خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵۸۲ مطلب با موضوع «مسائل متفرقه» ثبت شده است

بیاین دختر و پسر همه با هم دست به دست هم بدیم

سجاد 75:

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان

من خیلی به ندرت پست میزارم ولی میخواستم یه صحبتی با برخی (نه همه) پسرای هم سن و سال خودم و حتی شاید مردای مجرد بزرگتر ازخودم داشته باشم:

قبلش بگم که خودم قبول دارم که سنم هنوز کمه و خیلی بی تجربه ام و اصلا در مقامی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم پس این حرفام رو بیشتر به صورت یه پیشنهاد قبول کنید. درضمن من اصلا اصلا مذهبی نیستم ... ازخیلی از مسائل دینی سر در نمیارم ... خیلی هم اهل تفریح و موسیقی و سرگرمی ام ... پس فکر نکید دارید حرفای یه -- بقول امروزی ها--  بچه مثبت رو میشنوید:

1) عشق قبل ازدواج عشق حقیقیه؟

ببنید داداشا (یا حتی شاید خواهرای) گلم همه شما یه روزی ... دیر یا زود ازدواج میکنید شکی توش نیست ، من بهتون قول میدم اگه ... اگه ازدواجتون سنتی باشه حتما همسرتون  به اذن خدا عاشق سینه چاکتون میشه و اصلا هم قیافتون براش مهم نیست. هیشکی ندونه من  میدونم که اگه بفهمید یه دختری عاشقتونه چه حالی میشید! باور کنید محقق میشه ... اگه!!!! اگه اجازه بدید خدا براتون پیدا کنه ... و خودتون نرید دنبالش. (البته نه این که خواستگاری هم نرید خخخخخ) خوب میدونم که با خودتون میگید: ای بابا چه طور میشه کسی رو که ... اگه به هفتاد قلم هم آرایش میکرد من نگاش هم نمیکردم ... حالا عاشقش بشم ...

میشید!!! هم شما میشید هم اون ... طوری که نتونید 5 دقیقه بدون همدیگه نفس بکشید!!!!

حالا حرف منو قبول ندارید ... حرف خدا رو که قبول دارید که تو قران میگه (ما - به کلمه ما توجه کنید - مودت و رحمت را در قلبتان قرار میدهیم)

یه استدلال دیگه: عشق چیه؟ کالا هستش یا یه نعمت الهی؟؟ (99 درصدتون میگید نعمته!) خوب حالا نعمت چیه؟ اگه نمیدونید من میگم: نعمت یه چیزیه!!! که خدا خودش شخصاً به بندگانش بدون چشم داشت میده ... پدر مادر نعمت اند ولی خودتون پدر مادرتون رو پیدا میکنید؟ سلامتی نعمته ولی عایا به اراده خودتون مریض میشید؟

اگه به خدا اعتماد داشته باشید خودش بهترینا رو نصیبتون میکنه! شــَــَــَــَــَــَــَــَـــک نکنید.

2) چرا یا دوس دختر دارید یا تو خیابون چش چرونی میکنید؟

چیزایی رو که نوشتم بخونید اگه قانع نشدید برید اصلا چش چرونی و دختر بازی که هیچ وسط خیابون زنا کنید گناهش گردن من...خخخخ

ببینید ... چشماتون رو ببندید فرض کنید با یه کسی ازدواج کردید و واقعا دوسش دارید چطور میتونید بهش دروغ بگید ... چه طور میتونید:

به کسی که از جونش حاضره براتون بگذره...

به کسی که اونقدر لطیفه که اگه بدی بهتون بکنه تا نیاد و ازتون عذرخواهی نکنه بغض گلوشو ول نمیکنه...

به کسی که تحمل یه مریضی ساده رو هم نداره ولی حاضره به خاطرتون به جنگ دنیا بره...

به کسی که وقتی سر کارید و دلش براتون تنگ میشه میره عطر لباس هاتون رو بو میکنه...

به کسی که اگه شبا سرش رو رو سینه اتون نزاره و صدا قلبتون رو نشنوه خوابش نمیبره...

به کسی که تنها کسش در برابر هر کس و ناکسی شمایید...

به کسی که همه هنرش رو تو خونه به آب میریزه تا وقتی می بینیدش یه تشکر از زبونتون بشنوه...

به کسی که وقتی دو تا دستای ظریفش رو تو دستاتون میگیرید قلبش از شدت تپش می زنه بیرون...

