خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۰ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: خواستگاری های بی سرانجام» ثبت شده است

وقتی خواستگارم می دونست شرایطم سخته چرا بهم ابراز علاقه کرد؟

سلام

وقت تون بخیر .

من حدود ۳۰ روز پیش خواستگاری داشتم که جلسه اول خواهرشون و مادرشون اومدن و منو پسندیدن ، جلسه دوم هم آقا پسر اومدن و ایشون هم به گفته خودشون منو پسند کردن و گفتن که شما همونی هستی که میخوام .

بعد من و آقا پسر چند جلسه صحبت کردیم برای آشنایی بیشتر که من هر چیزی که میگفتم ایشون در حضور من قبول میکردن و هیچ مخالفتی نداشتن ولی جلسه آخر به خواهرشون گفتن که من شرایط سخت براشون گذاشتم و من نمیتونم قبول کنم در صورتیکه شرایط من اصلا و ابدا مالی نبود که این آقا نتونن انجام بدن .

بیشتر شرایطم روی رفتارشون بود که دوست دارم چه جوری رفتار کنن . از اون روز هم دیگه ارتباط مون قطع شد و خواهرشون هم چیزی نگفتن البته ایشون ابراز علاقه هم به من کرده بودن و کلی قسم به خدا و امام حسین خوردن که منو دوست دارن و از همه چیز من خوششون اومده در صورتیکه من قبل از اینکه ایشون بگه دوست دارم و این حرفا تمام شرایطم رو گفتم .

الان میخوام بدونم چرا ایشون این رفتارو با من کرده ؟ ایشون که میدونسته به قول خودش شرایطم سخته چرا به من ابراز علاقه کرد بعد گفته نمیخوام شرایط دختر خانم سخته ؟

موضوعات مرتبط: رفتارشناسی پسران برای ازدواج , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۶
    • سه شنبه ۱۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۵۵

    خبری از خواستگارم نشد، تماس بگیریم و علت رو جویا بشیم ؟

    سلام

    من هفته پیش یک خواستگار داشتم که با هم رفتیم بیرون صحبت کردیم. صحبت هایمان سه ساعت طول کشید من پیش خودم گفتم حتما از من خوشش اومده که صحبت هایمان اینقدر طولانی شده. خواستگارم از همه نظر شرایط خوبی دارد من ازش بدم نیومد ولی الان بعد از یک هفته هیچ خبری از خواستگارم نشد که پسندیدن یا نه.

    به نظر شما یعنی خواستگارم منو نپسندیده ؟ مادرم خیلی اصرار میکنه که به مادر پسره زنگ بزنم نظرشان را بپرسم که پسرش دختر منو پسندیده یا نه. اما از آنجایی که من آدم مغروری هستم دوست ندارم مادرم همچین کاری کنه.

    می خواستم نظر شما دوستان را بدانم آیا این کار درستی هست که مادرم تلفن بزنه نظرشان را بپرسد یا باید صبر کنیم تا آنها تماس بگیرند؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۵۷
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    با اصرار اومدن و مشتاق رفتن و بعد گفتن نمیخوایم، استخاره بد اومده !

    سلام

    من یه سوال داشتم از اقا پسرها خیلی ممنون میشم راهنمایی کنید .

    سوالم اینه چند وقت پیش یکی از پسرای دانشگاه از من خوششون اومده بود و خیلی اصرار میکردن واسه اومدن به خواستگاری با وجود اینکه من راضی نبودم .

    اما شخصی رو واسطه کرده بود که منو راضی کنن اجازه بدیم واسه خواستگاری بیان . بعد از اینکه من کلی با خودم کلنجار رفتم و سعی کردم قبولشون کنم و حداقل یه ذره احساس ازشون تو دلم ایجاد کنم ، مادر و خواهرشون اومدن و خیلی هم پسندیدن و خیلی شاد و خوشحال رفتن !

    جلسه بعد آقا پسر با خانوادشون اومدن و اتفاقا از حرف هایی هم که توی جلسه خواستگاری زده شد مشخص بود پدرشون هم خیلی پسندیدن ! وقتی هم که با خود آقا پسر حرف زدم مشخص بود خیلی مشتاقن و خوشحالن از اینکه اجازه دادیم بیان و حتی کلی حرف از آینده دو نفره و این چیزا زدن ! اما دو روز بعد مادر اقا پسر زنگ زدن و گفتن که ا استخاره زدیم ولی بد اومده ! ان شاء الله که خوشبخت بشن و از این حرفای کلیشه ای ! .

