خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۵۶ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۶۷ بازدید توسط ۳۸۱ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۰۹ بازدید توسط ۶۰۰ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۸۸ بازدید توسط ۶۶۷ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۵۵ بازدید توسط ۵۲۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۲ بازدید توسط ۵۳۷ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۱۶ بازدید توسط ۷۳۷ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۷۰۷ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۵۶ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۵۴ بازدید توسط ۳۶۱۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۲ بازدید توسط ۵۳۷ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۳۳۱ بازدید توسط ۲۵۸۹ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۴۷ بازدید توسط ۷۹۲ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۴۶ بازدید توسط ۹۷۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۲۹ بازدید توسط ۶۲۵ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۱۶ بازدید توسط ۱۶۴۴ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۶۱ بازدید توسط ۳۷۴ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۰۷ بازدید توسط ۲۴۱ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۷۷ بازدید توسط ۱۰۱۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۲ بازدید توسط ۹۲۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۳۳ بازدید توسط ۱۰۰۳ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۷۷۷ بازدید توسط ۸۳۷۱ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۴ بازدید توسط ۹۹۳ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۲۳ بازدید توسط ۲۷۶۹ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۸۸ بازدید توسط ۳۰۸۷ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۲۱ بازدید توسط ۹۹۵ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۳۸ بازدید توسط ۱۷۵۷ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۲۰ بازدید توسط ۹۵۵ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۸ بازدید توسط ۴۱۰۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۳۰ بازدید توسط ۳۲۵۹ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۲۳۲ بازدید توسط ۵۹۱۰ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۳۳ بازدید توسط ۳۷۴۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۸ بازدید توسط ۲۳۰۰ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۳۷ بازدید توسط ۹۷۵ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۴ بازدید توسط ۴۵۸۳ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۸۰ بازدید توسط ۷۸۴ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۸ بازدید توسط ۹۰۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۴ بازدید توسط ۱۷۷۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۸۰ بازدید توسط ۵۷۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۷۰ بازدید توسط ۲۱۱۹ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۳۷ بازدید توسط ۱۹۸۲ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۵ بازدید توسط ۱۵۰۳ نفر)
التماس دعا (۸۵۴۹ بازدید توسط ۶۸۵۰ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۸ بازدید توسط ۶۱۵ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۱۶ بازدید توسط ۱۰۲۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۲۹ بازدید توسط ۹۹۱ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۸ بازدید توسط ۲۰۴۱ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۷۰ بازدید توسط ۱۰۵۸ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۷۸ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۵ بازدید توسط ۲۴۱۶ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۷۳ بازدید توسط ۲۶۷۰ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۵۱۱ بازدید توسط ۷۳۵۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۷۰۳ بازدید توسط ۱۷۸۹۸ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۰۲۵ بازدید توسط ۱۲۸۲۵ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۷۰۵ بازدید توسط ۳۵۹۶ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۵۰۹۸ بازدید توسط ۴۰۶۸ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۱۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۸۶ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۴۹ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۴۰ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۴۶۷ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۸۹ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۲ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۵۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۵۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۸۳ نمایش) - (۲۹۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۳۰۷ نمایش) - (۳۰۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۲۳ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۱۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۹۵ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۵ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۳۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۱۴ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۴۸ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۲۳ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۲۷ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۵ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۲۳ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۳۹ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۵۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۹۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۴ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۵۷ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۵۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۹۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۸۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۷۳ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۳۶۷ نمایش) - (۴۸۹ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۲۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۷۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۵۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۹۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۱۷ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۴۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۴ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۹۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۰۱ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۵ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۲۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۱۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۷ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۱ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۴۷ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۲ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۷۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۴۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۷۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۳۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۲ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۴۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۳۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۸۹۶ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۳۸ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۲۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۴۴ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۷ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۲۲ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۷۴ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۵۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۹۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۴۸ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۳۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۳۱ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۷۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۲۴ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۹۰ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۵۲ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۸۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۱۶ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۵۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۷ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۶۱ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۷۹ نمایش) - (۱ نظر)

۱۴۲۵ مطلب با موضوع «مسائل پسران جوان» ثبت شده است

احساس میکنم من زیادی دل رحمم

سلام
یه سوال برام پیش اومده.
به نظر شما من مشکل دارم با این شرایط زیر؟

راستش من یک مقدار افراد یا شاید افرادی که ضعیفن و توانمندی ندارن برام بیش از حد مهمن.

 مثال میزنم مثلا امسال به ما خوابگاه ندادن و من هم رفتم سراغ گرفتن خونه. راستش من پول داشتم حتی خونه را تنها رهن کنم یا نه با افرادی برم که توانایی مالی داشتن ولی دیدم رفیقام اگر من برم با کسی دیگه بنده خداها تنها میمونن و تصمیم گرفتم باهاشون بموم ولی در عین ناباوری دیدم برای گرفتن خونه هر کدومشون سازه خودشون میزد اصلا نیومدن یکم تلاش کنن و دو قورت و نیمشون هم باقی بود .

تهش دیدم اگر بخوام با اینا برم خونه یحتمل تو دادن پول و .... بامبول می کنن و در عین ناباوری مجبور شدم برم خوابگاه خودگردان اون سر شهر.

اعصابم از اینکه اینها اینقدر بی مروت بودن که نیومدن یکم تلاش کنن خورد شد و اعصاب از خودم بیشتر که میتونستم به خاطر خودم برم سراغ یه عده دیگه ولی در نهایت موندم پای اینها................

یا یه مورد دیشب اتفاق افتاد داخل اتوبوس بودم دیدم یه پسری بچه ای مادرش از اتوبوس پیاده شد اینو جا گذاشت سه ایستگاه بعد تازه متوجه شد . هیچ راننده بهش پول داد گفت برو دنبال خونت بگرد به بچه 8 ساله اینو گفت .

در حالی که از 50 نفر زن و مرد داخل اتوبوس همه داشتن نگاه میکردن یه نفرشون پیاده نشد برای اینکه این بچه خدایی نکرده بلایی سرش نیاد هیچ منم از اتوبوس پیاده شدم و تا رسیدن به خونشون همراهیش کردم.

یا مثلا رفیقم از اون سر استان زنگ میزنه براش کارای دانشجوییش انجام بدم تو اونج تابستون اهواز منم سر مرام گفتم باش 3 روز از صبح 8 تا 3 ظهر دنبال کاراش بودم در حالی که شاید میگفتم نه خودش میومد دنبال کاراش و......

یا کارای 4 نفر تو حذف و اضاف دانشگاه بعلاوه خودم انجام دادم در حالی که اینا اگر بودن عمرا اینکارا رو میکردن

راستش احساس میکنم من زیادی دل رحمم و دوست ندارم دل کسی بشکنم یا نه کسی ازم کمک خواست دست رد به سینش بزنم.....ولی تصمیم گرفتم عوض بشم. یه مقدار ...فقط وقتی برام سود و منفعت داره به کسی کمک کنم.............

خود من از اینکه به کسی حرفی بزنم که ناراحت بشه بدم میاد و خیلی تو خودم می ریزم و هزار تا مشکل افسردگی شدید و ..... دارم که احد الناسی نیست به من کمک کنه.بیش هر کسی رفتم یه جوری ناامیدم کرد در حالی که من هیچ وقت کسی ناامید نکردم.....

به نظرتون من ایراد داره کارام؟ البته بگم این کا رو فقط برای افرادی که احساس کنم نیاز مندند و تواناییش ندارن اون کارو انجام مبدن انجام میدم......

ولی خوب میبینم من هیج کمک کننده ای ندارم ولی به هر کس هر کاری از دستم میاد می کنم تا راضی از بیش من بره.

↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۱۳۴ بازدید توسط ۹۲۴ نفر
    • جمعه ۳ مهر ۹۴ - ۲۲:۰۵

    کسی زن کارمند پیمانی شرکت نفت با ماهی 1200 حقوق میشه؟

    سلام
    پسری 26 ساله هستم با قد و هیکل و چهره متوسط به بالا. اهل دود و رفیق بازی و این چیزها نیستم. دانشجوی فوق لیسانس کامپیوتر بودم ولی چون قصد دکترا در خارج کشور دارم و وضع رشته برق بهتره، از اواسط فوق لیسانس انصراف دادم و تصمیم دارم برای کنکور ارشد امسال دوباره بخونم و کتابهاشم تهیه کردم!

