خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۵۹ مطلب با موضوع «مسائل والدین :: جهت اطلاع پدران و مادران» ثبت شده است

تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

سلام به همگی
دوستان میخوام از زندگیم براتون بگم. ازتون میخوام کاری کنید یکم امید به زندگی پیدا کنم و با حرفاتون دلداریم بدید. وگرنه هیچ راهکاری وجود نداره که بخوام از این وضع در بیام.
تنها چیزی هم که تا اخر عمر باهامه حسرته . باید حسرت همه ارزوهای کوچیک و پیش پا افتاده زندگیم رو با خودم به گور ببرم. خواهر و برادرای عزیزم، برام دعا کنید خدا حداقل بهم صبر بده. از صمیم قلب امیدوارم هر کس مشکلی داره حل بشه و براتون ارزوی خوشبختی دارم.

موضوعات مرتبط :
درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۱۰۲ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ - ۱۸:۳۴

    این روزام میگذره ولی سخت

    با سلام

    چند وقته خانواده برتر رو پیدا کردم نظرات رو خوندم و نظر گذاشتم . الان خواستم برای اولین بار چیزایی که تو دلمه منم بگم .

    26 سالمه و تا پارسال همیشه در حال درس خوندن بودم اینو گفتم که نشون بدم یک سال خونه نشینی واقعا برام سخته . این روزها همش خونم جایی هم بخوام برم باید اجازه مادر صادر شه خیلی وقتام که باید باهام بیاد .

    دختر سوم و بچه چهارمم خواهرام و برادرم ازدواج کردن . اغلب وقتا خواهرام با بچه هاشون میان من واقعا گاهی وقتا از دیدنشون ذوق زده میشم و حالم خوب میشه ولی گاهیم دوس دارم تنها باشم ولی خب همچین حریمی به اختیار ندارم برای کار که توی شهرمون پیدا نمیشه .

    خواستم بازاریابی تلفنی کنم مامانم انقد قضیه رو پیچیده میکنه که ترسیدم پا پس کشیدم دوباره از یه نوع دیگشو پیدا کردم ولی باز داستان سرایی میکنه واقعا اعتماد به نفسمم گرفته . هر چی بگم میگه نه فلانو فلانو فلانه یکم صحبت کردم که برم تهران ( تهران درس خوندم ولی شهرمون 7 ساعت با تهران فاصله داره) برای کار وقتی دیدم مخالفت نکرد انقدر ذوق کردم و خیلی جاها رزومه فرستادم انگار نیرو گرفتم ولی حالا که میگم میخوام برم مصاحبه ، میگه ناشناسه نمیشه بری. آخه مادر من کجا شناس هست ؟؟؟!!!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۹۴۶ بازدید
    • چهارشنبه ۱۰ آبان ۹۶ - ۱۸:۵۳

    مادرم هیچوقت مثل بقیه مادرا منو دوست نداشته

    سلام و امیدوارم حالتون خوب باشه خواهش میکنم کمکم کنید
    راستش من از تیر تا حالا همیشه به اینجا سر میزنم و برای گفتن مشکلمم فقط به شما اعتماد میکنم و پیش مشاور نرفتم ( توضیح میدم در موردش ) و دوست ندارم مشکلمو به کسی بگم و ناراحتش کنم اما الان دیگه هیچ راهی به ذهنم نمیرسه..

    ۱۹سالمه و به لطف خدا رشته ی دلخواه دانشگاهمو اوردم و مشکلم در مورد پدر و مادرمه.

    فرزند اخر خانوادمم. از بچگی و اوایل نوجوانیم متوجه بودم که والدینم یه جور دیگه ای بهم امید دارن و همیشه سعی کردم توی درسم بهترین باشم تا انتظاراتشونو برآورده کنم و قدر دان زحماتشون باشم. اونا هم مهربان و خوش قلبن و هیچوقت مشکل خیلی جدی که همه متوجه بشن یا خیلی طولانی مدت باشه باهاشون نداشتم.یکی از برادرام طلاق گرفت و برادر دومم در شرفش بود که همه امون از نظر روحی اسیب دیدیم.

    برادرم یه سال با ما زندگی کرد قدمش سر چشممون بود ( به هر حال برادرمه و خیلی مهربونیا در حقم کرده و خیلی دوسش دارم) ولی بعضی کاراش به همم ریخت و تاثیرات وحشتناکی روم داشت .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۰۰۶ بازدید
    • سه شنبه ۲ آبان ۹۶ - ۲۱:۰۲

    دخترم ، چه طوری به خانوادم بفهمونم که به ازدواج کردن نیاز دارم ؟

    سلام

    من یک دختر 20 ساله هستم که گرم مزاج هستم و دوست دارم ازدواج کنم . خدا رو شکر خواستگار خوبی هم دارم که شرایطش خوبه اما خانوادم اصرار دارن که من دکتر بشم و درس بخونم و خواستگارم رو بدون اینکه به من بگن رد میکنن .

