خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۲۷ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: جذب خواستگار دلخواه» ثبت شده است

به پسری علاقمند شدم ولی دستم به جایی بند نیست

سلام به همگی!

ببخشید یک سوال از خواننده های سایت داشتم. بنده دختری بین ۲۳ تا ۲۷ هستم. عمدا اسمم رو نگذاشتم تا بعدا قضیه ای پیش نیاد. من تا به حال با هیچ پسری دوست نشدم مجرد هستم دختر پاکیم سعی کردم همیشه پاک بمونم و خدا رو شکر موفق بودم!

خواستگاران خوبی داشتم که بنا به دلایلی یا هم کفو نبودیم یا به نتیجه نرسیدیم در خلال صحبت ها! من دختریم که کلا کم بیرون میرم مگر برای خرید یا تفریح همراه خانواده و یا درس! حدودا یک سال هست که از یه پاساژ خرید میکنم و فروشنده ی یکی از مغازه ها پسر خیلی محترم و سر به زیریه و نظرم رو به خاطر سرسنگین بودنش و مغرور بودنش جلب کرده.

با اینکه من خیلی توجه نمیکنم اما چون همش از اونجا خرید میکنیم متوجه شدم چند باری خانم هایی بهشون لبخند زدند و ی جورایی چراغ سبز نشونش دادند اما ایشون اصلا توجه نمیکرد.

این نوع برخوردشون و رفتارو ادب فزاینده ایشون منو به سمت خودش کشید! این مطلب رو با یکی از دوستان صمیمیم درمیون گذاشتم و ایشون گفت که میشناسه پسر رو! در رابطش گفتم سوال کنه از همسرش که در نهایت متوجه شدم پسر خیلی خوبیه.

از طرفی همین یک هفته پیش زن دایی بنده گفتند فروشنده فلان مغازه فامیل دور دامادشونه ( همون پسر مورد نظر ). اختلاف سنیش با من یک سال و از نظر وجهه اجتماعی خانواده من یکم از خانواده ایشون بالاترند اما اونقدری نیست که محسوس باشه.

ایشون تا اون جایی که فهمیدم پسر خیلی خلاقی هستند و اون مغازه واس خودشه و قصد دارند اون جا رو واگذار کرده و بعد از عید کارخونه بزنن! حالا کارم مشکل شده.

موضوع اول اینکه من دختری پاک بوده و هستم و قصدم در رابطه با ایشون ازدواج هستش فقط و نمیتونم عنوانش کنم کسیم ندارم که واسطه شه. موضوع دوم اینکه میترسم ایشون اگه خودم بهشون بگم از شخصیتشون خوشم اومده فکر بد راجبم کنند (دختر ناپاک) و یا اینکه فکر کنند بخاطر پولش بهش نزدیک شدم ( که البته این احتمالش کمه چون خانواده خودمم تقریبا خوبن از نظر مالی).

موضوع بعدی اینکه چند بار خواستم فراموشش کنم اما هربار که رفتار محترمانش رو میبینم بیشتر به سمتش کشیده میشم. نمیدونم تا چه حد درست فکر میکنم اما فکر میکنم اونم به من توجه داره. حدودا یکی دو ماه پیشم متوجه شدم که قبلا محصل پدرم بودند و وقتی پدرم برای خرید با منو مادرم اومدند مغازه .

این اقا پسر فهمیدن که من دختر فلانیم. منظورم اینه اگه قصد داشته باشه خاستگاری کنه منو میشناسه و میدونه خانوادم کی هستن... اما همش ذهنم پیشش هست شاید گناه میکنم که به یه غریبه فکر میکنم اما وقتی میبینمش مخصوصا بعد از چند بار که دیدم خیلی محترمه و سرسنگین علاقه ای به وجود اومد و قلبم تند میزنه براش! میترسم کسی تو زندگیش باشه که تقریبا منتفیه از طریق دوستم فهمیدم شوهرش گفته بود اهل دوستی با دختر نیست!

اما شاید بهش کسیو معرفی کنن برای ازدواج چون پدرشم فوت شده. نمیدونم چیکنم. دستم به جایی بند نیست. نه میتونم حسمو بهش بگم نه ازش بگذرم... دلم همش پیششه!

