خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۳۴ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: رد کردن خواستگار» ثبت شده است

از ترس آبرو، خواستگارها رو رد می کنم

سلام

نمیدونم ازکجا شروع کنم

من تو سن 8 سالگی با پسر عمه  ام 10 سالش بود از سر کنجکاوی از پشت شیطنت کردیم بعد اون از دوستاش فهمیده بود که از جلو هم میشه انجام داد بعد انجام دادیم که مادر بزرگم دیدمون اون من بازرسی کرد یادم نیس که ازم خون اومد یا نه ولی مادر بزرگم چیزی به خانواده ها نگفت.

 تا چند سال پیش که ماجرا بکارت فهمیدم نمیدونم به نظرتون پردم سالم یا نه. سال گذشته هم چند هفته خودارضایی داشتم ولی به شکر خدا ترک شد وقتی عادتم تموم میشه حدود روز 14 الی15 یه خون خیلی کمی چند بار تا حالا دیدم ترو خدا کمکم کنید یعنی پردم که پاره شده ازش خون میاد من 19 سالمه . ادم مذهبی با خانواده مذهبی و اصرار به ازدواج دارند و من ترس از این موضوع همه ی خواستگاراما بدون فکر در مورد خصوصیاتشون رد میکنم کمکم کنید .


پاسخ :

 سلام

ماجرای شما ابهامات زیادی داره که نمیشه به طور قطع نظر داد . 

مثلا اندازه ی آلت اون چقدر بوده ؟ شما در چه حالتی بودید ؟ آیا اصلا موفق به دخول شد ؟ اگه شد ، چه مقدار ؟ نوع بکارت شما چیه ؟ و ...

با توجه به سر رسیدن مادر بزرگ به نظر می رسه که کارش تموم نشده . معاینه ی مادربزرگ و سکوت اون ، این حدس رو تقویت می کنه که اتفاق خاصی برای شما رخ نداده .

به هر حال اگه می خواید خیال تون راحت بشه و بیشتر از این فرصت ازدواج رو از دست ندید بهتره که به یه بهانه ای به یک پزشک زن مراجعه کنید و ازش بخواید که شما رو معاینه کنه . 

با توجه به حضور مادر بزرگ و سرپوش گذاشتن روی قضیه توسط ایشون ، احتمال این که اون خواستگارها رو بی خود رد کرده باشید زیاده .

موفق باشید


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۲۰۴۱ بازدید
    • يكشنبه ۱۳ مهر ۹۳ - ۰۸:۵۵

    نحوه رد محترمانه و بدون کدورت خواستگار فامیل

    من یه مشکل دارم و نیاز به راه حل فوری دارم.من یه دایی دارم که کلا تویه یه شهر دیگه زندگی میکنن و به خاطر ویژگی و خصوصیات خانمش و جور نبودنش با خانواده ما و دوری راه رابطه ما باهاشون خیلی خیلی کمه.فقط مامان و بابام با دایی ام تلفنی و سالی 1 بار رفت و امد دارن.من اصلا تاحالا خونه شون نرفتم.دایی ام یه پسر داره که دقیق نمیدونم چندسال ازم بزرکتره و از هر لحاظ فکرکنید دارای شرایطه مناسبه(ظاهری،مالی،...) من تاحالا اصلا بیشتر از چند کلمه باهاش حرف نزدم تو این عمرم.حالا دایی ام چند روز پیش زنگ زده به خانواده ام ما چند روز دیگه با انگشتر واسه من دارن میان خونمون.درحالی من و خانواده ام اصلا و اصلا راضی نیستیم و میدونیم خانواده اونا به ما نمیخوره.از طرفی بابام با دایی ام رودبایستی داره و نمیخواد رابطه تیره و ناراحت بشن و چون شرایطه پسره عالیه و نمیشه هم بهشون گفت ما از خانواه شما خوشمون نمیاد.موندیم با چه بهونه ای که ناراحت نشن ردشون کنیم.بابام گفته میخواد درس بخونه قصد ازدواج نداره گفتن اشکال نداره نامزد بشن ما صبر میکنیم.کمک کنید اصلا هم یک درصدم بهش فکر نمیکنم، پس فقط راه حل در مورد نحوه رد محترمانه و بدون کدورت بدید؟ تشکر


    پاسخ :

    سلام

    فعلا اینو بخونید تا دوستان راهکار ارائه میدن  : 

    ازدواج فامیلی ممنوع ممنوع ممنوع ... به هیچ وجه !


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۵۱۸۹ بازدید
    • پنجشنبه ۲۳ مرداد ۹۳ - ۱۴:۴۱

    خواستگارم اصلا به دلم ننشسته ، ردش کنم ؟

    با عرض سلام

    جدیدا که خواستگار خوبی دارم که از هر لحاظ به هم میخوریم...اعتقادات اداب رسوم فرهنگ و .../ ولی مشکل اینجاست که من از چهره ی طرف خوشم نمیاد / البته فقط عکسشونو دیدم....ولی اصلا به دلم نشسته...به نظرتون چه کنم؟؟ رد کنم یا باهاشون ملاقات کنم؟


    مطالب مشابه :

    خواستگاری دارم که از صورتش خوشم نیومده

    از صورت خواستگارم خوشم نیومده (2)

    مشکلم اینه که از چهره اش خوشم نمیاد


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۱۸۳۹ بازدید
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۰۲:۵۵

    شنیدم که به خاطر من خواستگارها رو رد می کنه

    سلام به همه
    ما تو همسایگمون یه دختریو داریم.دو و سه سالی میشه که هر وقت منو میبینه طرز نگاه کردنش و حرکاتش واسم جالب بوده ولی همیشه فکر میکردم این نگاه کردناش شاید عادی باشه مثل بقیه دخترها.تا اونجای که میشناسمش دختر خوبیه و با ایمان و با نجابت جای خواهرم باشه از نظر ظاهریم دختر زیبا و خوش چهره ای. با اینکه بهش بی احساس نبودم ولی همیشه سرد و بی تفاوت خودمو نسبت بهش نشون دادم و از کنارش گذشتم که اینم برمیگرده به شخصیتم که خودمو نسبت به همه دخترها اینجوری نشون دادم.میدونم که خواستگارای زیادی داره حداقل تو ده روز یکی و دو تا خواستگارو داره حتی استادشم چند وقت پیش خواستگارش بوده ولی همرو به بهانه درس خوندن رد کرده.ببخشید سرتون درد اوردم تا اینجای داستان برسیم تازگی ها از یکی شنیدم خواستگاراشو به خاطر من رد کرده الان نمیدونم چیکار کنم؟چه برخوردی باهش داشته باشم؟در ضمن من22 سالمه اون 24 ساله دو سالیم از من بزرگتره.ممنون میشم راهنمایم کنید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    رد کردن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۹) پاسخ های مردم
    • ۱۰۸۷ بازدید
    • دوشنبه ۱ ارديبهشت ۹۳ - ۰۲:۱۵

    برو بالا