    میخواستم بدونم دلیل اینکارشون چی بود ؟! آقا پسرا تو همچین شرایطی چی باعث میشه اینقدر راحت پشت پا بزنید به همه اون چیزی که میخواستید ؟! من غرورم واقعا پیش خانواده و بقیه شکست ! آخه نه به اون همه اصرار ، نه به این جواب رد دادن سریعشون ! خود آقا پسر قبل از جلسه ی خواستگاری به خود من گفته بودن که اصلا نمیتونن با جواب رد من کنار بیان !!

    اما بعد از اینکه خانواده خودشون زنگ زدن و منو رد کردن به واسطه گفته بودن که پدرشون راضی بودن یهو ناراضی شدن ! من میخوام بدونم چطور با جواب رد من کنار نیومدن ، اما با رد کردن پدرشون راحت کنار اومدن و در عرض دو روز جواب رد رو به ما دادن !

    ایشون منی که یه غریبه بودم رو تونستن به هر طریقی راضی کنن! اما پدرشون که اتفاقا راضی هم بودن اولش رو نتونستن راصی کنن؟! با عقل جور در میاد؟! اونم به این سرعت کنار اومدن با نظر منفی پدرشون ! یعنی هیچ مقابله ای ، اصراری ، چیزی به پدرشون نکردن بخاطر من ؟! اینجا من حق اعتراض دارم یا نه؟!

    من که همون اول نمیخواستم چرا به زور منو راضی کردن و احساسات منو درگیر کردن و بعدشم خودشون همه چیز رو کنار گذاشتن ! جالب اینه که هنوزم ادعا میکنن که منو دوست دارن و خودشون هم سخته براشون این اتفاق !

    میخوام بدونم پس چرا اینقدر راحت نظر پدرشون رو قبول کردن با وجود اینکه میدونستن اگه جواب رد از طرف اونا باشه دیگه راه برگشتی نداره؟ من کم خواستگار نداشتم ! واسه هیچکدوم خودمو درگیر احساسات نمیکردم .

    اما این مورد چون خیلی اصرار کردن و واسطه هم در موردشون خیلی با من حرف زدن سعی کردم دوستش داشته باشم و اجازه بدم بیان ! اما وقتی اومدن این اتفاقا افتاد ! دلیلش چی میتونه باشه؟! در صورتی که پدر و مادرشون عاقل بودن و خوب میدونستن استخاره جایی نداره توی اینطور مواقع. یعنی اون اقا پسر داشتن دروغ میگفتن و من گول خوردم؟! ممکنه ایشون واسه اینکه بخوان ثابت کنن به هر چیزی که بخوان میرسن این همه اصرار کردن و آخرشم منو رد کردن و اینهمه من اذیت شدم؟!

    یعنی الآن من باید ساکت بشینم بدون هیچ حق اعتراضی؟! اونا هر وقت دوست داشتن بیان ، هر وقت هم دوست داشتن برن بدون اینکه نظر من مهم باشه ؟!

    لطفا شماها قضاوت کنید ببینید حدسیات من درسته؟ من بازیچه شدم ؟!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۳
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چه مشکلی دارم که خواستگارام میرن و دیگه بر نمیگردند ؟

    سلام دوستان

    من طی دو ماه گذشته سه تا خواستگار داشتم که برای خواستگاری خیلی اصرار میکردن بعد تماس میگرفتن صحبت میکردن و قرار میذاشتن که بعد تماس بگیرن برای جواب اما متاسفانه دیگه تماس نمیگرفتن .

    با اینکه هر سه مورد خودشون اصرار میکردن و شماره خونه میگرفتن و هماهنگ میکردن که تماس بگیرن که جواب بشنون اما دیگه هیچ خبری ازشون نمیشد .

    نمیدونم واقعا مشکل از چیه تعریف از خود نباشه بخدا دختری هستم که زیبایی دارم خدا رو شکر خانواده تحصیلکرده و ابرومند خودمم دانشجو و شاغل هستم تیپم هم خوبه و اصلا جلف نمیگردم .