لطفا بگین من چیکار کنم؟ قبل تر از کمک های فکری شما سپاسگزارم

موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۶
    • چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    چکار باید بکنم که به اون پسر بفهمونم بهشون علاقه دارم ؟

    سلام به همه

    من 23 سالمه و دانشجوی ارشد هستم. راستش چند وقتیه تو دانشگاه به یه آقا تو دانشگاه علاقمند شدم. متاسفانه چیز زیادی ازشون نمیدونم فقط میدونم دانشجوی دکتری هستن. پسریه که اگر چه خیلی خوش تیپه و خیلیا دوست دارن باهاش ارتباط داشته باشن ولی خیلی سرش تو کار خودشه و من ندیدم به کسی نگاه کنه یا تو جمع های دخترونه پسرونه باشه.

    میاد سر کلاس هاش و یا کتابخونه ست. من خب سعی کردم هر از گاهی کنارش آفتابی بشم یا اینکه نگاه خاص دخترانه به ایشون داشته باشم ولی نمیدونم چرا ایشون یا متوجه نمیشن یا اینکه متوجه شدن ولی انگار خیلی تمایلی ندارن. تا جایی که از بقیه هم تحقیق کردم رابطه ی خاصی با کسی نداره.

    دخترا من دیگه چی کار باید بکنم که به ایشون بفهمونم بهشون علاقه دارم ؟ تموم اون کارهای خاص دخترونه رو انجام دادم ولی انگار نه انگار! متاسفانه هم رشته ای هم نیستیم که به اون بهانه صحبت مشترکی داشته باشیم. آقایون چرا بعضی پسرا اینجورین ؟ یعنی متوجه شده ؟ می دونم که درست نیست مستقیما علاقه م رو ابراز کنم.

    مرسی از راهنمایی هاتون.

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۷۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۱۸
    • شنبه ۱۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    کاش پسر بودم تا از همکارم خواستگاری میکردم

    سلام

    یه دختر 25 ساله م ، شغل دارم ، خوشگلم یه خانواده خیلی خوب دارم ، تعریف از خود نباشه همه چیز تمومم ، اما تا حالا یه خواستگار هم نداشتم.

    تو محیط کار عاشق یکی از همکارام شدم ، احساس میکنم اونم دوستم داره چون همیشه یه جوری با حسرت نگام میکنه . من همیشه با بقیه همکارای آقا با اعتماد به نفس کامل حرف میزنم اما هر وقت ایشون رو میبینم دست و پام رو گم میکنم و صدام میلرزه . احساس میکنم اون متوجه دست پاچه بودن من میشه، نمیدونم چه مرگم شده.

    کارم شده شب و روز گریه کردن و خواستنش از خدا ، نمیدونم چرا خدا جواب دعاهامو نمیده. افسرده شدم ، اشتهام کور شده و چند کیلو وزن کم کردم، حوصله هیچ کاری رو ندارم. یه ساله این جوری شدم. نه میتونم فراموشش کنم ، نه کاری از دستم بر میاد.

    بعضی وقتا با خودم میگم کاش من پسر بودم و خیلی راحت حرف دلم رو بهش میزدم ، نهایتش این بود که بهم جواب منفی میداد. وقتی دعا میکنم میگم خدا جونم ناشکری نمیکنم اما اگه پسر بودم ازش خواستگاری میکردم ، اما حالا که منو دختر آفریدی از خودت خواستگاریش میکنم .

    شاید دیوونه شدم که چنین چیزی رو به خداوند میگم. اما دعاهام مستجاب نمیشه .دیگه خسته شدم خواهش میکنم بهم بگید چطوری فراموشش کنم ؟

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه , ازدواج با همکار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۵
    • دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۵

    خواستگاریم به خاطر این که عاق پدرش نشه ، کنار کشید

    سلام دوستان عزیزم

    من 26 سالمه و خدا رو شکر به دلیل خیلی از آیتم هایی که یه دختر برای ازدواج باید داشته باشه رو من دارم ، خیلی خواستگار داشتم .اما خب هیچ کدوم قسمت نشده و خدا شاهده اصلا سخت گیری نداشتم و فقط کفویت مد نظرم بوده و باز لازم به ذکر که بیشتر خانواده های پسر جواب منفی رو دادن تا من اونم بنا به دلایل مسخره که اگه لازم باشه و خواستین میگم.
    سوالم اینه از بین این همه خواستگار من با یک نفر خیلی کفویت داشتم ( تمام کفویت های ازدواج رو میدونم و دوره روانشناسی رو گذروندم و تقریبا میدونم چیا تو ازدواج اولویت داره)

