خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۵۲ مطلب با موضوع «مشورت در ازدواج آقایان :: مسائل خواستگاری (برای پسران)» ثبت شده است

نمونه سوالات جلسه خواستگاری

سلام

میخوام اینجا سوالات خواستگاری رو طرح کنم، سوالهایی که طرف خود واقعی شو نشون میده .

❇شما دیدگاهتون درباره کسی که بعضی وقتا نماز میخونه بعضی وقتا نمیخونه یا بعضی روزها روزه میگیره و بعضی روزها با وجود توانایی روزه نمیگیره چیه؟(این سوال نشون دهنده اهمیت عبادت خداوند از دید طرف مقابله)

❇گاهی شده که تو روزهای خاص مثه عروسی یا خدای نکرده عزا یا سیزده بدر نمازتون رو نخونید و بگید بعدا قضاشو میخونم؟

❇دیدگاه شما درباره وجوهات شرعی مثه خمس چیه؟

❇شما نظرتون درباره شوهری که با دخترهای فامیل سنگین برخورد نمیکنه چیه؟(اگه گفت نباید باشه شما هم باید پاتک بزنید و بگید همچین اخلاقی از طرف خانومم ممنوعه(باپسرای فامیل) اگه هم که گفت اشکال نداره اونوقت انتظار این هم باید داشته باشید که اونم با پسرای فامیل راحته وسنگین رفتار نمیکنه،،،،کاربرها متوجه باشند که برخورد مودبانه با برخورد راحت فرق داره برخورد راحت یعنی دست دادن بگو بخندهای پر سر و صدا و... )

❇نحوه پوشش شما تو خارج از خانه چطوریاست؟

موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۱
    • سه شنبه ۱۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    چطوری در جلسه خواستگاری، بدون دروغ دل طرف رو بدست بیارم ؟

    با سلام

    پسری 30 ساله هستم. دو ساله شرایط ازدواجو دارم. کارشناسی ارشد از دانشگاه معتبر، از کارمندان پر درآمد دولت ، ظاهر مناسب و معمولی قد بلند و برعکس خونواده م مذهبی نیستم ولی اهل هیچ خلافی نبوده و سالم زندگی کردم و به اصلاح بچه مثبتم. با وجودی که انسان کامل وجود نداره ولی مشکل خاصی چه به لحاظ جسمی و چه رفتاری حداقل از نظر خودم ندارم.

    چند بار خواستگاری رفتم، با وجودی که یکی دو  تاشونو خودم هم نپسندیدم ولی همه جواب رد دادن. خودم فکر میکنم دلیلش روراست بودن و صادق بودنمه . چون رک و صادقانه هر چی بودم و هستمو گفتم، حتی بعضی حساسیت ها و نقاط ضعفمو.

    به هر حال خیلی سرخورده ام. از اینکه می بینم اطرافم افرادی هستن که دختر باز بودن، بعضا سیگار مواد مخدر الکل مصرف می کردن، از لحاظ تحصیلی، عرضه، هوش و ... و حتی بعضا ظاهر از من پایینتر بودن، و فقط صرفا به خاطر تواناییشون تو مخ زدن و دروغ گفتن تونستن به دختر دلخواه و ایده آلشون برسن.

    نمی دونم، کاری که کردم درسته یا نه؟ آخه صداقت برا دخترا از معیارای اصلیه (به گفته خودشون)، ولی در عمل دوست دارن دروغ بشنون و کسایی که فقط حرفای قشنگ ولی پوچ میزنن موفق ترن. بخدا پسرای خوب تو این زمونه خیلی مظلومن، کم دختری پیدا میشه که ظاهربین نباشه.

