خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۸ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: جذب خواستگار دلخواه» ثبت شده است

عمل زیبایی بینی و جذب خواستگارن بهتر

سلام
خیلی به کمک و راهنمایی شما دوستان احتیاج دارم . من دختر دوم خانوادم و خواهر بزرگتری دارم که ایشونم ازدواج نکردن . با اینکه خواستگار زیاد داریم ولی اصلا به هم نمیخوریم . الان مدتی که مامانم اصرار میکنه که بینی هامونو عمل کنیم تا خواستگاران بهتری بیاد تا زودتر ازدواج کنیم . یعنی واقعا اگه عمل کنیم همه چیز درست میشه ؟
آیا واقعا پسرهایی که شرایط خیلی خوبی دارن از دخترهای با چهره معمولی خوششون نمیاد ؟
نظر پسرها در مورد دخترانی که بینی عنل میکنن چیه ؟
موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۰۱
    • شنبه ۲۶ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چرا همکارم ازم خواستگاری نمیکنه ؟

    سلام

    دختری هستم 28 ساله کارمند . آقایی همکارم هست که 30 سالشونه و از هر نظر مناسب همسری .  اما مسئله اینجاست که ایشون وقتی خانم ها بهش میگن چرا ازدواج نمیکنی میگه دختر خوب پیدا نمیشه ، شما یه دختر خوب برام پیدا کنید . در حالی که من روبروش نشستم. هم خوشگلم هم خوش لباسم. تحصیلکرده و از یه خانواده آبرومند.

    از نظر سبک زندگی و اخلاق هم بعد دو سال که یه جا کار میکنیم میدونم خیلی به هم شبیه هستیم. خیلی هم با هم خوبیم و تا حالا هیچ اختلافی بینمون نبوده. انگار خدا ما رو برای هم آفریده.

    اما پس چرا این آقا منو واسه ازدواج انتخاب نمی کنه؟ راهنماییم کنید چیکار باید بکنم ؟

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۷۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۳۸
    • شنبه ۲۶ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۰

    چطور خواستگارم رو برای چند سال دیگه نگه دارم ؟

    سلام

    دختری هستم زیر ۱۸ سال ، کم کم دارم خودمو اماده میکنم واسه کنکور، درسمم خیلی‌خوبه و تیزهوشان درس میخونم . ۲ سالی میشه که خواستگارای مختلفی دارم، اما من هیچ وقت به ازدواج فکر نمیکردم و  یه طورایی از تصورشم حالم بد میشد ، همیشه فکر میکردم باید بعد از پایان دانشگاهم مزدوج بشم ..

    اما در حال حاضر مساله ای پیش اومده که تمرکزمو بدجوری ریخته بهم و نمیتونم درست و حسابی درس بخونم ، یه طورایی کلافم !! اخه در حال حاضر خواستگاری دارم که از اشناهامونه ، خیلی دوسش دارم، دقیقا همونیه که توی تصوراتم از خدا همیشه میخواستم از همه لحاظ :)))

    اما خب الان سنم کمه و فعلا زوده برای ازدواج ، والدینمم نظرشون همینه. به نظرتون چیکار کنم تا زمانی که وقتش برسه براش جذاب بمونم ، ازم دلسرد نشه و براش تکراری نشم ؟! آخه ما همدیگرو خیلی دوست داریم ♥ نمیخوام به هیچ عنوان از دستش بدم . اخه اون برام با همه فرق میکنه .. لطفا راهنماییم کنید .

    به نظرتون برای حفظش چیکار کنم ؟ منتظر نظراتتون هستم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۶
    • چهارشنبه ۲۳ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۵