    من با این اقا چندین جلسه صحبت کردم  . کلی نشونه میدیدم که مطمئن میشدم قسمتم همینه. حتی پدر من که مخالف ازدواج من بود و با ترس من خواستگار راه میدادم چنان مهر این پسر به دلش افتاد که هنوز گاهی هواشو میکنه.

    سرتون رو درد نیاورم ما رفتیم ازمایش همه چی خوب بود ولی مخالفت پدرش بود که این ازدواج رو بهم زد. ( چون عروس غریب نمیخواستن و من پدرشون رو ندیدم قرار بود بعد ازمایش بیان خونمون. اهل یکی از شهرهای ایرانن که تعصب روی ازدواج فامیلی دارن)

    و ایشون بخاطر احترام به پدرش و جلوگیری از عاق ایشون کنار کشید و روز آخری که صحبت کردیم تو تمام صحبت هاش میگفت چون تو دچار مشکل تو زندگی میشی من کشیدم کنار.

    با اینکه برام سخت بود به کس دیگه ای فکر کنم اما همه اطرافیان گفتن شاید امتحان شدی و خواستگار راه بده بهترش میاد. من بعدا ز اون چند نفر راه دادم ولی با اینکه تا عقد هم پیش رفتم نشد.

    و میدونم چشم اون دنبال منه به دلایل صحبتایی که زد. تا حتی گفت شاید سال دیگه باز برگشتم اما قول نمیدم و تو منتظر من نباش. حالا من موندم و هزار فکر و خیال

    اصلا تمرکز ندارم شب با فکرش میخوابم روزا با یادش زندگی میکنم. مامانم چندین بار خواسته برام کاری کنه اما من اجازه ندادم چون به هر حال آبرو برام مهمه.  بگین چی کار کنم. من کسی رو ندارم برای گرفتن راهکار؟

    گاهی میخوام بهش پیام بدم اما باز در شان و اعتقاد خودم نمی بینم همچین کاری رو. گاهی کاری میکنم ازش بدم بیاد اما هر دفعه بیشتر ازش خوشم میاد. هیچ چیز منفی نداره

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۶
    • جمعه ۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۵

    به همکارم علاقمندم ولی غرورم اجازه نمیده بهش فکر کنم

    سلام به همه ی بچه های خوب این وبلاگ

    من یه دختر 25 ساله هستم که چند سال پیش از یه آقا تو شرکتی که کار می کنم خوشم می اومد ولی اینو ابراز نکردم و نشون ندادم. ولی ایشون به همکارم که دوست خیلی نزدیک منه علاقه داشتن و چند وقت به قصد ازدواج با هم بودن ولی رابطه شون ادامه پیدا نکرد و دوستم با یکی دیگه ازدواج کرد.

    راستش من هنوز به این آقا علاقمندم و احساس میکنم ایشون هم جدیدا دارن به سمت من جلب میشن. ولی غرورم بهم اجازه نمیده که بخوام به ایشون برای ازدواج فکر کنم.چون همش میگم چرا ایشون اول منو انتخاب نکرد و همچنین میترسم رابطه م با دوستم هم خراب بشه و یا دوستم فکر کنه من عاشق کسی هستم که اون تو نیمه راه ولش کرده و این واسم سنگینه.

    شما جای من بودین چی کار میکردین.

    ممنونم از راهنمایی هاتون

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه , ازدواج با همکار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۰۷
    • جمعه ۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    فقط آقایونی که با خیلی ها دوست بودن به دلم می شینن

    با عرض سلام خدمت دوستان

    دختری هستم ۲۵ ساله مجرد و غیر مذهبی . مشکل من اینه که خیلی گرم مزاجم و حدودا ۱۰ ساله همیشه خ.ا می کنم. خانوادم اصرار به ازدواجم دارن اما خودم احساس می کنم با همسر آیندم به مشکل برمی خورم.

