    حالا مشکل اینجاس که ظاهر ایشون به دل من نمیشینه و لزومی برای آشنا شدن بیشتر نمیبینم. حالا میخواستم بدونم چجور همون اول بهشون نه بگم که ناراحت نشن و مودبانه هم باشه و جواب قطعی من رو هم بفهمن.

    در ضمن ما حالا حالاها با هم چشم تو چشم خواهیم شد.

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۲
    • يكشنبه ۶ دی ۹۴ - ۱۳:۵۷

    چطوری ردشون کنم که آسیب کمتری ببینند ؟

    سلام
    شروع مشکلات از دو سال پیش بود که من از روی بچگی و ندونم کاری تو فضای مجازی بحث میکردم . از چت های صمیمی خوشم نمیومد. دوست داشتم با آدم های با سواد تو موضوعات مختلف بحث کنم و اصلا جنسیت برام اهمیتی نداشت متاسفانه .

    تا اینکه با یک آقایی آشنا شدم که بسیار باهوش و باسواد و مومن بودند. هفته ای یکبار در حد حرف زدن تو موضوعات مختلف مذهبی و سیاسی بهم پیام میدادند و منم بدم نمیومد جواب بدم. و کم کم باب آشنایی باز شد. ایشون برای یک شهر دیگه بودند.
    ماجرا به صورت هفتگی ادامه پیدا کرد و منم اصلا جدیش نمیگرفتم. ایشون به صورت غافلگیرانه ای از من خواستگاری کردند!!!!!!! چیزی که اصلا باورم نمیشد بین ما پیش بیاد در صورتی که ما حتی تلفنی هم صحبت نکرده بودیم با اینکه شماره من رو داشتند و بسیار رسمی بودیم! ایشون گفتند که از من خوششون اومده و خواستند که مسئله بین خانواده ها مطرح بشه! ولی من اصلا راضی نبودم و بلافاصله جواب رد دادم و همه چی رو تموم کردم.
    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۵
    • سه شنبه ۱۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۳۸

    خواستگار خوبی داشتم که خانوادم ردش کردند

    سلام

    خواهش می کنم آقایون حتما نظر بدن
    من حدود یک سال پیش خواستگاری داشتم که موقعیت خوبی داشت و از هر نظر ایده ال بود ولی به خاطر یه سوءتفاهم خانوادم فکر کردن جواب من منفیه و بدون اینکه نظر دقیق من رو بدونن جواب منفی دادن و همه چیز تموم شد.

    من خیلی از این موضوع ناراحت شدم ولی کاری از دستم بر نمی اومد و اون اقا هم با اینکه می دونم از این جواب رد ناراحت شدن دیگه پیگیری نکردن که البته به نظر من قابل پیش بینی هم بود چون موقعیتشون واقعا خوب بود و خیلی هم سخت گیر بودن تو انتخاب همسر و چند جا خواستگاری رفته بودن ولی نپسندیده بودن و خب این جواب رد خیلی غرورشون رو جریحه دار کرده بود.

    حالا من میخوام بدونم به نظرتون من از یه طریقی به ایشون اطلاع بدم که جوابم منفی نبوده؟ مثلا ایمیل بدم و همه چیزو توضیح بدم؟
    شما اگه جای اون اقا بودید و همچین موقعیتی براتون پیش می اومد چه واکنشی نشون می دادید؟ جوابتون چی بود؟ راجع به اون دختر چه فکری می کردید؟

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۴
    • جمعه ۱۳ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۵

    معنی " نه " گفتن های دختران در خواستگاری چیه ؟!

    سلام دوستان
    من یه سوالی از دختر خانومای وبلاگ دارم. سوالم در مورد ازدواج سنتی هستش. توی همین وبلاگ بارها دیدم که دخترا میگن چون خواستگارم خیلی پیله کرد یا چند ماه اومد و رفت بالاخره بهش جواب مثبت دادم. این یعنی اینکه اولش جوابتون منفی بوده دیگه درسته؟ از طرفی هم در ازدواج سنتی دلیل رد خواستگار مستقیم گفته نمیشه مثلا میگن دخترم میخواد درس بخونه یا به تفاهم نرسیدن یا پسر شما سخت گیره بنظر و ...