    دوست دارم همسر یه مرد خیلی مرد بشم

    سلام
    دختری هستم سن بین 25 تا 27 سال . از نظر ظاهری و مالی و ... متوسط هستم و شاغلم. مشکلی که دارم اینه که برای ازدواج بعد از ایمان مهمترین چیز برام شغله اونم نه هر شغلی!! متاسفانه باید بگم از مردایی که شغل پشت میز نشینی دارن به شدت بیزارم و اصلا نمیتونم تصور کنم که همسرم کارمند یا مدرس باشه در واقع دوست دارم همسرم کار فنی بلد باشه مکانیک باشه تعمیرکار باشه و در کل کار یدی انجام بده و مدرک هم نداشته باشه! همون دیپلم کافیه برام ، بیشترش رو دوست ندارم .
    حالا معضل اینجاست که خودم و خانوادم همگی تحصیل کرده ایم و خواهر و برادرای ازدواج کردم همه با خانواده های تحصیل کرده با شغلای رسمی وصلت کردن و اصلا شخصی با این خصوصیات به خواستگاری من نمیاد! از طرفی هم خودم مدیر یه مرکز هستم و اینم شده قوز بالا قوز ... شده بعضی وقتا به گوش خودم میشنوم که یکی پشت سرم میگه ای بابا اینو چه به فلانی که بخوایم معرفی کنیم حالا دقیقا اون شخص به نظرم آدم مناسبیه!
    الان واقعا دلم میخواد ازدواج کنم و خیلی وقتا میگم قید این موارد رو بزنم ولی باز تا با کسی حرف میزنم و نگاش میکنم غم دنیا میریزه تو دلم و میگم خدایا من دلم نمیخواد این بشه بابای بچم ! دوست دارم یه مرد خیلی مرد پیدا کنم ... ببخشیدا ولی به نظرم یه مردی که صبح تا شب میره میشینه پشت میز اصلا جذابیت نداره مرد اونیه که با عرق جبین پول در بیاره البته بگم با کمش هیچ مشکلی ندارم .
    به نظر شما چی کار کنم؟
    * این مواردی که نوشتم خدایی نکرده توهینی به افراد شاغل و مدرس و کارمند نشه ها من برای همه شغل ها احترام قائلم ...
    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۸
    • جمعه ۱۱ فروردين ۹۶ - ۲۰:۵۱

    چیزی کم ندارم تو زندگیم جز یه شریک زندگی

    سلام عزیزان ، لطف کنید مشورت لازم دارم .

    من حدود سی سال سن دارم، چیزی کم ندارم تو زندگیم جز یه شریک زندگی، خسته شدم واقعا، نمیدونم چی کار باید بکنم میخوام بپرسم چطور متوجه مقصود و هدف دیگران بشم؟

    مردهای زیادی دور و برم هستن ،انقدر مرد بد و بی حیا دیدم که بد بین شدم اما سعی میکنم به همه بد نگاه نکنم.

    دختری هستم که همه بهم احترام میذارن و به جز برخی از خانوما از روی حسادت یا هر چی ، بقیه دوسم دارن. میخوام ازدواج کنم ،عاشق کسی نشدم ،خواستگار داشتم اما واقعا به هم نمی‌خوردیم هیچ وقت ،فکر میکنم خودم باید تلاش کنم و کسی رو پیدا کنم برای خودم اما چطوری ؟

    موقعیت اجتماعی و شغلی و خانوادگی مناسبی هم دارم ،اما نمیدونم زمونه واقعا بد شده یا من اشتباه میکنم .

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۱
    • پنجشنبه ۱۰ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۵

    دیوانه وار پسری رو دوست دارم ولی انگار اون منو نمی بینه

    سلام و مرسی بخاطر زحماتتون
    من یه دختر 17 ساله ام چند وقت دیگه میشم 18 تو یه خانواده ی نسبتا مذهبی (معمولی) بزرگ شدم وضعیت مالی و عاطفی و اینا تو خونمون سرده . اینارو گفتم نگید از این بدبخت بیچاره هاس یا از خونواده های الکیه .
    الان حدود یه سال عاشق یه آقا پسری شدم از لحاظ تحصیلات و ایمان و تیپ خیلی پسر خوبیه بابامم قبولش داره . اما مشکل اینجاس اون طوری رفتار میکنه که انگار اصلا منو نمی بینه .
    تا الان شاید 7 الی 8 بار به بهونه های مختلف نهار و شام با خونوادش اومده باشن خونه ما ولی حتی سلامم بهم نمیده . اونوقت من دیوونه وار دوسش دارم . مامانم هم میدونه دوسش دارم . تازه مامانش کللی منو دوس داره و تحویلم میگیره . اقا تو رو خدا بگید چیکار کنم دیوونه شدم رفت . دلم نمیخواست بگم ولی دیگه پرم از درد و چاره ای ندارم .
    عین اون اقا پسری که بالشو بجا زنش بغل میکرد و اینا ... الان کار منم شده همین . مثه دیوونه ها باهاش حرف میزنم میخندم گریه میکنم درد و دل میکنم بغلش میکنم بعد چشممو باز میکنم میبینم هیچی نیست .
    مغزم آکبند شده رفته دیگه دارم روانی میشم از یه طرف سوای عشق و عاشقی فشار جنسی  زیادی هم رومه . از بچگی تا الان به زور خودمو پاک نگه داشتم حتی دستمم به پسرا نخورده ، ولی دارم دیوونه میشم کمکم کنید تو رو خدا .
    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۰۵
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۰

    چطور یه خواستگار مناسب پیدا کنم که قصد خارج رفتن داره ؟

    سلام

    سوالم اینه که من دو ماه دیگه ۲۵ سالم میشه و توی یه دانشگاه خیلی خوب دارم ارشد یه رشته مهندسی میخونم. خیلی دوست دارم برای ادامه تحصیل دکترا برم خارج از کشور.

