خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۲۰ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج خانم ها :: برگرداندن خواستگار» ثبت شده است

از گذشته فراری ام و از آیندم میترسم

سلام به همه ی عزیزان خانواده برتر ...

من یه دختر بیست و دو ساله هستم که بدجوری تو زندگیم گم شدم... توی منجلابی افتادم که توان نجات دادن خودمو ندارم... زندگیم پر از اشتباه بوده... تو یک  ساله گذشته خیلی اتفاقای بدی واسم افتاده... به همه ی آدما بی اعتمادم... از همه بیشتر به خانوادم... و فقط خدا میدونه که خانوادم باهام چی کار کردن و چه قدر اذیتم کردن...

راستش دیگه هیچ امید خاصی تو زندگیم ندارم... از گذشته فراری ام و از آیندم میترسم... خیلی تنهام... خیلی حسای بدی دارم.... خیلی دلم میخواد خدا کمکم کنه یه زندگی سالم داشته باشم ولی احساس میکنم بین خودم و خدا خیلی مانع درست کردم با اشتباهاتم... میشه شماها برام دعا کنید که خدا کمکم کنه؟!
میشه دعا کنید منم بتونم یه زندگی سالم داشته باشم؟! برام دعا میکنید راه درستمو پیدا کنم و خدا هدایتم کنه؟!

یه پسری تو زندگیم هست که قرار بود با هم ازدواج کنیم ولی به خاطر دعواهای شدید خانواده هامون و اشتباهایی که من کردم همه چی خراب شده... منم هیچ امیدی ندارم که چیزی درست بشه و میدونم که دیگه هیچوقت نمیتونم و نمیخوام هیچ کس دیگه ای جز اون توی زندگیم باشه... بدون اون هم هیچ آینده ای ندارم... میشه برام دعا کنید اگه خدا صلاح میدونه مارو بهم برسونه؟! آخه خیلی بی نهایت دوستش دارم...

احساس میکنم شما ها خیلی دلاتون پاکه... تو رو خدا برام دعا میکنید خدا اشتباهامو ببخشه و کمکم کنه؟!...

واقعا دیگه هیچ راهی تو زندگیم ندارم و خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم ...

موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۲
    • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    خواستگاری رو که رد کردم نمی تونم فراموش کنم

     سلام
    ممنون می شم که راهنمایی کنید.
    دختری هستم 32 ساله که 3 ماه پیش یه خواستگار برام اومد که پس از یه ماه صحبت کردن به خاطر مشکلات فراونی که داشتند جواب منفی دادم. ( مشکلاتی مثل زود انزالی، مشکل در بچه دار شدن و خیلی سخت گیر بودند تا حدودی بد دل ) خانواده ام با این ازدواج مخالف بودند ولی چون خیلی دلبسته اش شده بودم خانواده ام گفتند نظر خودت مهمه.
    تو این سه ماه خیلی خواستگارهای خوبی برام اومده ولی حتی اجازه ندادم بیاند. دلم گیر این آقا است یه لحظه و یه ثانیه نمی تونم بهش فکر نکنم. همه بهم می گن زمان حل می کنه مسائل رو . اما برای من زمان مسئله را حل نکرد.
    آخرین بار که 3 ماه پیش میشه تمام دلایلم برای جواب رد دادن را براش نوشتم ولی در جوابم انعطافی به خرج نداد حداقل مسائلی که دست خودش بود و می تونست حل کنه. ( مثلا بد دلی ) بین عقل و دلم درگیرم. اگه واقعا دوستم داشت اونم یه تلاشی می کرد. البته شاید به خاطر مشکلاتی که داشت غرورش اجازه نمی ده و می دونم که دوستم داره.
    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۴
    • سه شنبه ۱۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    آیا برگردوندن یه خواستگار مناسب درسته ؟

    سلام . سال نو دوستان مبارک

    سال گذشته من خواستگاری داشتم که به دلایلی حتی حاضر نشدم ایشون رو ببینم (مهمترین دلیلم هم دفاع پایان نامم بود و اینکه اون زمان قصد ازدواج نداشتم) در حالیکه ایشون از همه لحاظ مناسب بودن و به جرات میتونم بگم ارزوی خیلی از دخترا...

