خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۲ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: رد کردن خواستگار» ثبت شده است

خواستگار خوبی دارم که با کار در محیط بیمارستان مخالفه

سلام ...

دختری هستم بیست و اندی ساله ( حدودا نردیک سی ) دانشجوی فوق لیسانس رشته ای که شاید درامد و بازار کار انچنانی نداشته باشه تصمیماتم برای بعد از فارغ التحصیلی که خرداد دفاع دارم این بود که امسال کنکور شرکت کنم و یکی از رشته های پیراپزشکی لیسانس بگیرم که این روزا تقریبا بازار کارشون تضمین شده است و تا حدی هم امادگی برای کنکور امسال پیدا کردم اخه همیشه برنامم این بوده که مستقل بشم و یه شغل با موقعیت اجتماعی مناسبی داشته باشم...

اینم بگم که تو خانواده مشکلاتی داریم اما همیشه از نظر درسی مشوق داشتم ... از طرفی تا این سن خواستگارهای زیادی نداشتم نه این که از نظر ظاهر مشکل داشته باشم...نه...اما خیلی انگست شمار بودن و غیر از دو مورد تو دانشگاه بقیه سنتی و معرفی شدم اما در اکثر موارد احساس میکنم به خاطر موقعیت خانوادم پسندیده نشدم و بیشتر اوقات مجبورم میشدم خودم هم تمایل انچنانی نشون ندم تا حداقل مامانم از این که به خاطر خانواده نخواستنم ناراحت نشه و غصه نخوره اخه این شرایط که دست خودمون نبوده باور کنین همه تلاشمون برای حل مشکلات کردیم اما نشد البته خداروشکر حسن هایی هم داریم...

وصع مالی تقریبا متوسط و بقیه اعضا خانواده هم همه تحصیل کرده و شاغل و ابرومند اما معمولا تر و خشک باهم میسوزن ...حالا توی این اوصاع و تو این سن وسال واسه من یه خواستگار اومده که این اقا 7 سال از من بزرگتر و تخصیلات دانشگاهی هم ندارن با دیپلم استخدام دولتی شدن و کارمندن...از همه نظر معیارات منو دارن غیر از تخصیلات ...معیارایی که میگم ...

مهمترینش اعتقادات و سالم بودن و مسئولیت پذیری و ادب و احترامی که تا حدی میشد از صحبتاشون و نحوه ی برخوردشون متوجه شدطوری که اصلا تفاوت تحصیلات به چشمم نمیومد ...و اینکه همه این اقا تایید کردن ... و ایشون توانایی لازم واسه اداره و تشکیل خانواده رو دارن منظورم خونه و ماشین و اینا نیس اینکه حداقل درامد واسه زندگی متوسط دارن و به نظرم در حد توانش تلاش میکنه تا ارامش به همسرش هدیه بده همونطور که تا حالا واسه خانوادش اینکار کرده ...

دوستان چیزی که ذهن منو الان مشغول کرده این که ایشون کاملا مخالف اینن که خانمشون تو محیط بیمارستان مشغول باشن یا تو این رشته ها ادامه بدن ... میخواستم راهنماییم کنین که به نظرتون ارزش داره به خاطر این موضوع رد شن ؟حتی وقتی به رد کردنش فکر میکنم تمام حسناش میاد جلو چشمم و این که با توجه به سنم و موقعیت خانوادم شاید دیگه هیچ وقت این موقعیت واسم پیش نیاد . اخه تو شهر کوچک در مرکز کشور زندگی میکنم که اکثرا زیر 25 ازدواج میکنن از طرفی میگم شاید اگه راهمو عوض کنم موقعیت های بهتر بیاد سراغم... کمکم کنید با نطراتون دوستان ذهنم بد جور اشفته است و دیگه واقعیت هارو نمیبینم

اگه سوالی بود بپرسین ...جواب میدم...اخه نطراتون واسم خیلی مهم...