    چون با خیلیا دوست بودم تو این مدت و همیشه هم دوستی هام کوتاه بوده. یه جورایی سطح انتظاراتم بالاست و سلیقم تغییر کرده و مسلما من یه فرد مثبت خوب همه چی تموم به دلم نمی شینه .

    داشتم می گفتم فقط آقایونی که با خیلیا دوست بودن به دلم می شینن. نمی دونم چرا. یه جورایی جذاب ترن انگار. از یه طرف هم دوس دارم ازدواج کنم. خواستگار مثبت هم زیاد داشتم به خاطر زیبایی و موقعیتم و تحصیلاتم و ... ولی نمی دونم واقعا سردرگمم. آیا می شه سلیقه رو تغییر داد؟ یا با یکی از همون افراد مثبت ازدواج کنم؟ اگه ازدواج کنم بعدا به مشکل برنمی خوریم؟

    یه سوال دیگه هم داشتم این که چه جوری از فرد مورد نظرم قبل ازدواج بپرسم اندازه ی من گرم مزاجه یا نه ؟ چون فقط به خاطر همین مورد می خوام ازدواج کنم وگرنه نیازی به ازدواج ندارم. آیا شما با آشنایی کوتاه مدت مثلا یکی دو هفته قبل خواستگاری موافقین یا نه ؟

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۶ مخالف
  • ۷۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۱۲
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    یه دختر کجا بره که با یه فرد مناسب برای ازدواج آشنا بشه ؟

    سلام

    من یه دختر ۲۴ ساله ام که تا الان بخش عمده ی زندگیم به درس خوندن و این جور مسائل گذشته، از وقتی که یادمه اسم پسر عموم روم بوده و قرار بوده با اون ازدواج کنم بگذریم از تمام ناراحتی ها و مشکلاتی که این قضیه برام درست کرد، اما خب متاسفانه یا خوشبختانه آزمایش خون که دادیم بهم نخورد و این قضیه هم منتفی شد .

    البته من از اول با این قضیه مخالف بودم و بقیه سعی در راضی کردن من داشتن بخاطر همین خیلی دیر رفتیم ازمایش خون و پدرم و عموهام هم در تمام این مدت تمام خواستگاران من رو رد میکردن و حتی به من نمیگفتن که مثلا فلانی از تو خواستگاری کرده ، بجز پسر عموم هم فقط ۲-۳ نفر شخصا از خودم خواستگاری کردن که بنظرم مناسب همدیگه نبودیم.

    قراره سال آینده در یک آزمون شغلی شرکت کنم که خب اگر موفق بشم آینده ی شغلیم رو تضمین میکنه البته مستلزم این هست که تمام مدت نه ماه پیش روم رو فقط و فقط درس بخونم و از مسائل دیگه کاملا بگذرم.

    مسئله ای که برام بوجود اومده اینه که همه بهم میگن دیگه درس خوندن بسه تا کی قراره مشغول درس و دانشگاه باشی بهتره به فکر ازدواج باشی و من نمیدونم باید چیکار کنم، خب من خانواده ی خوب و حتی در منطقه ی خودمون با اسم و رسم بسیار عالی دارم، خودم هم دختر تحصیلکرده با قیافه ی خوبی هستم و از نظر مالی هم خدا رو شکر وضع بسیار خوبی داریم، اما من هیچ وقت در ارتباط با جنس مخالف خوب نبودم و حتی بهتره بگم اصلا بلد نبودم چطور ارتباط بگیرم و حتی گاها فرصت هایی که برام وجود داشته رو با همین اخلاقم از بین بردم.

    بعد از جریان پسر عموم هم انگار چون خیلی طولانی شده بود و پدرم در تمام اون مدت همه ی خواستگارام رو رد میکرده دیگه انگار کسی تمایلی نداره برای خواستگاری من پا پیش بذاره، بعضی وقتا واقعا کلافه میشم از طرفی اگر بخوام به فکر اینده شغلی و تحصیلیم باشم باید حداقل تا دو سال اینده قید ازدواج رو بزنم و از طرف دیگه اگر بخوام به ازدواج فکر کنم مسائل دیگه ای برام وجود داره.

    من خیلی کتاب ها خوندم و حتی سمینارهای مختلف شرکت کردم اما باز به این نتیجه رسیدم که من دختری نیستم که بتونم برم بیرون و خودم با کسی ارتباط بگیرم ترجیحم اینه که بطور سنتی ازدواج کنم و خب بطور سنتی هم که این روزا تقریبا غیر ممکن شده، کسی رو هم ندارم که بخواد بهم خواستگار معرفی کنه و از این حرفا و حتی توی فرهنگ ما این نوع معرفی ها بعضا توهین به دختر محسوب میشه.

    این روزها اصلا نمیتونم درست و حسابی درس بخونم چون نمیدونم تصمیم درست چیه گاهی با خودم فکر میکنم بهتره مدتی بیخیال درس خوندن بشم و بیشتر بفکر زندگیم باشیم و گاهی نظرم کاملا برعکسه.. البته ما چون در یک شهر دیگری دور از بقیه فامیل زندگی میکنیم حتی اگر مشغول درس خوندن هم نباشم جایی رو ندارم که برم و گاهی شده حتی در طی ده روز یک بار هم از خونه بیرون نرفتم، اگر بخوام برم بیرون هم نمیدونم کجا باید برم که امکان آشنایی با یه فرد مناسب برام وجود داشته باشه. ممنون میشم اگر شما با نظراتتون کمکم کنید .

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۳
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چطور یه دختر دانشجو، با حفظ وقار پسر مورد نظرش رو جذب کنه ؟

    سلام

    راستش اینو قبلا در بخش نظرات سوال یکی از دوستان مطرح کردم اما پاسخی ندیدم گفتم دوباره این جا بگم شاید کسی کمکم کنه:

    من ۲۱ سالمه. توی دانشگاه از یکی خوشم اومده. از اخلاق و متانتش خوشم اومده. از این که همش به فکر درسشه، با ادبه، چشم پاکه، فعاله و ...

    خلاصه بگم ۹۵ درصد به معیارام میخوره. مخصوصا اینکه تازه فهمیدم نماز هم میخونه. این خیلی منو خوشحال کرد. از طرفی چهره شم شبیه همون استایلی هست که من توی ذهنم دارم و دوس دارم همسر آیندم اون شکلی باشه !

    راستش خودم احساس میکنم روحیات و اخلاقامون بهم میخوره و با هم خیلی مچیم. اما نمیدونم اون از من خوشش میاد یا نه. این واقعا سوالیه که خیلی درگیرشم. من یه کسی رو پیدا کردم که به ایده آل هام میخوره و اونی هس که میخوام اما چون دخترم نمیتونم پا پیش بذارم! لطفا کسی اگه میتونه کمکم کنه که چطور میتونم خودمو بهش نشون بدم. چیکار کنم اونم بفهمه که خیلی به هم شبیهیم ؟

    آقا پسرا شما بگین من چجوری میتونم توجه اونو به خودم جلب کنم؟ چطوری میتونم اونو عاشق خودم کنم؟ شما بیشتر جذب چه دخترایی میشین ؟!

    یه سوال دیگه هم دارم از پسرا:

    شما از اون دخترایی که بی بی فیس هستند و صورتشون کمی از سنشون پایین تر میزنه خوشتون میاد؟ یه دختر با قد ۱۵۷ با چشمای سبز که اکثرن همه بهش میگن اصلا بهت نمیاد دانشجو باشی !!!!؟؟!

    یا از اونایی که قیافه زنونه تری دارن و قدشون بلند تره ؟! تو رو خدا کمک کنین

    ممنون میشم جواب بدین ❤


    مرتبط :

    چطور به طور غیرمستقیم توجهش رو برای ازدواج به خودم جلب کنم؟

    آقایون برای ازدواج جذب چه جور دختری میشن؟

    وقتی از یه پسر خوشم میاد باید چی کار کنم؟

    ازدواج با دختر بی بی فیس

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۴۴
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چطور میتونم پسر مورد علاقم رو به خودم جذب کنم ؟

    10 دی 95 :

    سلام

    بعد اون ماجرایی که پیش اومد من خواستم که مرخصی بگیرم.
    با بابام صحبت کردم و بهونه اوردم که میخوام مرخصی بگیرم ولی به شدت مخالفت کرد و نتونستم مرخصی بگیرم
    اون پسر مورد علاقمم بهم گفت که میخوام بخاطر تو نامزدیمو به هم بزنم من با اینکه عاااشقش بودم(کسایی که پست قبلی منو خوندن میدونن) گفتم اگه این کارو بکنی مطمئن باش من جوابم منفیه.
    اونم گفت من نمیتونم وقتی میدونم تو دوسم داری که کس دیگه ای فکر کنم اصلا مگه اون دختر چه گناهی کرده که من وقتی اونو تو بغلم بگیرم باید به تو فکر کنم؟و خلاصه از این جور حرفااا
    من بازم گفتم نه چون میدونستم دید همه بچه های دانشگاه نسبت به من عوض میشه و فکر میکنن من باعث شدم که اونا نامزدیشون به هم بخوره.
    خلاصه اینکه حامد نامزدیشو با اون دختر بهم زد.
    بعدشم خوشحال خوشحال اومد سراغ من....
    من عاشقش بودمو هستم بخاطرش چه شبها که تا صبح بیدار بودمو درس میخوندم.
    ولی گفتم حامد تورو خدا ولم کن
    تا یه هفته هیییچ خبری از حامد نداشتم گوشیشم خاموش بود.
    راستش جرئتم نمیکردم از کسی بپرسم که از اقای فلانی خبری دارید؟؟
    چون میترسیدم متهم بشم که من باعث شدم نامزدشو ول کنه
    تو دانشگام همش حرف اینا بود که چرا یه هو اینجوری شد و... که فک کنیم یه دختر پاش نشسته این حرفا خیلی نگرانم میکرد که نکنه کسی بویی ببره.
    اون دختر بیچارم به روی خودش نمیورد که ناراحته

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۸۱
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو

    سلام خدا بر شما دوستان

    مثل همیشه اومدم که بهترین راهکارهارو ازتون بگیرم و شدیداً به کمکتون احتیاج دارم . من یه دختر بین 20-25 ساله هستم و مجرد ( دیپلمه ) .

    میخوام در مورد پسری 20-25 ساله و مجرد ( دانشجوی کالج ) صحبت کنم که با هم فامیل هستیم و هم بازی بچگی هم بودیم و البته تا نوجوانی صمیمی .

    اگر بخوام خیلی خــــــــلاصـه بگم قضیه چیه؟

    میشه این:

    چندین ساله تو دلم عاشق پسری هستم حالا انگار اون پسر هم با رفتارایی مث نگاه های خیره و طولانی همراه با لبخند احساساتشو بروز میده . میخوام بدونم اگر منو برا ازدواج میخواد من چه بکنم که قدم بعدی رو برای ازدواج برداره ؟ تا به حال اینجور مواقع واکنش خاصی نشون ندادم و عادی برخورد کردم چون نمیدونستم چیکار کنم و یه جوری رفتار کردم که الکی مثلا من متوجه نگاهت نیستم ولی حالا میخوام یه کاری کنم که این نگاها فقط و فقط به ازدواج ختم بشه چه واکنشی مناسبه؟

    دنبال دوستی و ... نیستم دنبال یه راهیم که بهش بفهمونم اگر ازدواجیه بیاد جلو چون قبلا هم دوست بودیم من دوستی رو نمیخوام البته فکر کنم خودشم اینو میدونه .

    حالا مفصل ترش میشه این :

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۹۷
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چطور میشه برای ازدواج، باب آشنایی با یه آقای با شخصیت رو باز کرد ؟

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز

    من سوالی دارم که اگه ممکنه خانمها لطف کنند و جواب بدهند. اگر آقایی که ظاهر عادی در حد معمول مردهای جامعه رو داره و ظاهری کمی مذهبی داشته باشه ( البته نه خشک مذهبی ) منظورم انگشتر عقیق و ته ریش و ظاهری ساده و خیلی معمولی ، ممکنه خانمی به ایشون علاقمند باشند ولی با توجه به تیپ و شخصیت آقا نتونند این مسئله رو بروز بدهند؟

    آیا اصلا خانمها جذب چنین مردانی می شوند؟ و اگر شدند راه حل صحیح ابراز علاقه به ایشون چبه؟ چطور باید با همچبن مردانی رفتار کرد تا باب آشنایی باز شود؟

    میدونم که خیلی مهربون و با خداست ولی من کسی رو ندارم جلو بفرستم.

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۰
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    باید به پسر مورد علاقم بگم دوسش دارم یا نه؟

    سلام

    دختر جوانی هستم که به تازگی دغدغه هایی که گذرا بودند به مشغولیات فکریم اضافه شده و از شما خوانندگان راهنمایی می خوام

    اول از خود بگم دختر خیلی خجالتی هستم به حدی که وقتی با جنس مقابلم حرف میزنم زیاد نمی تونم به چشماش خیره بشم فقط یک یا دو ثانیه، بعدش نگاهم رو به جایی دیگه خیره میکنم حالا چه میخواد پدر ، دایی ، عمو ، پسر اشنا یا غریبه باشه فرقی نداره قبلا بخاطر همین خجالتم چون دستپاچه میشدم یا منمن میکردم اقایی فکر میکرد دوسش دارم و رفتار نادرستی باهام داشت و مشکلات دیگه. منم خجالتی بودنم رو تا حدودی کم کردم.

    حالا سوالم؛

    1 - باید به پسر مورد علاقم بگم دوسش دارم یا نه؟ میگن نباید گفت طرف پرو میشه یا میگه خب این دختره دوسم داره لازم نیست براش تلاش کنم یا طرف سرد میشه درسته واقعیت رو بگید؟ ایشون غریبه هستند و چند سالی میشه که بهشون علاقه دارم.

    با اینکه از فیلم ها یا رمان عاشقانه خوشم میاد اما نوبت خودم که میشه گیج میشم و نمی دونم!

    2 - یکی از اقوام هست که نمی دونم دوستم داره یا قصدش آزاره؟ قبلا وقتی نگاهم میکرد یا حرفی میزدم میخندید بی صدا! مثلا دربارم نظر میده یا اذیت میکنه مثل تیکه. جدیدا ساعت ها جوری رفتار میکنه که انگار کسی رو داره که باهاش حرف میزنه یا چت میکنه و به من میگه طرف سلام رسوند یا میخوای باهاش حرف بزنی؟

    به خودم میگم اشتباه فکر میکنی دختر بعدش فکر میکنم اخه به من چه ربطی داره که باید به من بگه؟ اخه میدونین من بدون دونستن قصدش چند وقتی هست خجالتم رو کم کردم کمی صمیمی رفتار میکنم مثل تبریک تولد یا سلام احوال پرسی .

    وقتی میبینمش قبلا نگاهش نمیکردم میترسم که درباره رفتارای من اشتباه برداشت کرده باشه بعضی وقت ها جوری رفتار میکردم در باره ایشون که وقتی بهش فکر میکنم میگم نکنه بقیه اشتباه برداشت کرده باشند!

    البته چندبار به بقیه به طور مستقیم و غیر مستقیم بیان کردم که جای خواهر کوچیکش هستم و الان از این رفتار ها خسته شدم اگر واقعا احساسی داره بدون این رفتار های بچگونه بیان کنه و جوابش رو بگیره واقعا گیج شدم . گاهی وقت ها هم خندم میگیره .

    بیشتر اقایون نظر بدید.

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۲۶
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    چکار کنم که یه خواستگار مذهبی سمتم بیاد ؟

    سلام

    من یه دختر ۲۳ تا ۲۷ ساله هستم. تقریبا مذهبی  و چادری با اصل و نسب و اروم که همیشه سرم به درس و حالا به کار گرم بوده و سعی کردم پاک بمونم و هیچ وقت اهل ارتباط با نامحرم نبودم .

    تا حالا هم خواستگار داشتم ، ولی هیچ کدوم از خواستگارام ادم مناسب من نبوده .باید بگم که به مرور زمان معیارهای انتخاب همسرم تغییر کرده و حالا از خدا یه همسر واقعا با ایمان و با اخلاق و با اصل و نسب میخوام .