به کسی که میاد سرش رو میزاره رو زانو هاتون فقط برا اینه که با انگشتاتون موهاشو ناز کنید ...

به کسی که کسی رو جز شما نداره که براش ناز کنه...

به کسی که تنها خریدار نازش شمایید...

به کسی که وقتی در آغوشش میگیرید نمیییییی تووووونه به چیزی جز عشق شما فکر کنه...

همون کسی که خودشو از گل پاک تر نگه داشته تا برا شوهرش عشق اول باشه... چه طور میتونید دروغ بگید...

چه طور وقتی این فرشته کوچولو! رو بغلش میکنید میتونید مو هاشو کنار بزنید و در گوشش زمزمه کنید که تنها کس زندگیمی ولی قبلش با ده نفر دیگه بودید؟

حالا یه چیز بسیار بسیار فجیع تر از اون:

آیا اصلا براتون قابل تحمل هست که 4 تا مرد یا پسر پست!!! این شاخه گل زندگیتون رو (حتی با چادر) با اون چشمای مریضشون پر پر کنن؟

برادرای گلم داداشای عزیزم ... شما به هیچ وجه نمیتونید جلوی این جماعت بایستید!!! فقط خدای قادر و توانا میتونه ... که اونم پاداش کساییه که خودشون ... تو جوونی ... تو این سن وسالی که هستید این کار رو انجام میدن ... پاداشی بهتر از این؟

اصلا همین کار در همون لحظه پاداش داره چه برسه به آینده.

اصلا تو این زمینه با خدا معامله کنید ... خودتون رو مثل دخترا لوس کنید ... سر خدا منت هم بزارید هیچ اشکالی هم نداره خخخخخ

مثلا وقتی تو یه خیابونید یا تو مغازه یه کسی از روبرو میاد ... زمین رو نگاه کنید و رد بشید بعدشم به خدا بگید:

((دیدی؟ دیدی چکار کردم؟ هیچ کس دیگه ای هم نبود که مثلا ریا کاری بشه ... فقط خودت بودی ... خودم ... و اون دختره یا زنه ... میتونستم نگاه کنم و لذت ببرم ولی فقط به خاطر تو این کار رو کردم!))

باور کنید من خودم چشیدم ... آنچنان لذتی داره که نمیشه با 100 تا ا اون نگاه ها عوضش کرد!!!

خواهرا و آبجی های نازنینم شما هم یه خورده مراعات کنید. (البته میدونم که اکثر پسرا و دخترا پاکن) نمی گم با چادر و برقع برید بیرون ولی لااقل قبل از رفتن یه لحظه جولو آینه بایستید و یه نگاه به قد و قواره تون بندازید اگه فکر میکنید هر جایی تون که تو چشه تصحیحش کنید.........

بیاین دختر و پسر همه با هم دست به دست هم بدیم و این اوضاع خیابون ها رو مخصوصا تو کلان شهر ها درستش که نه ... بهترش کنیم ...

موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۴۲
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۵۱

    حیف که من شرایط ازدواج ندارم فعلا

    سلام

    من حدود چن ماهه با این وبلاگ آشنا شدم تو این چن ماه احساس کردم دوستای  جدیدی پیدا کردم البته من زیاد نظر نمی ذاشتم اگه خودمو معرفی می کردم  شاید فقط چن نفر منو می شناختن چون مثل اکثر دوستان همیشه نظر نمی ذارم

    من اکثرا همه ی نظرا رو می خوندم اما چیزی که باعث شد این پست رو بنویسم اینه که وقتی نظر یکی از دوستان رو می خونم احساس می کنم همونیه که من می خوام حتی فراتر از تصورم انگار نیمه ی گم شده ی منه

    اما حیف که هیچی در موردش نمی دونم نه سنش نه شهرش

    حیف که من شرایط ازدواج ندارم فعلا

    از وقتی بچه بودم از خدا می خواستم یه همسر مومن نصیبم کنه و تا الانم اولین ملاکم ایمان طرفه صرف نماز خون بودن برام کافی نیست یکیو می خوام که ایمان قلبی و واقعی داشته باشه

    ملاک دومم اخلاق و روی خوش بود و می خواستم همسرم خوش خلق و خوش رو باشه

    نظرهای این عزیز رو که می خونم متوجه ایمان و حسن خلقش شدم و همین منو شیفته اش کرده

    اما خب که با خودم فکر می کنم می بینم نه من لیاقتش رو ندارم اون خیلی خوبه خیلی از من بهتره من در برابرش هیچم