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۳۰
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۸

    خواستگارم وطن پرست افراطیه ، می خوام ردش کنم

    سلام

    حالم بهم میخوره از تعصب بیش از حد به وطن . اینکه که شب و روز بعضیا پر شده از وطن پرستی ، یه جور میخوان ایران و زرتشتیانو در مقابل اسلام قرار بدن ، در حالی که دین اسلام میگه همه مسلمانان از هر نژادی و سرزمینی و قومیتی از سفید گرفته تا سیاهو و زرد همه با هم برابرند و تنها ملاک برتری از نظر خدا تقواست طبق قرآن .

    برای همین اصلا خوشم نمیاد از نژاد پرستی و شب روز وطن وطن و ... البته تا یه حدی خوبه نه تا این حد افراط.

    تا جایی که تو یکی از شبکه های اجتماعی دیدم داشت ضریح مطهر امام حسین علیه السلام رو با ارامگاه کوروش مقایسه میکرد !!!

    از قضا یک خواستگاری برام اومده همه چیش تقریبا اوکیه و همونیه که میخوام ، فقط متاسفانه ایشون جز این دسته وطن پرستای افراطی اند که فکرشون شب روز هخامنش و داریوش و کوروش و ... ، شانس ندارم ، برای همین میخوام ردش کنم .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , رد کردن خواستگار ,

  • ۴ موافق ۳ مخالف
  • ۱۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۷۲
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    اگر خواستگاری در جلسه اول به دلتون نشینه، بازم ادامه میدید؟

    سلام

    سوالم بیشتر از خانومهاست . اگر کسی به خواستگاریتون بیاد و در همون جلسه اول به دلتون نشینه، همون جلسه جواب رد میدید یا اینکه بیشتر رفت و آمد میکنید و بعد تصمیم میگیرید؟

    ممنون میشم اگر کسی تجربه ای در این زمینه داره، در اختیار همه قرار بده. مثلا کسی به خواستگارش جواب منفی داده باشه و بعد پشیمون شده باشه ، یا اینکه جواب مثبت داده باشه و بعدا بفهمه که همون برداشت اولش درست بوده.

    به نظر خودم برداشت اول آدما و اون حسی که در نگاه اول به ادم منتقل میشه، حس درستیه و میشه بهش اعتماد کرد. البته فقط در زمینه به دل نشستن، نه قضاوت ندیده و نشناخته دیگران.

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۱
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    پسر مورد علاقم رو رد کنم با وجود اینکه دوستش دارم؟

    با سلام
    سال بعد، سال آخر کارشناسیمه. یکی از همکلاسی هام که راستش خودم در خفا از خیلی وقت پیش بهش علاقه داشتم و آدم خیلی خوبی هم هستش، به من ابراز علاقه کرده ...  .
    مشکل من اینه که چون شهر خودم نیستم و تو شهر نسبتا کوچیک و نسبت به خانوادم دوری درس میخونم، به شدت عزمم رو جزم کردم که ارشد رو تو شهر خودم یا یه کلان شهر بخونم و کلا برام آینده شغلیم و زندگیم خیلی مهمه.
    حالا من واقعا سر دو راهی موندم... میدونم که این آقا نمیتونه محل زندگیش رو عوض کنه و مجبوره تو همین شهر بمونه و یا حتی برای چند سال بره روستا ( خانواده م عمرا قبول کنن که مثلا من باهاش برم و تو روستا زندگی کنم )... و میدونم اگه با ایشون وارد رابطه بشم، حتما رابطه ی جدی‌ای خواهد بود.
    یعنی اگه میشد با هم از این شهر بریم، بی معطلی درخواستش رو قبول میکردم. اصلا از وقتی فهمیدم دوستم داره، قلبم خیلی لرزیده اما ...
    من کسیو ندارم که ازش مشورت بخوام... بشدت بین دو راهی موندم... ردش کنم با وجود اینکه دوستش دارم؟ یا درخواستش رو قبول کنم با اینکه ممکنه حدود ده دوازده سال دور از هم زندگی کنیم؟ دل خودم رو چیکار کنم؟ اگه می دونستم علاقم یه طرفست میتونستم باهاش کنار بیام، اما الان...؟ لطفا راهنماییم کنید.
    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۹
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چرا زیباییم رو از دست دادم ؟

    سلام دوستان

    به مدت یک سال و نیم پیش از اقایی که خیلی هم دوسش داشتم جدا شدم چون خونوادم اجازه نمیدادن و نخواستم اون آقا بیشتر از این وابسته بشه و به خاطر خودش جدا شدم.