    حالا سوال من اینه که اگه یه پسر از یه دختر خوشش بیاد ولی جواب منفی بشنوه باید چیکار کنه؟ من خودم چنین شرایطی دارم. اخه وقتی جواب منفی دادن باز زنگ بزنیم چی بگیم؟ یعنی جواب منفی دخترا قطعیت نداره و نسبیه؟ و ممکنه تغییر کنه؟ در ضمن خب جلسه اول نمیشه خیلی حرف زد و خود واقعیتو به طرف بشناسونی به دلایلی مثل خجالت نا آشنایی سنگین بودن و...

    بگید ما پسرا در چنین شرایطی چیکار باید بکنیم که غرور و شخصیتمون هم زیر سوال نره و علاقمون رو هم به طرف نشون بدیم؟ نمیخوام جوری حرف بزنیم که مثل منت کشی کردن از خانواده دختر باشه؟
    مرسی
    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۸۱
    • چهارشنبه ۱۱ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    جواب منفی شنیدن اینقدر بده که کلا قید خواستگاری رو بزنن

    سلام
    زیاد دیدم و شنیدم که پسرها میگن اگه بریم خواستگاری و جواب نه بشنویم غرورمون خرد میشه ... چرا؟
    این مساله طبیعی نیست؟ تمام ادبیات رو بخونی یا داستان های تاریخی همش این جواب منفی ها بوده. حتی پدربزرگ ها و مردان های سن بالای فامیل کلی از این جواب منفی ها توی زندگی شون بوده اما نمی گفتن غرورمون خرد شده... یعنی الان دخترها بدجوری جواب طرف رو میدن یا قضیه چیز دیگه است...
    خودم توی دو مورد از خواستگارام پیش اومد طرف با واسطه پیغام داده و گفته اگه جوابش منفی هست بگو اصلا جایی نگه که ما دخترشونو خواستیم. حتی یکیشون کل شرایطش رو گفته بود به جز اسمش.. چون آبرو داشتن!!! یعنی چی آخه...
    حالا جواب منفی شنیدن اینقدر بده که کلا قید خواستگاری رو بزنن...
    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۷
    • دوشنبه ۲ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۰

    بابا و مامانم بدون توجه به نظر من همه ی خواستگارامو رد میکنن

    سلام وقت بخیر
    من یه دختر مذهبی از یه خانواده ی تقریبا مذهبی هستم.
    بیست سالمه و دانشجو ام.
    تقریبا میشه گفت تنها مشکل زندگیم اینه که بابا و مامان من بدون توجه به نظر من همه ی خواستگارامو رد میکنن. ممکنه بگین شاید موارد خوبی نیستن یا مشکلی دارن و این حرفا...
    ولی اصلا این طور نیست. خیلی کیس های خوبی میان ولی مامان اینا دلایلی میارن که ادم شاخ در میاره مثلا میگن کارش خطرناکه تو انرژی هسته ایه ممکنه ترور شه! ( مگه همه شون ترور میشن اونایی که سیاسین؟؟؟ ) یا اینکه ده سال بزرگتره نمیشه! ( خب من به بلوغ فکری رسیدم احیانا! شاید اصلا به هم خورد اخلاقمون!

    ایشونم تحصیل کرده بودن داروساز بودن یعنی حتی نذاشتن پاشونو از در بذارن این طرف!) یا یکی دیگه که راهش دوره شماله! خب من راه دورو میتونم تحمل کنم! بابا من میخوام باش زندگش کنم نه شما!

    یا اینکه اون یکی داداش بزرگش خیلی غیرتیه! خب به این چه مربوطه که داداشش غیرتیه! همین دقیقا آخریشون بود که از همسایه هامون بودن این آقا خیلی هم مورد مناسبی بودن.

    حتی بابام از اخلاق و ایمان این پسر تو خونه تعریف میکردن. ایشون خیلی آدم مذهبی و با اخلاقی اند. تازه ایشون خودشون منو دیده بودن انتخاب کرده بودن. از لحاظ  شغل و وضعیت مالی و همه اینام هم عااالی بودن.

