خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۷۳ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

از ظاهر شوهرم خجالت میکشم

سلام
تقریبا یک ماه میشه که عقد کردم اما بیشتر این روزا رو ناراحت بودم و بحث داشتیم باهم، مشکلاتمو اینجوری و یکی یکی مینویسم، لطفا راهنماییم کنید:

1. از ظاهر همسرم خجالت میکشم و این که به دیگران نشونش بدم یا معرفیش کنم، احساس میکنم حسی ندارم، البته بگم نمیخوامم از دستش بدم چون ادم بدی نیست فقط ظاهرش به دلم نمیچسبه

2. از بودن باهاش لذت نمیبرم چون دستمو نمیگیره بیرون یا با احساسات و عاطفی حرف نمیزنه باهام اسممو کم صدا میزنه

3. دوس نداره با دوستام برم بیرون و میخواد فقط با خودش باشم

4. راحت نمیتونم باهاش حرفامو بزنم چون سریع عصبانی میشه و بد برداشت میکنه و خودشو فحش میده

چیکار کنم؟؟!!!
موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۷۶
    • پنجشنبه ۷ آبان ۹۴ - ۱۸:۳۷

    نامزدم بیشتر از حد انتظار ازم توقع داره

    سلام دوستان

    من یه دختر 22 ساله هستم ( از لحاظ زیبایی و تحصیلات خدا رو شکر خیلی خوب هستم ) که با پسری 25 ساله نامزد کردم، البته کمتر از یک ماه میشه نامزدیم (عقد نیستیم و صیغه محرمیت خوندیم )

    توی این مدت یه برخوردایی داشتن که منو نگران کردن ،بعد چند روز نامزدی خیلی بیشتر از اون چیزی که باید باشه راحت بودن، وقتی باهم تنها بودیم بی مقدمه از من خواسته هایی داشتن که من بدجور جا خوردم و یجورایی ازشون ترسیدم  چون بنظرم توی این دوران و مدت کم اشنایی خیلی زود بوده ولی ایشون از دست من خیلی ناراحت شدن و بخاطرش باهام لج میکنن یه حرفایی بدی بهم میزنن.. که واقعا ناراحت شدم،

    چند بار باهاشون صحبت کردم که خیلی داری تند میری و بهم فرصت بده اما قبول نمیکنه یجورایی رفتار میکنه که میترسم باهاشون تنها باشم اصلا نیاز عاطفی من براشون مهم نیست و خواسته خودش براش مهم تره راستش توی این مدت کوتاه نامزدی  اهل محبت کردن اصلا نبوده و رفتاری نشون نداده که دوستم داره، ایشون دوست داشتن فقط توی این رابطه میدونن و میگن دوست داشتن به مرور به وجود میاد

    چند بار با مشاور صحبت کردم حرفای من تایید میکنه مشاوره هم خواست ایشون رو بهشون ارجاع بدم ولی ایشون امتناع میکنن و به مشاوره رفتن اعتقادی ندارن ،کتاب هم بهشون معرفی کردم اما قبول نمیکنن و میگن تو زن منی و باید ... میخوام نامزدی بهم بزنم انگار به زن به چشم فقط یه کالا نگاه میکنن ...

    خانواده ایشون خیلی وقته پیگیر بودن من قبول نمیکردم  تا اینکه بالاخره راضی شدم باهاش صحبت کنم اینم بگم خودشون منو انتخاب کردن، میگه میخوامت، بنظرم همش حرفه ولی دلیل رفتاراش رو نمیدونم چیه احساس میکنم دنیاهامون خیلی با هم فرق داره .

    با اینکه قبل نامزدی چندبار باهاشون صحبت کردم  خیلی خوب خودشون نشون دادن و فکر میکردم بهتر از ایشون نیست تحقیق هم کردیم  همه گفتن که خیلی خوب هستن

    شغل ثابتی  هم ندارن،من موردهای خیلی بهتر از ایشون بودن رد کردم چون ایشون یه نسبت فامیلی دور با ما دارن و مودب و با خدا بودن (بخاطر اخلاقش ) قبول کردم الان فهمیدم اونطوریا هم نیست و خیلی چیزا رو بهم دروغ گفته و زیر حرفاش میزنه تازگیا خیلی باید نباید برام تعیین میکنه . واقعا دیدم بد شده به ازدواج و مردا ،خیلی دلسرد شدم....

    چقد ادم میتونه خودخواه باشه، تو رو خدا رو راست باشید و فقط دنبال جواب مثبت گرفتن نباشید و با احساسات دخترا بازی نکنید

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۰۶
    • دوشنبه ۴ آبان ۹۴ - ۲۲:۲۵

    حساب و کتاب کردن تماس های تلفنی در دوران عقد

    سلام

    از متاهلا میخوام تجربه واقعیشون و از مجردا هم تصورشون یا دیده هاشون از اطرافیانشون را راجب سوالم بگن.

    من دختری هستم که چند ماهه عقدم. من و شوهرم معمولا در هفته 3-4 شب با هم هستیم مثلا از عصر میاد خونمون یا من میرم خونشون تا صبح روز بعد که از هم جدا میشیم پیش هم هستیم .