    همچنین بصورت پیمانی در شرکت نفت کار میکنم و حدود 1200 اینها حقوقم میشه. البته اگر فوق رو بگیرم امکان استخدام رسمی هم هست (البته این یعنی 3 سال دیگه). بنظرتون دختری حاضره با من ازدواج کنه؟!

    >>> همچنین من به خانوادم نگفتم انصراف دادم چون اگر بفهمند خیلی ناراحت میشوند و شروع به سرزنش و غرغر میکنن و حتی شاید دیگه باهام نیان خواستگاری! حالا هم اگر برن خواستگاری حتما میگن پسر ما دانشجوی فوق هست! نمیدونم با این مشکل چکار کنم؟!!


    همچنین میخوام بدونم بین کارمند پیمانی نفت و کسی که میخواد وارد کار بساز و بفروشی(ساختمان سازی) بشه و از ملک کلنگی و نقلی به ارث رسیده از مادربزرگش(به پدرش) میخواد شروع کنه، کدوم رو انتخاب میکنید؟

    من ملکی به قیمت حدود 300 میلیون از مادربزرگم به پدرم به ارث رسیده، که من میتونم با گرفتن وام ساخت و همچنین پیش فروش کردن یکی از واحد ها، این ملک رو تبدیل به آپارتمان 4 یا 5 طبفه کنم و بعد فروش حداقل 100 میلیون سود کنیم که فرضا من به پدرم بگم 50 میلیونش برای من!

    یه کار دیگه هم میتونم کنم. اونم اینکه برم توی شرکت ها برنامه نویسی کار پیدا کنم و اونجا شاید حقوقم همین حدود 1-2 میلیون باشه ولی حداقل کار مهندسی درست و حسابی انجام بدم!

    شما از بین این 3گزینه (پیمانی نفت- بساز و بفروشی- برنامه نویسی در شرکت خصوصی) کدوم یکی رو بیشتر ترجیخ میدین و در شرایط برابر برای پاسخ بله دادن به کدوم شغل اولویت میدید؟

    لطفا راهنمایی کنید دوستان


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۹۳۵ بازدید توسط ۱۵۷۲ نفر
    • پنجشنبه ۲ مهر ۹۴ - ۲۲:۴۰

    تفاوت ناز کشیدن با پاچه خواری چیه ؟

    سلام
    پسر 25 ساله ام . از بچگی زیر حرف بار زور نرفتم به خاطر همین خیلی بحث ها کردم هر طوری بوده حرفم رو زدم  یا خیلی اذیت شدم اما بگذریم .

    تا نفهمیدم چرا باید خدا رو بپرستم حس حالی واسه خدا نداشتم البته همش لطف خدا بود :(

    اصلا اهل پاچه خواری و گردن خم کردن نیستم  منت کشی نیستم
    آدم مغروری نیستم

    الان یکی به من بگه تفاوت ناز کشیدن با پاچه خواری و این چیزا چیه ؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۴۶۹ بازدید توسط ۱۱۴۰ نفر
    • چهارشنبه ۱ مهر ۹۴ - ۲۲:۵۵

    این آرامش و دل قرص از کجا میاد؟

    با عرض سلام و احترام خدمت همه عزیزان.

    من پسری 26 ساله هستم توی تهران زندگی میکنم. کلا فکر میکنم آرامش ندارم به آینده هم امیدوار نیستم ولی چندتا آدم دیدم که آرامش عجیبی داشتن. یکیشو مثال میزنم.

    یه فامیل دوری داریم که توی شهرستان هستن چند سالی یه بار میان خونمون ما هم خونشون رفتیم. این زن و شوهر چندین ساله با هم ازدواج کردن یه بچه کوچیک هم دارن آدم های مذهبی هستن و مهمترین صفتشون از نظر من آرامش عجیبی دارن و همیشه دلشون قرصه.

    وقتی میان خونمون دوست دارم یه هفته پیشمون باشن. با اینکه فامیل دور هستن ولی خیلی صمیمی هستن. انگار وجودشون برکته وقتی هم از پیشمون میرن احساس تنهایی میکنی انگار جاشون خیلی خالیه. تا یه چند روزی هم حرف خوبیهاشون هست.

    اومده بودن خونمون برای همه سوغاتی اورده بودن. شوخی هاشون خیلی متین و بامزس. بچشون هم مثل خودشون بانمک و متینه. هیچوقت با تعصب حرف نمیزنن با منطق خیلی راحت آدم رو متقاعد میکنن.

    وقتی در مورد دین حرف میزنن انگار حرفاشون تازگی داره دوست داری پای حرفاشون بشینی حرفاشون خیلی به دل آدم میشینه در صورتی که تو تلوزیون ، دانشگاه و جاهای دیگه از آدم های مذهبی حرف هایی میشنوم ولی به دلم نمیشینه ، البته منظورم همشون نیست.

    مرده باید یه عملی میکرد که دکتر بهش گفته بود پنجاه پنجاست یعنی شاید فلج شه. وقتی باهاش حرف میزدی دلش قرص بود آرامش داشت میگفت هر چی خدا بخواد همونه. مشکلات زندگی هم قشنگ میبینن. راستش من روم نشده ازشون بپرسم چکار میکنن؟ من دوست دارم مثل اونها باشم چکار باید کنم؟

    از دوستان کسی هست به این آرامش رسیده باشه؟ چکار کردید اینطوری شدید؟
    با تشکر "رامین"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۷ مطلب مشابه) مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۴۰ بازدید توسط ۹۰۰ نفر
    • چهارشنبه ۱ مهر ۹۴ - ۲۲:۲۰

    ناراضی بودن از وضعیت جسمی گناه است ؟

    وقتی از وضعیت جسمی خود راضی نیستیم یعنی مرتکب گناه شدیم؟

    سلام

    من سه تا سوال دارم ممنون میشم از دوستان جوابم رو بدن و من رو آگاه کنن.

    1 - من مدت هاست این سوال برام پیش اومده که وقتی از ظاهرمون راضی نیستیم داریم گناه میکنیم؟

    2 - خدا به هر کسی هر چیزی داده در حد لیاقت و  ظرفیتش بوده؟ (جوابش برام خیلی مهمه).

    3 - باید چکار کنم تا از شرایط جسمیم راضی باشم؟

    شاید سوالم از نظر خیلی ها بچگانه باشه من پسری 27 ساله هستم قد نسبتا کوتاهی دارم. لاغرم اندام خوبی ندارم. قیافه معمولی رو به پایینی دارم ولی تا این سن هنوز دلیل اینکه چرا بعضی از آدم ها ظاهر خیلی خوبی دارن مثلا هم قد بلند هم صورت زیبا هم اندام خوبی دارن بعد چرا خیلی از آدم ها از ظاهرشون راضی نیستن احساس کمبود میکنن از لحاظ قد قیافه و.... یه جورایی انگار بی عدالتی هست ( امیدوارم کفر نگفته باشم).

    همیشه به اون آدم ها توجه بیشتری میشه ناخواسته اعتماد بنفسشون بالاتره ( چون همه دارن ازشون تعریف میکنن ). تازه بعضی وقتها خوبی هاشون رو میکوبن رو سر دیگران.

    اونوقت دسته دوم کمتر بهشون توجه میشه معمولا اعتماد بنفس پایینی دارند متاسفانه اگر خودت هم گاهی اوقات یادت بره بعضی از آدم ها خیلی راحت جلوی خودت مسخرت میکنن و باعث ناراحتی آدم میشن.