    فکر میکردم برام اسونه، اما مجبور بودم اختلافی نبود که داشته باشیم. همون موقع صورتم پر از جوش های عجیب غریبی شد، که تا امروز آزارم دادن، کلی دارو کلی دکتر افاقه نکرد و جای همشون موند روی صورتم. زیباییم هیچ کم و کاستی نداشت و همیشه زبانزد حرف دیگران بود،اما الان چی به سرم اومده ؟ صورتم پر از چاله و چوله شده و تموم زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده .

    سعی میکنم کنار بیام باهاش اما نمی تونم،یاد گذشته میافتم که چقدر سرحال بودم و مشکلی نداشتم.اما از روزی که دانشگاه تموم شده و من بیکار توی خونه موندم کلا زندگیم تاریک شده، هیچ سرگرمی هم ندارم چون تو شهر کوچکی زندگی میکنیم. فقط مشغول کنکور و درس کتابم. رفته رفته همه ی زیباییم رو از دست دادم. یک ماه پیش هم خیلی ناگهانی دور چشمم گود شده و سیاه شده ،فقط همینو کم داشتم .

    جای اسکارهای صورتم خیلی سطحیه، نمیدونم با لیزر درست میشه یا نه . کسی تجربه لیزر اسکار رو داشته؟ ممنون میشم راهنماییم کنید

    گاهی ام فکر میکنم تاوان پس میدم به خاطر شکستن دل اون آقا،ایشون شش سال به من قول ازدواج داد و عاشق من بودن،اما فقط عاشق بودن ،هیچ کاری نمی‌کردن و خودم مجبور بودم  زودتر یه کاری بکنم .

    خیلی افسرده م ...تقصیر من بوده یعنی که دارم تاوان پس میدم؟

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۸
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    الان متوجه شدم به پسری که قول ازدواج دادم علاقه ندارم

    سلام 

    یه خواستگاری دارم که شرایط خوبی داره یعنی مورد تایید همه و حتی مشاور قبل ازدواجم که رفتم هست . من هم جواب مثبت دادم و همه فامیل و اشناها میدونن. یه انگشتر هم برا نشون اوردن ولی عقد نکردیم و محرم هم نیستیم  .

    قرار بر این شد که بعد صفر عقد کنیم اما یه مشکلی که دارم اینه که خودم  اصلاااا بهش علاقه ندارم یعنی الان متوجه شدم با این که میدونم خوبه و باهاش خوشبخت میشم اما هم دلم هم عقلم نمیخوادش  .

    از طرفی هم نمیتونم جواب رد بدم چون خانوادم قبول میکنن بعدم میترسم خواستگار بهتری بعد این موضوع برام بیاد و این که دلم نمیخواد اون پسر ناراحت کنم   .

    واقعا نمیدونم چیکار کنم فقط میدونم اصلا دلم نمیخواد باهاش ازدواج کنم بنظرتون اگر بهش جواب رد بدم جلو خانوادم واستم خدا قهرش نمیگیره؟

    خیلیییی شرایطم بده چیکار کنم بنظرتون ؟

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۶
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    مشکل نفخ معده م، باعث شده که خواستگارام رو رد کنم

    سلام

    من یه مشکل خجالت آور دارم که همیشه فکر میکنم اگه پسری از من خوشش بیاد به محض اینکه مشکل منو بفهمه دیگه به من فکر نمیکنه و حتی حالش از من بهم میخوره .

