خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۴ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: خواستگاری های بی سرانجام» ثبت شده است

خساست پدرم ، باعث شده خواستگارها پشت سرشونم نگاه نکنن

سلام

من پدرم آدم خیلی خیلی خسیسیه. خونه مون توی بهترین نقطه شهر هست و همسایه های خیلی پولداری داریم اما ما، سقف خونه مون همه جاش ریخته به خاطر اینکه پول نمیداد برای ایزوگام ،خونه مون درها رنگ نداره وسایل خونه مون هم که هیچی باید بگم توی یه خونه نیمه تموم میلیاردی زندگی میکنیم .

پدرم به هیچی اهمیت نمیده خونه مون باغی هست. وقتی که خواستگار میاد خانواده پسر همون جلسه اول با اخم میان و میرن و پشت سرشونم نگاه نمیکنن با اینکه پدر من میتونه همه شون رو با هم بخره و بفروشه .

ما یه مغازه هم پشت خونه مون داریم که اونم خرابه .پدرم از دو سالگی زمین به نام من و خواهرم کرده که میتونیم با پولش 3 تا خونه بخریم .البته وقتی که خواستگار میاد اصلا به این چیزها نمیرسه که بگیم . اما هر کسی از فامیل که ما رو میبینه دلش به حالمون میسوزه و فکر میکنه که بدبختیم. یه ماشین قراضه هم داریم .

دلم گرفته ،تمام عمه هام میلیاردر بودن اما همین جوری زندگی کردن تا اینکه مردن. اصلا عادت به قشنگ زندگی کردن ندارن . من خواهرم و مامانم افسردگی گرفتیم از دست کارهای بابام . من سعی میکنم شاد باشم اما این افکار نمی ذاره. من شبیه مامانم شدم و خیلی دست و دلوازم و اصلا با بابام کنار نمیام.

حالا سوال من اینکه شما جای من بودید چی کار میکردید ؟


موضوعات مرتبط :
خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۹۰۴ بازدید
    • شنبه ۲۰ آبان ۹۶ - ۲۰:۲۱

    ادامه ارتباط با خواستگاری که خانوادم ردش کردند کار درستیه ؟

    سلام دوستان

    ۷ ماه پیش از طریق فضای مجازی با هم آشنا شدیم . اولش یه کامنت بود ، بعد دایرکت ، کم کم خواستگاری به صورت جدی یعنی پای تحقیق هم کشیده شد . تو این مدت بهم علاقمند شدیم بهتر بگم عاشق هم شدیم ، پسر خوب ، خانواده خوب ، تمام شرایط ازدواج رو دارند ،کار، تحصیلات و همه و همه شرایطی که واسه ازدواج لازمه .

    اما متاسفانه چند تفاوت هست، اختلاف مذهب، اختلاف قومیت و تفاوت رسم و رسوم . خانواده من مخالف هستن و جواب رد دادن . به نظر شما اگه روزی روزگاری دوباره برگردن با توجه به علاقه ای که بهم داریم چه کنم؟

    در ضمن به نظرتون از حال و احوال هم با خبر شیم مشکلیه ؟ منظورم اینه که درسته؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۸۲۵ بازدید
    • دوشنبه ۱۷ مهر ۹۶ - ۲۱:۰۱

    خانوادم در خواستگاری با پسر مورد علاقم بد برخورد کردند

    بسمه تعالی

    سلام. من با مشکلی مواجه شدم که خیلی به مشورت کردن با شما نیاز دارم.

    دختر هستم وبین 20 تا 25 سن دارم چند سال پیش خواستگاری از اقوام داشتم که با وجود اینکه اون آقا را میپسندیدم بخاطر درسم رد کردم ( راستش اصلا به ازدواج فکر نمیکردم و درسم خیلی برام مهمتر بود.)