    واقعا خودم موندم که چرا این جوری شده یه جورایی بهم برخورده و اعتماد به نفسم اومده پایین ، آخه مگه من چه مشکلی دارم که خودمم نمیدونم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۵۰
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    هیچ کدوم از جلسه های خواستگاریم به جلسه دوم نکشیده

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم و چهره خوبی دارم  که حدود دو ساله تصمیم گرفتم ازدواج کنم و از همون موقع تا الان خواستگار های زیادی داشتم اما جالبه هیچ کدوم از جلسه های خواستگاریم به جلسه دوم نکشیده  ! یعنی همون جلسه اول که با پسر صحبت میکنم دیگه میرن و پشت سرشون هم نگاه نمیکنن تا جایی که واقعا اعتماد به نفسم اومده پایین و گفتم دیگه اصلا هیچکس خونه مون نیاد ، چون هیچ فایده ای نداره و دیگه تصمیم گرفتم ازدواج نکنم  به نظرم رفتارم یا صحبت هام با طرف مقابلم اشتباهه که باعث شده همچین اتفاقی بیافته . واقعا باید چه رفتار یا صحبت هایی با طرف مقابل داشت که باعث رونده شدنشون نشه ؟ باید چیکار کنم ؟

    در جلسه خواستگاری فقط من و مادرم حضور داریم و من با مانتو هستم مشکل اصلی من دقیقا اینکه قبل از جلسه حرفایی که میخوام بزنم و در ذهن دارم اما وقتی در موقعیتش قرار میگیرم ذهنم خالی میشه و باعث میشه جوابای کوتاهی بدم که کاملا مشخصه قانع نمیشن و توضیح بیشتری میخوان .
    بیشترین سوالاتی هم که پرسیده میشه در رابطه با کار کردن و هدف از زندگی و انتظاراتی که از همسر اینده دارم هست .
    مثلا یکی به طور واضح داشت به کار کردن خانم ها توهین میکرد و میگفت که فقط برای خوشگذرونی و دوستی و در رفتن از مسئولیت زندگیه و من نمیتونستم اون فرد رو قانع کنم .
    لطفا تجربه هاتون رو در اختیارم بذارین .
    ممنون

    موضوعات مرتبط: خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۱
    • يكشنبه ۲۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۵

    بعضی خانواده ها انگار تفریحی میرن خواستگاری !

    با سلام به همه دوستان

    سوال بنده از آقا پسرهاست مخصوصا پسرهایی که به اصطلاح داعیه مذهبی بودن را دارند ولی در عمل بی دین هستند .

    چرا این افراد خودسرانه بدون بررسی خانواده و دختر و انطباق با معیارهای خود همراه مادر عزیزشان اقدام به دیدن دختر روش شیوه سنتی میکنن؟

    در خیلی از موارد دیده شد که اصلا اگر همه جوانب در نظر گرفته شود یا به ازدواج منتهی میشود یا این گونه مراسمی برگزار نمی شود چون ازدواج فقط دیدن قیافه نیست گاهی دختر بسیار خوب است ولی پسر با موارد دیگر مشکل دارد  اینکه پسر و مادر نقش بازی کنند که ما پسندیدیم و بر می گردیم و پشت سرشان هم نگاه نکنن تنها این دختر بیچاره تحقیر میشه .

    پسر حق اتنخاب داره ولی نه به قیمت شکستن دل یک دختر . گاهی پسر و مادر انگار میرن تفریحی شد یا نشد اصلا اهمیتی براشون نداره واقعا چنین افرادی به چی فکر میکنن احساس ندارن؟ از تحقیر شدن خوششون میاد اگر آدم ذره ای اهل دین و خدا باشه حتی بی دین هم باشه نباید این کار را بکنه...

    سال گذشته برای من این اتفاق افتاد هنوز فراموش نکردم پیش برادر و خواهرم خیلی بهم سخت گذشت و واقعا برام سواله چنین پسرهایی چی فکر میکنن حتی عذر خواهی هم نکردن و برای خیلی ها دیگر پیش امده...

    اگر واقعا براشون مهمه که مهر دختر به دلشون بنشینه خوب مدرن ازدواج کنین تو سنتی خیلی نمیشه مهر و علاقه تو اولویت قرار داد و خواهش میکنم بعنوان دختری که برام این اتفاق افتاد خود سرانه و برای مسخره کردن مزاحم خانواده و دختر نشید .

