خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۵ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: رد کردن خواستگار فامیل» ثبت شده است

یه بهونه مقبول برای نه گفتن به خواستگار فامیل می خوام

سلام

من یه دختر 19 ساله ام، سال سوم دبیرستان پسر داییم اومد خاستگاری من ، اولش من همش گفتم نه من نمیخوام ازدواج کنم ، اما مادرم گفت تو این جامعه با این اوضاع بیکاری و معتادی پسر داییت خیلی خوبه و خیلی باهام حرف زد و دیگه به پسر داییم جواب منفی ندادم .

البته کامل کامل هم نگفتم جوابم مثبته ، من سکوت کردم و اونا به منظور جواب مثبت برداشت کردند پسر داییم تو یه شرکت کار میکنه استخدام نیست و حقوقش حدودا سه میلیونه خونه نداره ماشینش پرایده و اخلاقش خیلی خیلی خوبه و بیست و هشت سال داره .

گذشت تا اینکه کنکور دادم و رتبه آوردم . پسر داییم دوباره اومده با خوانودش برای قرار  عقد و عروسی ، اما من واقعا واقعا علاقه ای بهش ندارم و دوسش ندارم و نمیگم پسر بدیه اما بهم نمیخوریم .
خواهش میکنم کمکم کنین خواهش میکنم تا یه بهونه مقبول برای ردش بیارم، فکرم جایی قد نمیده میگم میخوام ادامه تحصیل بدم میگه من که جلوتو نگرفتم خب بخون .

موضوعات مرتبط :
رد کردن خواستگار فامیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • ۱۹۰۹ بازدید
    • يكشنبه ۱ بهمن ۹۶ - ۲۱:۰۵

    به نظر شما، نوع رد کردن خواستگارم که از فامیل بود ، ظالمانه بوده

    سلام
    من دختری 21 ساله هستم اصلا دختر خود پسند و اهل اینکه از خودم تعریف کنم نیستم ولی واسه اینکه مخاطبا بهتر بتونن جواب بدن مجبورم یه چیزایی رو بگم خدایی نکرده حمل بر خودپسندی نشه .

    به گفته ی دیگران از لحاظ ظاهری خوب هستم . خانواده ام فرهنگی و کم جمعیت اند و خودمم دانشجو پیراپزشکی ام . مشکلم اینه که با وجود خواستگارای خوب و بسیار موجهی که دارم نمیتونم به ازدواج فکر کنم البته خانواده ام عقیده دارند که فعلا زوده و بذار درست تموم بشه هنوز بچه ای و ...
    چند وقت پیش یکی از پسرای فامیل از من خوشش اومده بود به هر دری زد که بتونه با من در ارتباط باشه اول از طریق دو تا واسطه اقدام کرد نه شنید بعد خودش مستقیم اومد جلو ، پسر خوبیه تا جایی که میشناسم دانشجوی ارشد مهندسیه و 24 سالشه... پسر فوق العاده زرنگیه از اونا که خیلی اهل خانواده و زندگیه گرچه هنوز دانشجوئه و سرکار نرفته .


    موضوعات مرتبط :
    رد کردن خواستگار فامیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۱۹۲۰ بازدید
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ - ۲۳:۴۷

    بابام میگه تو طلا رو با خاکستر عوض کردی

    سلام
    دختری هستم 21 ساله
    پارسال همین موقع ها بود که یکی از اقوام اومد خواستگاریم . با وضعیت مالی و شغلی خیلی خوب . کل خانوادم بهم اصرار میکردن باهاش ازدواج کنم اما من هر چی سعی کردم تو دلم نمیرفت برای همین جواب منفی دادم .
    دو ماه پیش ازدواج کرد . اولش خوشحال بودم . ولی الان بینهایت پشیمونم چون بابام هر خواستگاریو راه نمیده و همیشه میگه تو طلا رو با خاکستر عوض کردی .

    خیلی افسردم . دیگه نمیخندم . همه ی دخترای بستگان و همسایه ازدواج کردن فقط من موندم .