    حالا بدتر از همه اینها یه نفر به من یه حرفی زد خیلی داغون شدم میخوام بدونم راست گفته :

    گفت خدا به هر کسی هر چیزی داده در حد لیاقتش ظرفیتش بوده. من از این حرف خیلی ناراحت شدم و از خودم هم بدم اومد پس یعنی من آدم بی جنبه ای هستم و ظرفیت نداشتم اگه اینجوری بود پس ترجیح میدادم هیچوقت تو این دنیا نباشم که این همه بدبختی بکشم؟

    ببخشید اگه حرفش راسته پس این هایی که خیلی خوشگلن ( البته منظورم همه نیستن ) چرا انقدر پر ادعا هستن کسی رو تحویل نمیگیرن. با دیگران رفتار بدی دارن. یعنی این ها جنبه و لیاقت دارن؟ لطفا به این سوال حتما جواب بدین چون خیلی برام مهمه.

    این روزها حس خوبی ندارم لطفا کمکم کنید فقط راستش رو بگید.

    ممنون.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۷ مطلب مشابه) مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۲۰۹۷ بازدید توسط ۱۶۳۱ نفر
    • يكشنبه ۲۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    بدون محتوا 617

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

    • ۱۳۶۴۴ بازدید توسط ۱۱۴۱۷ نفر
    • يكشنبه ۲۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۰

    دختر پاک کیه واقعا؟!

    سلام
    من دیدم تو کامنت ها یک تو همی گویا برای برخی خانوم ها پیش اومده که پاکند! و برام یه کمی عجیب بود و جالب بود که سوالی مرتبط بپرسم!

    مثلا فرض کنید دختر خانوم خوشگلی رو که از دوران راهنمایی پسرها مثل مگس های سمج دنبالشن و انواع اقسام قول، وعده، دلبری، سینه چاکی و ... میکنن واسه ش ! خب این خانوم هم بالاخره گول یکی از این ها رو میخوره و به امید ازدواج حرف هاش رو باور میکنه!

    خب حالا از نظر جامعه ما این دختر دیگه پاک نیست! درسته؟

    اما حالا یه دختری رو فرض کنید که شاید همیشه حسرت اون دختر قبلی و پسرهایی که دنبالشن رو میخورده، اما هیچ پسری سمتش نمیومده ! و یا اگر میومده اینقدر تابلو و واضح بوده که واسه ی چی (س*س) اومده !


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۰ مطلب مشابه) شناخت قبل از ازدواج (۹۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶۲)
    • ۱۰۱۷۳ بازدید توسط ۷۸۸۸ نفر
    • شنبه ۲۸ شهریور ۹۴ - ۲۲:۵۵

    به صورت ساده من چه مرگمه ؟

    سلام

    یه پسر بیست و پنج شیش سالم . به صورت ساده من چه مرگمه ؟

    خیلی احساساتیم  در حدی که حرف مردم خیلی خیلی روم تاثیر میزاره هیچ وقت به روی خودم نمیارم اما از داخل داغونم می کنه حرف خانواده کلا نابودم می کنه مثلا فک کنم اگر نامزدم یه بار بهم بگه دوست دارم فک کنم خود کشی کنم :|

    حس حسادتم خیلی بالاس در حدی که جز خودم تقریبا حس حسادت رو به همه همجنس های اطرافم داشتم

    خیلی شکاکم طوری که مدام کارهای خواهر و نامزدم رو کنترل می کنم حتی کارهای  دختر عمو و دختر دایی و اینها هم غیرتیم می کنه .

    خیلی فکر و خیال می کنم به همه چیز و به همه کس فکر می کنم رفتاراشون رو حرفاشون رو بهشون طولانی مدت فکر می کنم .

    خیلی خیلی خجالتیم خیلی وقتا شده یه بخاطر خجالتم یه جنسی رفته تو پاچم روی صحبت با کسی هم ندارم سر همین قضیه بدجوری رابطم با نامزدم داغونه .

    خیلی خیلی زود عصانی می شم شاید سر موضوعی که اصلا ربطی به منم نداشته باشه اون مدت هم هیچ حرف منطقی یا غیر منطقی هم تو کتم نمیره .

    اصلا به روان پزشک و روان شناس هم اعتقادی ندارم دارم اشتباه می کنم یعنی واقعا می تونن کمک کنن کسی هست جز عصبانیت ، یکی دیگه از مشکلات من رو داشته باشه و حلش کرده باشه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۶۷۹ بازدید توسط ۱۳۳۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    وقتی به کسی فکر می کنیم، اونم به ما فکر می کنه؟

    سلام
    ۱ - میگن وقتی شب خواب شخصی رو میبینی اون شخصم به تو فکر میکنه !
    ۲ - میگن وقتی به شخصی زیاد فکر میکنی اون شخصم به تو فکر میکنه!

    این دو تا حرف آیا خرافاته یا راسته اگه راسته در چه حد؟ الان من شب یه نفر رو خواب دیدم ایشونم من تو فکرشونم ؟ اگه آره چقدر تو فکر شم!؟ یه لحظه تو فکرش رفتم یا ساعت ها ؟  یا اینجور چیزها کلا خرافاته ؟ ببخشید اگه سوالم چرته ولی درگیرشم !



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه) مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳۳)
    • ۱۱۳۴۳۵ بازدید توسط ۹۰۰۰۰ نفر
    • سه شنبه ۲۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    دچار هواس پرتی و فراموشی خفیف شدم

    سلام به دوستان عزیز

    من پسری 25 ساله هستم. چند سالی هست که دچار هواس پرتی و اینکه فراموشی شدم. بارها برام اتفاق افتاده که مثلا پدرم میگه انبردست رو برام بیار من آچار فرانسه براش اوردم یعنی از این اتفاق ها زیاد پیش اومده ها.

    بارها گوشیم رو جا میزارم کلیدم رو گم میکنم. وقتی حرف میزنم یه دفعه وسطش یادم میره داشتم چی میگفتم خدایی ته خندس. یادمه یه بار داشتم یه جوکی رو تعریف میکردم یادم رفت بقیشو همه بیشتر به گیج بازی من میخندیدن تا به جوکه.

    یا دارم یه چیزی تعریف میکنم یه کلمه ای میخوام بگم هر کاری میکنم یادم نمیاد. من رو باید تو گینس ثبت کنن. خیلی از وقت ها شده جمع دو تا عدد دو رقمی رو نمیتونم انجام بدم.

    خیلی ها میگن پسر عاشق شدی ولی نه عاشق شدم نه اون لحظه دارم به چیزی فکر میکنم.یکی از دوستام به شوخی میگفت تو اگه ازدواج کنی بعد یادت میره که زن داری میری با یکی دیگه ازدواج میکنی.
    از دوستان کسی هست مثل من باشه؟ دلیلش چی میتونه باشه؟ راه درمانی سراغ ندارین؟
    ممنون از همگی


    مرتبط با تقویت حافظه:

    فراموشی شدید دارم، خسته شدم از بس رفتم دکتر

    احساس میکنم هوش و حافظه ام تحلیل رفته

    ترس از ازدواج و آینده به خاطر ضعف حافظه

    در جلسه امتحان جواب همه سوال ها از ذهنم پاک میشه



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۶)
    • ۴۵۸۸ بازدید توسط ۳۶۲۶ نفر
    • جمعه ۲۰ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۰

    برای کمک به مظلوم و نهی از منکر تو درد سر افتادم

    سلام
    متاسفانه برای کمک به مظلوم و نهی از منکر تو درد سر بدی افتادم.

    من پسری 34 ساله هستم، از بچگی به ورزش علاقه داشتم و ورزش میکردم و همیشه از ورزش لذت میبردم. از نظر اندام هم ورزیده و تقریبا درشت هستم ( 185 قد و 95 کیلو وزن ) .

    از 18 سالگی به صورت جدی ورزش بوکس رو شروع کردم و تا امروز ادامه دادم. در کنارش هم گاهی تمرینات پای ورزش کیک بوکسینگ رو انجام میدادم. الان هم صبح ها در واحد مالی یک شرکت خصوصی مشغول کار هستم و 3 روز در هفته هم غروب ها به عنوان مربی در یک باشگاه هستم. من آدم آرومی هستم و به هیچ وجه ادم خشن و عصبی نیستم. همه من رو به عنوان یه آدم مهربون میشناسن.

