خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲۵ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: خواستگاری دختر از پسر» ثبت شده است

دخترهای عزیز هیچ وقت برای ازدواج پیش قدم نشین

سلام

دخترهای عزیز تو رو خدا ملتمسانه ازتون می خوام هیچ وقت پیش قدم نشین سمت پسری. خیلی حالم بده دوستان کمکم کنین .

من بعد از مشکلات فراوان که هر بار نزدیک بود ازدواج کنم و به دلایل مختلف به هم می خورد خیلی شکسته شدم..

کلی پیش خدا دعا کردم که خدایا من واقعا دیگه طاقتشو ندارم هر دفعه سراب می بینم و بهش نزدیک میشم می بینم خبری نبوده.. خیلی افسردگی گرفته بودم و چقدر طول کشید تا خودمو پیدا کردم. اینم بگم تا حدی مشکل پسندم و یکم ایده ال گرا..

خلاصه به طور اتفاقی پروژه ارشدم یک طرح پژوهشی شد که قرار شد با یک دانشجوی دکترا کار کنم.. من دورادور این اقا رو می شناختم و از نظر طاهری و شخصیتی یک مورد خوب برام به نظر میومد..

موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۷۷
    • شنبه ۳ تیر ۹۶ - ۲۰:۴۵

    علاقم رو به پسر مورد نظرم ابراز کنم یا ...

    سلام دوستان
    دختری هستم 26 ساله و توی یه شرایط خاصی گیر کردم که نیاز به راهنمایی دارم. الان چند ماه از دوره ارشدم مونده و به زودی درسم تموم میشه. توی این مدت با یکی از هم کلاسی هام خیلی صمیمی شدم. پسر خیلی خوبی بود و البته 7 سال از من بزرگتر. دوستی ما هم کاملا شکل سوشال داشت. یعنی گاهی با همدیگه و گاهی با دوستان دیگمون میرفتیم بیرون و شام و تفریح و ...
    من در ابتدا حس خاصی بهش نداشتم و فقط در حد یک دوست بود برام. ولی الان تقریبا 1 ساله که خیلی خیلی بهش علاقه مند شدم. در این مدت هم سعی کردم یه جوری باهاش رفتار کنم که متوجه نشه ولی نا آخودآگاه خیلی زیاد بهش توجه میکردم. ایشون کلا پسر مغروی  و البته اجتماعی و موفقی هست.
     سعی کردم تو این مدت به خودم علاقه مندش کنم. تو این مدت هم چندین بار شده که از من تعریف کنه، نگاه های خاص و رفتارهای خاص و ... حتی یک بار هم غیر مستقیم و به شوخی پیشنهاد داد که دو تایی بریم بیرون برای قرار و ... رفتارهاش هم جوری بود باهام که چند تا از همکلاسی هام بهم میگفتن معلومه فلانی دوست داره ها ... از رفتاراش معلومه. منم تو این مدت منتظر بودم بیاد ابراز علاقه کنه ولی ... 
    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۹۷
    • جمعه ۱۹ خرداد ۹۶ - ۲۳:۴۰

    می خوام به پسر همکلاسیم بگم که بهش علاقه دارم

    سلام

    لطفا توجه کنید من راه حل میخوام لطفا نگین کارم درسته یا غلط یا اگر میگین راه حل هم بدید .

    دختری 20 ساله و دانشجو هستم . مدت طولانی هست به یکی از همکلاسی هام علاقمند شدم . کاملا اطمینان دارم که این علاقه متقابله ، حالا جدا از اون من قصد دارم این مسئله رو باهاشون درمیون بذارم. نمیخوام خواستگاری کنم ازشون فقط میخوام بگم من بهشون علاقه دارم ایشون چه نظری دارن در مورد من ، باور کنید برای خودم خیلی خیلی سخته مثل جون دادن میمونه وقتی بهش فکر میکنم ولی با گذر زمان هم دارم ذره ذره از بین میرم روحم داره داغون میشه .

    من اول شخصیت و رفتار و چشم پاکی و دینداری ایشون رو دیدم و بعد کم کم به شدت عاشقشون شدم طوری که بارها و بارها خواستم فراموششون کنم یا یه موضوع حاشیه ای و بی اهمیت رو در مورد ایشون برا خودم بزرگ کردم که فراموششون کنم اما نشد ...
    قطعا ایشون مثل هر آدم دیگه ای بدون عیب و ایراد نیستن اما ویژگی های دیگشون عیبشونو میپوشونه .