    تو این یک سال بارها اتفاق افتاده که از اون خواستگار پیش من صحبت شده و اینکه من اشتباه کردم که ردش کردم. سه بار هم اون واسطه ی خواستگاری این اشتباهو به روم اوردن... یه جورایی تکرار این صحبتها باعث شده خودمم به این فکر بیفتم که کارم اشتباه بوده... الان با وجود اینکه خواستگارای دیگه هم اومده اما باز هم به اون فرد فکر میکنم و خواستگارام رو باهاش مقایسه میکنم.( میدونم که کار خیلی بدیه)

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۶۵
    • پنجشنبه ۱۰ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۰

    پسری که خاطرخواهم بود رو نا امید کردم ، حالا پشیمون شدم

    با سلام
    من 22 سالمه... با اقایی به صورت معمولی یعنی بدون هیچ رابطه عاطفی در ارتباطم و چند باری با بقیه دوستامون گروهی رفتیم بیرون.. ( البته محل اشنایی ما فضای مجازی بود ) تحصیلات سطح بالا و ظاهر معمولی دارن..
    بعد از مدتی من متوجه شدم این اقا از من خیلی خوشش امده اولش با شوخی بحث ازدواج رو پیش میکشید .. تا جایی که بعد از چند ماه دیگه علنا بحث ازدواجو میکردن و حتی تایم مشخص کردن و با وجود مخالفت من ایشون باز منتظر بودن اون تایم مشخص که خیلیم دیر نیست برسه و اقدام کنن.
    حالا من از وقتی فهمیدم من خوششون امده هر چقدر بیشتر انعطاف نشون میدادن در مقابل گیر دادن من.. بیشتر عصبانی میشدم.. البته بگم در کنار این ها من خیلی پر انرژیم موقع صحبت با ایشون و همین انرژی و خوش برخورد بودنم باعث شده این اقا جذبم بشن...
    این اواخر اینقدر ایشون جدی دیگه بحث ازدواج رو پیش میکشیدن و علنا میگفتن با وجود مخالفت تو من کار خودمو میکنم.. منم از لج و لجبازی بی دلیل و ناز کردن خیلی شدید میگفتم نه اونم با ناراحتی و دلخوری .
    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۹
    • شنبه ۳۰ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    از روی خجالت با وجود علاقه قلبی حاضر نشدم باش حرف بزنم

    سلام

    الآن که دارم مینویسم قلبم داره از تو دهنم در  میاد تو رو خدا جای دیگه ای امکان نداره بتونم راهنمایی بگیرم .

    حقیقتش من یه آقایی رو دوست دارم که همکلاسیم بودن ، ایشونم منو دوست داشتن و حتی خواستن برا خواستگاری پیش قدم بشن که من نادون از روی خجالت با وجود علاقه قلبی حاضر نشدم باش حرف بزنم.

    بعد سالها فارغ التحصیلی ( حدود 5 سال ) ایشونو ندیدم اما بدجور ذهنم و قلبم درگیرشه هم میخوامش هم عذاب وجدان دارم فقط میدونم آخریا ازم ناامید شده بود و قیدمو زده بود اما میدونم قلبی نبوده فکر میکرده من نمیخوامش.

    دو بارم به طرقی اقدام کردم برا رابطه دوباره یکبار به بهانه گرفتن جزوه ازش به طور مجازی که به جایی نرسید و بار دیگه هم از طریق یکی از دوستای مشترک که البته نمیدونم دوست مشترک خودش اقدامی کرده یا نه ولی به اون دوست مشترک فهموندم که هنوز به اون آقا فکر میکنم.

    بدجور تپش قلب دارم نمیدونم باید چیکار کنم هنوز باید اقدام دیگه ای بکنم یا باید فراموش کنم که اگرم باید فراموش کنم تو رو خدا راهشو بهم نشون بدید .

    بارها توسل کردم گریه کردم از خدا خواستم کمکم کنه فراموش کنم اما نتونستم تو رو خدا به دادم برسید . میدونم که اون آقا هنوز مجرده اینو از طریق دوست مشترکمون فهمیدم.