    آخه بعضی خودشون هم نمیدونن چی میخوان به خدا اینها عاقبت خوبی نداره گیر ادم بد میفتین

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۶۰
    • يكشنبه ۲۵ بهمن ۹۴ - ۱۹:۳۴

    خواستگارام تا میفهمن دیپلمم میرن کنار

    سلام
    من فقط یک سوال دارم که دوست دارم اقایون جواب بدن خانوما هم شرکت کنن بد نیست مخصوصا مادرشوهرها و خواهر شوهرها.

    داشتن دیپلم برای دختر بیماریه یا قطع عضوه یا بی آبروییه. من 32 سالمه بنا به دلایلی که بیشترش به پدرم بر میگرده دانشگاه نرفتم زمانی هم که میخواستم برم و مثلا بابام راضی شد یا شهر دیگه بود یا رشته مورد علاقم نبود .

    البته ته تهش بابا راضی نبود اما بیکار نشستم تمام کلاسای کامپیوتری رو 15 سال پیش رفتم و شدم مربی کامپیوتر تا الان. کلی هنر بلدم که انگار به چشم نمیاد.

    شرایط عالی دارم خواستگار هم دارم اما چرا تا میفهمن دیپلمم میرن کنار. چرا اقایون دیگه براتون نجابت حیا ایمان خونواده مهم نیست.

    به جرات میگم از خیلی از لیسانسه های دور و برم میفهمم. توهین نمیکنم اما دوست من لیسانس ادبیات داره بلد نیست یه شعر از حفظ بخونه یا شعر معنی کنه یا تمام پیامکش غلط املایی داره این کمترینشونه.

    خواهشا جوابم رو بدین و اصلا پسری وجود داره که حاضره با دختر دیپلم ازدواج کنه در صورتی که خودش مدرک دانشگاهی از لیسانس تا دکترا داشته باشه.

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , تفاوت تحصیلی در ازدواج , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۲
    • سه شنبه ۱۰ آذر ۹۴ - ۱۸:۱۹

    به طرز عجیبی خواستگارهام میرن و بر نمی گردن

    سلام

    من یه سوالی دارم که بدجور ذهنمو درگیر کرده. من یه دختر 29 سالم. تحصیلات فوق لیسانس. خانواده آبرومند و سطح مالی خوب.خواستگار زیاد اومده ولی هر بار نمیدونم چه اتفاقی میفته واقعا قسمت نمیشه حتی با وجود تعریف و تمجید و رضایت خواستگارام. به طرز عجیبی دیگه خبری ازشون نمیشه. هر چی فکر میکنم دلیلی پیدا نمیکنم.

    یه آقایی اومده خواستگاریم تحصیلات دیپلم و همسنم. باایمانه و اخلاقش خوبه ولی شرایطش اصلا بهم نمیخوره. از نظر مالی هم سطحشون پایین تر.

    سر دو راهیم چیکار کنم. از طرفی شرایطش بهم نمیخوره از طرفی میترسم دیگه موردی نیاد. چیکار کنم به نظرتون ؟؟؟


    مطلب مشابه :

    چرا خواستگار میره و پشت سرشم نگاه نمی کنه ؟!

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۸
    • دوشنبه ۵ آبان ۹۳ - ۱۹:۱۲

    چرا خواستگار میره و پشت سرشم نگاه نمی کنه ؟!

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم از یه شهر کوچیک  و چندین خواستگار داشتم ولی دیگه  دیدم نسبت به ازدواج عوض شده اولین خواستگاری که به خونه ما اومدمن اصلا راضی نبودم و فقط به اصرار خانواده بود من میدونستم که جوابم منفی هست با ایشون حرف زدم ولی جالبش اینجا بود که این پسر هم خودش نپسندید و رد شد ولی این اتفاق همچنان برای من تکرار میشه و هر چی خواستگار برای من به طور رسمی میاد خودشون یعنی از طرف اقا پسر و خانوادشون من تایید نمیشم و رد میشم دقیقا فردا صبح  شبی که با هم صحبت میکنیم من نمیدونم مشکلم چیه چون شهرمون هم کوچیکه نمیتونم دقیق جویای دلیلش بشم  با این حال که معیار هام برای ازدواج اخلاق و نماز خوندن و عدم اعتیاد هستش و توقع انچنانی مالی ندارم نمیدونم عیب کار چیه کتابهای زیادی هم در پیرو گفت و گوی خواستگاری و مسائل قبل ازدواج خوندم ولی عقلم دیگه به جایی نمیرسه واقعا کمکم کنید در ضمن دانشجو هستم با قد و قیافه معمولی نمیدونم چیکار کنم ایا خواست خداست یا مقصر منم . من همیشه به خدا توکل میکنم  حتی قبل از خواستگاری توسل به ائمه میکنم و نماز توسلشون رو میخونم .