    خیلی تنهام و تک فرزندم شب ها کارم شده گریه و حسرت خوردن که چرا منو اینقدر زجر میدن تا به آرزوشون که دکتر شدن منه برسن. خودمم دختر مقیدیم و دوست ندارم دوست پسر داشته باشم برای تنهایی هام ، اما بخاطر گرم مزاجیم و این که الان تو سنیم که خیلی نیازم بالاست دوست دارم با پسری ارتباط داشته باشم .

    وقتی دوستای متاهلم رو میبینم بهشون حسودیم میشه . من باید چیکار کنم ؟ چه جوری به خانوادم بفهمونم که من میخوام ازدواج کنم . از طرفی هم من خیلی باهاشون راحت نیستم و نمیتونم بگم. من اگه تو این شرایط با پسری ارتباط داشته باشم و تو درسام کمکم کنه تا یکم تنهایی هام پر بشه مشکلی نداره !؟ آخه واقعا تنهام


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران ازدواج فرزندان جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • ۱۷۲۳ بازدید
    • دوشنبه ۱ آبان ۹۶ - ۱۹:۲۸

    چیکار کنم دخترم به مدرسه و مشق نوشتن علاقه مند بشه؟

    با سلام

    خانم 25 ساله ای هستم و یه دختر 6 ساله دارم امسال کلاس اوله. سر درس خوندن و مشق نوشتن خیلی اذیتم میکنه.

    اصلا علاقه ای به مدرسه و دفتر و کتاب نداره. خیلی بازیگوشه مدام میخواد بازی کنه. به زور و ترسوندن و جایزه دادن مشق مینویسه. خانومشون هم بهم گفته دختر باهوشیه فقط باید باهاش تمرین کرد تا پایه درسیش قوی بشه ولی خودش هوشش رو تو درس و مدرسه نمیذاره. اصلا همکاری نمیکنه. فقط به فکر بازیگوشیه. از پدرشم نمیترسه. اما شوهرمم آدمی نیست که بخواد بچه ی خودش رو از خودش خودش بترسونه و برونه . مدام با دخترم حرف میزنه میگه تو باید درس بخونی خانوم دکتر بابا بشی اما اصلا حرف گوش نمیده . دیگه درموندم کرده .خسته شدم از بس با دخترم کلنجار رفتم.

    چیکار کنم دخترم به مدرسه و مشق نوشتن علاقه مند بشه؟

    با تشکر.


    موضوعات مرتبط :
    تربیت جنسی پسران تربیت جنسی دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۴۲۶ بازدید
    • پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶ - ۲۰:۰۸

    یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم، نمیتونم خانوادمو تحمل کنم

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم. ازتون میخوام درباره مشکلی که دارم، بهم کمک کنید.

    مشکلم اینه که دیگه نمیتونم خانوادمو تحمل کنم. همش بهم زور میگن. منت سرم میذارن. بخدا یه کاری کردن که منی که همه از اخلاقم تعریف میکردن، الان شدم یه بد اخلاق، یه آدم عصبی ، یکی که حتی خودم نمیتونم خودمو تحمل کنم.

    الان دو ساله اینجوری شده. موضوع از اون جا شروع شد که من سال سوم نتونستم درس بخونم . از اون موقع رفتارشون باهام عوض شده. حتی یه بار هم زدن تو گوشم. بخدا الان دو ساله آرزوی مرگ میکنم، افسردگی گرفتم، دیگه از زندگیم سیر شدم. هیچوقت نمیخندم. دیگه پدر و مادرمو دوست ندارم. دیگه برام مهم نیستن. اون قدر تو این دو سال زجرم دادن که از هر دوشون متنفرم.

    الان آرزوم اینه که دانشگاه قبول بشم ، برم یه شهر دیگه ، برم کار کنم که دیگه منتی رو سرم نباشه. همش دارن بهم میگن که تو زندگیمون رو حروم کردی. من الان مشکلم اینه که نمیخوام پیششون باشم. نمیتونم تحملشون کنم. الان هم چون دارم درس میخونم ، نمیتونم کار کنم و برم یه جای دیگه.