    چیکار کنم حالا ؟ راه بذارید جلوی پام لطفا

    موضوعات مرتبط: فراموش کردن عشق قبلی , برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۶
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    نسبت به ابراز علاقه ی همکارم رفتار سردی داشتم، ولی ...

    سلام

    اگه آقایی از خانومی خوشش بیاد, یعنی واسه ازدواج روش فکر کنه و تا یه حدودی هم به خانوم مطرح کنه این قضیه رو, آیا ممکنه اگه با یه دختر دیگه آشنا بشه کلا قید اولی رو بزنه؟ یعنی در واقع میخوام بدونم چقدر پایبند میشن به انتخابشون.

    راستش یک نفر بعد از حدود یک و خورده ای سال آشنایی , بهم ابراز علاقه کرد, منم بهش هیچی نگفتم, یعنی نمیدونستم چی بگم! بعد از اون قضیه کلی بهش فکر کردم بعد حس کردم دوسش دارم منم. بعدش که یجورایی بهش نشون دادم که منم بهش علاقه دارم, مستقیم نگفتم, اون دیگه هیچی نگفت :(  یعنی یجورایی انگار به روی خودش نمیاره اون حرفاشو, ابراز علاقه شو ! 

    من نمیدونم الان چیکار کنم! و چه اتفاقی افتاده. فکر کردم شاید پشیمون شده یا یه دختر دیگه ای رو پیدا کرده! یعنی مردا اینقدر سطحیه علاقه شون؟ نظر شما چیه؟

    اینم بدونید که نه من و نه اون, هیچ کدوم بی بند و بار نیستیم و سنمونم بالاست و نمیشه بگی احساسات زودگذر جوونی و این حرفاس. رابطه مونم کاری هست. واقعا سردرگمم.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۲۰
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    تا حالا شده کسی خواستگارش برگرده؟

    سلام

    اون جور که من تو پست ها خوندم بیشتر میگفتن احتمالش کمه . ایا تا حالا برا کسی خواستگارش برگشته؟

    در مرحله آشنایی با خواستگارم به طور منطقی به این نتیجه رسیدیم که فعلا با هم متناسب نیستیم و اینکه شاید زمان یه سری چیزا رو حل کنه و نظراتمون عوض بشه و متفاوت تر نگاه کنیم.

    به نظرتون میشه؟ بهش فکر کنم ؟ اگه دیدمش ( چون آشنا هستیم ) چطوری باهاش برخورد کنم؟

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۴
    • پنجشنبه ۱۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    آقا پسرتون تشریف نمیارن برای خواستگاری مجدد

    سلام

    فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی رو خدمت بچه های خانواده برتر تسلیت عرض می کنم.

    سوالی دارم.نمیدونم که تا حالا همچنین سوالی پست شده یا نه!!

    دو برادر دو قلو دارم که ۳۰ سالشونه. و هنوز مجرد هستن.کل خانواده دوست دارن این دو تا رو هر چه زودتر براشون زن بگیرن.

    برادر بزرگترم وقتی ۲۶ سالش بود تنها برای اولین بار با خانواده م  به خواستگاری رفت که خانواده ی اون دختر خانم به برادرم جواب نهههه دادن. و تنها دلیلی که برای نه گفتنشون آوردن این بود که سه تا خواهر بزرگتر عروس خانم مجرد بودن٬ اول باید اونا ازدواج میکردن تا نوبت به آخریه برسه!

    واقعا راست هم میگفتن. حالا از اون زمان ۴ سال میگذره و اون خانواده دخترای بزرگتر شون رو هم شوهر دادن حالا مونده این آخریه که پیغام فرستادن آقا پسرتون تشریف نمیارن برای خواستگاری مجدد!!!

    قبول دارم الان حسابی به غرورش برخورده و حاضر نیست پاشو یه بار دیگه تو اون خونه برای مراسم خواستگاری بذاره.

    ولی این همون دختری بود که عاشقانه دوستش داشت و هر کاری کرد تا بهش برسه ولی خوب نشد.

    حالا هم بهش میگیم برو همین دختر رو که دوستش داشتی بگیر به ما خواهرا که میگه زندگی من به خودم مربوطه و نمی خوام تو زندگیم دخالت کنید و وقتیکه پدر و مادرم میگن یا زمین و نگاه میکنه و هیچی نمیگه یا میگه من زن نمی خوام!