    مثلا وقتی کسی از من خوشش بیاد وقتی حس کنم مشکل منو فهمیده دیگه محلش نمیذارم فکر میکنم اون از من بدش اومده من دیگه خودمو کوچیک نکنم و فکر میکنم تو یه جمع که نشستیم اگه یه نفر مشکل منو بفهمه میره به همه دوستان میگه . حتی یکی از دوستان دوران دبیرستان که سال ها با هم دوست بودیم وقتی اینو فهمید دیگه بهم زنگ نزد و تلفنهامو جواب نداد .

    حالا مشکل من اینه که همیشه معده ام نفخ میکنه مخصوصا توی دوران پریودی و وقتایی که ناراحتم . دکتر هم رفتم گفته که درمان نداره باید فقط چیزهایی مثل نخود یا روغن و اینجور چیزا نخورم ولی مگه میشه یه مدت رعایت میکردم خیلی لاغر شده بودم آخه من تو حالت عادی هم لاغر هستم.

    حالا سوال من اینه که آقایون اگه شما از دختری خوشتون بیاد ( تعریف از خود نباشه من خوش قیافه هستم تا حدودی قیافه شیک و مهربونی دارم ) ولی اون یه همچین مشکلی داشته باشه آیا قیدشو میزنید آخه آقایون همه میگن که دختر زیاده و دنبال یه آدم بی نقص هستند .

    قبلا از یه آقایی خوشم میومد در واقع عاشقش شده بودم هنوز هم وقتی یادش میوفتم دلم میخواد دوباره ببینمش و حتی الان دارم گریه میکنم و اون هم گفت از من خوشش میاد ولی به خاطر این موضوع ردش کردم  . من سنم کم نیست ۲۷ سالم هست اگه بخوام ازدواج کنم دیگه نباید هیچ موردی را الکی از دست بدم .

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۳
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۰

    به امید ازدواج با دوست پسرم خواستگارهای ایده آلم رو رد می کنم

    با سلام

    اگه میشه کمکم کنید تا درست ترین روش ممکنو انتخاب کنم، میدونم اشتباه دارم ولی من نیاز به کمک دارم نه سرزنش !

    دختری 19 ساله هستم.حدود 7 ماهه که با پسری که 1 سال ازخودم بزرگتر و هم دانشگاهیه دوست شدم، ایشون به قصد ازدواج با من رفاقت رو شروع کرد.

    خانوادش کاملا در جریان هستن، ولی خانواده ی من نه، پدر و مادرش میدونن که قصدش با من ازدواجه پدرش کمی مخالفت داره ولی مادر کاملا موافقه، تو رابطمون مشکلی نداریم تا اینکه از دو ماه اخیر مشکلاتم شروع شد و برای من خواستگارهایی میان که از هر نظر ایده آل هستن.

    همشونو دونه دونه رد میکنم تا اینکه این اواخر خانوادم بهم خیلی فشار میارن که دلیل رد کردنات چیه ؟ وقتی این ها هیچ مشکلی ندارن و از هر نظر تکمیلن، راستش من خسته شدم از این وضعیت که همش باید حرف بشنوم و نمیدونم دقیقا تا کی باید منتظر باشم تا شرایط دوست پسرم ردیف بشه؟

    البته بگم از نظر مالی دوست پسر من هیچ مشکلی نداره و کاملا ساپورت شدس. ولی نه خدمت رفته و نه شغل ثابت داره که من بابت این ها باید حداقل 3 سال منتظر باشم! یعنی سه سال حرف بشنومو تحمل کنم.

    خودمم ادم کم صبری هستم و طاقت انتظار زیادی رو ندارم، ایشون میگه اگه میخوای فشار روت کمتر باشه بذار ما الان بیاییم خواستگاری و عقد شیم ولی من مطمئنم خانوادم بخاطر شغل و خدمت بهش جواب رد میدن، از طرفی خودمم بدم میاد که دوره عقدم طولانی باشه! و مشکل دیگه ای که من دارم اینه خانوادشون از نظر مالی بخاطر شغل پدرش که جزء شغل های خاص کشوره خیلی بالاتر از ما هستن و من میترسم حتی اگه منتظر بمونم بعدا این موضوع مشکل ساز بشه.

    از طرفی اگر بخوام الان ولش کنم عذاب وجدان منو خفه میکنه اخه اون خیلی دوسم داره! نمیدونم شاید وقتی ازدواج کنم خاطراتش منو زجر بده تو زندگی ، چون اون واقعا تمام اون چیزی که من میخوام! میدونم شروع رابطم از اولش اشتباه بود ولی من چون از قبل بهش علاقه داشتم وقتی بهم پیشنهاد داد قبول کردم و حالا از شروع رابطه ای که بابتش باید خیلی منتظر بمونم و هم خودم و هم پسر مردمو وابسته کردم و خودمم دارم بهترین موقعیت های زندگیمو ازدست میدم، پشیمونم.

    نمیدونم چکار کنم افسردگی گرفتم نه میتونم ولش کنم و نه میتونم ادامه بدم! چون دیگه تمام انگیزم و واسه ادامه رابطم از دست دادم وقتی اینقدر روم فشار هست، خواهشا کمکم کنید و نه سرزنش!

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۴۹
    • پنجشنبه ۶ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چرا بعد از رد کردن خواستگار پشیمون میشم ؟

    سلام

    منم مثل اکثر دخترای دیگه که دوست دارن شوهرشون از همه نظر یا بیشتر نظرات پرفکت باشن ، منم دوست دارم شوهرم عالی باشه مطابق معیارام که نمیدونم این توقع خوبه یا زیاده رویه!!!

    حال بحث اصلیم اینه که ؛

    وقتی برام خواستگار میاد حالا بخاطر اینکه همه چیزش مطابق معیارم نیست یا از چهرش خوشم نمیاد یا خانوادش یا اخلاقش .... جواب رد میدم . بعد از جواب رد احساس میکنم هیچ کسی رو ندارم و اعتماد بنفسم میاد پایین تا حدودی،  البته از جوابم منصرف نمیشم .

    ( با توجه به اینکه تازه پا به سن ازدواج گذاشتم خواستگار زیادی ندارم، به عبارتی منو بچه میدونن ) . حالا پرسشم اینه که چرا پشیمون میشم چرا نا امید میشم مگه خودم نبودم که جواب رد دادم دیگه پشیمونیم چیه؟ دو دلی چیه این وسط؟ بعضی وقتا هم میگم چرا رد کردم ؟ راستش با این اوضاع از سرنوشتم هراس دارم . اینم بگم میدونم همه آدما کامل نیستن ولی همیشه دو دلم نکنه بعدی بهتر باشه . نمیدونم بخاطر سنم هست یا واقعا مشکل دارم...

    راهنمایی لطفا

    میخوام خودمو تغییر بدم

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۷
    • دوشنبه ۱۸ مرداد ۹۵ - ۱۶:۴۸

    احساس میکنم فقط به خاطر شغلم به خواستگاریم اومده

    سلام

    دختری هستم 24 ساله و کارمند پیمانی . خانواده ام خواستگارانی را که از من در سطح پایین تری از نظر تحصیلات و درآمد هستند بدون اطلاع من رد میکنند. به نظرتون کار درستیه؟ یا باید خودم بررسی کنم شاید بقیه ملاکهای مورد نظر من به جز تحصیل و شغل رو داشته باشن.

    البته برای من این دو جزو معیارهای اصلی هستن. اصلا درسته که من به فردی که این دو ویژگی رو در حد کمتر از من داره فکر کنم؟ اگه خواستگارتون در تحقیقات و حتی از خودتون بپرسه شما کارمند رسمی هستین یا نه ؟ در موردش چه فکری میکنین؟

    من اصولا در چنین مواردی احساس میکنم فقط به خاطر شغلم به خواستگاریم اومده

    موضوعات مرتبط: رد کردن خواستگار ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۴
    • جمعه ۲۳ بهمن ۹۴ - ۱۰:۳۷

    برو بالا