    به نظرتون چیکار کنم. چجوری خودمو معرفی کنم که هم دروغ نگفته باشم و هم دل طرف مقابلو بدست بیارم ؟ اصلا ممکنه ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۳۲
    • يكشنبه ۸ اسفند ۹۵ - ۲۲:۲۹

    آزو اسپرمی و اختلال در نعوظم رو چطور در خواستگاری مطرح کنم ؟

    سلام

    پسری هستم با سن حدود 30 سال و مجرد . چندین سال قبل یه جراحی داشتم که به واسطه اون عمل جراحی آزو اسپرم شده ام یعنی اسپرمی ندارم. پیش دکتر متخصص رفته م ولی دکتر میگه شانس بچه دار شدنت 50-50 هست و اول باید ازدواج کنی تا تحت درمان قرار بگیری.

    جدیدا هم با مشورت با پزشکی متوجه شده ام که یکی دیگه از عوارض جراحی من بحث اختلال در نعوظ هست که به احتمال زیاد در اینده با این مشکل هم مواجه خواهم بود.

    از نظر مدرک تحصیلی و شغل موقعیت خوبی دارم. خواستم از دوستان بخوام که منو راهنمایی کنن که این مطالب رو چطور به کسی که قصد ازدواج باهاش داشته باشم رو بگم که جا نخوره و از طرفی هر راهنمایی که به ذهنتون میرسه رو خواهشا بگید.

    با تشکر

    یا علی مدد

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۳
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۵

    احساس می کنم به همسر آیندم خیانت کردم

    سلام به تمامی کاربرای سایت خوب خانواده برتر

    بنده به یکی از دخترای فامیل علاقه مند بودم اتفاقاتی رقم خورد که تونستم بهش ابراز علاقه کنم اونم جواب مثبت داد با هم درباره زندگی آیندمون صحبت کردیم درباره همه چی که فکرشو کنید (( اواسط کارمون هم به مادرش گفتم قضیه رو و از خونواده خودمم خواهرم از اول میدونست ))

    اما نتیجه این همه صحبت این بود که فهمیدیم دنیاهامون به کلی با هم فرق میکنه اون یه دیدگاهی درباره زندگی داشت من هم یه دیدگاه دیگه، هر چقدر هم تلاش کردیم آخر سر نتونستیم با شرایط همدیگه کنار بیایم ((حالا بماند که اختلاف سر چی بود)) و از هم خداحافظی کردیم .

    تو مدتی که با هم بودیم یه بار بهم گفت چرا وقتی پیشمی دستامو نمیگیری، من هم به گمان اینکه این دیگه مال خودمه یه چند بار دستاشو گرفتم و حتی یه بار هم پشت دستشو بوس کردم ( بوس پشت دست  فقط یه بار بود اما دست گرفتن سه چهار مرتبه ) ، الان که همه چی تموم شده احساس میکنم به همسر آیندم خیانت کردم احساسات و عواطفمو خرج یکی دیگه کردم قلبم واقعا جریحه دار شده از این کار.

    روزی نیست که خودمو سرزنش نکنم ، از طرفی اولین و آخرین گزینه واسه همسر آیندم حیا و عفافش هستش اینکه با کسی رابطه نداشته باشه اما با این کاری که من کردم توقع منصفانه ای نیست .

    از طرفی هم نمیتونم یه دختر که قبلا با کسی بوده ولو سطحی رو انتخاب کنم چون باهاش نمیتونم زندگی کنم ، الان تو برزخم بین زمین و آسمون ، متاسفانه یا خوشبختانه یه اخلاقی از خودم سراغ دارم اونم اینه که اگه بدونم همسر آیندم با کسی ارتباط داشته بدون اینکه آبروریزی کنم و حرفشو بین مردم پخش کنم ازش جدا میشم که اینم با توجه به سابقه بدی که گفتم زیاده خواهی هستش.

    از کاربرای خانواده برتر میخوام که کمکم کنن که در رابطه با همسر آیندم چه رفتاری داشته باشم آیا بهش قبل ازدواج از این رابطه تلخ بگم یا نه، عکس العمل دخترا با شرایط من واسه جواب مثبت یا منفی چیه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) , رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۵ مخالف
  • ۱۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۹۹
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۵

    تجربه ی آخرین خواستگاری که داشتین رو بگید

    سلام به همه ی شما

    اگر امکان داره تجربه ی آخرین خواستگاری که داشتین ( از مشخصات نسبی خودتون و طرف مقابل و نحوه ی آشنایی و برگزاری مجلس و صحبت هایی که شد ) و این که موفقیت آمیز بود یا نه و دلیلش چی بود رو با دیگران به اشتراک بزارید .