    اون شایستگی یکی بهتر از منو داره نه من

    براش دعا می کنم هر چه زودتر یه همسر خوب نصیبش بشه و به همین زودی ها خبر ازدواجش رو تو این وبلاگ بشنوم

    شما دوستان و عزیزان هم برای من دعا کنید تا هم شرایط ازدواجم فراهم شه و هم یه همسر مومن و خوش اخلاق نصیبم بشه و همین طور دعام کنید ایمانم قوی تر و اخلاقم بهتر  بشه

    منم برای همه ی کاربران عزیز و خوانندگان خاموش این وبلاگ آرزوی سلامتی و خوشبختی می کنم

    الهی تو سال جدید خبر ازدواج تک تک کاربران و خوانندگان این وبلاگ رو بشنوم

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۷۴
    • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ - ۲۳:۰۷

    رسومات عید نوروز در شهر شما چگونه است ؟

    سلام دوستان و کاربران عزیز پیشا پیش سال نو را به همه کاربران تبریک می گویم و سال خوب و رویایی را برای همه آرزو دارم .

    از کاربران عزیز می خواستم لطف کنند تا از رسومات ایام عید از دید و بازدید ها عیدی دادن ها و میهمانی ها و مسافرت ها و سفره هفت سین و ..... از شهرتان بنویسید تا دوستان با اداب و رسومات شهرهای مختلف ایران اشنا شوند.

    البته اگر نام شهر برده شود بهتر در غیر این صورت نام استان خود را ذگر فرمایند در ضمن از تمام دوستان می خواهم که در پایان این سال هم دیگر را حلال کرده و با دلهایی سرشار از مهر و محبت به استقبال سال نو بروند .

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۲۲
    • دوشنبه ۲۵ اسفند ۹۳ - ۲۰:۵۸

    3 سوال " زهرا میم "

    بچه ها حس حسادت یعنی چی؟چرا به دیگران این حس رو بعضیا دارن؟ 

    بعد من دوتا دوست دارم یکیش مانتویی و تقریبأ سبکه (ازش مورد زیاد دیدم که میگم تهمت نیست و یکیش چادریه ) بعد هر وقت بهشون میرسم میگن فلانی اومد خواستگاری ما قبول نکردیم بمانی اومد قبول نکردیم من چیزی نمیگم ولی برام سواله چرا میگن؟؟من بقیه دوستام نمیگن فقط این دوتا اینجورن بعد اون خانوم مانتویی به جان خودم زیراب زنی نیست برا جواب درست تر میگم این خانوم هرکس چیزی میخره ایراد میگیره و اصلنم چشم نداره ببینه یکی خوشبخته !

    و اینکه من تو گروهی تو وایبر هستم که این دوست مانتوییم و یکی از دوستام هستند حرفا وعکسا وفیلمایی میذارن که اصلا ادم دود از کلش بلند میشه  بعد ظاهرشون خیلی مثبت اند دو جور شخصیت دارن من چکار کنم که غرور نگیرم فکر نکنم از اونا بهترم توجه: نمیشه از گروه بیام بیرون رقبت ندارم بمونم ولی اینکه شخصیتشون برام داره کشف میشه همین باعث شده بمونم تو گروه تا بهتر بشناسمشون الان رفتارم باهاشون از وقتی تو گروه رفتم محتاط تر شده 

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۵۹
    • يكشنبه ۲۴ اسفند ۹۳ - ۲۱:۴۶

    چرا آقایون اعم از پیر و جوون چشم چران شده اند ؟!

    آقایون گرامی میتونم بپرسم چرا همگی شما اعم از پیر و جوون چشم چران شده اید؟! درسته زنان هم بدحجابند ولی شما چرا دیگر؟!

    اصلا چرا شما خیلی غیر طبیعی نگاه میکنید به خانمها ؟ چرا یک زن وقتی توی اجتماع هست از دست شما و نگاه سنگینتون و لبخندهای مضحکتون امنیت نداره ؟

    حجاب و چادر و متانت هم جلو دار شما نیست؟! چرا واقعا بگید چی میخواهید ؟ چی میخواین با اون نگاه ها بدست بیارید؟!


    ---

    سلام

    عبارت "بعضی از" رو خودتون اضافه کنید !

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۵۶
    • شنبه ۲۳ اسفند ۹۳ - ۲۲:۳۵

    به افتخار تمام مردها و زن های به ظاهر شلخته

    سلام

    این روزا خیابونای همه شهرها شلوغه.....

    همه مشغول خرید و اماده شدن واسه ایام عید...