    چیزی که لازمه بگم اینه که اقوام ما خیلی روابط آزادی دارن و اهل نماز و روزه و ... نیستن اکثرا پسرای فامیل دوست دختر دارن حتی برادرای خودم. فقط خواستگارم و خانواده اش اینطور نیستن و منم سعی میکنم واجبات و حجابم رو رعایت کنم . از قبل عید من و اون آقا در ارتباط بودیم و ماه پیش که درسم تمام شد اومدن خواستگاری اما خانواده ام خیلی بد رفتار کردن و بی احترامی کردن و خانواده اش الان با ما سر و سنگینن.


    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار رفتارشناسی پسران برای ازدواج خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • ۱۸۵۰ بازدید
    • چهارشنبه ۵ مهر ۹۶ - ۱۷:۳۰

    نیامدن و پشیمان شدن خواستگارها

    سلام

    دختری 22 ساله هستم . با اختلاف 2 و 4 سال دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. خدا رو شکر خانواده ی خوبی دارم و همیشه قدردان زحمات پدر و مادرم هستم .

    دانشجوی سال آخر دانشگاه دولتی هستم ، خدا رو شکر نمازهایم را به موقع میخوانم و چادر سر میکنم. دختر آرام و با محبتی هستم.  متاسفانه در خانواده ی ما رسم هست که دختر در سن پایین شوهر کند.

    در سال گذشته یکی از آشنایان یک سال مرا تحت نظر داشتند بعد پدرشون با منزل ما تماس گرفتند ولی متاسفانه ما درگیر اثاث کشی بودیم بعد از 4 ماه دوباره واسطه ای را فرستادند و پدرم موافقت کردند ولی دیگر از آن ها خبری نشد و تماس نگرفتند .

    خیلی  ناراحت شدم و دلم شکست . آنها ما را سال ها می شناختند پس چرا پشیمون شدن ؟ بعد از دو ماه واسطه ای از پدرم اجازه خواست تا ما را به دو خانواده معرفی کند ولی از آن ها هم خبری نشد . یادم هست در ماه رمضان داشتم با تلویزیون قرآن می خوانم که پدرم به مادرم گفت برای من آمده اند از همسایه ها تحقیق کردند ولی فعلا کسی برای خواستگاری اقدام نکرده است.

    این روزها خیلی دلم گرفته و گریه می کنم . من صورت معصومانه و بچگانه ای دارم  و کسانی که در بیرون مرا می بینند فکر میکنند من چند سال از خواهرام کوچک ترم و مدرسه ای ام . خواهرام هم قد بلندتری دارند و سن شان بیشتر به نظر میرسد و دورادور خواستگارانی دارند.

    پسرخاله ام تازه از همسرش جدا شده و همه به دنبال زن برای او هستند و خاله ها و مادربزرگم مرا پیشنهاد دادند. هر چند پدرم مخالفت کرد ولی خیلی دلم شکست. پدر و مادرم برای من خیلی دارند غصه میخورند. الان که این پیام را دارم برای شما می نویسم اشک در چشمانم جمع شده. خواهش میکنم برای آرامش دل من و پدر و مادرم هم دعا کنید.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان خواستگاری های بی سرانجام

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۴۱۱۷ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۲۵

    وقتی خواستگارم می دونست شرایطم سخته چرا بهم ابراز علاقه کرد؟

    سلام

    وقت تون بخیر .

    من حدود ۳۰ روز پیش خواستگاری داشتم که جلسه اول خواهرشون و مادرشون اومدن و منو پسندیدن ، جلسه دوم هم آقا پسر اومدن و ایشون هم به گفته خودشون منو پسند کردن و گفتن که شما همونی هستی که میخوام .

    بعد من و آقا پسر چند جلسه صحبت کردیم برای آشنایی بیشتر که من هر چیزی که میگفتم ایشون در حضور من قبول میکردن و هیچ مخالفتی نداشتن ولی جلسه آخر به خواهرشون گفتن که من شرایط سخت براشون گذاشتم و من نمیتونم قبول کنم در صورتیکه شرایط من اصلا و ابدا مالی نبود که این آقا نتونن انجام بدن .