    یعنی مثلا خانم ها یکم از شرایط خودشون بگند و این که چرا طرف رو راه دادن برای خواستگاری و چه صحبت هایی رد و بدل شد و اگر از طرف اونا کنسل شده چه چیزی رو متوجه شدن درباره ی آقا که جواب رد دادن ( ظاهر , خانواده , صحبت و طرز فکر خاصی یا ... )

    یا اگر پسندیدن ولی آقا دیگه نیومده به نظر خودشون دلیلش چی بوده ( یعنی آیا به دلیل ظاهرشون بوده یا خونه زندگیشون یا صحبت خاصی شده یا ... )

    همین طور برای آقایون دختر خانم چه ویژگی داشته که برای خاستگاری اقدام کردند ( یعنی اگر سنتی بوده آشنایی چطوری بوده یا مثلا شماره ی خانم رو از کجا گرفتن و یا قبل از خاستگاری ظاهر و پوشش خانم رو دیده بودن یا خیر و جلسه ی اول خودشون هم رفتن یا نه ؟ و چه صحبت هایی رد و بدل شده و اگر نپسندین دلیلش چی بوده و اگر جواب رد شنیدن فکر می کنن دلیلش چی بوده ( ظاهر , کار , سربازی , پول ,خانواده , سطح فرهنگی ,  صحبت خاصی , سن یا .... ) 

    در رابطه با ازدواج مدرن هم و نوع آشنایی غیر سنتی هم اگر خاستگاری رخ داده چطوری برگذار شده و به سر انجام رسیده یا نه دلیلش چی بوده ؟

    یعنی دوستان متاهل هم که آخرین خاستگاریشون ( جلسه ی اول منظورمه )موفق بوده هم تجربشون رو در اختیار دوستان مجرد بزاریم ...

    یعنی بیشتر هدفم از این سوال اینه چرا وقتی شرایط نسبی یک خواستگاری دو طرف همو می پسندن و به نوعی به مرحله ی عمل می رسه و خاستگاری رخ می ده چه دلایلی باعث می شه نا موفق باشه و بیشتر دنبال جواب موردی هستم نه کلی که تفاهم نداشتیم یا سطح فرهنگشون با ما فرق می کرد و ... جواب جزئی تر می خوام ... 

    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۲۹
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    سوالات شما در جلسه خواستگاری چی بود ؟

    سوال های شما در جلسه خواستگاری (انتقال تجارب)

    چه سوالاتی تو خواستگاری پرسیدن ؟  می خواستین چه چیزی رو نتیجه بگیرین؟ در زندگی درست حدس زدین؟

    برای اینکه که غیر مستقیم بشه از زیر زبون طرف کشید بیرون جواب رو و فهمید طرف چطور آدمیه می دونین چی پرسیده بشه؟

    تشکر از همه بابت مشارکت


    ----------------------

    نکته :

    سلام

    این پست به درخواست یکی از کاربران دوباره به صفحه اول منتقل شد .

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای دختران) , مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۲۹
    • شنبه ۱ اسفند ۹۴ - ۱۸:۲۹

    ازدواج پسر سوداوی با دختر بلغمی

    با سلام

    به خواستگاری دختر خانمی رفته ام که در معیارهای اصلی تفاهم داریم در مورد مزاج که جدیدا خیلی روش تاکید میشه و اصطلاحا مد شده سوالی داشتم

    چند وقت قبل، پیش پزشک حاذق طب سنتی رفتم و بعد از سوالات مختلف گفت مزاجت سرد و خشک (سوداوی) هستش. البته شدت سردیم نسبت به خشکیم معتدلتره

    از ایشون پرسیدم گفتن مزاجشون سرد و تر (بلغمی) تشخیص داده شده

    قبول دارم معیارهای مهمتر دیگه ایم هست ولی در این مورد نظرتون درباره این ترکیب چیه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۹۴
    • يكشنبه ۹ فروردين ۹۴ - ۰۹:۱۴