    وای که چه روزایی قشنگی..

    روزهای اخر اسفنده... روزهای آخر سالی که همه باهاش خاطره خوب و بد داشتیم اما دیگه گذشت.....

    من عاشق روزای آخر اسفندم... سعی میکنم روزای آخر اسفند حتما برم بیرون و حتی اگه خرید ندارم گشت بزنم

    ذوق و شوق مردم, شلوغی بازار و مرکز خریدا .... منو به ذوق میاره سرزندم میکنه خریدای شب عید که بهم انرژی خاصی میده اما فقط خواستم یه چیزیو یادآوری کنم واسه مردم خوبم .

    وسط همهمه و شلوغی روزای آخر اسفند یه چی یادمون نره:

    کمک به نیازمندا

    کسایی که با حسرت به خریدای بقیه نگاه میکنن بچه ای که بغض میکنه از این که دوستش کفش نو خریده مادری که نگاه حسرت بار دخترشو حس میکنه و پدری که ..... وای بدنم میلرزه

    پدری که شرمنده زن و بچشه....


    تا جایی که میتونیم

    وسعمون میرسه

    هر چند ناچیز دل این افراد و شاد کنیم

    بهتون قوووول میدم حس بسیااار قشنگی بهتون میده

    متفاوت بودن سال جدیدتون رو حس خواهید کرد

    وجودتون پر از آرامش و انرژی مثبت میشه


    هر چقدر که میتونیم 

    هر چقدر که دستمون میرسه به افراد نیازمند کمک کنیم باور کنیم اونها چشم انتظارند.....

    شااااد باشییییید


    --------------------------------------------

    پاسخ :

    سلام

    گفتی پدر ، یاد سوالی که چند روز پیش یکی از شاگردام ازم پرسید افتادم با این مضمون :

    چرا مردها لباس کهنه می پوشن ؟! چرا لباس نو نمی خرند ؟!


    به افتخار تمام مردهای به ظاهر شلخته ! و به افتخار تمام زن های به ظاهر شلخته تر ! قیام کنیم .

    موفق باشید.

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۵۱
    • شنبه ۲۳ اسفند ۹۳ - ۰۹:۵۰

    برای عیدی دانش آموزام چی بگیرم؟

    سلام

    تو رو خدا به من کمک کنید . یه نظر بدید برای عیدی دانش آموزام چی بگیرم؟

    تعدادشون زیاده . سی نفرن.

    پسر هستن.

    ابتدایی هستن.

    من هم پول زیادی ندارم.

    لطفا کمکم کنید. دوس دارم حتما به همشون عیدی بدم.

    شده دغدغم. شبها خوابم نمیبره ولی هیچی به دهنم نمیرسه.

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۴
    • جمعه ۲۲ اسفند ۹۳ - ۱۳:۵۶

    یک تشکر و یک خواهش

    سلام دوستان گرامی ممنون از اینکه دارین این پست رو میخونید:

    من هدفم از این پست چند چیزه که الان براتون میگم. 1- یک تشکر از شما 2- یک خواهش

    1- این سایت واقعا دسته کمی از یه مکان مقدس نداره اینجا جاییکه افراد میان سوالاتی رو میپرسن که شاید نتونن از نزدیکترین کسانشون هم بپرسن.. واقعا اینجا راحت میتونن سوال کنن نظر بدن و مشکلشون حل بشه و آرامش خیال پیدا کنند و به جای یک جواب چندین جواب و راه حل دریافت میکنن ... اجر همتون با قطب عالم امکان مهدی عج

    2- بچه ها اینجا جایی بود که 2 نفر ( از خود بچه های این سایت) نه به قصد دوستی بلکه به قصد ازدواج با هم آشنا شدن ... هر دو صفر کیلومتر و فوق العاده احساساتی و پاااک ... همدیگرو ندیدن اما عاشق پاکیه همدیگه شدن ... با جونو دل همدیگرو درک کردن خیلی شبیه هم بودن از همه لحاظ ... اصلا پاکیشون اون 2 تا رو سمت هم کشوند به خاطر همین نجابت و حیا قرار ازدواج گذاشتن ...

    باورتون نمیشه اصلا از مسائل ج ن س ی حرفی زده نشد اصلا از ظاهر و زیبایی حرفی زده نشد اصلا از سایز فلان قسمت و فلان پرسیده نشد فقط خدا میدونه که چقد این احساس خاص و عجیب بود مدت کوتاهی نبود با هم آشنا شدن اما تا مغزو استخون همو شناختن.