    همون طور که گفتم تصمیم جدی گرفتم بهشون بگم اما نمیدونم چطور بهشون بگم که به غرورم لطمه نزنه . بهتره رو در رو بگم یا مثلا از واتس آپ استفاده کنم ؟ بهشون دقیقا چی بگم ؟ نظرشونو بپرسم . به طور کلی میخوام بگم من بهشون علاقه دارم و نظرشونو درمورد خودم بپرسم آخرش اینه که ایشون میگه به من علاقه نداره یا شرایطشو ندارم و از این بی قراری درمیام و تکلیفم با خودم روشن میشه .

    نمیتونم صبر کنم چون ایشون همسن من هستن و هنوز شغل ندارن و سربازی نرفتن و به خودشون اجازه نمیده بیان جلو (حدس من اینه که البته اون دو مسئله برای من و خانوادم مشکلی نیست )

    چطور در مورد ازدواج در سن پایین صحبت میشه اما موانعی مثل شغل و سربازی اجازه نمیده اونا حتی با هم آشنا بشن .

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۰
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۳۲

    نگران اینم که اگه بهم بگه من هیچ حسی بهت ندارم

    سلام

    میشه کمکم کنید؟

    من چند روز پیش حسم رو به پسری از فامیلامون که نزدیک چهار ساله دوسش دارم گفتم. اولا که بهش دایرکت میدادم از اینستا که اصلا نمیشناختم. ولی خب خیلی اصرار داشت بفهمه کی هستم .

    بعد دو هفته که با هم حرف زدیم بهش گفتم که من فقط یه مزاحمم تو همیشه با مزاحما اینطور صحبت میکنی؟

    گفت که نه مزاحم نیستی من باید بشناسمت. چند بارم خواستم من بلاکش کنم یا ازش خواستم که اون اینکارو بکنه ولی قبول نکرد. بالاخره مجبور شدم بهش بگم که کی هستم.

    تا فهمید کیم... خیلی تعجب کرد و گفت من اصلا کلا هنگ کردم ، من فکر میکردم ازم متنفری و اینا... ولی هیچ حرفی از حسش نسبت به من تا حالا نزده.

    با توجه به اینکه نسبت نزدیکی باهاش دارم ، بلافاصله بعد معرفی خودم پشیمون شدم و عذاب وجدان دارم، ولی ازش قول گرفتم که به کسی نگه. از روزی که بهش گفتم کیم کلا دل و روده ام از استرس و نگرانی بهم میپیچه.

    همش هم دارم خودمو سرزنش میکنم و کلی فحش کشدار به خودم میدونم. خیلی پشیمونم که گفتم خیلیییییی. و نگران اینم که اگه بهم بگه من هیچ حسی بهت ندارم من چیکار باید بکنم؟ چطوری دوباره باید اصلا بهش نگاه کنم؟

    اصلا اگه ازم متنفر بشه؟  اگه فکر راجبم فکرای بد بکنه؟ تصمیم گرفتم که دیگه بهش پیام ندادم. اون پسر ،برادر شوهر خواهرمه.

    میشه بهم بگین من الان دقیقا باید چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان , خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۰
    • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۰:۲۹

    چشم تو چشم شدن با پسری که درخواست ازدواجم رو رد کرد

    سلام خانواده برتری های گل
    من سال پیش از یکی از همکلاسیای پسر خوشم اومد و سادگی کردم کاملا مودب رفتم گفتم بهشون ایشونم گفتن کسه دیگه ای رو دوست دارن و گفتن فراموششون کنم ( دوست دختر ایشون هم که همکلاسی من هستند قبلا با چند تا پسر بودن و شدیدا با تجربن ) من وقتی بیشتر شناختمشون ناخوداگاه ازشون بدم اومد و علاقم از بین رفت ولی ایشون شدیدا مغرور شده بودن به خاطره پیشنهادم و هی فیس و افاده میومدن .
    مثلا منو میدیدن بیشتر به دوس دخترشون ابراز علاقه میکردن و من شدیدا درسخونم و رتبه اوردم و چند بار دیدم که این آقا علنا حسودی منو میکنن و به اصطلاح میخوان منو زمین بزنن منم همین اول سالی رفتم گفتم که به خدا هیچ حسی بهتون ندارم و تصورم از شما با اینی که هستید فرق داشت و خواستم این اعتماد به نفس کاذبشون که شدیدا اذیتم میکنه تو کلاس رو از بین ببرم و بدونن دوسشون ندارم .
    ایشون ولی ایشون خیلییی بد حرف زدن گفتن که شما کی هستید که من به تصورتون اهمیت بدم اگه باهام در بیوفتید واستون خیلی بد تموم میشه هر موقع شما رو تو کلاس میبینم انگار عزراییلو دیدم تصوره شما اصلا واسم مهم نیس من کسی که میخواستمو پیدا کردم!!
    من شوکه شدم و هیچی نگفتم ولی الان نمیدونم که چطور میخوام تو کلاس چشم تو چشم شم باهاشون و چطور باید رفتار کنم؟ چون ایشون هی تو کلاس هم میخوان منو ضرب در صفر کنن به خاطره رتبه هام .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۳
    • پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ - ۲۳:۴۰

    در دوران قبل از عقد چطور ابراز علاقه کنم ؟

    سلام

    من دختر 22 ساله ای هستم که با اطلاع خانواده با یکی از همکلاسی هام به قصد ازدواج صحبت میکنیم. ولی شرایط طوریه که ما قبلا همیشه روابطمون سنگین و در قالب درس یا مسائل دانشگاه بوده.