    2 هفته قبل به خاطر حجم زیاد کار مجبور شدم ساعت 9 شب از شرکت بیام بیرون و تا برسم نزدیک خونه تقریبا ساعت 10 شب بود. تقریبا یک چهار راه با خونه فاصله داشتم، وقتی پیچیدم داخل یکی از کوچه ها دیدم دو نفر جوان 25-26 ساله سوار موتور دنبال یه دختر خانمی هستن.

    هی اروم پشت سرش میرفتن و حرف هایی رو بهش میزدن. دختره هم خیلی مظلوم و ترسیده بود. کم کم هی بیشتر به من نزدیک میشدن. با خودم فکر میکردم که باید چیزی بگم یا نگم...  تقریبا 10 قدم با من فاصله داشتن که دختره بنده خدا از ترس و استرس یه دفعه زد زیر گریه.

    دیگه واقعا نتونستم تحمل کنم، پیش خودم گفتم اگه همسر یا خواهر خودم بود هم بی تفاوت بودم ؟ نزدیک شدم و با لحن خیلی تندی گفتم که گورشون رو گم کنن و اذیتش نکن.

    اونی که ترک موتور بود پیاده شد و اومد سمتم و محکم با دست هولم داد و چند تا فحش رکیک داد. من عصبی شده بودم ولی همچنان خشمم تحت کنترلم بود. بهش گفتم اگه همین الان نرید به حضرت ابوالفضل (ع) قسم یه کاری میکنم تا اخر عمرتون دنبال ناموس کسی نیفتید.

    این جمله رو که گفتم نفر دوم هم پیاده شد و با حالت حمله به سمتم اومد. دیگه احساس کردم اگه باهاشون درگیر نشم، بهم آسیب میزنن. باهاشون درگیر شدم و قبل از اینکه به خودشون بیان هر کدوم رو با چند تا مشت انداختم زمین. ضربه های محکمی بهشون زدم. اولین باری بود که خارج از باشگاه و بدون دستکش، به کسی مشت میزدم. دختر خانومی که اونجا بود اول دعوا از ترس فرار کرد. من هم به خودم اومدم دیدم که دراز کشیدن روی زمین و یکیشون به شدت از دماغش خون میومد. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که فرار کنم. با سرعت دویدم سمت خونه...

    نمیدونم چطوری اما یک هفته بعد ادرسمون رو پیدا کردن و خانوادشون اومد نزدیک خونه تهدیدم کردن که وقتی دیدن من با پلیس تماس گرفتم، رفتن. الان هم ازم شکایت کردن. یکیشون از ناحیه ی بینی آسیب دیده (شکستگی) و یکیشون هم 2 تا از دندون هاش رو از دست داده و یک دندون لق داره. ( متاسفانه بر اساس عادتی که در باشگاه داشتم، همه ی ضربه هام رو به صورتشون زدم. دستم هم سنگین هست) .

    با یکی از دوستانم که حقوق خونده صحبت کردم، اصلا خوشبین نبود. گفت تو بهترین حالت اونی که شکستگی بینی داره، اگه پزشک قانونی تشخیص بده که بدون مشکل خوب میشه هم، باز یک دهم دیه رو باید پرداخت کنم. برای هر دندون هم باید مقدار زیادی دیه پرداخت کنم. ( بر اساس حرف دوستم احتمالا مجموعا برای دو نفر 30-35 میلیون دیه بشه) ....

    من واقعا اینقدر پول ندارم که بدم. یعنی باید خونه ام رو بفروشم تا بتونم اینقدر پول بدم. لطفا راهنمایی کنید... آیا من میتونم اذعان کنم که کارم دفاع شخصی بوده؟ و یا دفاع از یکی دیگه؟ یا نهی از منکر؟
    خواهش میکنم حتما راهنمایی کنید...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۲۴۵۸ بازدید توسط ۱۷۲۹ نفر
    • سه شنبه ۱۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۰۵

    چطوری ارتباطم رو باهاش قطع کنم؟

    سلام دوستان
    مدتی پیش با یکی از دختر های دانشگاه آشنا شدم سن هر دومون زیر 27 ساله. هدفم هم ازدواج بود. البته الان شرایط ازدواجم جور نیست یه چند سالی طول میکشه. تا جایی که خودش گفته بود چند تا خواستگار داشته. (یکی از خواستگاراشون خیلی از قبل با هم دوست بودن و یه جورایی توی آب نمک مونده بود- ازش حرف میزد و معلوم بود به هم علاقه داشتن ولی میگفت برای گذشته بوده در صورتی که اینطوری نبود!).

    من برای بدست آوردنش خیلی جنگیدم و بهش علاقمند شده بودم. خیلی وقتها تا یه مسیری با هم میومدیم. خوشبختانه هیچ وقت هم ارتباط جنسی نداشتیم. خواستگار ایشون هم چندین بار ما رو با هم میبینه. تا یه روز دیدم یه پسره صدام کرد و گفت اگه میشه با هم حرف بزنیم.

    خیلی پسره خوب و مودب + وضعیت مالی خوبی داشت. همین که در مورد اون دختره سوال کرد دیگه دوزاریم افتاد منم گفتم ایشون فقط همکلاسیم هستن و چیز خاصی بینمون نیست ( البته از درون خیلی ناراحت شدم. انگار دنیا رو سرم خراب شد. احساس کردم همه برنامه هام داره بهم میخوره تا جایی که تونستم خونسردی خودم رو حفظ کردم).

    ولی وقتی تمام داستان زندگیش رو گفت و علاقش و اینکه کلی بدبختی کشیده و کلی صبر کرده تا خودشو به اینجا رسونده و چندین سال خودش رو به آب و آتیش زده واقعا دلم براش سوخت و بعد بهم گفت تو میخوای باهاش ازدواج کنی؟ منم گفتم نه.

    چند تا سوال دیگه ازم پرسید منم گفتم هیچ چیزی نیست. گفت وقتی با دختره حرف میزنم همش مردده نه میگه آره نه میگه نه!!! بعد گفت فقط ازت یه خواهشی دارم اینکه بین خودمون بمونه. و اینکه ارتباطت رو باهاش قطع کنی من میخوام باهاش ازدواج کنم.

    گفت هر کاری بخوای برات میکنم. (منم خودم رو جای اون گذاشتم دیدم حق داره).منم گفتم ناراحت نباش قول میدم. خیلی خلاصه گفتم. اینکه چند شب نتونستم بخوابم و با خودم کلنجار رفتم بماند...

    حالا من چرا قبول کردم: چون برای من کنار اومدن با این مسائله راحت تره تا اون پسره. اون پسره آدم خوبی بود و شرایط ازدواج رو داره به همدیگه هم علاقه دارن پس خوشبخت میشن. اگه من باهاش ازدواج میکردم خیری نمیدیدم چون آه یه نفر همیشه پشت سرم بود.دوست ندارم مانع خوشبختی کسی بشم. دور از جوانمردی بود و ...

    الان بهش گفتم مسافرتم. حالا لطفا کمکم کنید تا ارتباطم رو باهاش قطع کنم ایشون بهم زنگ میزنه چکار کنم؟ چند ماه از درسم مونده تو دانشگاه اگه دیدمش چکار کنم؟ اگه یکدفعه این کارو کنم تابلو میشه؟ خودم دوست دارم زودتر تموم شه چون عذاب وجدان میگیرم؟ اگه راهکاری دارین ممنون میشم راهنماییم کنین.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۸۳۱ بازدید توسط ۱۳۰۹ نفر
    • دوشنبه ۱۶ شهریور ۹۴ - ۲۳:۰۰

    آیا این همون حسودی کردن نیست؟

    سلام
    چند وقته توی پستهای مختلف اینو از دوستان مجردم میبینم که میگن در مورد متاهل ها ما دلمون میسوزه خیلی چیزها رو نگید.
    راستش منم مجردم آدم احساسی هستم هزار تا مشکل و بدبختی هم دارم. پدر مادرم هم که با هم کلی مشکل دارن از کوچیکی حسرت خیلی چیزها رو میخوردم. ولی از سن بلوغ به بعد اصلا اینطوری نیستم و تعجب میکنم دوستان از این چیزا ناراحت میشن!!!!!!