    اون یکی برادرمم که قربونش برم انگار نه انگار که ۳۰ سالشه. بهش میگیم تو چرا زن نمیگیری میگه مگه من چند سالمه ؟ الان تو این سن زن گرفتن خیلی زوده!!

    من واقعا موندم برادرام چرا زن نمیگیرن؟ به نظرتون چه علتی می تونه داشته باشه؟ ... یعنی ممکنه برادرام اهل دوست دختر رو و روابط نامشروع شده باشن ( اگه این طور باشه و مزه ی این جور روابط رفته باشه لای دندون شون دیگه قید ازدواج رو می زنند ) ...

    چرا آقا پسرایی که از لحاظ مالی کامل هستن به فکر ازدواج نیستن ( چون برادرام از لحاظ اقتصادی هر دوشون کامل هستن و مستقل از پدرم )... یعنی ممکنه بی مسولیت باشن یا از ازدواج بترسند؟... یا اینکه دنبال پرنسس رویا هاشون هستن؟ ( که البته همه مون می دونیم که تو این دنیا هیچ کسی پرنسس و پرنس نیست)....یا ممکنه سخت پسند شده باشند؟

    مرسی

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار , عدم تمایل به ازدواج در پسران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۹۸
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چطور سر راه پسر مورد علاقم که پدرم ردش کرده قرار بگیرم؟

    سلام

    از دوستان خواهش میکنم به من بد و بیراه نگند که کارم اشتباهه یا در گذشته پشیمون میشم کسی که کارش اشتباهه خانوداه ام هست که زندگی من رو نابود کردن  و سایر موارد .

    من دختر 24 ساله هستم و میدونم دارم چیکار میکنم کسانی که عاشق هستند میتونند حال منو درک کنند که هر روز میمیرم و زنده میشم و پیشاپیش به خاطر طولانی شدن پست عذر میخوام مجبورم همه جزییات بگم تا واضح باشه و ازتون میخوام به حق همین ماه برام دعا کنید چون واقعا نمیتونم این جو خانودگیم رو تحمل کنم .

     من در سن کم خواستگاری داشتم حدود 18 سالگیم خانواده ردش کردند ( چون میخواستند من برم دانشگاه و درس بخونم فکر کردند ازدواج جلو درس خوندم رو میگیره . درست اما  نه این شکلی که خانوادم سر من و اون اقا اوردن .

    این اقا خیلی منو دوست داشته بارها خواستگاری از من کرده هم خودش هم مادرش و مدام رد میشه چون پدرم خیلی تندخو و بداخلاق هست و عصبی به خاطر مراجعه های زیاد این اقا عصبی میشه در میاد میگه که پسر خاله ام منو میخواد و من منتظرم سربازیش تموم بشه تا باهاش ازدواج کنم ( میخواسته تا شرش کم کنه ! )  .

    اینو من از خواهرم شنیدم که سه سال از من کوچکتر تره و چندین ماه پیش به پدرم گفتم که درسته  این حرفو زدی واقعا ؟ نزدیک بود کتکم بزنه دعوا شد ! گفت به تو چه به خاطر خودت بود اصلا اجازه حرف زدن به من نمیدن !!! 

    در صورتی که  پسر خالم مثل برادرمه و البته الان هم دیگه زن و بچه داره دیگه باید بفهمیدید چی میشه اون اقا   شکست عشقی خورده بود اون موقع ( یکسال تموم خواستگار من بوده حتما علاقه اش زیاد بوده که با توجه به نه شنیدن های زیاد اینهمه مدت ازم خواستگاری کرده )

    این موضوع رو خواهرم چند وقت پیش بهم گفت که به پدرم گفتم چون هنوز تو فکر این پسر بودم و اتفاقی و بعد چندین سال دیدمش و میدونستم مجرده فقط برام سوال بود که چرا نگاهش خیلی خاص و متفات چیزی مثل کینه یا ... !