    می خواهم با دختری مسیحی ازدواج موقت کنم

    با اهدای سلام و تحیت خدمت اهالی وبلاگ وزین خانواده برتر

    حقیر، سابقاً در دو پست مجزا، حول مسائلی مصائب گون ( البته از دید قاصر خود! ) و طرح آنها در جلسات خواستگاری، با حضرات معزز، مشورت و از شور با سروران گرانقدر مستفید شدم. ( لازم به ذکر است که در مورد دو مسئله ی طاسی و ابتلای به وسواس خفیف عملی و طرح و بسط آنها در جلسات، جویای رأیتان شده بودم )


    خاطرم هست که شماری از دوستان با نهیب بر اینجانب، معترضانه درخواست داشتند که تعلل و فس فس نکرده و با عزمی جزم و راسخ و طیب خاطر به پیکار! رفته و مفاد گفتگو های فی ما بین دوشیزگان منتخب و خود و هم چنین نحوه ی مواجهه ی آنان با مسائل فوق الذکر را قلمی کنم.

    مختصراً خدمت منور دوستان عارض شوم که چاکر، در معیت والدین به منزل سه نفر از گزینه های "هم کفو" خود که توسط اعضای ثقه ی فامیل و یکی از اساتید معتمدم در دانشکده ی ریاضی دانشگاه شریف معرفی شده بودند، رفتیم. 

    بعد از نزول اجلال و طی شدن مراحل معمول جلسات بر اساس عرف موجود در جامعه و رد و بدل شدن سخنان کلیشه ای حال به هم زن! خانواده ها، زمانی که بحث به مقر اصلی اش می رسید بلا استثنا، خانواده های مزبور و هم چنین فرزندان خلفشان، اناثاً و ذکوراً، بر مهریه های هزار و اندی سکه ای و تأمین مسکن شخصی و خرید ماشین متناسب با شأن عروس، جولان می دادند!

    نکته ی قابل توجه برای من، عدم حساسیت و عنایت آنان به موضوع طاسی و وسواس من بود!!! یعنی همان موضوعی که مدت ها ذهن و روان من بیچاره را مشوش کرده بود!

    گویی پشیزی برای آنها اهمیت نداشت! فقط و فقط پیرامون مادیات و مهریه های سنگین و غیر عقلانی و مراسم مجلل عقد و ... پافشاری می کردند.

    ایمان و پاکی و نجابت و اصالت و تحصیلات عالیه و ... فرع بودند و پول، اصل! 

    فقط محض خالی نبودن عریضه، گاهی پدر یا مادر آنها ما بین سخنان، گریزی کوتاه به این مسائل می زدند!

    القصه، بنده با دیدن سطح توقعات فضایی پرنسس های مملکتم، حتی لمحه ای در تصمیم گیری نهایی درنگ نکرده و برای خود صورت مسئله ی ازدواج دائم در ایران را حداقل تا سالیانی دراز، به صورت کامل پاک نمودم!

    با این وضع فرهنگ منحط و دهشتناک برخی از خانواده های ایرانی (که بخش اعظم اش نتیجه ی عملکرد سوء حاکمیت و قصور متولیان و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و اقتصاد جامعه است) به نظر من ازدواج، جسارتاً خریت محض است!  

    صد البته واقفم که این سخن من بر مبنای استقراست و نه استنتاج! :)

     عجیب، تحت فشارم. برای تعدیل قوای جنسی همه کار کردم و لیکن مقصود حاصل نشد. کارم از روزه و امساک گذشته. مصیبت عظمی اینجاست که به علت برخی از خصایص شخصی و هم چنین جایگاه و ماهیت شغلی ام، خانم ها و دخترکان زیادی در اکنافم فر می خورند و خودشان ابتدای به ساکن، پیشنهاد مصاحبت و رفاقت و رابطه می دهند. با زبانی نرم و محترمانه، به جملگی شان پشت پا زده ام و می زنم؛ چون غیورم و یارای خیانت به نوامیس خلق الله را ندارم. حقیقتاً روز ها و شب ها، دلم آوردگاه جنگ عقل و نفس است.