    خواستگار هم کم نداشتم ولی هر بار به یه دلیلی به هم میخورد. الان دیگه تصمیم دارم برای اپلای اقدام کنم ولی خانوادم میگن حتما باید با همسرت بری.

    سوالم اینه که به نظرتون من چطوری میتونم با پسری آشنا بشم که یا الان خارج هست یا قصد رفتن داره؟

    ملاک خاصی هم ندارم فقط این که مذهبی باشه و ظاهرش رو دوست داشته باشم. همین. خودمم از نظر ظاهر و خانواده و وضعیت مالی خدا رو شکر خیلی خوبم.

    ممنون میشم بهم راهکار بدید.

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۹۴
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۰

    به مشاورم علاقه مند شدم، چطور خودم رو به ایشون بشناسونم

    سلام به همه ی خانواده برتریا

    من یه دختر 18 ساله هستم که کنکوریم. پارسال که برای کنکور میخوندم از طریق اینترنت با یه موسسه ای آشنا شدم برای مشاوره . من یکی از مشاور ها رو مد نظر داشتم ( مشاور ها رتبه ی برتر هستن و مشاور مد نظر من هم دختر بود ) اینم بگم که من اصلا روم نمیشد با یه مرد مشاوره بگیرم.

    اهل نماز و روزه هستم و با حجاب و خیلی سنگین ( از دید اطرافیان 😀 ) که حتی با پسر خالمم حرف میزنم سرم پایینه. هیچوقت تحت هیچ شرایطی با پسری دوست نبودم و اتفاقا دور و بری ها رو هم امر به معروف و نهی از منکر می کردم 😀 حالا بگذریم.

    زنگ زدم اون موسسه و یه مشاور پسر برای من گذاشتن. این آقا از استان خودمون بود اما با شهر ما مشکل داشت یعنی بدش میومد از همشهری های ما! ( اینو دوست مشترک ایشون و داییم گفته بود ) منم به شدت مخالفت کردم و بعد از سبک سنگین کردن زنگ زدم که عوضش کنن چون همونطور که گفتم سختم بود با یه پسر اونم در حد و حدود سن خودم مشاوره بگیرم. خلاصه نشد و منم هی... توکلت الی الله قبول کردم.

    خلاصه پارسال با هر بدبختی ای بود کنکور دادم و بدون هیچ مشکلی ارتباطم با این آقا قطع شد. بعد سال دوم علی رغم مخالفت شدید اعضاء خانواده دوباره با ایشون مشاوره گرفتم ( یعنی همین امسال ) خدا رو شکررررر وضع عالی شده و من تلاشم خیلی بیشتر شده و ترازم خیلی رفته بالا و اوضاع رو به راهه. اما متاسفانه یا خوشبختانه کم کم من به مشاورم علاقه مند شدم.

    به خاطر سر سنگین بودنشون به خاطر سر و وضع ساده و ادبشون. کلا همه چیزش به دلم نشسته. اینم بگم که من از همه چی دارم ( پول، قیافه، ایمان ) خانواده ی سالمی هستیم و پدر و مادرم تحصیلات عالیه دارن یعنی رشته ای که مشاورم میخونه. از زندگی هم هیچ توقع بالایی ندارم اما این ها رو که نمیشه وسط بحث درسی مطرح کرد! نمیدونم مشاورم هم از من خوشش میاد یا نه. یا این که چطور من خودم رو به ایشون بشناسونم.

    خیلی ببخشید که طولانی شد.

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۴۲
    • چهارشنبه ۱۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    آیا مردان نخبه علمی ، در همسرداری هم موفق عمل می کنند ؟

    سلام
    من میخوام بدونم که مرد های باهوش و نه باهوش معمولی, باهوش نخبه , مثلا کسی که همه مقاطع از لیسانس تا phd شو مثلا دانشگاه تهران درس خونده, از چطور دخترایی و چه اخلاقایی خوششون میاد؟
    چطور میشه اونا رو به خود علاقه مند کرد؟ آیا با مردهای دیگه فرق دارن ؟ آیا در همسری هم میتونند موفق باشند و یا اینکه فقط عادت کرده اند که در حیطه علم اول باشند ؟ آیا احتمال اینکه سرد مزاج باشند بیشتر از مردای معمولیه ؟ اصلا تو فکر سکس هستن ؟ اصلا اونا وقت میذارند که جنس زن رو بشناسن ؟ نیاز هاشو میدونند ؟ خود من بیشتر رفتارای عاشقانه رو از فیلم و ... یاد گرفتم , اینکه مثلا مردها از چه حرکاتی لذت میبرند, آیا این آقایون که هیچ وقت فرصت تماشای فیلم عاشقونه و یا خوندن رمان و کلا مطالب مربوطه رو نداشتن میتونن شوهر رمانتیکی باشن ؟
    پیشاپیش از همه تشکر میکنم.
    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۰۲
    • پنجشنبه ۱۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    به پسری علاقمند شدم ولی دستم به جایی بند نیست

    سلام به همگی!