    پاسخ :

    سلام

    این سوال خیلی از دخترهاست . میگن چرا خواستگار میاد و بعدش دیگه پیداش نمیشه ؟! عوامل پنهان و به ظاهر ساده ای وجود دارند که از دید خانواده ی دختر مخفی می مونه یا براشون کم اهمیت هستش ولی همون نکات به ظاهر ساده ، می تونه یه خواستگار رو فراری بده .

    وقتی یه پسر با خانواده اش میرن خواستگاری ، به خیلی چیزها ممکنه توجه می کنن . به قول آقای فرهنگ از پرده گرفته تا روابط اون خانواده با هم .

    وقتی مادر دختر در جلسه ی خواستگاری یکه تازی می کنه ، خواستگار رو می ترسونه ، از این جهت که میگه دختر به مادر میره . وقتی مادر دختر در خواستگاری به شوهرش یا سایر افراد خانواده چشم غره میره ، اجازه حرف زدن نمیده ، مدام وسط حرف اونا می پره و سعی داره حرف خودش رو به سایر افراد خانواده تحمیل کنه ، یه پیام برای خانواده ی پسر ارسال می کنه ! اگه با ما وصلت کنید همین رفتار در انتظار شماست !


    اصولا هر رفتاری که از خانواده ی دختر سر بزنه که نشون بده در اون خانواده زن سالاری رواج داره ، باعث میشه که خواستگار بعد از اتمام جلسه ی اول ، بره و پشت سرشم نگاه نکنه . در حالی که دختر مورد نظر ممکنه دختر خیلی خوبی هم باشه ولی خانواده ی پسر از خیر اون دختر به خاطر جلوگیری از درگیری های بعدی بگذرن .

    ممکنه دختر در بیرون خونه یه رفتاری رو از خودش نشون بده و پسری به واسطه ی همون رفتارها جذب دختر بشه و به خواستگاری اون بره ، ولی وقتی از نزدیک با خود دختر و خانواده ی اون مواجه میشن ، می بینن اون طور که تصور می کردند نیست .

    ممکنه در همون جلسه اول خانواده ی دختر یه سری درخواست هایی داشته باشن که خانواده ی پسر توان عملی کردن اونا رو ندارن .

    ممکنه در جلسه ی اول حرف از رسم و رسومات خانواده ی دختر به میون بیاد . همون رسم ها ممکنه خواستگار رو فراری بده .

    و ...

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۳۹
    • چهارشنبه ۲۱ خرداد ۹۳ - ۱۸:۱۸

    خواستگار دارم اما اصلا به نتیجه نمیرسه

    سلام
    خسته نباشید.من یه دختر 22 ساله هستم که دو ماه با یه اقا نامزد بودم اما به دلیل نداشتن احساس جنسی و دروغ و.. و گرم بودن خودم ازش جدا شدم الان حدودا یکساله از جداییم میگذره.شرایط خوبی دارم کارمندم،تحصیلکرده و...
    خواستگار دارم اما اصلا به نتیجه نمیرسه،من به شدت احساس تنهایی میکنم و نیاز دارم که یه همراه کنارم باشه تا از همه نظر تامینم کنه
    ادم مقیدی هستم تا حالا ختم های زیادی برداشتم و ذکر زیاد میگم و مدام دارم خواستمو به خدا میگم، هیچکس از این حال من خبر نداره حتی خونوادم
    خیلی خستم خیییییییییییییلی
    باید چیکار کنم؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۶
    • پنجشنبه ۲۹ اسفند ۹۲ - ۰۵:۲۰

    برو بالا