    من واقعا این پسر رو دوست دارم همون موقع هم داشتم اما هیچ وقت نفهمیدم که چرا دیگه نیومد خواستگاریم . نمیدونستم پدرم همچین کاری کرده و الان که این موضوع فهمیدم که اینقدر پافشاری کرده برای ازدواج و هنوز مجرده و داره با دروغ زندگی میکنه و فکر میکنه متاهلم داره اتیشم میزنه مخصوصا که این دروغ از طرف پدرم باشه .

    من نه اینکه خواستگار نداشته باشم نه اما مناسب من نیستند سنشون کمتر از منه یا تفاهم ندارم از وقتی که این موضوع رو فهمیدم عشق به یکی دیگه باعث عدم ازدواجم با کسی دیگه شده نمیتونم وقتی کسی دیگه دوست دارم ازدواج کنم .

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۰
    • جمعه ۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطور میتونم بهش بفهمونم که از رد کردنش پشیمونم؟

    سلام

    من چند وقتیه این سایت رو میخونم تصمیم گرفتم سوالی که چند وقته رو اینجا بپرسم. من یه دختر 26 ساله هستم و فعلا دارم درسمو میخونم.

    وقتی 20 سالم بود یکی از پسرها که فامیل دورمون هم هست به طور غیرمستقیم و به کمک یکی دیگه ازم خواستگاری کرد. من خیلی قاطع جواب رد دادم. با اینکه واسطه ایشون خیلی اصرار داشت که من بهش فکر کنم ولی من زیر بار نرفتم و سریع جواب رد دادم. آخه اصلا اون موقع به ازدواج فکر هم نمیکردم. راستش رو بخوایین تا سال گذشته هم اصلا قصد ازدواج نداشتم.

    توی این 6 سال که گذشت من چندین و چند تا خواستگار داشتم که اونا هم مورد پسند من نبودن. نمیخوام فخر بفروشم شاید 15 تا خواستگار داشتم ولی خب نمیخواستم ازدواج کنم. اینو میگم که بدونین من به خاطر چی به اون آقا جواب رد دادم.

    ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکردیم پارسال نقل مکان کردیم به مرکز استان. از قضا 6 ماه بعد اون آقا به همراه خوانواده مستاجر ما شدن. یعنی الان دو تا خانواده تو یه ساختمان زندگی میکنیم.

    اوایل خیلی ناراحت این قضیه بودم ولی هر چه که گذشت دیدم اون آقا اصلا مثل سابق نیست. کلا روزا که خونه نیست. میره سر کار مادرش میگفت تو چند تا دانشگاه داره درس میده. مهندسی مواد خونده. الان فکر کنم سال دوم دکتری باشه. خیلی آدم کم حرفیه کلا ندیدم کسی از دستش ناراحت باشه. خونه ما هم کم میاد.

    شاید حرفم تکراری باشه ولی میخوام بدونم اصلا شانسی هست که اون دیگه به من فکر کنه؟ آخه تا حالا خواستگاری نرفته. ولی انگار امسال میخواد ازدواج کنه. اینم بگم که من خواهر برادر دارم اونم داره ولی همه ازدواج کردن. فقط موندیم ما. یه بار که خاله م به شوخی گفت شما دو تا هم بیاین با هم ازدواج کنین اخم کرد و سرشو انداخت پایین جواب خاله رو هم نداد.

    چطور میتونم بهش بفهمونم که پشیمونم؟

    اون اصلا فرصت نمیده که من باهاش حرف بزنم. مثلا چند شب پیش که رفته بودم پارکینگ آب بردارم اونم اونجا بود بعد سلام و احوال پرسی چند دقیقه ساکت وایسادیم. بعد گفت شما نمیخواد اینجا وایسین. برین بالا من دبه ها رو آب میکنم براتون میارم. بعد که من قبول نکردم گفت خب شما آب بردارین برین من بعد شما میرم.

    همیشه وقتی فرصت اینجوری پیش میاد قبل اینکه من بخوام حرفی بزنم رشته افکار منو پاره میکنه و یه جوری جو رو به هم میزنه.

    یعنی اون از من کینه داره؟ چکار کنم که رفتارش تغییر کنه؟

    موضوعات مرتبط: برگرداندن خواستگار ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۲
    • پنجشنبه ۲۵ شهریور ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا