خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۶ مطلب با موضوع «مسائل زنان :: مسائل زنان شاغل» ثبت شده است

پرستارم، میخوام یه راهی پیدا کنم تا از حیطه درمان خارج بشم

سلام دوستان‌

من خانم ۲۳ ساله متاهل و کارشناس پرستاری هستم و شاغل در بیمارستان . کارم خیلی سخته و شیفتام سنگین. میخوام یه راهی پیدا کنم تا از حیطه درمان خارج بشم.

آیا کسی هست در این زمینه کمکم کنه؟ به نظرتون ارشد آناتومی میتونه منو به هدفم که همون خارج شدن از حیطه درمان هست برسونه؟

لطفا کسانی که تجربه دارن کمکم کنن چون خیلی دارم اذیت میشم و زندگیم نابود میشه چون همیشه خستم.

با سپاس

موضوعات مرتبط: کسب و کار , مسائل زنان شاغل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۸۴
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    خانم های شاغل چطوری برنامه ریزی میکنن که به کارهای منزل برسن ؟

    سلام
    میخواستم از خانومایی که شاغلن و از صبح تا غروب سرکارن بپرسم چطوری برنامه ریزی میکنن که به کارهای منزل برسن.
    من 3 ماه دیگه عروسیمه و میرم خونه خودم، شاغلم هستم ولی واقعا نمیدونم چطور برای کارای منزل مثل غذا پختن و نظافت منزل برنامه ریزی کنم! خانومای مثل منم کم نیست که شرایطشون به این شکله.
    حالا این خانوما هر روز بعد از کار برمیگردن آشپزی میکنن؟ یا کلا چطوری وقتشون رو تنظیم میکنن که به همه چیز برسن ؟
    موضوعات مرتبط: مسائل زنان شاغل ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۷۳
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    این که رئیسم منو میرسونه و میگه جلو بشین عرف محسوب میشه ؟

    سلام به همه ی دوستان

    بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب.

    حدودا 1 سال هستش که از دانشگاه معتبر فارغ تحصیل شدم. در این 1 سال بدنبال 1 کار خوب ( هم شرایط کاری و هم محیط کاری) بودم. چند جا هم رفتم اما خداییش به دلیل رزومه و اینکه از لحاظ ظاهری خدا زیبایی رو برای من تموم کرده ( مانتویی با حجاب کامل ولی شیک پوش ) شرکتی به من جواب رد نمیداد تا اینکه 1 شرکت رفتم که محیط کاری خیلی خوبه و من باهاش مشکلی ندارم.

    اما از اونجایی که شرکت 2 شیفته است و من شیفت عصر هستم شرط برگشت با تاکسی به خونه بود و رئیس شرکت هم پذیرفت که طبق قراردادی با تاکسی تلفنی من به منزل برم. اما الان دو هفته میگذره و خود رئیس شرکت من رو تا دم در خونه میرسونه و به من هم میگه جلو بشین و هر بار از شکلات و ... تو ماشین از من پذیرایی میکنه. از اونجایی که من سرکار نرفتم و تجربه ای ندارم ایا این عرفش هست یا نه؟

    البته این را هم بگم که دخترای دیگر شرکت رو هم حداقل 1 بار تا درب منزل رسوندند ایشون.
    پدر مادر من خیلی لارج اند و اصلا به این موضوع اهمیت نمیدن اما من مجردم و خیلی برام مهمه که تا الان خودم رو حفظ کردم با یاری خدا.

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان شاغل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۰۹
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    حدود روابط با همکاران آقا چقدر باید باشه ؟

    سلام

    خانم 37 ساله متاهل و کارمند هستم. حدود دو سال در محل کارم یک کارگروه تشکیل شد که باید طی دو سال یه طرح تقریبا ملی رو انجام می دادیم حدود 35 نفر در این کارگروه همکار شدیم ( 4 نفر خانم بودیم ) از نظر سن و سابقه کار من از همه همکارانم کوچکتر بودم از طرفی برنامه ریزی کاری طوری بود که از سه تا خانم دیگه جدا افتاده بودم.

    کار از ساعت 8 صبح شروع و گاها تا 8 شب ادامه داشت. بالطبع من همکارانم رو از خانوادم بیشتر می دیدم. کلا همکاران من آقایون بسیار متشخص؛ با جنبه؛ تحصیلکرده و کاربلد بودن و این کار برای من بیشتر شبیه کلاس درس بود. 

    یکی از آقایون هم سن خودم بود و شرایط خانوادگی مذهبی و عقاید سیاسی شبه من داشتن از نظر کار هم خیلی به هم نزدیک بودیم. برای همین خیلی صمیمی تر شدیم تو کار هم خیلی مچ بودیم کلا دوران خوشی بود هم خیلی به همه خوش میگذشت و هم کار خیلی اصولی و خوب پیش میرفت.

    من با اینکه حدود 10 ساعت در روز کار میکردم وقتی میرسیدم خونه اونقد پرانرژی بودم که شوهرم میگفت بسه یه دقیقه آروم بگیر استراحت کن یهو موتور می سوزونی ها . برای روشن تر شدن موضوع باید خودم رو توصیف کنم.

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان شاغل ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۶۳
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    شوهرم قبل از ازدواج با اشتغلالم موافق بود ولی الان جا زده

    سلام

    من یه خانم 26 ساله هستم, شوهرم 31 سالشه. من پزشکم شوهرمم شغلش ازاده ( بنگاه ماشین ). 8 ماهه ازدواج کردیم. قبل ازدواج به شوهرم گفتم که شغل من سخته مثلا بعضی شبا باید شیفت بمونم بیمارستان و کلی سختی های دیگه اونم گفت نه من کنار میام من اصلا نمیتونم فراموشت کنم و از اینجور حرفا.

    الان هنوز هیچی نشده جا زده. بعضی شبا که من دیر میام خونه یا نمیام خیلی ناراحت میشه منم ناراحت میکنه. میگه من میخوام شبا زنم پیشم باشه با هم شام بخوریم با هم و ... من بهش حق میدم منم دلم میخواد ولی خب چیکار کنم مجبورم اونم این شرایطو قبول کرده چرا الان داره این حرفارو میگه؟!؟!

    وقتی بهش میگم من مجبورم این شغله منه کلی براش زحمت کشیدم میگه من اصلا دلم نمیخواد تو کار کنی. یعنی یه حرفایی میزنه دارم ازش ناامید میشم. میگه دلم میخواد زنم تو خونه کدبانویی کنه به منو خودشو خونه و زندگیمون برسه وقتی از سرکار میام خونه باشه ارومم کنه و ... . میگه تو کار نکن چرا خودتو اذیت میکنی بشین تو خونه من هر چی خواستی بهت میدم .

    درسته اون درآمدش خوبه ولی دلیل نمیشه من کارمو رها کنم. ولی خدا شاهده وقتی خونم با اینکه خستم اصلا به روم نمیارم براش کم نمیذارم. همیشه به وضع خونه میرسم همیشه غذا اماده داریم تو خونه ولی خب اون میگه همیشه ور دل من باش خب اینجوری که نمیشه.

    بعضی شبا که من بیمارستان شیفتم زنگ میزنه میگه که نیاز جنسی داره. منم بلافاصله کسی رو جای خودم میذارم میرم پیشش. مثلا اگه من دو شب شیفت باشم یه شبشو باید دوستامو جای خودم بذارم چون زنگ میزنه میگه بیا خونه.

    منم کوتاهی نکردم ولی واقعا دیگه روم نمیشه از بس به این و اون گفتم بجام بمونن. احساس میکنم دیگه عمدا داره این کارو میکنه که من خسته بشم کارو کنار بذارم. میدونه ولش نمیکنم چون خوب میدونه عاشقشم. سعی میکنه کارمو ول کنم.

    از طرفیم میگه من هر وقت من نیاز جنسی داشته باشم باید خونه باشی ولی تو چی تو بیمارستان یا مطبی. احساس میکنم میخواد اذیتم کنه.

    تو رو خدا بگید چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان شاغل ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۲
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    پرستارم ، بعد از ازدواج رفتار شوهرم سرد شده، چکار کنم ؟

    سلام  دوستان 

    یه مدت  هست که ازدواج کردم . من پرستارم و کارم شیفتی هست شوهرم خیلی تو داره و سعی میکنه نارحتی رو تو خودش بریزه و کم پیش میاد بیان کنه، موقعی که خونه بابام بودم طوری نبود که دست به سیاه سفید نزنم  و نه اینکه خودمو هلاک کار خونه کنم .

    مشکل اصلی من اینه که اصلا نمی تونم درست حسابی به کار خونه برسم مخصوصا بعد مهر که روز کوتاه شده ، همیشه وقت کم میارم . معمولا وقتی از کار میام بستگی به خستگی یه مدت استراحت میکنم و سعی میکنم بخوابم.

    5 نهایتا 8 ساعت بعد شروع می کنم به درست کردن غذا ، بعدم کارهای خونه . شوهرم  تو خونه خودش اصلا از این کارها نمی کرد و خوب بلد نیست چیکار کنه در حد خودش کمک میکنه اگه بخوام ولی اکثرا بعدش با خودم میگم کاش کمک نمیخواستم و خودم انجام میدادم   .

    خودمم خیلی خسته میشم یه جوری خسته ام از سر کار میام خسته ،  میرم سرکار خسته ، مخصوصا روز هایی که پر...دم اصل نگو فکر کن همه کارها  جمع میشه . بعضی وقت ها مرخصی میگیرم یا شیفتم رو جابجا میکنم تا مدت بیشتری داشته باشم دفعه قبلی کارگر گرفتم مامانم بود ،بعضی وقت ها میومد به مامانم کمکم می کرد تو خونه آدم خوبیه ولی هر چی از دهنش بیاد میگه .

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان شاغل ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۳
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    scroll bar code