    بیشتر شرایطم روی رفتارشون بود که دوست دارم چه جوری رفتار کنن . از اون روز هم دیگه ارتباط مون قطع شد و خواهرشون هم چیزی نگفتن البته ایشون ابراز علاقه هم به من کرده بودن و کلی قسم به خدا و امام حسین خوردن که منو دوست دارن و از همه چیز من خوششون اومده در صورتیکه من قبل از اینکه ایشون بگه دوست دارم و این حرفا تمام شرایطم رو گفتم .

    الان میخوام بدونم چرا ایشون این رفتارو با من کرده ؟ ایشون که میدونسته به قول خودش شرایطم سخته چرا به من ابراز علاقه کرد بعد گفته نمیخوام شرایط دختر خانم سخته ؟


    موضوعات مرتبط :
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۹۶۶ بازدید
    • سه شنبه ۱۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۵۵

    خبری از خواستگارم نشد، تماس بگیریم و علت رو جویا بشیم ؟

    سلام

    من هفته پیش یک خواستگار داشتم که با هم رفتیم بیرون صحبت کردیم. صحبت هایمان سه ساعت طول کشید من پیش خودم گفتم حتما از من خوشش اومده که صحبت هایمان اینقدر طولانی شده. خواستگارم از همه نظر شرایط خوبی دارد من ازش بدم نیومد ولی الان بعد از یک هفته هیچ خبری از خواستگارم نشد که پسندیدن یا نه.

    به نظر شما یعنی خواستگارم منو نپسندیده ؟ مادرم خیلی اصرار میکنه که به مادر پسره زنگ بزنم نظرشان را بپرسم که پسرش دختر منو پسندیده یا نه. اما از آنجایی که من آدم مغروری هستم دوست ندارم مادرم همچین کاری کنه.

    می خواستم نظر شما دوستان را بدانم آیا این کار درستی هست که مادرم تلفن بزنه نظرشان را بپرسد یا باید صبر کنیم تا آنها تماس بگیرند؟


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • ۲۳۴۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    با اصرار اومدن و مشتاق رفتن و بعد گفتن نمیخوایم، استخاره بد اومده !

    سلام

    من یه سوال داشتم از اقا پسرها خیلی ممنون میشم راهنمایی کنید .

    سوالم اینه چند وقت پیش یکی از پسرای دانشگاه از من خوششون اومده بود و خیلی اصرار میکردن واسه اومدن به خواستگاری با وجود اینکه من راضی نبودم .

    اما شخصی رو واسطه کرده بود که منو راضی کنن اجازه بدیم واسه خواستگاری بیان . بعد از اینکه من کلی با خودم کلنجار رفتم و سعی کردم قبولشون کنم و حداقل یه ذره احساس ازشون تو دلم ایجاد کنم ، مادر و خواهرشون اومدن و خیلی هم پسندیدن و خیلی شاد و خوشحال رفتن !

    جلسه بعد آقا پسر با خانوادشون اومدن و اتفاقا از حرف هایی هم که توی جلسه خواستگاری زده شد مشخص بود پدرشون هم خیلی پسندیدن ! وقتی هم که با خود آقا پسر حرف زدم مشخص بود خیلی مشتاقن و خوشحالن از اینکه اجازه دادیم بیان و حتی کلی حرف از آینده دو نفره و این چیزا زدن ! اما دو روز بعد مادر اقا پسر زنگ زدن و گفتن که ا استخاره زدیم ولی بد اومده ! ان شاء الله که خوشبخت بشن و از این حرفای کلیشه ای ! .

    میخواستم بدونم دلیل اینکارشون چی بود ؟! آقا پسرا تو همچین شرایطی چی باعث میشه اینقدر راحت پشت پا بزنید به همه اون چیزی که میخواستید ؟! من غرورم واقعا پیش خانواده و بقیه شکست ! آخه نه به اون همه اصرار ، نه به این جواب رد دادن سریعشون ! خود آقا پسر قبل از جلسه ی خواستگاری به خود من گفته بودن که اصلا نمیتونن با جواب رد من کنار بیان !!

    اما بعد از اینکه خانواده خودشون زنگ زدن و منو رد کردن به واسطه گفته بودن که پدرشون راضی بودن یهو ناراضی شدن ! من میخوام بدونم چطور با جواب رد من کنار نیومدن ، اما با رد کردن پدرشون راحت کنار اومدن و در عرض دو روز جواب رد رو به ما دادن !