    این آقا پسر از علاقه من به خودش کاملا مطلعه. یعنی دو سال منتظرش بودم تا برای خواستگاری اقدام کنه. چون هم سنیم طبیعتا مشکلات زیادی برای خواستگاری جلوی پا داشته.

    الآن که برای آشنایی بیشتر با هم در ارتباطیم ایشون خیلی وقت ها با جملات مختلف به من ابراز علاقه میکنه. ولی من نمیدونم چطور باید جواب بدم. برای همین هیچی نمیگم و ایشون چند وقتیه که از رفتار من ناراحتند و میگند تو به من بی علاقه ای .

    خوشحال میشم به من بگید توی این دوران من چطور باید علاقم رو نشون بدم؟ اصلا درسته که دختر به پسر بگه که دوستش داره؟ مگه نمیگند زن ناز و مرد نیازه ؟ من حتی فکر میکنم ندونم بعد از دوران ازدواج چطوری باید به همسرم بگم دوستش دارم چون بنظرم این وظیفه ی مرده.

    پیشاپیش از نظراتتون ممنونم.

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۱۳
    • سه شنبه ۶ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چکار کنم برای ازدواج به من فکر کنه ؟

    سلام
    من دخترم و ٢٢ سالمه . ٥ ساله به کسی که ١٢ سال از خودم بزرگتر هست علاقه مندم ولی به کفته اطرافیان حتی خود ایشون من عاقل تر از سنم رفتار میکنم و ایشون هم کودک درون فعالی داره برای همین هم این اختلاف سنی واسم اهمیتی نداره.
    یکسال تمام ازشون فاصله گرفتم تا فراموش کنم ولی فقط علاقه و دلتنکیم بیشتر شد. من واسه بودن کنارش هر کاری کردم حتی یه وقتایی مسیر زندکیو تغییر دادم، با اینکه درسام خیلی سنگینه ولی حاضر شدم کنار درسام کار کنم تا اونو ببینم .
    اون منو دوست داره، مراقبمه، خیلی هوامو داره و کمکم میکنه ولی فک نکنم به من واسه ازدواج فکر کنه. خیلی معقول رفتار میکنه و حتی در ارتباط با دوستان و همکاراش هم محتاطه، میدونم ازدواج مردی به سن خودشو با یه دختر جوون درست نمیدونه، یه سری شرایط خاص داره ( از لحاظ جسمی ) که من با این قضیه مشکلی ندارم یه بار هم بهش گفتم اکه به کسی علاقه مند شدید به اون هم حق انتخاب بدین شاید با بیماری شما مشکلی نداشته باشه .
    چی کار کنم به من واسه ازدواج فکر کنه ؟ چی کار کنم فکر نکنه با ازدواج با من ٢٢ ساله بهم خیانت کرده و منو از داشتن شوهر جوون و سالم محروم کرده؟
    نظرتون چیه خودم مستقیم علاقمو بهش بگم و بگم که با شرایطش مشکلی ندارم و بهش زمان بدم در موردم فکر کنه و نظرشو بگه؟ اخه شاید فکر میکنه جواب رد میشنوه که اقدام نمیکنه چند بار بهم گفته هر کسی لیاقت تو رو نداره اما اینجوری خیالش از بابت من راحت میشه ( با توجه به شناختی که ازش دارم کسی نیست که بعدا بهم سرکوفت بزنه )
    لطفا نکین تا کسی رسما به خواستکاری شما .... چون من یاد گرفتم خودم دنبال خواسته هام برم نه اینکه بشینم تا شانس در خونمو بزنه . فقط الان نمیدونم باید چیکار کنم و از شما کمک میخوام. ( با توجه به موقعیتمون واسطه در این مورد کمکی نمیکنه)
    اینم بگم من خودشو افکارشو رفتارشو دوست دارم وگرنه قیافه کاملا معمولی دارن . در ضمن ما در مورد خانواده هم شناخت کامل داریم خیلی بهم شبیه هستیم من ایشونو عاقلانه و عاشقانه واسه ازدواج مناسب میبینم و مطمئنم انتخابم درسته، تو دنیا دیگه محاله مردی مثلش وجود داشته باشه.
    با اینکه کلی موردای بهتر از لحاظ تحصیلات شرایط مالی و ظاهر برام هست ولی من ایشونو میخوام ،هیچکس تو این چند سال نتونست جاشو تو قلبم بگیره ، حتی اون کسی که تو دانشکاه به مغرور بودن معروف بود ولی واسه داشتنم گریه میکرد!!!
    اینجا سوالاتی که در مورد خواستکاری دختر از پسر بود رو خوندم ولی مشابه مورد نبود . ممنون میشم اگه میتونید راهنماییم کنید شاید راه دیگه ای هم باشه که من نمیدونم ( چون اگه جوابش منفی باشه باید استعفا بدم  طبیعتا دیگه نمیتونیم باز با هم رو در رو بشیم و مثل قبل کار کنیم )
    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • ۱۰۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۳۲
    • پنجشنبه ۱۰ تیر ۹۵ - ۱۵:۵۱