    اصلا تو کتم نمیره یعنی چی ببخشید معنیش اینه که از خوشحالی دیگران خوشحال نمیشیم. آدمی که نرمال باشه که نباید ناراحت بشه ( امیدوارم کسی بهش بر نخوره).

    وقتی ما به خدا ایمان داریم و میدونیم که بهترین ها رو برامون رقم میزنه ( شعار نمیدم و اینکه بستگی به تلاشمون هم داره ) پس دیگه چرا حسرت به دل بمونیم.

    بازم ببخشید ولی وقتی میبینم مجردا اینطوری میگن اعصابم خورد میشه احساس میکنم خودشونو خیلی بدبخت فرض میکنن. به همین خاطر عادت کردیم همش از بدبختی هامون برای همدیگه بگیم و انگار هر کی بدبخت تر باشه نمره بیشتری بهش میدن.

    امیدوارم کسی ناراحت نشده باشه و اگر هم مخالفین لطفا با منطق دلیلتون رو بفرمایین. اگه اسمش حسودی نیست پس چیه؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۴۲۳ بازدید توسط ۱۱۴۵ نفر
    • دوشنبه ۹ شهریور ۹۴ - ۲۳:۳۰

    چند سالی میشه که حوصله خیلی کارها رو ندارم

    سلام

    من پسری هستم 27 ساله حدود چند سالی میشه که حوصله خیلی کارها رو ندارم مثل مسافرت رفتن، شرکت در بیشتر مهمونی ها، سینما رفتن، استخر و ورزش و ...

    و هر وقت کسی پیشنهاد میده بهونه ای میارم که نرم مثلا آخرین بار: دورهمی بچه های دانشگاه بود که حوصله نداشتم.
    بعضی مواقع دیگه تو رودربایستی قرار میگیرم میرم ولی اصلا بهم خوش نمیگذره . خیلی حس بدی دارم. انگار بدنم شل شده حتی بعضی وقت ها حوصله یه مسیر درون شهری هم ندارم.
    راستی من آدم اجتماعی هستم و اینکه اجتماع گریز نیستم یا مثلا خیلی غمگین نیستم بعضی جاها هم سر زنده و شادم ولی اصلا نمیفهمم چم شده.
    کسی هست اینطوری شده باشه؟ چه کار میشه کرد ؟ دوست دارم از این حالت در بیام، چه کار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۱۱۱ بازدید توسط ۹۲۱ نفر
    • شنبه ۷ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    ما خانواده سوخته هستیم

    سلام
    ما 8 تا فرزند هستیم ، 5 برادر ، 3 خواهر
    پس نتیجتا 5 تا عروس و 3 تا داماد داریم. و هر زوج دو تا فرزند داریم
    زندگی هامون عالیه همه جور امکاناتی نداریم ولی دلمون خوشه و عشق توی زندگی هامون جریان داره.
    ----------
    بالا هر چی گفتم تخیلات و ارزو هایی هست که برای خانوادم دارم. 8 تا خواهر برادر مجرد هستیم از  25تا 38 سال همگی مجرد . همگی بیکار و فاقد شغل.
    نمی دونم چرا ولی هر جا رفتیم حقمون رو خوردن و بجای ما یکی دیگه شاغل شده. همه تحصیلات دانشگاهی دارن و دولتی هم خواندن. نه خواستگاری برای خواهرام میاد نه برادرهام خواستگاری میرن .
    نه شغلی ساده ای با حقوق اداره کار گیرمون میاد ، نه انتظار زیادی از زندگی داریم و نه منتظر معجزه اییم .
    ولی کلا توی این دوره زندگی بهمون ظلم شد ، ان شالله خانه ظلم خراب بشه. حساب کنید اگه ما طبق ارزوی بالا ازدواج می کردیم تا الان چند نفر بودیم و چه زندگی هایی داشتیم ؟
    ولی پایمال کردن حق دیگران توی ابن جامعه سهمیه ایی شده عرف. سهمیه و رانت بازی و رشوه و هر نوع کثافت کاری دیگه شده عرف این جامعه. اگه شما میگید عمرتون سوخته و نسل سوخته هستید ما خانواده سوخته هستیم.
    پول چرک کف دسته ولی من توی این سن حتی یه ریال ندارم که برم دنبال کار بگردم. ما الان زیر صفر هستیم.
    دیگه خدا هم انگار توی این منطقه خداییش رو از دست داده ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۲۰۳ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر
    • دوشنبه ۲ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۵

    واریکوسل رو میشه با طب سنتی درمان کرد ؟

    سلام

    من 32 سالمه.
    چند وقتیه سیاه رگ بیضه سمت راستم ورم کرده و به احتمال زیاد واریکوسل باید باشه اما درد و ناراحتی زیادی ندارم و اذیت نمی کنه. از دوستان یا آشناهاتون کسی سابقه واریکوسل داره؟ آیا به غیر از جراحی میشه با طب سنتی این مشکل رو حل کرد؟
    لطفا اگر اطلاعات و تجربه ای در این زمینه دارید، راهنمایی بفرمایید...
    با تشکر از لطف شما دوستان گرامی


    مطالب مرتبط:

    واریکوسل دارم اما نمی تونم به خانوادم بگم

    من واریکوسل درجه شدید دارم و می خوام عمل کنم

    تجربیات شما در مورد درمان بیماری ها با داروی جامع امام رضا (ع)

    دانشی مستقل به نام "طب اسلامی" وجود دارد؟

    تجربیات شما در مورد شامپو ختمی طب اسلامی

    معرفی پزشک طب اسلامی خانم

    چرا یک سریال درباره شفا یافتگان طب اسلامی ساخته نمیشه ؟

    کانال درمان شدگان طب اسلامی

    درمان نازایی با طب ایرانی اسلامی

    درمان قطعی فوبیا با طب سنتی

    معرفی پزشک طب سنتی در تهران برای ناراحتی کلیوی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۶۴۳ بازدید توسط ۱۲۹۳ نفر
    • يكشنبه ۱ شهریور ۹۴ - ۲۳:۲۵

    منو پدرم رابطمون با هم خشکه

    سلام

    دختری بیست ساله هستم. با مادرم خیلی رابطه ی تقریبا گرم و صمیمی ای دارم ولی احساس میکنم منو پدرم رابطمون با هم خشکه.

    من پدرمو دوس دارم و میخوام بهش نزدیکتر بشم و راحت حرفای دلمو بهش بزنم و بیشتر بهش محبت کنم چون حس میکنم از هم دوریم.

    گاهی وقتا دلم میخواد پدرمو در اغوش بگیرم و ببوسمش و بهش محبت کنم و مثل دخترای دیگه واسش شیرین زبونی کنم ولی از یه طرف میترسم اینکارو کنم از طرفه دیگه خجالت میکشم !

    مثلا خجالت میکشم که پدرمو در اغوش بگیرم یا دستای زحمتکششو ببوسم و بهش بگم که دوستت دارم! ترسمم به این خاطره که میترسم نکنه زشت باشه بغل کردن و بوسیدنش. میترسم بابام ناراحت شه نمیدونم.

    از همه شما دوستان مخصوصا دخترا میخوام که کمکم کنین. میخوام بیشتر از قبل قدر پدرمو بدونم و بهش محبت کنم.

    از طرفی من دختری احساسی هستم و میخوام حسمو بهش منتقل کنم؛ احساس میکنم منو پدرم از هم دوریم.