    تو رو خدا کمکم کنین. من چیکار کنم ؟


    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران تعامل با خانواده خودسازی در دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • ۸۹۷ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ مهر ۹۶ - ۲۱:۴۶

    رفتار مشکوکی از خواهر 12 ساله م دیدم

    سلام

    خواهر کوچیکم رو دیدم که پتو رو بین ... گذاشته بود ، و با ورود من به اتاق خیلی ترسید و من مطمئن نیستم اون رو در حال خودارضایی دیدم یا نه ، چون فقط 12 سالشه ، دارم دیوونه میشم نمیدونم مادرم رو در جریان بذارم یا نه  ، مادرم زن حساسیه و میدونم خیلی ناراحت میشه ، چیکار کنم ؟


    موضوعات مرتبط :
    تربیت جنسی دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • ۲۵۶۴ بازدید
    • يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ - ۱۹:۳۱

    درد و دل یه دختر دهه شصتی

    سلام

    چه دنیای دلگیری شده برای ما دهه شصتی ها ، شمای خواننده رو نمیدونم ، ولی من دلگیرم ، دلگیر از تنهایی، دلگیر از بی تعلقی، دلگیر از بی عشقی .

    سن و سال خیلی هامون از عشق های رمانتیک و احساسی گذشته ، ولی یه حسی گوشه دلمون تلنبار شده که نتونستیم خرج کسی کنیم .

    تا این سن کسی نبوده که عاشقم باشه و من رو با همه وجود بخواد کسی نبوده که من هم همین حس رو نسبت بهش داشته باشم .

    بی پرده بگم بچه ها، دلم مدتیه عاشقی کردن میخواد، عشق تو هر سنی عشقه، فقط رنگ و روش فرق میکنه . فقط تعریفمون ازش فرق میکنه، کم سن و سال ها فکر نکنن ما که تا این سن ازدواج نکردیم سنگ بودیم، ما ها خیلی هامون پای سختگیری های خانواده هامون سوختیم.

    عشق میتونه حال آدمو خوب کنه، هزار تا مشکل داریا ، ولی همین که یه پیام صبح بخیر از عزیز دلت رو صفحه گوشیت ببینی حس و حال کل روزت رو عوض میکنه.

    این همه آدم طی روز از کنار هم عبور میکنیم ولی چطور نمیتونیم نیمه های هم رو پیدا کنیم، چه سخت شده این رسیدن .


    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران مسائل اجتماعی روز جامعه ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • ۴۲۲۲ بازدید
    • شنبه ۱۵ مهر ۹۶ - ۱۵:۳۳

    از دلایل نا معقول پدرم برای شوهر ندادنم چه کنم ؟

    سلام

    واقعا قسمت چیست؟ ایا میشود نام اشتباهات خودمان را قسمت بگذاریم؟ اکنون که این متن را مینویسم پاسی از شب گذشته است . پدر من خواستگاران را به خانه راه نمیدهد با این بهانه که اگر قسمت باشند هیچ کدام جایی نمیروند . نمیگذارند خانواده خواستگارانم مرا حتی ببینند با این بهانه که من بچه ام . برادرانم رو ترش میکنند و بحث ازدواج مرا عوض میکنند .

    میخواهم از شدت غم فریاد بزنم ، دیگر اشک چاره کار من نیست . میگویند مگر تو عقلت میرسد؟ بنشین و درست را بخوان . کسی میداند؟

    نصف مطالعات من در خصوص کودک یاری و همسر داری است؟ صبوری های مرا نمیبینند؟ آه و افسوس من از دیدن دست های گره شده تازه عروس و داماد ها را چه؟ آیا آن را می بینند؟ آیا بیست سال سن کمی است برای ازدواج ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران ازدواج فرزندان روابط با پدر به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۹۳۳ بازدید
    • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶ - ۱۴:۴۴

    شوهر آینده ی خواهر مجازیم بهم اعتماد نداره

    سلام

    من یه پسره 16 ساله ام و خواهر برادری نداشتم . همیشه دلم یه خواهر میخواست ، تا اینکه سال گذشته یه روز تو تلگرام با یه دختر آشنا شدم که 4 سال از خودم بزرگ تر بود. اینکه چقدر دلم خواهر میخواست و اینا رو بهش گفتم بعد اون گفت که میشه خواهرم ، و همین کار رو هم کرد .

    الان یک ساله که اون خواهرمه و من برادرش ، خیلی هم همدیگه رو دوست داریم . من اون رو واقعا مثل خواهر میبینم و اونم واقعا منو مثل یه داداش میبینه ، به قدری به هم نزدیکیم که حتی اطرافیانمون مثل مامان و بابا و خاله و عمه و خلاصه فامیلامون هم میدونن که واقعا من و اون مثل خواهر برادریم.

    خلاصه اینجوری بگم که بین ما و یه خواهر برادره واقعی هیچ فرقی نیست ولی همسره آینده اون دختر به من اعتماد نداره و فکر میکنه من قصدم یه چیز دیگه ست و دارم دروغ میگم . حتی خواهرمم ( همون دختر که خواهرم شده ) هم چند بار باهاش حرف زده ولی فایده نداشته و قبول نکرده.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان درد دل های دختران و پسران به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۱۱۱۴ بازدید
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶ - ۱۶:۵۸

    برو بالا