    درسته واسه ازدواج شناخت کامل لازمه اما بدونید اگه چیزی به اسم اعتماد و اعتقاد و نجابتو عشق واقعی  و احساس پاک باشه این چیزا ملاک نیست ... و با عشق واقعی هر کمبودی قابل اغماضه 

    دوستای گلم 

    اون 2 تا دلشکسته اما امیدوار به حکمت خدا از هم خداحافظی کردن برا همیشه با اینکه هر 2 خیلی تنهان و همو دوس دارن به خاطر خدا از هم جدا شدنو بس ....

     - چیزیکه مانع رسیدنشون شد چیز کمی نبود یکی شرق بود و دیگری غرب


    دلشون شکستست عاجزانه از همتون خواهش میکنم براشون دعا کنید که دیگه تنها نباشن و حسرت این نرسیدن رو دلشون نمونه ... دعا کنید خدا بهشون آرامش بده و عاقبت بخیر بکنه

    از همتون ممنووونم ... براتون دعا میکنم شما هم دعامون کنید که خدا دعای جمع رو زودتر به اجابت میرسونه . توکل علی الله

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۵۶
    • پنجشنبه ۲۱ اسفند ۹۳ - ۱۶:۴۵

    برادری دارم یازده ساله معتاده

    سلام

    برادری دارم یازده ساله معتاده بیش از۲۰ بار ترک کرده ولی عاشق کشیدنه ،

    تا کی پیش دوستام از معتادی برادرم خجالت بکشم؟ 

    تا کی باید یکسر تو خونه از ۴ تومن تا ۲۰۰ تومن پول گم بشه 

    هر کس قیافمو میبینه میگع چرا انقدر نگرانی؟؟ 

    تابستونا بخاطر داداشم لباسای بلند و گرمی می پوشم ...


    ---

    متن اصلی به درخواست سوال کننده حذف شد

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۶
    • چهارشنبه ۲۰ اسفند ۹۳ - ۱۳:۲۱

    چطوری باید از موم سرد استفاده کنم؟

    سلام بچه ها به دادم برسین.

    لطفا یکی بیاد به من یاد بده چطوری باید از موم سرد استفاده کنم؟ 

    من برای زیر بغل و زیر ناف هیشه از ژیلت استفاده می کردم ولی این دفعه گفتم بیام از موم استفاده کنم ببینم چطوره که این همه ازش تعریف می کنن ولی وقتی از موم برای موهای ضخیم استفاده کردم مو ها درست کنده نمی شن و احساس میکنم داره پوستم کنده می شه نه موها! برای تست روی موهای نازک تر موم انداختم، به راحتی همه موهای زیر موم کنده شدن.

    طبق دستور روی بسته موم من بسته موم رو توی آب جوش گذاشتم تا یه مقدار نرم بشه. بعد هم درحالی که پوستم کامل خشک بود موم رو موافق جهت رویش مو روی پوستم زدم و پارچه رو روی موم گزاشتم و بعد از 30 ثانیه سریع پارچه رو بر خلاف جهت رویش مو برداشتم ولی موها درست کنده نشدن یعنی چند تا مو کنده شد و بیشتر موها نه، نصف مومی هم که زده بودم هم روی پوستم مونده بود با اینکه موم هم نازک زده بودم. جای مو های کنده شده هم کبود شده.

    من چند تا کلیپ از موم انداختن دیده بودم که خیلی راحت موم مینداخن حتی برای موهای ضخیم زیر بغل و زیر ناف! البته توی فیلم قبل از موم انداختن یه پودر سفیدی که نمی دونم چی بود رو به پوستشون میزدن (فکر کنم پودر بچه بود).

    _بچه ها قبل از موم انداختن باید پوستمون رو بشوریم یا نه؟

    _قبل از موم باید پودر بچه بزنیم؟

    _چقدر باید موم بزنیم و اینکه بعد از بلند کردن پارچه اگه نصف موم روی پوست بمونه طبیعه؟

    _حداقل بلندی موها باید چقدر باشه؟

    _اصلا شما از موم سرد خاصی استفاده می کنین؟ من از موم سرد عَش که از داروخانه گرفته بودم استفاده کردم.

    _ این دردش در دفعات بعدی کمتر میشه؟

    پیشاپیش ازتون تشکر می کنم.

    جیگیلی بیگلی

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۴۲۵۷
    • چهارشنبه ۲۰ اسفند ۹۳ - ۱۰:۳۸

    برو بالا