    ولی دیگه در طول روز هیچ رابطه پیامکی با هم نداریم و اگه اون روز نریم پیش هم فقط عصر یا سر شب به هم تلفن میزنیم یعنی کلا حدود  5 تا 10 دقیقه در شبانه روز رابطه تلفنی که اون هم بیشتر احوال پرسی و خبر گرفتن معمولی هست.

    بعضی روزا میشه که من همون یک بار تماس روزانمونو باهاش میگیرم و بعضی وقتا هم شده من دو روز پشت سر هم تماس میگیرم ولی رو بعد که منتظر تماسشم زنگ نمیزنه و باز خودم زنگ میزنم وقتی هم که زنگ میزنم و میپرسم چکار میکردی میگه بیکار یا مثلا تلوزیون می دیده ولی به من زنگ نمیزده.

    ( البته شاید اگه بیشتر صبر میکردم شاید خودش بعدش باهام تماس میگرفت. نمیدونم )

    وقتی میشنوم بعضی شوهرا روزی چند بار به خانومشون زنگ میزنن یا پیام میدن ولی ما اینطوری هستیم با خودم میگم اگه یک روز من زنگ زدم حداقل روز بعد و اون سراغمو بگیره یا اگه دو روز پشت سر هم من زنگ زدم از دلم میگذره که دیگه اگه اون زنگ نزد منم نزنم و سرسنگین شم.

    ولی نمیدونم درسته یا نه. البته روی هم رفته اگه حساب کنم بیشتر اون زنگ زده نسبت به من.
     اصلا باید این حساب کتابا و فکرها را با خودم بکنم یا بی اهمیت از کنارش بگذرم .

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۴
    • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴ - ۲۰:۴۴

    ۴ ماهه عقد کردم نمی تونم با شوهرم گرم و پر محبت حرف بزنم

    سلام دوستان ...

    اگه ممکنه به من بگین چه مرگمه ؟ دختری هستم زیر ۲۰ سال که ۴ ماهه عقد کردم و شوهرم رو خیییییلی دوست دارم و اونم خیلی دوستم داره.

    شوهر خیلی کم میشه گوشی موبایل همراهش باشه و وقتی که کارش دارم به محل کارش زنگ میزنم ... شوهرم وقتایی که سرکار هستش حداقل  ۲بار بهم زنگ میزنه و حال و احوالم رو میپرسه وقتی هم که سرکار نباشه حضوری میاد سراغمو میگیره.

    مثلا اگه ساعت ۱۱ شب هم دلش برام تنگ شد یا اضطراب پیدا کرد زنگ میزنه بهم که از سالم بودنم مطمئن شه... مشکل من اینه که اعتماد به نفس ندارم و وقتایی که زنگ میزنه مثل خودش نمی تونم گرم و پر محبت باهاش حرف بزنم و خیلی سردم باهاش و ناراحت میشه .

    ولی به روی خودش نمیاره. این در حالیه که وقتی که کنارمه کلی قربون صدقه اش میرم و ابراز علاقه میکنم ولی نمیدونم پشت تلفن چه مرگم میشه. این خیلی خودمو عذاب میده و بعد از تلفنی صحبت کردن باهاش بخاطر رفتار سردم گریه ام میگیره .

    شما بگین چکار کنم که پشت تلفن هم باهاش گرم باشم و از چه کلمات محبت آمیزی استفاده کنم که هم بیانش برام راحت باشه و هم محبتم رو بهش نشون بده

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۱
    • شنبه ۲۵ مهر ۹۴ - ۱۹:۵۲

    در دوران عقدم، با شوهرم اختلاف فرهنگی دارم

    سلام

    چهار ماهه عقد کردیم. من زیر 25 سال و همسرم نزدیک 30 سال سن دارند. من بزرگ شده ی شهرستان هستم و ایشون تهران.

    از نظر ایمان و شعور و اخلاق خدا رو شکر عالی هستن. ولی متاسفانه اختلاف فرهنگی داریم. خانواده من دوست ندارن دختر در دوران عقد خونه ی خانوده ی پسر شب بمونه و خانواده ایشون عقد رو بمنزله ی شروع کامل زندگی میدونن.

    راه منزل هامون هم نزدیک به 3 ساعته. بهه همین خاطر به مشکل خوردیم. این روزا به شدت احساس ضعف شخصیتی و تنهایی دارم. قبلا دختر پرشوری بودم. همیشه تو مرکز توجه بودم. ولی الان احساس افسردگی دارم. باید مراقب مادرم باشم که بیمار هستن. بخاطر حفظ ظاهر زندگیم با کسی درد و دل نمیکنم تا سبک بشم. با همسرم که صحبت میکنم اکثر مواقع مقصر شناخته میشم.

    ایشون جایگاه اجتماعی و علمی بالاتر از من دارن. بخاطر فن بیانشون همیشه احساس ضعف دارم و نمیتونم حرفم رو کامل بزنم.

    این روزها کارم همش گریه ست. بهم میگن زیادی سنتی هستم. حواسم به زندگی مشترک و خودشون نیست.
    من واقعا نمیدونم چکارکنم . از خانواده خودم به این خاطر که زیاد منزل ایشون میرم دعوا میشنوم و از خانوداه ایشون به خاطر کم رفتن..