    نمی دونم چطور به پسر مورد علاقم بفهمونم که عاشقشم

    سلام

    من یه دختر 24 ساله دانشجوی ارشد دانشگاه -------- هستم که یه مدتیه دوست دارم پسر همکلاسیم بیاد خواستگاریم .ولی مشکل اینه که اون اصلا توجهی به دخترا نداره . من عاشق توانایی هاش شدم.

    1) تو سن 24 سالگی مدیریت انجمن زیست محیطی شهرشون رو داره. خراسانیه

    2) کنار درسش کار میکنه

    3) موهای مشکی و ریش قشنگی داره

    4) سطح علمیش بالاست + تافل داره +مقالات زیادی داره.

    5) بیان خوب داره و تو بحث های علمی و مذهبی همه رو قانع میکنه

    6) خیلی کم دیدم لبخند بزنه

    7) میگن کمربند مشکی جودو داره .خیلی اجتماعیه

    ولی مشکل اینجاست که نمی دونم چطور بهش بفهمونم عاشقشم البته میگن خواهرش استاد دانشگاه ---- .

    الان یه ساله خواب و خوراک ندارم اصلا میترسم بهش نگاه کنم چه برسه باهاش صحبت کنم ؟ یکی رو بفرستم با خواهرش صحبت کنه؟ یا اینکه خودم دلمو به دریا بزنم؟

    کمکم کنید.

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۰۵
    • پنجشنبه ۱۰ تیر ۹۵ - ۱۵:۳۴

    چطور بهشون بگم که نمی خوام با دخترشون ازدواج کنم ؟

    سلام

    پسری هستم زیر 30 سال با مادرم  تنها زندگی میکنم فعلا نه قصد ازدواج را ندارم ولی دختری توی فامیل داریم که خانواده اش  دوست دارن من با دخترشون ازدواج کنم .

    یه سری  از طریقه واسطه هم اقدام کردند و میدونم خانواده  شون به خاطر من به خواستگاران دخترشون را رد میکنند .

    چطور جواب منفی بهشون بدم که ناراحت نشوند 

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۹
    • پنجشنبه ۵ فروردين ۹۵ - ۱۶:۰۶

    احتمال ازدواج با پسر مورد علاقم صفره

    سلام
    من اول یه سری اطلاعات کوتاه بدم در مورد خودم بعد برم سر سوال

    من یه دخترم بالای بیست سال ،  اهل دوست پسرم نبودم . چند وقته یه اقا پسری ذهنمو مشغول کرده ولی چون ایشون از خانواده دور ما هستن رابطه با هم نداریم و کلا تو عمرمم یکی دو جمله بیشتر باهاشون حرف نزدم پس ایشون منو زیاد نمیشناسن شاید اصلا اسمم رو هم یادشون نباشه .

    ولی من ایشونو تا حدود زیادی میشناسم. میدونم که خیلی شبیه من هستن و خیلی روشن فکرن و خیلی خصوصیات خوب دیگه.... ( نیاز بود میگم)

    از شخصیتش خیلی خوشم میاد. با همه پسرایی که تا به حال دور و برم دیدم فرق داره . دست خودم نیست اون اوایل خیلی سعی کردم بهش فکر نکنم و انکارش کنم ولی هی میاد تو ذهنم.

    مخصوصا زمانی که برام خواستگار میاد و با خواستگارام صحبت میکنم ناخوداگاه با اون خواستگار مقایسش میکنم و میبینم چقدر فرق داره با بقیه بیشتر ذهنمو درگیر خودش میکنه. فکر میکنم مثل اون دیگه هیچ وقت سر راهم قرار نمیگیره .

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۹۴
    • چهارشنبه ۱۹ اسفند ۹۴ - ۱۶:۴۲

    برو بالا