    خوشحال میشم اگه کمکم کنین.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۰۳۴ بازدید توسط ۸۷۸ نفر
    • يكشنبه ۱ شهریور ۹۴ - ۲۳:۰۵

    بعد از دستشویی رفتن احساس میکنم یه مایعی ازم خارج میشه

    سلام
    پسری 19 ساله ام، یه سالی میشه بعد از دستشویی رفتن احساس میکنم  یه مایعی ازم خارج میشه (بو داره ولی بی رنگه)، بعضی وقتا 1 دقیقه بعد و اکثر 5 الی 10 دقیقه بعد دستشویی این اتفاق افتاده برا همین دائما حموم میرم یا از کیسه فریزر استفاده میکنم.

    حالا سوالم اینه این آب نجس یا نه؟ اصلا ادراره؟ شنیدم بعد خروج ادرار آبی خارج میشه ولی بو نداره، اما مال من بو داره، طوری که اگه مثلا 4-5 روز حموم نرم، بوش گندش اگه اون ناحیه روی شلوار رو بو کنی مشخص میشه.
    واقعا سر نمازام بد جور دچار مشکل شدم.
    اینو بگم استبرا هم میکنم.
    خدا خیرتون بده، یا علی
    "حسین توکلی"

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۴۰۱ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر
    • يكشنبه ۱ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۵

    پسر 31 ساله ای که بهترین گزینه ی ممکن رو برای ازدواج می خواد

    سلام به همه رفقا و دوستان
    یه مسئله ­ای ذهنم رو خیلی مشغول کرده که می­خواستم نظر و راه حل شماها رو بدونم. اول فرض مسئله و بعد خود مسئله رو میگم.

    فرض مسئله: یک آقا پسری حدود 27-29 سال که به خاطر دانشگاه و تازه تموم شدن سربازی تازه دنبال کار هستش به همین خاطر از نظر اقتصادی فعلاً خیلی ضعیفه ولی از نظر بلوغ اجتماعی ( منظورم مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی ) و بلوغ عاطفی ( بچه ننه نیست)  حد قابل قبولی داره و تا این سن هم به جز مادر و خواهرش با خانم دیگه ای رابطه ی عاطفی نداشته  و متعاقباً رابطه ....
    مسئله: این شخص در دوران 27 سالگی میره خواستگاری که بیشتر به خاطر اوضاع فعلی اقتصادی آقا پسر تمام دختر خانم ها یا خانواده هاشون جواب رد بهش میدند.
    بعد از گذشت چهار سال اوضاع اقتصادی پسره به حدی می رسه که می تونه یه زندگی رو بچرخونه اما این آقا پسر مشکل پسند شده و تمام خصوصیات طرف مقابل ( از مهمترین تا جزئی ترین مورد ) براش مهمه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۳۹۲ بازدید توسط ۱۹۵۸ نفر
    • جمعه ۳۰ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۵

    از وقتی به دختری علاقمند شدم رفتارم تغییر کرده

    سلام

    از وقتی به یک دختر علاقه مند شدم تمام رفتار و اخلاقیاتم تغییر کرده
     قبلا بیخیال و خونسرد به همه چی بودم ولی الان کلا حتی تو خونه یا جاهای دیگه در هر مورد ، بخصوص موارد مربوط به دختر خانوم بسیار حساس شدم الان حتی وقتی اسممو صدا میزنن بدون اینکه حتی بدونم چی میگن عصبی میشم و به خیلیا تند جواب دادم
    قبلا کوچکترین تغییراتو متوجه میشدم اما الان بزرگترین اتفاقات رو اصلا متوجه نمیشم
    قبلا همیشه داوطلب برای انجام هر کاری میشدم ولی الان وقتی اسمم میاد واسه انجام کاری تمام تن و بدنم میلرزه
    الان وقتی اسم دختر خانوم رو ( مثلا یکی از کاربرا تو همین وب ) رو میبینم یا میشنوم همه تن و بدنم میلرزه چ برسه وقتی میبینمش کلا قفل میشم
    قبلنا هر روز خ.ا داشتم و فیلم هم میدیدم اما الان چند ماهی میشه ( دروغ که نه) بیشتر از یک یا دو بار نداشتم
    قبلنا فکر میکردم عشق فقط رفع نیاز جنسی معنی میده ولی الان تنها چیزی که فکر نمیکنم این موضوعه یعنی نه اینکه نخوام ، به هیچ وجه نمیتونم فکری در این موارد داشته باشم!!
    قبلنا حواسم کامل جمع بود اما الان از افراد پیر آلزایمری هم بدترم!!
    ( اگه بخام بگم چه کارهایی کردم و میکنم بهم میخندید و مسخرم میکنید مثلا :
    یه بار تو خیابون چراغ قرمز بود من منتظر شدم چراغ سبز شد از خیابون رد شدم و متاسفانه یه ماه پام تو گچ بود ولی باز درست نشد ولی خدا رو شکر یک ماه بعدش خوب شدم
    یا خیلی کارای دیگه که نمیشه گفت)
    مهمتر از همه اینها قبلنا شخص بسیار بشاش و شادی بودم منی که وقتی پدربزرگ و مادر بزرگم فوت کردند یک قطره اشک نریختم الان خیلی زود ناراحت میشم و در خفا تا دل سیر گریه میکنم!!!
    اینو هم بگم بخاطر افکار و عقایدم تا حالا با هیچ دختری حتی صحبت هم نکردم چون فکر میکردم دخترا باعث میشن ما پسرا به گناه بریم و ازشون متنفر که نه بدم میومد البته الان متوجه شدم چقدر میتونن رو روحیات آدم تاثیر بذارن!
    من بجز موارد جنسی دوست دارم شخصیت قبلیم شم بنظرتون ی دختر میتونه باعث شه آدم این چیزا سرش بیاد یا من دچار مشکل شدم!!!
    درواقع همه بهم میگن خیلی عوض شدی خیلی دوس دارم خودمو زود پیدا کنم ولی نمیتونم!!! چکارکنم؟؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۵)
    • ۲۴۲۶ بازدید توسط ۱۹۳۹ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مرداد ۹۴ - ۲۳:۴۰

    تاثیر تریاک و قرص بوپرنورفین روی اسپرم

    سلام
    من 32 سالمه و همسرم 33 . دو ماهه متوجه اعتیاد همسرم شدم که میگه معتاد نیست و دو سه بار در هفته ست .

    برای تسکین درد پاهاش. با اصرار من گفت کنار میذارم. دو هفته پیش قرص بوپرنورفین توی دستش دیدم. گفت برای کنار گذاشتن لازمه و بعد 4 یا 5 روز دیگه نمیخورم. من دیگه ندیدم ولی میخوام بدونم ما که قصد بچه دار شدن داریم آیا مصرف مواد (تریاک) و یا قرص بوپرنورفین ممکنه روی اسپرم یا جنین تاثیر منفی بذاره؟ از کی مشکلی برای بارداری وجود نداره؟
    از همتون ممنونم


    مرتبط:

    آیا تغذیه و ورزش روی کیفیت اسپرم و تخمک تاثیر میذارن؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) بارداری و زایمان (۱۱۶ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۲۹۷ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۶۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۵۱۰۸۵ بازدید توسط ۳۷۰۲۳ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مرداد ۹۴ - ۲۲:۵۸

    اکثر دوستانم ازم بزرگ ترن، به مشکل بر می خورم ؟

    سلام من پسری 27 ساله هستم. یه سوالی که چند وقته ذهنمو درگیر خودش کرده امیدوارم راهنماییم کنید
    من توی انتخاب دوستام خیلی سخت گیرم یا حتی دوست دارم تنها باشم تا اینکه با یکی باشم که احساس خوبی نسبت بهش ندارم. اینو هم بگم بیشتر دوستایی که دارم ( شاید حدود بالای 90 درصدشون حداقل 3 یا 4 شایدم بیشتر )  ازم بزرگترم.