    ایشون منی که یه غریبه بودم رو تونستن به هر طریقی راضی کنن! اما پدرشون که اتفاقا راضی هم بودن اولش رو نتونستن راصی کنن؟! با عقل جور در میاد؟! اونم به این سرعت کنار اومدن با نظر منفی پدرشون ! یعنی هیچ مقابله ای ، اصراری ، چیزی به پدرشون نکردن بخاطر من ؟! اینجا من حق اعتراض دارم یا نه؟!

    من که همون اول نمیخواستم چرا به زور منو راضی کردن و احساسات منو درگیر کردن و بعدشم خودشون همه چیز رو کنار گذاشتن ! جالب اینه که هنوزم ادعا میکنن که منو دوست دارن و خودشون هم سخته براشون این اتفاق !

    میخوام بدونم پس چرا اینقدر راحت نظر پدرشون رو قبول کردن با وجود اینکه میدونستن اگه جواب رد از طرف اونا باشه دیگه راه برگشتی نداره؟ من کم خواستگار نداشتم ! واسه هیچکدوم خودمو درگیر احساسات نمیکردم .

    اما این مورد چون خیلی اصرار کردن و واسطه هم در موردشون خیلی با من حرف زدن سعی کردم دوستش داشته باشم و اجازه بدم بیان ! اما وقتی اومدن این اتفاقا افتاد ! دلیلش چی میتونه باشه؟! در صورتی که پدر و مادرشون عاقل بودن و خوب میدونستن استخاره جایی نداره توی اینطور مواقع. یعنی اون اقا پسر داشتن دروغ میگفتن و من گول خوردم؟! ممکنه ایشون واسه اینکه بخوان ثابت کنن به هر چیزی که بخوان میرسن این همه اصرار کردن و آخرشم منو رد کردن و اینهمه من اذیت شدم؟!

    یعنی الآن من باید ساکت بشینم بدون هیچ حق اعتراضی؟! اونا هر وقت دوست داشتن بیان ، هر وقت هم دوست داشتن برن بدون اینکه نظر من مهم باشه ؟!

    لطفا شماها قضاوت کنید ببینید حدسیات من درسته؟ من بازیچه شدم ؟!


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها خواستگاری های بی سرانجام

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۱۶۱۸ بازدید
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چه مشکلی دارم که خواستگارام میرن و دیگه بر نمیگردند ؟

    سلام دوستان

    من طی دو ماه گذشته سه تا خواستگار داشتم که برای خواستگاری خیلی اصرار میکردن بعد تماس میگرفتن صحبت میکردن و قرار میذاشتن که بعد تماس بگیرن برای جواب اما متاسفانه دیگه تماس نمیگرفتن .

    با اینکه هر سه مورد خودشون اصرار میکردن و شماره خونه میگرفتن و هماهنگ میکردن که تماس بگیرن که جواب بشنون اما دیگه هیچ خبری ازشون نمیشد .

    نمیدونم واقعا مشکل از چیه تعریف از خود نباشه بخدا دختری هستم که زیبایی دارم خدا رو شکر خانواده تحصیلکرده و ابرومند خودمم دانشجو و شاغل هستم تیپم هم خوبه و اصلا جلف نمیگردم .

    واقعا خودم موندم که چرا این جوری شده یه جورایی بهم برخورده و اعتماد به نفسم اومده پایین ، آخه مگه من چه مشکلی دارم که خودمم نمیدونم؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل خواستگاری (برای دختران) خواستگاری های بی سرانجام

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۸۰۹ بازدید
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    هیچ کدوم از جلسه های خواستگاریم به جلسه دوم نکشیده

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم و چهره خوبی دارم  که حدود دو ساله تصمیم گرفتم ازدواج کنم و از همون موقع تا الان خواستگار های زیادی داشتم اما جالبه هیچ کدوم از جلسه های خواستگاریم به جلسه دوم نکشیده  ! یعنی همون جلسه اول که با پسر صحبت میکنم دیگه میرن و پشت سرشون هم نگاه نمیکنن تا جایی که واقعا اعتماد به نفسم اومده پایین و گفتم دیگه اصلا هیچکس خونه مون نیاد ، چون هیچ فایده ای نداره و دیگه تصمیم گرفتم ازدواج نکنم  به نظرم رفتارم یا صحبت هام با طرف مقابلم اشتباهه که باعث شده همچین اتفاقی بیافته . واقعا باید چه رفتار یا صحبت هایی با طرف مقابل داشت که باعث رونده شدنشون نشه ؟ باید چیکار کنم ؟

    در جلسه خواستگاری فقط من و مادرم حضور داریم و من با مانتو هستم مشکل اصلی من دقیقا اینکه قبل از جلسه حرفایی که میخوام بزنم و در ذهن دارم اما وقتی در موقعیتش قرار میگیرم ذهنم خالی میشه و باعث میشه جوابای کوتاهی بدم که کاملا مشخصه قانع نمیشن و توضیح بیشتری میخوان .
    بیشترین سوالاتی هم که پرسیده میشه در رابطه با کار کردن و هدف از زندگی و انتظاراتی که از همسر اینده دارم هست .
    مثلا یکی به طور واضح داشت به کار کردن خانم ها توهین میکرد و میگفت که فقط برای خوشگذرونی و دوستی و در رفتن از مسئولیت زندگیه و من نمیتونستم اون فرد رو قانع کنم .
    لطفا تجربه هاتون رو در اختیارم بذارین .
    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • ۱۱۱۰ بازدید
    • يكشنبه ۲۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۵

    بعضی خانواده ها انگار تفریحی میرن خواستگاری !

    با سلام به همه دوستان

    سوال بنده از آقا پسرهاست مخصوصا پسرهایی که به اصطلاح داعیه مذهبی بودن را دارند ولی در عمل بی دین هستند .

    چرا این افراد خودسرانه بدون بررسی خانواده و دختر و انطباق با معیارهای خود همراه مادر عزیزشان اقدام به دیدن دختر روش شیوه سنتی میکنن؟

    در خیلی از موارد دیده شد که اصلا اگر همه جوانب در نظر گرفته شود یا به ازدواج منتهی میشود یا این گونه مراسمی برگزار نمی شود چون ازدواج فقط دیدن قیافه نیست گاهی دختر بسیار خوب است ولی پسر با موارد دیگر مشکل دارد  اینکه پسر و مادر نقش بازی کنند که ما پسندیدیم و بر می گردیم و پشت سرشان هم نگاه نکنن تنها این دختر بیچاره تحقیر میشه .

    پسر حق اتنخاب داره ولی نه به قیمت شکستن دل یک دختر . گاهی پسر و مادر انگار میرن تفریحی شد یا نشد اصلا اهمیتی براشون نداره واقعا چنین افرادی به چی فکر میکنن احساس ندارن؟ از تحقیر شدن خوششون میاد اگر آدم ذره ای اهل دین و خدا باشه حتی بی دین هم باشه نباید این کار را بکنه...

    سال گذشته برای من این اتفاق افتاد هنوز فراموش نکردم پیش برادر و خواهرم خیلی بهم سخت گذشت و واقعا برام سواله چنین پسرهایی چی فکر میکنن حتی عذر خواهی هم نکردن و برای خیلی ها دیگر پیش امده...

    اگر واقعا براشون مهمه که مهر دختر به دلشون بنشینه خوب مدرن ازدواج کنین تو سنتی خیلی نمیشه مهر و علاقه تو اولویت قرار داد و خواهش میکنم بعنوان دختری که برام این اتفاق افتاد خود سرانه و برای مسخره کردن مزاحم خانواده و دختر نشید .

    آخه بعضی خودشون هم نمیدونن چی میخوان به خدا اینها عاقبت خوبی نداره گیر ادم بد میفتین


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • ۱۴۸۰ بازدید
    • يكشنبه ۲۵ بهمن ۹۴ - ۱۹:۳۴

    برو بالا