     من برای ادامه ی تحصیل در مقطع دکترا در رشته ی ریاضی از کالج امپریال لندن، پذیرش و فاند گرفته ام. طی چند ماه آینده کشور را ترک و رهسپار بریتانیای صغیر! می شوم.

    تصمیمم این است که همان جا یک دختر دبیرستانی یا دانشجوی مسیحی را به عقد موقت خود درآورم که بنا بر فتوای قاطبه ی فقهای عظام، امریست مشروع و جایز در فقه متعالی شیعه. بنایم بر این بود که با دختری هم وطن عازم غربت شوم تا پناهگاه دلتنگی ام باشد اما چه کنم که چاره ی دیگری نیست ...

    هعییییییییی ...

     با این کار، هم دیگر در بستر خواب با شیطان لعین و رجیم گلاویز نشده و به ستیز نخواهم پرداخت و هم غرولند و تقاضاهای نا معقول دختران ایرانی را نخواهم شنید!!!     :)))

    نیک می دانم و می دانید که همه ی دختران طناز و دلبر ایرانی به سان هم نیستند اما چه کنیم که دختران عاقل و کم توقع و بساز، به پست ما بیچارگان نمی خورند!

     از همه ی برادران و خواهران بزرگوارم خواهانم که نظرتان را در مورد اراده و تصمیمم بفرمائید.

    ختام صحبتم را آذین می بندم با کلام مشعشع و در بار حضرت رسول الله محمد مصطفی (ص) که فرمود: از نشانه های برکت زن این است که خواستگاری اش بی تکلف و آسان انجام گیرد.

    از محضر همه ی دوستان عزیز بابت پرگویی و اطناب درد و دلم پوزش می خواهم.


    بدرود / یا علی، مدد است

    ابوالفضل 26 ساله / فوق لیسانس ریاضی دانشگاه شریف / مدرس دانشگاه

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۰۸
    • شنبه ۱ فروردين ۹۴ - ۱۵:۱۳

    چطوری بهش بگم بیرون از خونه آرایش نکنه ؟

    من به یه دختر خانمی علاقه دارم و قراره انشالله مزدوج بشیم ولی من یه مشکلی دارم اینه که ایشون دختر پاک سرشتی هستند ( بارها امتحانش کردم ) ولی تو فرهنگ خانوادگی شون آرایش کردن چیز بدی نیست و ایشون همیشه آرایش کرده اند .

    ولی اینم بگم که محجبه کامل هستند ولی خانواده ام اینجوری نیستن و منم دوست ندارم ایشون مدام مخصوصا بیرون خونه مثل دانشگاه و ... آرایش کنه میخوام زیبایی شون فقط مال همسرشون باشه ولی نمیدونم چه جوری باهاش مطرح کنم که ناراحت نشه آخه من خیلی زود جوشم ولی بعد از مدتی آروم میشم لطفا هر کسی میتونه کمکم کنه

    خدا خیرتون بده یا زهرا ...

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۵۵
    • پنجشنبه ۱۴ اسفند ۹۳ - ۱۹:۰۱

    تو جلسه خواستگاری فقط ظاهر دیده میشه

    سلام. من 29 سالمه و قدم 169 و قصد ازدواج دارم . از اونجا که دخترا حتی اگه خودشون هم قدشون معمولی باشه از پسرای قد بلند خوششون میاد من همش اینطور فکر میکنم که اگه یه دختری منو قبول کنه حتماً مشکلی چیزی داشته که منو قبول کرده . نمیدونم چکار کنم.

    اخلاق و رفتارمم خدائیش خوبه (بنا به گفته های فامیل و اطرافیان). ولی باطن و اخلاق خوب رو اطرافیان میشناسن و تو جلسه خواستگاری فقط ظاهر دیده میشه که خوب هر دختری میخوره تو ذوقش.


    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۴۹
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۵۱

    برو بالا