    توی جمعی که بزرگتر ازم هستن بیشتر شرکت میکنم. نمیدونم شاید با تجربه بودنشون جذبم میکنه یا شاید دستور پذیر بودن منه که من دوست دارم توی جمع بزرگتر از سنم حضور داشته باشم.

    البته بیشتر دوستام به نظر و ایده من احترام میزارن و خیلی هم نظر من واسشون خوب هست.من خیلییی کم دوستای کوچیک تر از خودم دارم. با چند تا هم همکلاسی قدیمی که هم سن خودمن هستن در ارتباطم.
    به نظر شما من مشکلی دارم یا با این طور نگرش مشکلی واسم پیش میاد؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۸۴۷ بازدید توسط ۷۴۹ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۲

    الان حس می کنم خدا صدامو شنیده (خطاب به دختران)

    با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی بخصوص دختر خانومای عزیز که بیشتر روی صحبتم با شماست ...

    حرف های من حرف هاییِ که می خوام بشه التیام دلتون و شاید آرامش وجودتون ...

    دخترای عزیزم می دونم بعضی هاتون مثل خودم در شرایط سختی هستید سنتون بالا رفته ... موقعیت ازدواج ندارید ... خیلی از حرف ها دلتونو شکسته خیلی ها تحقیرتون کردن ... حتی مطالب این سایت برخی پست هایی که آقایون می ذارن باعث آزرده خاطر شدنتون میشه ... اما من می خوام صحبت هایی بکنم که شاید بهتون کمکی کرده باشم ...
    من خودم 28 سالمه تا حالا یه دونه خواستگارم نداشتم ... اصلا پسری نبوده که از من خوشش بیاد در عوض تا دلتون بخواد توسط پسرای غریبه و آشنا تحقیر شدم حتی گاهی توسط مادرانشون ...
    خیلی دلم رو شکستن خیلی حرفاشون قلبم رو خراش داده مدت ها بیمار شدم اضطراب و ترس شدید ... وحشت... افسردگی حاد... افکار خودکشی ... حتی بیماری های جسمی مثل سرگیجه ها و سردردهای شدید که با هیچ دارویی خوب نمیشد... تپش قلب ...
    عزیزان سختی خیلی کشیدم حتی جلوی خانوادم و مادرم هم خوار و حقیر شدم ...
    اما من... همین چند وقته پیش خالصانه خدای خودم را صدا زدم و گفتم خدای مهربون منو از این آدمها ی دنیا بی نیاز کن ... دیگه دعا نکردم بهم همسر بده فقط ازش خواستم بی نیاز بشم از هر آدمی و فقط نیازمند خودش باشم و بس .

    الان حس می کنم خدا صدامو شنیده ... و من دیگه این دنیا و آدم هاش رو نمی بینم دنیا اینقدر برام کوچیک شده که هیچی ناراحتم نمی کنه فقط خداست که برام بزرگه خداست که رنگ گرفته بقیه همه بیرنگن ...
    دخترای عزیز ... لطیف ترین نشانه های آفرینش ... خوش قلب ترین و مهربون ترین آفریده های خدا ... سیب های گلاب ...
    غم نخورید... اگه سنتون بالا رفته اگه دلتونو می شکنن... اگه میان می گن 30 سالمونه می خوایم دختر 15 ساله بگیریم اگه میان میگن زن فقط باید خوشگل باشه ... اگه حس می کنید زیبا نیستید ... تو رو خدا دلتون نشکنه ، اشکتون در نیاد شما خدا رو دارید عزیزان قسم می خورم شعار نمیدم ... قصه نمی گم ... فقط صداش کنید و ازش بخواید روحتونو بزرگ کنه اونقدر که هیچ حرفی دلتونو نشکنه... ازش بخواین خدا اونقدر قلبتونو پر کنه که دیگه جایی واسه کسی یا چیزی نمونه ...
    پاشو دختر پاشو دو رکعت نماز عشق بخون ... پاشو صداش کن ازش بخواه ...
    پروردگارا بی نیازم کن از فضل خودت از این دنیا دنیایی که خودت گفته ای به اندازه بال مگسم ارزش نداره ... بی نیازم کن از آدم هایی که خودشون ناتوان ترینند در برابر تو ...
    خدایا رهایم کن در آستانه عبودیتت که جز این هدفی نیست از آفرینشم ...
    خدایا تو وعده داده ای که در روز محشر تمام رنج های مرا پاداش می دهی پس من صبر می کم تا آن روز و آن روز برای من چه زیبا خواهد بود
    دل ببند دخترک به قصه ی عاشقانه ی خدا و عبدش
    برای خدا شاعرانگی کن ... باران که می بارد اگر همه با عشق های دنیایشان زیر باران قدم می زنند تو دست های خدایت را بگیر و برو ...
    من به عالم پز می دهم خدایی دارم که از هر یاری قشنگتر و دلرباتر است ...
    بخدا این دنیا زود تموم میشه همه می میریم چه اونی که زن خوشگل و جوون می گیره چه مایی که همیشه تنها بودیم ...
    دخترکان سرزمینم تنها دارایی ما خداست بخدا قصه ی این دنیا و تنهاییاش  دلشکستن هاش تموم میشه
    بیاید دل ببندیم به خدایی که زندگی ابدی رو در اون دنیا قرار داده
    یه لحظه به مرگ فکر کنید... بخدا مرگ زیباست
    مرگ یعنی تموم شده سختی من و تو
    مرگ یعنی تموم شدن اشک های داغ برگونه های سردمون
    مرگ یعنی دیدار با خدا
    این دنیا برای زیباترین و جوانترین آدم ها هم تموم میشه
    بذارید بیان و دلتونو بشکنن آن ها روزی برای همه ی اعمال و کرداشان باید پاسخ گو باشند
    پست های یاد مرگ برزخ و قیامت رو بخونیین خیلی آرامش بخشه منو که خیلی آروم می کنه
    خدایا به دختران سرزمینم صبر زیاد عطا بفرما
    و ان الله مع الصابرین.....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۳۲۵۴ بازدید توسط ۲۵۶۹ نفر
    • دوشنبه ۲۶ مرداد ۹۴ - ۲۲:۰۰

    میشه مزاج تغییر پیدا کنه؟

    آیا میشه مزاج تغییر پیدا کنه؟ یعنی ذاتیه ؟ اکتسابی ؟ چه جوری دقیقا؟
    سلام به همه دوستان.
    من در مورد مزاج اطلاعات خاصی ندارم اصلا هنوزم نفهمیدم چند چندم.
    فک کنم خودم یه چیزی بین سرد و گرمم (پس یعنی ولرمم حتما)خخخخخ
    راستی یادم رفت بگم: 25 سالمه مجردم یه پارچه آقا.
    ولی خودم : بچه که بودم درون گرا و آروم  بودم ولی از دوران راهنمایی به بعد پر انرژی و چند سال بعدش هم برون گرا شدم.
    در مورد لمسی ، دیداری ، شنیداری : هر بار سمت یکیشون در حال نوسان و تغییر هستم.
    احساسی ، منطقی : بیشتر منطقی هستم ولی خیلی وقت ها هم احساسم غلبه میکنه.
    نمیدونم باهام موافقید یا نه؟ ولی کلا فک میکنم تمام اینها قابل تغییر هستند و ثابت نیستند.
    راستی روز دختر رو هم به همه دخترای گل تبریک میگم ایشاا... به هرچی میخواین برسین.
    ممنون میشم راهنمایی کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۴۲۸ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر
    • يكشنبه ۲۵ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۵