    کمکم کنید


    موضوعات مرتبط :
    رد کردن خواستگار فامیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۸۲۲ بازدید
    • پنجشنبه ۲۳ مهر ۹۴ - ۱۸:۳۹

    چطوری به پسر عموم بگم که خواستگاری نیاد

    سلام
    1. اینکه یه پسر اونم پسری که فامیل باشه مثل پسر عموی یه دختر ازش مستقیم خواستگاری کنه و بهش بگه دوسش داره کاره خوبی نیست ؟؟؟ اشکالی داره؟؟؟ یه نوع بی احترامی حساب میشه نسبت به اون دختر؟؟؟
    به نظرم اصلا کار درستی نیست یه پسر مستقیم از یه دختر خواستگاری کنه ...
    چی میشه که یه پسر این کارو میکنه ؟؟؟
    چه چیزی در اون دختر میبینه که این کارو کار بدی نمیبنه ؟؟
    2. من دختر مقیدی هستم و با خانواده عموم خیلی رابطه نزدیکی داریم یه بار پسر عموم بهم اس ام اس داد که منو میخواد و از این حرفا و میخوان برای خواستگاری بیان ...گفت به این خاطر این موضوع رو بهت گفتم که میخواستم قبلش نظرتو بدونم و معذرت خواهی کرد من اون موقع تو شرایطی بودم که فک میکردم هر چی زودتر ازدواج کنم بهتره برا همین جواب منفی ندادم و بهش گفتم هر چی قسمت باشه همون میشه و فک میکنم اون فک کرد من با پیشنهادش موافقم ...
    یه مدت همش اس ام اس عاشقانه میداد من بهش گفتم از این اس ام اسا نفرست و این رابطه رو چیز خوبی نمیبینم ....
    راستش قیافه پسرعموم خیلی مثبته و من فک میکردم بچه مقیدی هست ولی اینطور نبود منم از اون موقع به بعد در مورد ازدواج دیگه بهش فک نکردم و هر وقت اس ام اس میداد من داداش صداش میکردم وقتی گفت چرا داداش صدام میکنی من نتونستم بهش بگم من و تو به درد هم نمیخوریم بهش گفتم تا قبل این که چیزی رسمی بشه تو همون داداش منی...
    شنیدم میخوان بیان خواستگاری اگه بیان خواستگاری پدرم چون برادر زاده شو خیلی دوس داره و بهش اعتماد داره حتما منو مجبور به ازدواج میکنه...
    من حالا نمیدونم باید چیکار کنم ...؟؟؟؟
    از یه طرف از این که همون بار اول بهش نگفتم نمیخوامش ناراحتم ،فک میکنم با احساساتش بازی کردم و از یه طرف دیگه حتما باید یه جوری بهش بفهمونم که جواب من منفی تا خواستگاری با خانواده اش نیان....
    بچه ها تو رو خدا کمکم کنید بدجوری گرفتار شدم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج فامیلی رد کردن خواستگار فامیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۱۲۱۸ بازدید
    • سه شنبه ۳ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    تو خواستگاری های آشنا و فامیل ،جواب رد دادن بهشون سخته

    یکی از اقواممون زنگ زد به مامانم و برای پسرش خواستگاری کرد، منم جوابم منفیه ولی تو این خواستگاری های آشنا و فامیل ،جواب رد دادن بهشون سخته.

    بالاخره رودرواسی داریم و بعدا باهاشون برخورد داریم و این حس خوبی نداره.

    توج واب منفی دادن به غریبه ها مشکلی ندارم ولی آشنا سخته. تا حالا بازم موردای آشنا پیش اومده بود بازم دوباره الان ... باز باید خودمو واسه یک خجالت دیگه آماده کنم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) رد کردن خواستگار فامیل

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۱۷۱۵ بازدید
    • چهارشنبه ۳ دی ۹۳ - ۲۳:۴۹

    برو بالا