    تا یک سال هم شرایط ازدواج و رفتن سرخونه زندگی خودمون رو نداریم..

    من چه رفتاری باید داشته باشم؟؟؟؟

    یا علی

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۷۱
    • شنبه ۲۵ مهر ۹۴ - ۱۹:۲۸

    شوهرم میگه میخوام عالی باشی، میخوام فقط تو رو ببینم

    سلام

    من دختر 20 ساله ای هستم که 50 روزه با اقایی  عقد کردم .ایشون به من میگن من میخوام عالی باشی. میخوام فقط تو رو ببینم . نه زنهای خیابون رو که خودشونو واسه مردای دیگه زیبا میکنن.

    میخواستم بدونم من باید چکار کنم چه لباسایی بپوشم .ایشون مذهبین و میگن دوست دارم چادر بپوشی. میگه میخوام فقط عاشق تو باشم . نمیخوام گول بخورم . مفهوم حرفاشو نمی فهمم.

    کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۴۲
    • سه شنبه ۲۱ مهر ۹۴ - ۲۱:۰۹

    با اینکه متاهل شدم ولی دوست دارم دوست دختر بگیرم

    سلام
    پسری هستم زیر سی سال . شش ماهه که عقد کردم. خودم با خانمم آشنا شدم و بعد از یک ماه رفتیم خاستگاری و ازدواج صورت گرفت.

    الان مشکلم اینه که با اینکه متاهل شدم ولی دوست دارم مثل دوران مجردیم دوست دختر بگیرم. حالا دختر بودن یا زن بودنش واسم مهم نیست فقط دوس دارم با یکی دیگه هم باشم.

    نمیدونم چه مرگمه تو دوران مجردی دوست دخترای زیادی داشتم البته رابطه جنسی نداشتم ولی رابطه احساسی زیادی داشتم .

    چیکار کنم که از فکرش بیام بیرون؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۵۸
    • دوشنبه ۲۰ مهر ۹۴ - ۲۲:۰۷

    شوهرم پیام های دوست دخترهاشو پاک نکرده

    سلام
    تو رو خدا کمکم کنین... حالم خیلی بده...
    ۴ ماهه که عقد کردم ... نامزد مرد خییییلیییی خوب و پر محبت و باغیرتیه و بی نهایت دوسش دارم و بی نهایت دوستم داره... روزی که آمده بود خواستگاریم بهم گفت که قبلا دوست دختر داشته و الان توبه کرده و کلی قول داد و قسم خورد که دیگه طرف اینجور کارها نره...
    خدایی توی این ۴ ماه هم هیچ چیزی ازش ندیدم. تنها چیزی که منو عذاب میده اینه که خاطرات مجردی اش رو فراموش نکرده.
    مثلا پیام های دوست دخترهاشو پاک نکرده و مثل قبل اسم دوست دختراش رو گلم و عزیزم ذخیره کرده.
    من تا حالا نه باهاش قهر کردم نه بی محبتی و از هیچ لحاظی براش کم نگذاشتم من حتی اجازه دادم رابطه ی کامل داشته باشیم بخاطر اینکه دلگرم خودم باشه و طرف کس دیگه ای نره...
    ماجرای فراموش نکردن مجردیش بدجووووووور عذابم میده در حدی که دلم میخواد خودکشی کنم. چکار کنم به نظرتون؟؟
    من زیادی حساسم یا اگه شما هم بودین ناراحت میشدین؟؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۴
    • جمعه ۱۷ مهر ۹۴ - ۲۱:۱۱

    چکار کنیم اولین مسافرتمون خاطره انگیز بشه ؟

    سلام

    من چند وقتی هست که عقد کردم هم خودم و هم شوهرم یه کوچولو کم حرفیم . قراره یه چند روزی با هم بریم شمال برای تفریح .

    چی کار کنم که تو این مسافرت به هر دومون خوش بگذره ؟ اولین مسافرتمونه دوس دارم کلی خاطره بسازیم باهم

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۹۵
    • چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۵۰

    چطور شوهرمو به خودم جذب کنم؟

    سلام به همه

    چه جوری همسرمو به خودم جذب کنم؟:((
    راستش نامزدمو خیلی دوس دارم ولی بعضی وقتها با حرفاش اذیتم میکنه  مثلا حرف دوس داشتن میشه میگه من مامانمو اول از همه دوس دارم :( اول مامانم بابام بعد تو.....

    جالبه مامانش حتی ناهار هم نمیپذه که اون برگشتنی از سر کار بخوره همش خونه خودشون نیمرو میخوره ولی من غذا درست میکنم میگم بیا خونمون اون باز میگه من مامانمو اول از همه دوس دارم:( منم گفتم باشه دوس داشته باش مامانته ولی به روی من لاقل بگو خانومم اول دوس دارمممممممممم ...
    متاهلا ترفند ها و سیاست زنونه یادم بدن که چطور شوهرمو به خودم جذب کنم؟؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۸۵
    • چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۳۹

    برو بالا