    به نظرتون من مشکل شخصیتی دارم؟

    سلام
    جوانی هستم در استانه 30 سالگی.
    از کوچیکی همش بهم گفتن بچگی نکن اروم باش اینکارو نکن و..
    از تمام دوران کودکیم تا اخر کارشناسیم فقط سه چهار تا عکس یادگاری دارم.
    حالا مشکلی ندارم اما دیگران میگن مشکل داری..
    من تمام حرکات سنگین و به تفکر صورت میگیره.
    شخصیتم جوری شده که از برادرهای خودم که چند سال کوچکتر بزرگتر به نظر میرسم.
    توی جمع دوستانه با من برخورد رسمی تری دارن.
    داداشام بهم میگن اخلاقت خشکه
    منم میگم که الکی نباید خندید حرفی رو نباید بدون فکر زد و...
    همه میگن روابط عمومی ضعیفی دارم
    ولی وجدانی همین الان یه دختر در مورد مسائل جنسی اقایون ازم سوال بپرسم بدون خجالت تمام چیزهایی رو که میخواد بدونه رو براش توضیح میدم
    انگار که داره از مشاور میپرسه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۱۲۶۲ بازدید توسط ۱۰۴۶ نفر
    • يكشنبه ۲۵ مرداد ۹۴ - ۲۳:۰۰

    خانم ها ، از چه سنی اولین نشانه بلوغ رو دیدید

    سلام

    میخواستم از کلیه خانمها بپرسم از چه سنی اولین نشانه بلوغ رو دیدید و بترتیب زمانی شامل کدوم یک از این موارد بود (پریود ، موی زائد ، رشد سینه )

    اگر صلاح نمیبینید اسمتون رو هم نگید
    با تشکر



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۴)
    • ۱۱۵۴۶ بازدید توسط ۸۷۱۹ نفر
    • شنبه ۲۴ مرداد ۹۴ - ۲۳:۲۰

    برای افزایش وجه ی اجتماعیم بازم باید دانشگاه برم ؟

    سلام
    من تو مدرسه همیشه خیلی تنبل بودم و استعدام پاینه  ، مجبور شدم رفتم معماری  آزاد در یه شهر کوچک . حالام بعد کلی بیکاری یه جای در پیت رفتم که حقوق بگم حمالی بهم میدن و اونجام همش میزنن تو سرم که تو پخمه ای .
     هر جا میرم خاستگاری حتی خواستگاری دخترای سطح پاینم از این حرفا میشنوم و بهم بی احترامی میکنن که تو در حد دختر ما نیستی .
    نمیدونم چکار کنم کمکم کنین دوباره کنکور بدم و برم یه دانشگاه خوب و رشته خوب ؟ چون رشتمم بدرد نخور و هیچه .
    تمنا دارم کمکم کنین دوستان

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۳۳۹ بازدید توسط ۱۰۵۲ نفر
    • جمعه ۲۳ مرداد ۹۴ - ۲۲:۴۰

    برادرم آبروم رو پیش پدر مادرم برده

    سلام خسته نباشید
    تو ایمیلم ( یاهو ) هر روز بیست سی تا ایمیل از جاهایی که نمیدونم میاد . یکیش مثلا c... sex یا امثال اینا . من نمیدونم اینا چطور ایمیل منو دارن ولی وقتی میاد سریع پاکش میکنم ولی واقعا خسته شدم . میترسم یکی مثلا برادرم که رمزمو میلمو داره بره ببینه فکر بد کنه بنظرتون چکار کنم!!!
    همچنین از میل هام هم فهمیدم یکی فیسبوک باز کرده با اسمم من هیچ ندیده پاکشون میکنم ولی میترسم تو فیسبوک کارای عجیبی به اسم من تموم شه!!! چکار کنم؟؟
    بخدا خسته شدم از این همه شکاکی راستش برادرم همیشه همه چیمو کنترل میکنه و حتی یه بار هم گفت از گوشیت فیلم پیدا کردم و گوشیمو یه ماه ندیدم . منم هر چی میگم چه فیلمی من روحمم خبر نداره ؟

    قبول نمیکنه و حتی آبرومو پیش پدر مادرم برده برای کار نکرده که حتی دایی ام چند روز پیش میگفت من موندم اون از کجا فهمیده بخدا همه منو به چشم بد میبینن شاید بد باشم ولی بخدا تو عمرم با هیچ دختری حرفی نزدم تو چشم همه حتی فامیل بخصوص بابا مامانم .

    یه آدم عیاش شدم و همه بهم میگن تو پول باباتو حروم میکنی پدرم نه پول میده نه میذاره برم بیرون تو خونه تقریبا حبسم . فقط دانشگاه میرم اونم که دقیق ساعات کلاسیمو میدونن یه دقیقه دیر برسم هزار تا انگ میخورم زودم میرم خونه . مثلا وقتی استاد نمیاد نمیذارن برم خونه میگن کلاسو میپیچونی میگم استاد نبود باور نمیکنن!!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۲۳۴۰ بازدید توسط ۱۹۱۲ نفر
    • جمعه ۲۳ مرداد ۹۴ - ۲۱:۳۰

    روابط دختر - پسری: پیدایی، پندارها و پیامدها

    سلام به متولیان و خوانندگان محترم (خانواده برتر).

    من یه محقق علوم اجتماعی و عضو انجمن جامعه شناسی ایرانم که الان مشغول انجام تحقیقی با عنوان (روابط دختر - پسری: پیدایی، پندارها و پیامدها) هستم.

    بخش مهمی از این تحقیق تکمیل پرسشنامه هاییه که برای همین منظور طراحی شدن. گروه هدف این تحقیق و پرسشنامه هاش پسرها و دخترهایین که درگیر چنین روابطی بوده و یا هستن .

    من برای انجام این کار تحقیقی دو یا سه مرتبه از آقای نجفی تا همیشه عزیز درخواست کمک کردم تا بهم اجازه بدن که من پرسش نامه ی تحقیق رو بر روی سامانه پرنفوذ (خانواده برتر) قرار بدم تا گروه هدف اونا رو تکمیل کرده و برای من ایمیل بکنن.اما آفای نجفی به درخواست من جوابی ندادن.

    به همین دلیل من هم جسارتا این مسیرو واسه رسوندن حرفمم به گوش دوستان نادیده م انتخاب کردم تا به دختر خانم ها و آقا پسر های هم وطنم که تجربه ای در این زمینه دارن بگم که اگه حاضر میشن برای انجام این کار حداکثر نیم ساعت وقت بذارن و به سوالات پرسشنامه جواب بدن لطف بکنن با ارسال یه ایمیل به نشونی زیر این آمادگی رو اعلام بفرمان، تا من پرسش نامه رو براشون بفرستم و اونا هم بعد از تکمیل کردنش، مجددا برام ایمیل بکنن.

    یا حق

    koochakpour.mahdi@gmail.com


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۳۵۴ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۲ مرداد ۹۴ - ۲۳:۱۷

    موقع صحبت کردن با خانمها دست و پام رو گم می کنم

    سلام
    راستش رو بخواید مشکل من شاید بنظرتون یکم عجیب بنظر برسه و یا شاید خنده دار
    مشکلم اینه که موقع صحبت کردن با خانمها دست و پام رو گم می کنم آدم خجالتی نیستم  اتفاقا خیلی پر رو و حاضر جوابم !
    اما نمیدونم دلیلش چیه خب آدم در ازتباط با نامحرم باید حد و حدود رو حفظ کنه اما  چون خیلی خیلی کم با خانمها برخورد داشتم دانشگاهم تفکیکه اصلا ارتباطی ندارم وقتی با یک خانم غیر محارم مواجه میشم صحبت کردن برام مشکله وقتی می بینم دوستانم در کمال بی حیایی حتی با دختر مردم به راحتی صحبت می کنن الان دچار تناقض شدم !
    شاید من به صورت افراطی و خشک بار اومدم .. شاید ..
    بنظرتون این اخلاق در آینده مشکل ساز نمیشه ؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۸۴۹ بازدید توسط ۱۵۱۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۲ مرداد ۹۴ - ۲۲:۳۹

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب خیانت افسردگی حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق آرامش شکست عشقی عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم رشته پزشکی مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی پست های راهنمای خانواده برتر جلسه دوم خواستگاری وسواس عشق یک طرفه مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی مطالب پسر 17 ساله زندگی بعد از ترک خودارضایی