خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۴ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: برگرداندن خواستگار» ثبت شده است

چون خواستگارم نتونست خانواده ش رو راضی کنه حرف های بدی بهش زدم

سلام

امیدوارم که حال دل هاتون شاد باشه. میخوام سر گذشت عشقی که داشتم رو براتون تعریف کنم . من 24 سالمه و کسی که دوسش دارم 30 سال . ما از طریق یه موسسه با هم آشنا شدیم . 7 ماه با هم بودیم تا اینکه اومد خواستگاری.

در جریان خواستگاری خانواده ایشون همش مخالفت میکردن، بعدش که از ایشون پرسیدم گفت خانواده من مخالفت صد در صد هستند. ازش خواستم تلاش کنه. دو ماه تلاش کرد و کمی هم سرد شد از من، بهم گفت من تسلیم شدم. و هر چی اصرار میکنم بدتر میشه، دلایلی که داشت این بود که من به حمایت مالی و عاطفی خانوادم نیاز دارم و نمیتونم بدون موافقت اونا ازدواج کنم. من خیلی برام سخت بود و علیرغم میل باطنی بهش گفتم بی عرضه، تو خالی، خانواده بی فرهنگ .

الان که به حرفام فکر میکنم خجالت می کشم که چرا گفتم. واقعا جدا شدن از ایشون برام سخت بود. و بعد جدا شدیم اما گاهی از طریق اون موسسه ایشون رو میبینم. و اصلا به من نگاه هم نمی کردن، شهریور ماه بار ایشون رو دیدم که ناراحته. و بعد به فکرم زد که بعد از هفت ماه بهش پیام بدم.


موضوعات مرتبط :
برگرداندن خواستگار

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۸۴ نظر
    • ۲۴۲۸ بازدید
    • جمعه ۱۹ آبان ۹۶ - ۲۰:۲۴

    خانوادم در خواستگاری با پسر مورد علاقم بد برخورد کردند

    بسمه تعالی

    سلام. من با مشکلی مواجه شدم که خیلی به مشورت کردن با شما نیاز دارم.

    دختر هستم وبین 20 تا 25 سن دارم چند سال پیش خواستگاری از اقوام داشتم که با وجود اینکه اون آقا را میپسندیدم بخاطر درسم رد کردم ( راستش اصلا به ازدواج فکر نمیکردم و درسم خیلی برام مهمتر بود.)

    چیزی که لازمه بگم اینه که اقوام ما خیلی روابط آزادی دارن و اهل نماز و روزه و ... نیستن اکثرا پسرای فامیل دوست دختر دارن حتی برادرای خودم. فقط خواستگارم و خانواده اش اینطور نیستن و منم سعی میکنم واجبات و حجابم رو رعایت کنم . از قبل عید من و اون آقا در ارتباط بودیم و ماه پیش که درسم تمام شد اومدن خواستگاری اما خانواده ام خیلی بد رفتار کردن و بی احترامی کردن و خانواده اش الان با ما سر و سنگینن.


    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار رفتارشناسی پسران برای ازدواج خواستگاری های بی سرانجام

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۳ نظر
    • ۲۵۴۹ بازدید
    • چهارشنبه ۵ مهر ۹۶ - ۱۷:۳۰

    چکار کنم که پسر مورد علاقم دوباره پیشنهاد خواستگاری اومدن رو بده ؟

    سلام

    من دختر ۱۹ ساله ای ام که در یکی از رشته های مهندسی درس میخونم. به گفته ی دیگران صورت گیرا و زیبایی دارم. خانواده ی من از لحاظ اقتصادی جزو قشر ضعیف جامعه محسوب میشن ولی با این وجود من در زمینه های مختلف تحصیلی و هنری و ... در سطح کشوری همیشه درخشیدم و هیچ وقت نذاشتم وضع مالی ضعیفمون باعث سرخوردگیمون بشه.

    نزدیک به دو ماه هست که به واسطه یه یک شغل موقت بنده در فضای مجازی با آقا پسری ۲۴ ساله آشنا شدم. ایشون ابدا قصد مزاحمت نداشتن و طی دیدار حضوری ای که به اصرار ایشون داشتیم گفتن که از من خوششون اومده و میخوان با من ازدواج کنن. منم با آشنایی که پیش اومده بود و چیزایی که از ایشون میدونستم؛ ایشون رو برای ازدواجم مناسب دیدم و رابطه ی عاطفی ای بین ما شکل گرفته.

    خانواده های ما از این آشنایی اطلاعی ندارن ولی ایشون چندین بار گفتن که تو هر خواسته ای بگی،من قبول میکنم. یعنی میتونم ازشون بخوام که به خواستگاری بنده بیان و هر چه زودتر این رابطه زیر نظر خانواده ها ادامه پیدا کنه. خانوادشون هم آمادگی دارن . وضعیت مالی شون کمی از ما بالاتره و این در وضعیت خانه و ماشین ایشون مشهوده.