    منتها هیچ وقت خواستگار مذهبی و این مدلی نداشتم .و حالا واقعا از لحاظ عاطفی نیاز به یه تکیه گاه دارم تا آرامش پیدا کنم . چه کار کنم که چنین آدمی سمتم بیاد ؟ میترسم انتخاب اشتباه کنم و به یکی از خواستگارام که از معیارام دوره جواب بدم

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۷
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    من تو محیط کارم عاشق آقایی شدم

    سلام

    من تو محیط کارم عاشق آقایی شدم . خیلی تلاش کردم بهش بفهمونم و فهمید اما جلو نیومد . نمیدونم چی شد که یکی از دوستانم منو با فال اشنا کرد. از اون روز به بعد  شاید هر چند روز یک بار فال تاروت قهوه میگیرم و متاسفانه همه چی رو عین حقیقت میگن.

    اما  این جمله رو همشون میگن که طرف میاد سراغت. تا 6 وعده دیگه- حالا من نمیدونم باید چیکار کنم صبر کنم ؟ یا سعی کنم فراموشش کنم.؟ حتی چند روز پیش دعا هم گرفتم براش. دعای جذب معشوق. اما ترسیدم انجامش بدم. چون گفته بود دعا رو بنویسم وصل کنم به موهام.

    واقعا الان نمیدونم چیکار کنم؟ فراموشش کنم یا ممکنه به طبق فال بیاد سمتم ؟ لطفا نا امیدم نکنین .

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۱۲
    • جمعه ۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    هشت ماه بعد قطع ارتباط فهمیدم علاقه عمیقی به ایشون دارم!

    سلام

    من یه دختر زیر بیست چهار ساله ام که احتمالا ظاهرم بدک نیست و پوششم  مطابق عرف جامعه است و اوضاع مالی متوسط رو به بالا داریم و موقعیت شغلی والدینم نسبتا خوبه.

    دو سه سال پیش رابطه ی درسی با یه آقایی داشتم که هر دو بخوبی مکمل درسی بودیم و پیشرفت درسی داشتیم .

    جزوات رو بدون ملاقات حضوری رد و بدل میکردیم و به هیچ چیز جز درس فکر نمی کردیم.(حداقل مطمئنم من اینطور بودم) ما توسط یه واسطه از طرف والدین من با هم آشنا شدیم.

    بعد مدتی  ایشون که به شدت خشک رفتار میکردن کمی رفتارشون بهتر شد تا اینکه کم کم خیلی راحت تر برخورد میکردن ( اغلب در مکالمات تلفنی و چون میدونستم از من کمی  کوچیک ترن خیلی سخت نمیگرفتم و مثل بقیه پسرا خیلی باهاشون خشک نبودم متاسفانه ) ولی خارج از حدود نه من نه ایشون رفتاری نداشتیم.

    شنیده بودم خیلی با دخترا از روی غرور رفتار میکنن و درست هم بود . بار ها هم بخاطر غرور همیشگی من ،ما تا یک ماه یا دو ماه  هیچ حرفی نمیزدیم و ارتباط با بهونه ای از طرف من قطع میشد؛ ولی باز ایشون سر یه مساله درسی خیلی عادی با یه پیامک ارتباط رو برقرار میکردن و بعد  دو ماه ما دوباره جزوه رد و بدل میکردیم .

    تا اینکه بعد یک مدت طولانی که شناختمون از هم بیشتر  شده بود ( بخصوص شناخت ایشون از من، چون بعدها فهمیدم خیلی از سوالاتشون هدفمند بوده و کل شخصیتم رو در آوردن!) ازم خواستگاری کردن و من به شدت شوکه شدم چون اصلا انتظار نداشتم !

    و البته حسی هم نسبت بهشون نداشتم چون فقط به چشم یک همراه درسی قوی و باهوش بهشون نگاه میکردم، در نهایت بعد ابراز علاقه ی غیر مستقیم ایشون، مودبانه خواستم ازشون که تا دو ماه صحبت نکنیم چون تصور میکردم وابستگی که از طرف ایشون ایجاد شده حل شه .

    وقتی پرسیدن چرا گفتم چون رابطه درسیمون نیاز به فاصله داره گفتن دلیلم منطقی نیست و هر وقت منطقی بود قبول میکنن .

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۴
    • جمعه ۲۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