    ببخشید یک سوال از خواننده های سایت داشتم. بنده دختری بین ۲۳ تا ۲۷ هستم. عمدا اسمم رو نگذاشتم تا بعدا قضیه ای پیش نیاد. من تا به حال با هیچ پسری دوست نشدم مجرد هستم دختر پاکیم سعی کردم همیشه پاک بمونم و خدا رو شکر موفق بودم!

    خواستگاران خوبی داشتم که بنا به دلایلی یا هم کفو نبودیم یا به نتیجه نرسیدیم در خلال صحبت ها! من دختریم که کلا کم بیرون میرم مگر برای خرید یا تفریح همراه خانواده و یا درس! حدودا یک سال هست که از یه پاساژ خرید میکنم و فروشنده ی یکی از مغازه ها پسر خیلی محترم و سر به زیریه و نظرم رو به خاطر سرسنگین بودنش و مغرور بودنش جلب کرده.

    با اینکه من خیلی توجه نمیکنم اما چون همش از اونجا خرید میکنیم متوجه شدم چند باری خانم هایی بهشون لبخند زدند و ی جورایی چراغ سبز نشونش دادند اما ایشون اصلا توجه نمیکرد.

    این نوع برخوردشون و رفتارو ادب فزاینده ایشون منو به سمت خودش کشید! این مطلب رو با یکی از دوستان صمیمیم درمیون گذاشتم و ایشون گفت که میشناسه پسر رو! در رابطش گفتم سوال کنه از همسرش که در نهایت متوجه شدم پسر خیلی خوبیه.

    از طرفی همین یک هفته پیش زن دایی بنده گفتند فروشنده فلان مغازه فامیل دور دامادشونه ( همون پسر مورد نظر ). اختلاف سنیش با من یک سال و از نظر وجهه اجتماعی خانواده من یکم از خانواده ایشون بالاترند اما اونقدری نیست که محسوس باشه.

    ایشون تا اون جایی که فهمیدم پسر خیلی خلاقی هستند و اون مغازه واس خودشه و قصد دارند اون جا رو واگذار کرده و بعد از عید کارخونه بزنن! حالا کارم مشکل شده.

    موضوع اول اینکه من دختری پاک بوده و هستم و قصدم در رابطه با ایشون ازدواج هستش فقط و نمیتونم عنوانش کنم کسیم ندارم که واسطه شه. موضوع دوم اینکه میترسم ایشون اگه خودم بهشون بگم از شخصیتشون خوشم اومده فکر بد راجبم کنند (دختر ناپاک) و یا اینکه فکر کنند بخاطر پولش بهش نزدیک شدم ( که البته این احتمالش کمه چون خانواده خودمم تقریبا خوبن از نظر مالی).

    موضوع بعدی اینکه چند بار خواستم فراموشش کنم اما هربار که رفتار محترمانش رو میبینم بیشتر به سمتش کشیده میشم. نمیدونم تا چه حد درست فکر میکنم اما فکر میکنم اونم به من توجه داره. حدودا یکی دو ماه پیشم متوجه شدم که قبلا محصل پدرم بودند و وقتی پدرم برای خرید با منو مادرم اومدند مغازه .

    این اقا پسر فهمیدن که من دختر فلانیم. منظورم اینه اگه قصد داشته باشه خاستگاری کنه منو میشناسه و میدونه خانوادم کی هستن... اما همش ذهنم پیشش هست شاید گناه میکنم که به یه غریبه فکر میکنم اما وقتی میبینمش مخصوصا بعد از چند بار که دیدم خیلی محترمه و سرسنگین علاقه ای به وجود اومد و قلبم تند میزنه براش! میترسم کسی تو زندگیش باشه که تقریبا منتفیه از طریق دوستم فهمیدم شوهرش گفته بود اهل دوستی با دختر نیست!

    اما شاید بهش کسیو معرفی کنن برای ازدواج چون پدرشم فوت شده. نمیدونم چیکنم. دستم به جایی بند نیست. نه میتونم حسمو بهش بگم نه ازش بگذرم... دلم همش پیششه!

    لطفا بگین من چیکار کنم؟ قبل تر از کمک های فکری شما سپاسگزارم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۹۶
    • چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    برو بالا