    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۱۵۸۳ بازدید
    • شنبه ۷ مرداد ۹۶ - ۱۳:۳۱

    چیکار کنم پسر مورد علاقم دوباره ازم خواستگاری کنه ؟

    با سلام

    دختری هستم 29 ساله با چهره و قد و اندام مناسب. سن ازدواجم هم کم کم دیگه داره رد میشه. من کارمندم و دو سال پیش یه آقایی به جمع همکارامون اضافه شدن. جوون خوبیه.

    تحصیلکرده و خوش اخلاق و معلومه که حانواده خوبی هم داره. ایشون بعد سه چهار ماه به من پیشنهاد دادن که برای آشنایی بیشتر یه پنجشنبه که تعطیله ناهار بریم بیرون. اما من خیلی محترمانه تشکر کردم و گفتم اهل این برنامه ها نیستم.

    من احساس میکردم که این آقا با توجه به سنمون هدفش آشنایی برای ازدواجه ولی نمیدونم چرا رد کردم پیشنهادش رو. الان دو سال میگذره ایشون هنوز ازدواج نکردن و میدونم دوست دختر ندارن.

    با من هم خیلی مهربون رفتار میکنه و تو نگاهش احساس خاصی میبینم. احساس میکنم فکر میکنه جواب من بهش نه هست و واسه همین اون زمان پیشنهادش رو قبول نکردم در صورتی که اینطور نیست.

    اما نمی دونم چیکار کنم که دوباره ازم خواستگاری کنه.


    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۲۱۴۷ بازدید
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ - ۱۵:۴۰

    از گذشته فراری ام و از آیندم میترسم

    سلام به همه ی عزیزان خانواده برتر ...

    من یه دختر بیست و دو ساله هستم که بدجوری تو زندگیم گم شدم... توی منجلابی افتادم که توان نجات دادن خودمو ندارم... زندگیم پر از اشتباه بوده... تو یک  ساله گذشته خیلی اتفاقای بدی واسم افتاده... به همه ی آدما بی اعتمادم... از همه بیشتر به خانوادم... و فقط خدا میدونه که خانوادم باهام چی کار کردن و چه قدر اذیتم کردن...

    راستش دیگه هیچ امید خاصی تو زندگیم ندارم... از گذشته فراری ام و از آیندم میترسم... خیلی تنهام... خیلی حسای بدی دارم.... خیلی دلم میخواد خدا کمکم کنه یه زندگی سالم داشته باشم ولی احساس میکنم بین خودم و خدا خیلی مانع درست کردم با اشتباهاتم... میشه شماها برام دعا کنید که خدا کمکم کنه؟!
    میشه دعا کنید منم بتونم یه زندگی سالم داشته باشم؟! برام دعا میکنید راه درستمو پیدا کنم و خدا هدایتم کنه؟!

    یه پسری تو زندگیم هست که قرار بود با هم ازدواج کنیم ولی به خاطر دعواهای شدید خانواده هامون و اشتباهایی که من کردم همه چی خراب شده... منم هیچ امیدی ندارم که چیزی درست بشه و میدونم که دیگه هیچوقت نمیتونم و نمیخوام هیچ کس دیگه ای جز اون توی زندگیم باشه... بدون اون هم هیچ آینده ای ندارم... میشه برام دعا کنید اگه خدا صلاح میدونه مارو بهم برسونه؟! آخه خیلی بی نهایت دوستش دارم...

    احساس میکنم شما ها خیلی دلاتون پاکه... تو رو خدا برام دعا میکنید خدا اشتباهامو ببخشه و کمکم کنه؟!...

    واقعا دیگه هیچ راهی تو زندگیم ندارم و خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم ...


    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۷۱۵ بازدید
    • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    خواستگاری رو که رد کردم نمی تونم فراموش کنم

     سلام
    ممنون می شم که راهنمایی کنید.
    دختری هستم 32 ساله که 3 ماه پیش یه خواستگار برام اومد که پس از یه ماه صحبت کردن به خاطر مشکلات فراونی که داشتند جواب منفی دادم. ( مشکلاتی مثل زود انزالی، مشکل در بچه دار شدن و خیلی سخت گیر بودند تا حدودی بد دل ) خانواده ام با این ازدواج مخالف بودند ولی چون خیلی دلبسته اش شده بودم خانواده ام گفتند نظر خودت مهمه.
    تو این سه ماه خیلی خواستگارهای خوبی برام اومده ولی حتی اجازه ندادم بیاند. دلم گیر این آقا است یه لحظه و یه ثانیه نمی تونم بهش فکر نکنم. همه بهم می گن زمان حل می کنه مسائل رو . اما برای من زمان مسئله را حل نکرد.
    آخرین بار که 3 ماه پیش میشه تمام دلایلم برای جواب رد دادن را براش نوشتم ولی در جوابم انعطافی به خرج نداد حداقل مسائلی که دست خودش بود و می تونست حل کنه. ( مثلا بد دلی ) بین عقل و دلم درگیرم. اگه واقعا دوستم داشت اونم یه تلاشی می کرد. البته شاید به خاطر مشکلاتی که داشت غرورش اجازه نمی ده و می دونم که دوستم داره.

    موضوعات مرتبط :
    برگرداندن خواستگار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۱۴۳۳ بازدید
    • سه شنبه ۱۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    برو بالا