    هر چند من به شخصه همون اخلاق و ایمانش برام کافیه.البته این کاملا با نظر پدر و مادرم در تضاده! که میخوان دوماد حتما میلیاردر باشه! حالا اصلا اینا رو کار ندارم! اینا مواردی بودن که من رو  قابل دونستن و باهام در میون گذاشتن! البته پس از رد کردنشون!: ( باقی موارد رو از دهان خواهر کوچیکم شنیدم! اونا افسوسش بیشتر بود.
    حالا اصلا اینا همه به کنار. میدونین درد من چیه؟ من قبلا از روی شرم و حیا اصلا در مورد خواستگارا و اینا باهاشون حرف نمیزدم ولی یه بار حاج آقا شهاب مرادی اومدن دانشگاه گفتن به شوخی و خنده هم که شده بگین راضی هستین!
    خب حالا دردم اینه که من به شوخی هم به مامان گفتم که الکی و با دلایل غیرمنطقی ردشون نکنین. ولی اولا جدی نگرفتن. ثانیا کاملا با حالت امری ، پدر گفتن که تا فارغ التحصیل نشی شوهر بی شوهر! تازه مامان به من انگ پررویی زدن!
    خب من بدبخت چیکار کنم؟؟؟؟ تازه قشنگ معلومه الکی رد میکنن چون آخرش که دیگه هیچ بهونه ای ندارن میگن باید درست تموم شه!
    شوهر به درس من چه ربطی داره؟
    خیلی از بچه ها ی دانشگامون متاهلن. درسشونم میخونن. یه چیزی هم بگم. فامیلامون اعم از خاله هام و خواهرام هم خیلی تو گوش مامانم اینا میخونن که چه میدونم این دختر ارزشش بالاتر از این حرفاست و به هر کسی ندیشو فلانه و بهمان.

    ولی من بارها علنا گفتم که مامان مرد با ایمان باشه و اخلاقشم خوب باشه به نظر من کافیه حالا چه فرقی داره شغلش چیه نونش حلال باشه. ولی مامان و بابا تاکید دارن باید دکتر باشه.
    من دیگه کم آوردم.....
    راستی واسطه هم امتحان کرددم جواب نمیده!
    هر راهی رو بگین رفتم دیگه ذهنم به جایی نمیرسه!
    خواهش میکنم اگه کسی تجربه ای داره یا پیشنهادی به من بگه.ممنون.

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۸
    • پنجشنبه ۲۲ مرداد ۹۴ - ۲۲:۱۵

    رد کردن خواستگار به دلیل نداشتن پرده بکارت

    سلام.
    یه راست میرم سر اصل مطلب. ماجرا مربوط به یکی از نزدیکان منه.یعنی خیلی نزدیکاااا.پس مطمئن باشین حقیقته.

    این دختر الان حدود 25_26 سالشه. وقتی دبیرستانی بوده پرده بکارتش در اثر یه حادثه از بین رفته.( دکتر رفته و مطمئنه).
    یه حادثه ای که هیچ ربطی به رابطه جنسی و خودارضایی نداشته. موضوع رو هم به دلیل سوء ظن احتمالی به پدر و مادرش نگفته و کلا با من 3 نفر از موضوع خبر داریم.
    به خاطر این قضیه کلا قید ازدواجو زده.با وجود اینکه شرایط خوبی داره و خواستگارای زیادی هم داره و همه هم به خاطر ایمان و اخلاق و خانواده خوب این دختر خانم مدام به دیگران بعنوان یه دختر خوب معرفیش میکنن و این معرفی ها هم باعث شده خواستگاراش چه از نظر تعدد و جه از نظر شرایط مناسب زیاد باشن...
    ولی خب بابت این مشکل هیچ وقت نمیتونه ازدواج کنه. از آبروش میترسه. از اینکه کی و چجوری به پسره این قضیه رو بگه. اصلا بگه یا نه؟ اصلا بره سمت فکر کردن راجع به ازدواج یا کلا بیخیال شه؟
    در ضمن میگن دلیل ازاله بکارت تو دو سه ماه اول قابل تشخیصه و بعد دیگه نه...
    باید چیکار کنه؟ اگه رفت دکتر و دکتر گفت دلیلشو نمیدونم چه سرنوشتی خواهد داشت؟ بچه ها ببینید همه یه جور مشکل دارن. یکی هیچ خواستگاری نداره یکی هم خواستگار فراوون داره ولی نمیتونه...
    دوستان لطفا راهکارهاتونو بگید. چون داره سنش میگذره و باید واسه آیندش تصمیم بگیره.
    لطفا کسانی که در این موارد اطلاعاتی دارن دریغ نکنن.

    ممنون.

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۳۸
    • چهارشنبه ۷ مرداد ۹۴ - ۲۲:۲۰

    برو بالا